سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۰

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۰

هزار بار خواهم گفت! هزار بار خواهم نوشت!

زمانی برای یک گفتگوی آغازین با نشستن رو در رو و تلاش برای نزدیک کردن نقطه نظرها جهت یافتن راه هائی برای یک اتحاد عمل که سال ها قبل باید صورت می گرفت. این است وظیفه بزرگی که امروز بر گردن تک تک ماست!

آیا برای اپوزیسیون زمان یک گفتگوی جدی و سازنده رو در رو فرا نرسیده است؟ جدیت و میزان واقعی اعتقاد ما در قالب افراد و سازمان ها در مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی، به میزان پرداختن شبانه روزی و صمیمانه ما بدون پیش داوری، بدون در نظر گرفتن منافع شخصی و گروهی و عشق به آینده این سرزمین و مردم آن مشخص می گردد.
در تلاش تک تک افراد و جربان های سیاسی برای شکل دادن و واقعیت بخشیدن به یک نیروی متشکل فرا گیر که بتواند یک پارچه از مبارزه مردم و خواسته های آن ها حمایت کند و هم پای آن ها در صحنه مبارزه که روزانه جریان دارد حضور یابد.
استفاده از تمامی، امکانات، پتانسیل ها و توانائی های خود بدون چشم داشت فردی و گروهی صرفا در خدمت به جبهه مبارزه با جمهوری اسلامی و حرکت برای ایجاد یک هم گامی و اتحاد عمل مشترک است که معیار پای بندی ما را به مردم نشان میدهد.

هر گونه فاصله گرفتن از واقعیت های اجتماعی و برجسته کردن مسائل جنبی که ما را از پرداختن به مسئله اصلی باز می دارد و در عمل در لابیرنتی اسیر می کند که مرتب دور خود بچرخیم و کلافی تنیده شده، بخشی واقعیت، بخشی ذهنیت، بخشی پیش داوری، بخشی عادت، بخشی نقش افراد جا افتاده در سیستم تفکر و عادت کرده به یک شیوه مبارزه را بیشتر بدور خود به بپیچانیم و گرفتارش شویم.

ارزش گذاری های پوپولیستی باقی مانده از دوران انقلابی گری، که هرگز عمیقا به نقد آن ننشسته ایم و هنوز آن را در قضاوت نهائی قسمتی قابل توجه از افتخارات خود می دانیم، نا خود آگاه در بر خورد با مسائل، بخصوص در ارتباط با دیگر جریان های سیاسی و افراد، بهمان شیوه عکس العمل نشان می دهیم نقطه ضعف جدی ما در بر خورد با دیگر جریان های سیاسی است.

نگاهی که هنوز ملاک دوری و نزدیکی ما به این یا آن جریان سیاسی و اجتماعی را تعیین می کند که حاصل آن در جا زدن و در نهایت دل خوش کردن به گروه یا سازمانی است که به آن تعلق داریم، درآن فعالیت و بگونه ای سلطنت می کنیم، شاید از این روست که در هیچ جبهه ای نمی گنجیم. در حوزه های استحفاظی گروهی و فردی خود که همیشه تعدادی در اطراف آن می چرخند،  به بسیاری از نیازهای روحی و شخصی ما که از نظر من بیشتر ریشه در دیده شدن ،مطرح شدن و مورد تمجید قرار گرفتن ما دارد، جواب میدهد .

تعدادی بیننده و خواننده تائید کننده، هر چند در دایره محدود هم که باشد دور خود جذب می کنیم که ارضایمان کنند و سرخوش از عملکرد خود به خانه مان بر گردانند. نانی قرض می دهیم و نانی می گیریم!

عادت و رضایت گروهی بحث کنندگانی که سخت بر هم می تازند، بحث و جدل می کنند و فکر می کنند بحث های پایان ناپذیر نظری، که چندین دهه است در شکل های مختلف در این سازمان ها جریان دارد، تنها بحث های مهم جنبش انقلابی است که سر نوشت انقلاب و ائتلاف ها را روشن می نماید و از استقلال سازمانی آن ها دفاع میکند.

رهبرانی که در یک ماراتن نیم قرنی بهم نزدیک می شوند، دور می گردند، همدیگر را تائید با تکذیب می کنند، دلخور می شوند، با یاد آوری خاطرات و سال ها در کنار هم بودن محبتشان گل می کند، با خوش قلبی بدون کینه همدیگر را در آغوش می کشند، دور هم می نشینند، اندکی استراحت می کنند، اما درنهایت با صرف این همه وقت و نیرو به هیچ نتیجه گیری مشخص و تاثیر گذار که بتواند عامل وصل کننده و نزدیکی جریان های اپوزیسیون خارج از کشور بهم باشد؛ جذاب برای نسل جدیدی که جنبشی به عظمت جنبش مهسا و نوع دیگری از نگاه به مسائل اجتماعی و همکاری در عمل را بنمایش نهادند، نمیرسند.

متاسفانه گذشت ایام نقش خود را بر چهره و توان تشکیلاتی ها و افراد و رهبرانی. که پا از هفتاد بیرون نهاده اند، بر جزمیت فکر ی، توهم بسیار دانی، درست دیدن، و بدرستی رهنمود دادن آنها افزوده است. بی آن که رابطه نزدیک فکری و عملی با نیروی جوان، شاداب و پر تلاش حاضر در میدان داشته باشند؛ حتی در سطح فرزندان خود !

نگاه کنیم به یک نواختی نوشته ها، به نثر به یادگار مانده از یک دوران که ما نیز به آن تعلق داریم؛ به محافظه کاری شدید در بطن هر نوشته و اعلامیه که در طول چند دهه خود را بر نوشته ها و نوع نگاهمان به مسائل اجتماعی و سیاسی تحمیل کرده و می کند. ابعادی از خود خواهی و فردیت که نتیجه آن شکل گیری ده ها تشکل سازمانی حزبی و گروهی است. تمامی این جمهوری خواهان در جریان چنین پروسه وا گرائی و عدم تحمل یک دیگر برای کار مشترک شکل گرفته اند!

از این رو هر گونه دوری گرفتن اعضا و هوادران سابق از این سازمان ها بمثابه فاصله گرفتن از مبارزه طبقاتی و دل سپردن به غرب و سلطنت طلبان ارزیابی میشود. بی آن که نگاه و تحلیلی که مانع از دیدن واقعیت های اجتماعی جامعه امروز ایران می گردد مورد توجه قرار گیرد.
هنوز تئوری توطئه ترس، توطئه های امپریالیسم غربی از تندی برخورد های ما در ارتباط با جمهوری اسلامی می کاهد و مانع از همگام شدن ما با دیگر جریان های سیاسی حداقل در این دوره معین زمانی که جمهوری اسلامی با تمامی سیمای سرکوب گر خود در صحنه ظاهر شده و چنین بی مهابا کشتار می کند، تخم نا امیدی، یاس و ترس در دل مردم می پاشد؛ گستاخ تر عمل می کند، حداقل در خارج از کشور، بخشی ناشی از عملکرد ضعیف ماست!

اپوزیسیونی که می تواند در خارج از کشور آب در خوابگهش بریزد، به چالشش بکشد، و انرژی از او بگیرد، وقتی چنین پراکنده و بی تاثیر است نتیجه اش همین خواهد بود که هست!

یکی از راه های امید بخشیدن به مردم و استوار بودن بر دفاع از منافع آن ها تلاش و حرکت کردن در جهت ایجاد یک جبهه متحد از تمامی نیروهای اپوزیسیون، تا آن جائی که مقدور است می باشد.

شکل دادن به یک اپوزیسیون هم رای و یکپارچه در همین بازه زمانی معین با توجه بر مسئولیت ما در قبال آن چه که اندرون آتش گرفته نسل جوان تداوم دهنده جنبش مهسا می گذرد وظیفه اصلی ماست!

جامعه طاعون زده، بیمار، گرفتار در فقر، فساد و سرکوب مداوم مردم؛ پایمال کردن حداقل خواسته های اجتماعی از تسویه دانشگاه گرفته تا اعدام های بی رویه.  استبداد بی حد و حصر رهبر مطلق العنان که روزانه اتفاق می افتد و زندگی را بر مردم جهنم ساخته بر دامنه نفرت مردم از رژیم جمهوری اسلامی می افزاید. اینها بایستی که تمامی مخالفان حکومتی را بهم گرائی نزدیک تر سازد! .اینها مهم ترین وظیفه عاجل و لازمی هستند که تمامی نیروهای سیاسی مخالف رژیم باید به آن مسئولانه جواب دهند.

امروز کمتر کسی است که در طول چهل سال حکومت خشن، فاسد و جنایتکار حکومت اسلامی صابون این حکومت به تنش نخورده باشد و بگونه ای جدی، خواهان سرنگونی آن نباشد.

آیا جنبش مهسا و فریاد آزادی خواهی بر خاسته از درون آن، که با خون زیبا ترین فرزندان این آب و خاک در هم آمیخته ما را موظف نمی کند که پا بر روی تعصب های گروهی و مرز بندی های ایدئولوژیکی خود بگذاریم؟ با دور ریختن پیشداوری ها و مفاهیم و تزهائی که سال هاست در عالم انتزاع در ذهن خود ساخته ایم، گامی اساسی در راستای یک ائتلاف ملی بر داریم؟ پس کی؟ و در کدام هنگام زمان حداقل نشستن دور هم نیروهای اپوزیسیون فرا خواهد رسید؟

زمانی برای یک گفتگوی آغازین با نشستن رو در رو و تلاش برای نزدیک کردن نقطه نظرها جهت یافتن راه هائی برای یک اتحاد عمل که سال ها قبل باید صورت می گرفت. این است وظیفه بزرگی که امروز بر گردن تک تک ماست! ایحاد یک فضای سالم برای گفتگوی میهنی و یافتن راهی جهت شکل دهی یک تشکل گسترده از نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور برای یک مبارزه جدی و تاثیر گذار در حمایت از جنبش مهسا و نیرو های مبارز داخل ایران.

ما باید مسئولانه و پیگیر بر خورد کنیم و با عملکرد خود بر امید مردم بیفزائیم و یاری رسان و منعکس کننده توانمند صدای آن ها در جهان باشیم! هزار بار هم که شده خواهم گفت! خواهم نوشت! تا سرانجام از جائی پاسخی بشنوم.

تاریخ انتشار : ۸ مهر, ۱۴۰۲ ۳:۴۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. ملیحه محمدی گفت:

    دوست عزیز شما که آشکارا به نفع حامیان پادشاهی فعالیت می کنید و تاز زمانی که شما را شناختم تغیرات ۱۸۰ درجه ای فرموده اید، هزار ،هزاران بار هم که این انشای متوسط را بنویسید، به اندازه بال مگسی در واقعیت تفاوت های مهم و سرنشوت ساز در جامعه اپوزیسیون ایرانی تأثیر نخواهید داشت. اصلاً اینکه هزار بار می نویسید برای این است که جز این نصیحت کداخدا منشانه ی نخ نما چیزی برای ارائه ند ارید.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!