سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ دی, ۱۴۰۴ ۲۲:۲۳

جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۲۳

در فریادِ نان
شاید جهان / روزی زبان دیگری / جز زبان‌ ِتفنگ بیاموزد / و شعر / بی‌هراس / در کوچه‌های زندگی / قدم بزند.
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
رمان نیهلیستی، عرفان رفرمیستی، روشنفکر پوپولیستی.
اشاره میشود که بعضی رمانهای هاکسلی شباهتی به 2 رمان جرج آورل: کتاب 1984، و رمان" مزرعه حیوانات" دارند. موضوع بعضی نمایشنامه ها و رمانهای ماکس فریش؛ نویسنده سوئیسی نیز...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: آرام بختیاری
نویسنده: آرام بختیاری
از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل فاجعه جاری
خیزش مردم بار دیگر در تله‌ی خشونت گرفتار شده و شدت سرکوب بی‌سابقه است. حکومت ایران، که از صدر تا ذیل در برابر مردم آرایش جنگی گرفته، مسئول فاجعه است....
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: پرستو فروهر
نویسنده: پرستو فروهر
ضرورت وحدت عمل و نقش جمهوری سکولار دموکراتیک
جنبش مردم ایران امروز بر سر یک دو راهی تاریخی ایستاده است. یا در چرخه فرساینده اختلافات درونی و فرصت‌سوزی باقی می‌ماند، یا با انتخاب آگاهانه وحدت عمل و توافق...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: علی جنوبی
نویسنده: علی جنوبی
Le peuple et la société iraniens ont besoin, aspirent et sont prêts à un changement fondamental
Au cours des luttes populaires de ces dernières années, des revendications et des exigences centrales se sont cristallisées, et la lutte pour les concrétiser et exercer une pression organisée sur...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: Conseil Politique-Exécutif de l'Organisation des Fadaian du Peuple d'Iran (Majoritaire)
نویسنده: Conseil Politique-Exécutif de l'Organisation des Fadaian du Peuple d'Iran (Majoritaire)
Die Menschen und die Gesellschaft Irans brauchen, wünschen sich und sind bereit für grundlegende Veränderungen
Im Zuge der Volksbewegungen der vergangenen Jahre haben sich zentrale Forderungen herauskristallisiert, und der Kampf um deren Verwirklichung und die Ausübung organisierten Drucks auf die Regierung in dieser Hinsicht wird...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: Politisches und exekutives Komitee der Organisation der Volks-Fadaian des Iran (Mehrheit)
نویسنده: Politisches und exekutives Komitee der Organisation der Volks-Fadaian des Iran (Mehrheit)
بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران درباره فاجعه ملی کشتارهای دی ماه ۱۴۰۴ | گذار به دمکراسی، نیاز ملی
علیرغم خشمِ گسترده از جنایاتِ مکررِ حاکمانِ جمهوری اسلامی که اکنون ابعادِ غیرقابلِ تصوری به خود گرفته است، گذار به دمکراسی نمی‌تواند همین امروز تحقق یابد. هنوز باید صفوف مردم...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: حزب دمکراتیک مردم ایران
نویسنده: حزب دمکراتیک مردم ایران

آخرین آرشه

به احترام دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که جمع کوچکی از آن ها در خلال سال های ۴۹-۴۸ مانند نسیمی صبحگاهی به زندگی من وارد شدند و ..... رفتند.

بچه ها کاری ندارین؟ “ما رفتیم خداحافظ ” منشی شرکت که صدای خداحافظی ام را شنیده است از اتاق ته راهرو خودش را به من می رساند. می کوید: “بذارین براتون اسنپ بگیرم” می گویم: “نه بابا ، میرم سر خیابون سوار تاکسی می شم”. با تحکمی مدیریتی می گوید: “این وقت روز این جا تاکسی پیدا نمیشه. حالا کجا؟” می گویم : “میدون توپخونه” با فرزی هر چه بیشتر انگشتانش را روی کلیدهای موبایل اش حرکت می دهد و چند لحظه بعد  می گوید: “پژو پارس. سفید رنگ. ایران ۱۱. پنج دقیقه دیگه می رسه” نگاهی به هم می اندازیم و در یک لحظه می گوئیم: “پژو پارس!!!” هر دو با تعجب لبخندی می زنیم. می گویم: “تا من‌برم پایین اونم رسیده”. خداحافظی می کنیم. از آسانسور استفاده نمی کنم. ۱+۵ طبقه را از راه پله پائین می روم. پله ها را می شمارم ، یک دو سه چهار ….. ۱۰۸ ، اینم ۱۰۹ ، به خیابان رسیده ام. چند قدمی جلوتر ، پژو پارس ایران ۱۱ سفید رنگی می بینم که دوبله پارک کرده است. طرفش می روم، اما راننده خانمی است. از سوال کردن اجتناب می کنم. اما او، چون سر در گمی من را می بیند، شیشه را پایین کشیده و مودبانه می پرسد: “شما اسنپ خواسته بودید؟” می گویم :” بله”. می گوید: “بفرمایید سوار شوید” حیران، سوار می شوم. می نشینم و مشغول به همان کاری می شوم که اغلب مردم در چنین مواقعی انجام می دهند، برانداز کردن. صدای ملایم سنفونی چهار فصل ویوالدی به گوش می رسد. درون ماشین همان قدر تمیز است که بیرون آن. همه چیز برق می زند. جواب دادن خود به سوالات خود، همان کاری که در فرهنگ عامه اسمش ” فضولی” است، دست از سرم بر نمی دارد.‌ عقب سمت راست نشسته ام. کمی بیشتر خودم را به در می فشارم تا زاویه دید بهتری به راننده پیدا کنم. بر روی صندلی جلو ، صندلی مخصوص کودکان گذاشته است تا مسافری هوس نشستن در صندلی جلو نکند. نباید بیشتر از چهل پنجاه سال داشته باشد. به جای مقنعه یا شال، به سبک دانشجویان سال های جنگ های چریکی روسری سه گوش ابریشمین به سر دارد که زیر گلو آن را گره زده است . یک دست سبز کم رنگ. ویوالدی در حال هدیه کردن فصل بهار است. از نیم رخ اش پیداست که نمی توان گفت زیبا بوده است ، اما نمی توان گفت که جذاب هم نبوده است. شبیه تیپ دختران دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در همان سال های  چهل و پنجاه است که برای تمایز از دختران دانشگاه ملی لباس های خاصی می پوشیدند. نوع رانندگی اش مانند ماشینش برازنده است. هیچ اصراری ندارد که مانند همکاران دیگرش خود را ـ یک مرد ـ نشان بدهد تا مسافران مرد از همان اول حساب کار دستشان آمده باشد. در ترافیک پشت چراغ قرمز عباس‌آباد وزرا منتظر سبز شدن چراغ راهنما هستیم. ویوالدی به تابستان رسیده است . افکارم در فاصله بین تابستان ویوالدی، دانشکده‌ ادبیات، پژو پارس سفید رنگ ایران ۱۱، روسری سبز کم رنگ سه گوش در رفت و آمد است که زنگ موبایل، من و افکارم را پرت می کند به صندلی عقب پژو پارس. بی اراده، دست چپم به طرف جیب بغل راست کتم می رود تا موبایل را در آورد، تا جواب دهم. یاد نوشته روی داشبورد تاکسی خطی ایرانشهر میدان فردوسی محمد آقاراننده می افتم که با یکی از خط های مرسوم‌ کامپیوتری نوشته بود :” صحبت با موبایلتون رو ببرین بیرون. قربون آقا”. بی اختیار به دستور داشبوردی محمد آقا عمل می کنم و ارتباط را قطع می کنم. اما صدای دینگ، از مانیتور ۸ اینچی نصب شده به پشت سری صندلی جلویم چشم هایم را به سمت خود می کشاند. مانیتور روشن شده است. همراه پیغامی: این اتومبیل را مکان خصوصی خودتان فرض کنید و تا رسیدن به مقصد هر چه می خواهید با موبایل تان صحبت کنید” حس می کنم از تعجب چشم هایم از حدقه بیرون زده باشد. خانم راننده کمی به عقب بر می گردد و با لبخندی محترمانه کاغذ آ۴ کاهی که بر روی آن با خط خوش نستعلیق و با قلم و مرکب متنی تحریر شده است و برای محافظت در لفافی پلاستیکی و روشن قرار داده شده، به من می دهد. خود می داند که من را به مرحله گیجی و منگی پرتاب کرده است. آینه را واسطه بین من و خودش قرار می دهد و با نگاه به عقب، با صدایی برازنده همان چهره می گوید :” از دو دو زدن چشمها و بلاتکلیفی تان در جواب دادن و یا جواب ندادن به تلفن معلومه که هنوز پر از سوال هستید. بخوانید”. چراغ سبز شد. حرکت کرد. ویوالدی وارد فصل پاییز شد.

می خوانم: “فمنیست نیستم بلکه به برابری حقوق زنان و مردان اعتقاد دارم. سواد آکادمیک ندارم. قطع شد. قطع کردند. سواد کتاب دارم. جامعه شناس نیستم اما جامعه شناسی را دوست دارم . احتیاج به کار ندارم اما کارکردن و با مردم بودن و شناخت جامعه عشق و علاقه من است. برای جامه عمل پوشاندن به این علاقه و شناخت بیشترم از رفتار جامعه رانندگی را انتخاب کرده ام. پس تا می توانید با تلفن تان صحبت کنید . گفتگو های شما کمک می کند تا من بیشتر با رفتارهای جامعه آشنا شوم.‌ اگر ترافیک سنگین باشد شما زمان بیشتری را در ماشین من سپری خواهید کرد. این ترافیک و این زمان به احتمال زیاد شما را کلافه می کند و شما برای خلاصی از دست کلافه گی دو راه خواهید داشت، یا با تلفن خود آنقدر بازی کنید تا حوصله تان سر برود و آنگاه قید ـ این جا حریم خصوصی نیست ـ را بزنید و به دوستی و یا آشنایی تلفن کنید و مشغول صحبت‌ با او شوید، که در این حالت، چون شما فراموش کرده اید این جا حریم خصوصی نیست، بی اختیار بلند صحبت می کنید و من نا خواسته در جریان صحبت های شما قرار می گیرم و شما هم ناخواسته بیشتر به شناخت من از رفتار جامعه کمک خواهید کرد یا مشغول خواندن کتابی خواهید شد که بر روی صندلی کنار دست شما گذاشته ام ، که اگر کتاب را انتخاب کنید آنوقت است که به گفتگو با شما می پردازم . البته اگر هیچ یک از این دو را انتخاب نکنید و کلافه گی را در چهره شما ببینم مسیر را عوض کرده و از کوچه پس کوچه ها شما را زودتر به مقصد خواهم رساند. در هر حال، هر راهی را که انتخاب کرده باشید با حرف هایی که می زنید و با عکس العمل هایی که نشان می دهید به شناخت من از رفتار جامعه کمک کرده اید و به این لحاظ از صمیم قلب از شما متشکرم ” خواستم کتاب را انتخاب کنم اما ویوالدی زودتر از موعود به فصل زمستان رسید و ما به مقصد. با دهان باز و متعجب از پژو پارس سفید رنگ ایران ۱۱ پیاده می شوم. در را کمی باز نگه داشته و با شک و تردید می پرسم: “اجازه هست از این نوشته عکس بگیرم؟” با تکان دادن ‌سر اجازه می دهد. عکس می گیرم. به خود جرات بیشتری می دهم و می گویم: “روش های بهتری برای جامعه شناسی تان پیدا نگردید؟! این روش شما بیشتر از این که جامعه شناسی باشد نوعی خود آزاری ست.” با این تندی، منتظر شنیدن و دیدن عکس العملی دیگر بودم اما، در کمال ناباوری، بسیار خونسرد با خنده ای دوستانه گفت: “شما اولین نفری نیستید که نظری دارید هماهنگ با نظر همسرم در مورد این دانشجوی نخبه اخراجی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ” سپس با کمی چرخش به طرف راست، سرش را برگردانده و به صندلی عقب نگاه می کند، از روی صندلی “جامعه شناسی نخبه کشی” را که تا همین چند دقیقه قبل مانند مسافری در کنار من روی صندلی عقب نشسته بود و من نگاهی از سر کنجکاوی به آن انداخته بودم  برداشته و با سفارش به خواندنش به من می دهد.

وقتی در را می بستم شنیدم که، ویوالدی آخرین آرشه را بر روی سیم های ویولن زمستانش می کشد.

تاریخ انتشار : ۹ آبان, ۱۴۰۰ ۵:۳۰ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

تجاوزگری و مداخله‌جویی آمریکا، اسراییل و غرب دشمنی با مردم با هدف تضعیف و تجزیهٔ ایران است!

ایران نه میدان تسویه‌حساب قدرت‌های خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهن‌دوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئه‌های بی‌ثبات‌ساز تلفیقی بیگانگان و تمامیت‌خواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

ادامه »

در حسرت عطر و بوی کتاب تازه؛ روایت نابرابری آموزشی در ایران

روند طبقاتی شدن آموزش در هماهنگی با سیاست‌های خصوصی‌سازی بانک جهانی پیش می‌رود. نابرابری آشکار در زمینۀ آموزش، تنها امروزِ زحمتکشان و محرومان را تباه نمی‌کند؛ بلکه آیندۀ جامعه را از نیروهای مؤثر و مفید محروم م خواهد کرد.

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در فریادِ نان

رمان نیهلیستی، عرفان رفرمیستی، روشنفکر پوپولیستی.

از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل فاجعه جاری

ضرورت وحدت عمل و نقش جمهوری سکولار دموکراتیک

Le peuple et la société iraniens ont besoin, aspirent et sont prêts à un changement fondamental

Die Menschen und die Gesellschaft Irans brauchen, wünschen sich und sind bereit für grundlegende Veränderungen