
بنیادیترین مبنای حقوق بشر حق زندگیست. حق زندگی به معنای برخورداری از کرامت انسانیست؛ کرامتی شامل دسترسی به غذا، آموزش، بهداشت، امنیت، فرصتهای برابر و امکان تصمیمگیری آزادانه در بارهٔ سرنوشت فردی و اجتماعی و رفع تمامی نابرابریها و تبعیضهایی است که مسبب شرایط غیرانسانی جهان امروزند. فقر ساختاری، نابرابریهای عمیق اقتصادی، تبعیضهای سیاسی، قومی و جنسیتی، و جنگها و آوارگیهای گسترده، همگی نشان میدهند که تأمین و تضمین کرامت انسانی همچنان برای بخش عظیمی از مردم جهان رؤیایی دور از دسترس است. این رؤیا تنها زمانی محقق میشود که جهانشمولی حقوق بشر نه در کلام، بلکه در ساختارها، سیاستها و مناسبات جهانی نمود پیدا کند.

شاید احمد چلبی، اختلاسگر بانک محکوم عراقی را به خاطر داشته باشید که ادعا میکرد در اوایل دهه ۲۰۰۰ اطلاعات “بسیار معتبری” از برنامه تسلیحاتی صدام حسین دارد و پس از حمله ۲۰۰۳ با یک کرسی در شورای موقت حکومت این کشور پاداش گرفت. یا محمود جبرئیل، استاد دانشگاه پیتسبورگ که در جریان حمله ناتو به لیبی که منجر به سرنگونی قذافی شد، رهبر «شورشیان میانهرو» لیبی شد. هر بار که ماشین جنگی برای بنزین زدن توقف میکند، کسی میخواهد سوار شود.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.