سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۳:۳۱

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۱

سخنی با تحریمی‌ها و گپی با چپ ضدامپریالیست مدافع جلیلی!

با گروه اول خوشبختانه، متأسفانه؟ بیش از سی سال است درددل و پرسش بی‌پاسخ داشته‌ام. آنچنان که هر چه بنویسم تکراری است ولی حکم مشهوری در باب ممنوعیت تکرار در شرایط مشابه وجود ندارد...

 

با گروه اول خوشبختانه، متأسفانه؟ بیش از سی سال است درددل و پرسش بی‌پاسخ داشته‌ام. آنچنان که هر چه بنویسم تکراری است ولی حکم مشهوری در باب ممنوعیت تکرار در شرایط مشابه وجود ندارد و شاید مجاز باشم مانند حکومت و کاندیداها به بهانۀ حضور همیشه جدید رأی اولی‌ها متوسل شوم و مکررات و پرسش‌های های همیشه بی جواب را به کار بگیرم.

تحریم، نه مقاومت است، نه نافرمانی مدنی!

دیده و می‌بینید که گروهی همواره عدم شرکت در انتخابات را نوعی مبارزه سیاسی و اخیراً مقاومت تعریف می‌کنند. اینها البته گروه که نه گروه‌های متفاوتی هستند که اینک دیگر ثابت شده وجه مشترک تحریم را ازشان بگیری، می‌توانند بر سر هم آن بیاورند که این روزها اخبار سمعی و بصری‌اش به رایگان و فراوانی در اختیار مردم و حکومت و حکومت‌ها قرار دارد. موجب نیشخند و زهر خند «مردمانی» و حکومت‌هایی می‌شوند.

یکی از پرسش‌های همیشه بی‌جواب این است که شما پیرو مکتب الف، یا ب یا دال چگونه تحریم‌کنندگان را به اضافۀ هرگز رأی‌ندهنگان را در حساب خود و مسلک و مکتب خودت می‌نویسی؟ که اگر آنها پیروان دال باشند و پیروز آینده، وای بر حال الف و ب و اگر الف باشند و صاحب آینده ای، بدا بر حال آن دو دیگر از شمایان!

پرسش دوم و باز همیشه…اینکه: در روزی که انتخاباتی برگزار می‌شود و میلیونها انسان را به حرکت درست یا نادرست وا می دارد، اگر همه رأی نادهندگان هم همراهان تو باشند، بوده است که بتوانند برگی رابر شاخه ای برقصانند؟ و پس از آنکه رأی دهندگان، تحریم ناپذیران، حکومت یا مجلس و دفتر و دستکی را مطابق میل خودشان و خلاف ایده آل های شما بر کرسی نشاندند، قادر هستید قوانین و مقررات مصوب آنان را از بام تا شام جز در چارچوب خانه هاتان نقض کنید؟ کاری که بسیاری از رأی دهندگان هم حتماً انجام داده و می‌دهند.

سومین پرسش اینکه بر اساس شواهد تاریخی زنده و جاری، پس از روی کار آمدن هر حکومت یا پارلمان تازه ای، تغییرات از خیر و شر در جای جای زندگی مردم اتفاق افتاده است و به همین دلیل است که جمهوری اسلامی کنونی بدتر یا بهتر شباهتی به جامعه ای که بویژه دهه ها خارج نشینان همگنان ما، در عرصه اجتماع، فرهنگ، هنر آزادی بیان اندیشه مختلف حتا در رسانه های حکومتی می بینیم و اگر اسنادش نبود نمی توانستیم باور کنیم که این همان ایرانی است که ما ترک کردیم….

چیستی و چرایی عوامل و مکانیسم این رویدادهای متفاوت را چگونه تعریف می کنید؟ اخیراً دوست عزیزی در پاسخ من این پرسش من نوشت: همه جهان تغییر می کند. او کاملاً راست گفت ولی نکته اینجاست که تغییرات در همه جهان همواره مثبت نبوده و در همان (همه جهانها) هم علل و عواملی از جنس جامعه، اپوزیسیون و سیاستها مؤثر واقع شده اند. چه هر باری که افغانستان دهه ها عقب رفت، چه وقتی شیلی با فرهنگ و سیاست ورز به خاک و خون کشیده شد، چه هنگامی که لیبی که در عین استبداد سیاسی صاحب یکی از بالاترین درآمدهای سرانه بیشترین خدمات رایگان بود و به روز امروز افتاد.

من طبعاً توان و اعجاز همکلامی با نفی کنندگان هر تغییر مثبت در ایران را ندارم!‌ همچنانکه زبانم لال است در مقابل گروه‌هایی که هر خیزش خسته و عاصی اجتماعی که جان‌های فرزندان مردم رامی گیرد و زندگی بازماندگان را برای ابد تغییر می دهد، پیروزی ارزیابی کنند.

و تحریم نافرمانی مدنی نیست!‌

زیرا نافرمانی مدنی شامل نقض قوانین و مقرراتی می‌شود که طبق قانون شما به انجام آن مکلف و در صورت عدم اجرای آن موظف به قبول جریمه از پرداخت مالی تا حکم زندان هستید. می دانیم که در برخی کشورها اینطور هست و در آن ممالک تحریم کننده یا رأی نادهنده آگاه به عواقب عمل خود مرتکب نافرمانی مدنی می‌شود که از راههای شناخته شده مبارزه مسالمت‌آمیز هم هست.

سخن دوم با راهیان مبارزات ضد امپریالیستی و مدافعان طبقه کارگر ایران!

با اینکه پس از اعلام نظرم در مورد ضرورت حمایت از پزشکیان شفاهی و کتبی، حضور و غیابی مورد نقد آنان قرار داشته ام من این گروه را بیشتر می فهمم. دل نگرانی ها و واهمه ها و حتا کور سوهای امید را در ذهن و جانشان.

پزشکیان با همه خصوصیات ویژه قابل احترامی که دارد، با تیمی و برنامه ای متفاوت نیامده است. و آنچه تا کنون بر جامعه ما گذشته حاصل عملکرد بیشتر کسانی است که او را امروز احاطه و حمایت می‌کنند.

من این را که او بگوید من برنامه جدیدی ندارم و برنامه موجود را اجرایی می کنم می فهمم. معنایش اجرای برخی منویات مانند: رشد اقتصادی ۸ درصدی، متوسط رشد نقدینگی ۲۰٫۴ درصدی، متوسط رشد صادرات نفتی ۱۲٫۴ درصدی، متوسط رشد صادرات غیرنفتی ۲۲٫۶ درصدی و رشد ۱۳٫۸ درصدی در سال ۱۴۰۷ سال پایانی برنامه است.

این برنامه هفتم توسعه مصوبه ی دولت سیزدهم و مجلس دوازدهم و مورد تأیید رهبر نظام است. اینجا هم آمریکا نیست که رئیس جمهور جدید بیاید و بتواند زیر همه یا اکثر مصوبات دولت قبل بزند. و اینکه تحقق این برنامه در گروی یک سرمایه‌گذاری حدود ۲۵۰ میلیارد دلاری در بخش انرژی هست هم مسئله رئیس جمهوری است که آن را تعهد می کند.

مسئله من از منظر یک سوسیالیست که روابط کنونی (بگو نظم تا کنون تحمیلی به جهان) را هرگز نپذیرفته است و امروز بویژه!‌ به تغییرات مثبت و عادلانه در ان چشم دوخته است، نوع نگرش همراهان آقای پزشکیان است و نوع انتظاراتشان از تکرار برجام در سایه ی سیاست های قدیمی.

من می‌ترسم وقتی اقای پزشکیان از اخلال داخلی در موفقیت برجام می گوید. این نیست که من قبول نداشته باشم که در داخل همچون جریانات نیرومندی در خارج مخالفان تحقق برجام وجود داشته اند.

اما واقعیت امروز این است که آنچه ایران پذیرفت و جهان (جز اسرائیل و سناتورهای لابی او) پذیرفتند، نه توسط ایران که طبق وعده ای که بی پرنسیپ ترین رئیس جمهور امریکا دونالد ترامپ در زمان کاندیداتوری داده بود، نقض شد و توسط نخبه بعدی یعنی بایدن، هم ادامه یافت آن هم در حالی که ایران یک سال و نیم در عهدنامه باقی ماند.

کسی مخالف نیست و منطقی هم نبوده و نیست که با مذاکره به قصد رفع تحریم ها مخالفت شود. حتا کسی مثل من که هرگز باور ندارم آمریکا سلاح شرم آورش یعنی تحریمهای اقتصادی را در نتیجه مذاکره عادلانه لغو کند، همواره از چنین مذاکرات و گرفتن بهانه از دست فرصت طلبان داخلی و خارجی دفاع کرده و می کنم. آنچه باید از جانب شخصیت سلیم و صادق و میهن دوستی مانند مسعود پزشکیان شفاف شود، سمت و وسی مذاکره و تعهدات جدی است برای نپذیرفتن تقاضاهای خارج از منافع ملی کشور ماست. وارد جزئیات نه فعلاً میخواهم بشوم و نه زمان آن است و به گمانم جهت نگرانی بخش عظیمی از ایرانیان که خاطره تلخ دو قرن سیاست های سلطه طلبانه غرب را در حافظه دارند، روشن است و کاستی های توضیحات آقای پزشکیان.

در مقاله قبلی توضیح دادم که اقتصاد ایران سنگین ترین بار خود را بر دوش محرومترین گروههای اجتماعی گذاشته است و دردناک اینکه بزرگتر شدن سفره های محقر مردم اگر در نتیجه یک جهش سیاسی اقتصادی قابل دسترس باشد، آسیبی که کالایی شدن آموزش و پرورش و بهداشت و سلامت ایرانیان، فرزندان و نسل ها را در کشور ما تهدید می کند معلوم نیست که کی و چگونه جبران شود.

اینجاست که من شخصاً سلامت و پاکی شیوه زندگی یک سیاستمدار مانند پزشکیان را که آشکارا از امکان بهره مندی از نعم مادی زندگی درگذشته، دریچه ای به امید حل مصائب می بینم.

و همینجا با آن بخش از دوستان و رفقای چپ و ضد امپریالیست که رأی شان را در حساب آقای جلیلی ریخته یا می ریزند گفتگویی کوتاه دارم.

چپ به حق یا ناحق ـ از نگاه من به ناحق ـ متهم است که آزادی را فدای عدالت کرده است.

با هر تلقی از این تعریف، و تا آنجا که می توانند موی زنان و رفتار جوانان و هنجار زندگی مردم ما را به نزاع اصلی جامعه مبدل کنند. آنها انقدر در این اندیشه مستغرق هستند که در اوج جنایات صهیونیستی کشتار غزه و رفح را از تیتر اول همه رسانه های فارسی زبان در داخل و خارج پایین کشیدند. اشاره من فقط به این موارد آخری است از دستگیری‌ها برای حجاب تا صدور حکم اعدام برای یک خواننده رپ که نظیرش در سراسر ایران بیشمارند. حکمی که خوب می دانستند اجرای آن با عرض معذرت فقط یک غلط اضافی خواهد بود ولی چه ولوله برای «..اینترنشنال»‌ها درست کردند…

دوستان و رفقای نگران ِ سرنوشت کارگران و زحمتکشان! عجیب است که نمی‌خواهید ببینید که برخاستن چنین غوغاها در کشور، دقیقاً پوشش است بر غارتگری‌ها، دزدی ها و رانت‌خواری ها و ایضاً محرومتر شدن کارگران و زحمتکشان از حمایتهای طبقه متوسط و سایر شهروندان از مبارزات عدالتخواهانۀ آن‌ها.

 

منبع: سایت زیتون

 

 

تاریخ انتشار : ۱۵ تیر, ۱۴۰۳ ۲:۳۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران