
در روزهای اخیر، تهدیدهای مکرر مقامات قضایی، نظامی، امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی برای برخورد «با اشد مجازات» با بازداشتشدگانِ اعتراضهای اخیر، زنگ خطری جدی در مورد امنیت جانی و سرنوشت دستگیرشدگان این وقایع را به صدا درآورده است. تجربهٔ جنایات وحشیانۀ دهۀ ۶۰ و به ویژه فاجعۀ ملی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، امروز مسئولیتی سنگین بر دوش همهٔ ما میگذارد و ما در شرایط بحرانی کنونی،هشدار نسبت به وضعیت نگرانکنندۀ زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان اعتراضهای اخیر و خطر تکرار جنایاتی آنچنانی را وظیفهٔ خود و ضرورتی اجتنابناپذیر میدانیم.

فینانشال تایمز: این اعتراضات به سرعت به جنبشی بسیار گستردهتر علیه خود رژیم تبدیل شد و شعارهای «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر دیکتاتور» در شهرهای مختلف کشور طنینانداز شد. شاهد دیگری در غرب تهران به فایننشال تایمز گفت که حدود دوازده مرد تنومند، «شبیه کماندوها» را دیده است که لباسهای سیاه مشابهی پوشیده بودند و در منطقه میدویدند و از مردم میخواستند خانههای خود را ترک کنند و به اعتراضات بپیوندند. او گفت: «آنها قطعاً سازماندهی شده بودند، اما من نمیدانم چه کسی پشت آنها بود.»

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.