سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ دی, ۱۴۰۴ ۰۸:۵۱

دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۱

نگاهی به سوسیالیسم بازار- مدل اقتصاد چینی (بخش دو)
بن نورتون: این نشان می‌دهد که شما می‌توانید یک اقتصاد بازار را با عناصر خصوصی، مثلاً با عناصر رقابت خصوصی، ترکیب کنید تا نوآوری را تشویق نمایید، اما همچنین دولت...
۲۲ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: بن نورتون
نویسنده: بن نورتون
پدر ملت، قُدسیّت دینی و‌ قُدسیّت سیاسی
یا سایه سنگین «فرّه ایزدی» و «ولایت قدسی» از سر تاریخ ایران کنار رفتنی است؟ احمد خلفانی در این مقاله با نگاهی تبارشناسانه به پیوند ناگسستنی قدرت و امر قدسی...
۲۲ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: احمد خلفانی
نویسنده: احمد خلفانی
نگاهی كوتاه به راه برون‌رفت از شرایط امروز ایران
این پروژه باید بر مبنای منشور حداقلی ملی، نه برنامهٔ حداکثری ایدئولوژیک، شکل گیرد. نهادهای هماهنگ‌کنندهٔ آن نیز باید افقی، شفاف و پاسخ‌گو باشند و با اجماع عمومی نیروهای مداخله‌گر...
۲۲ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: کیوان
نویسنده: کیوان
روز پانزدهم اعتراضات سراسری ایران؛ جهش آماری در تلفات انسانی اعتراضات
هرانا: انتشار ویدئوهای مرتبط با پزشکی قانونی کهریزک و سپس بازتاب آن در گزارش صداوسیما، به یک نقطه عطف تبدیل شد و در عمل، روند راستی‌آزمایی و تکمیل پرونده‌های مرگ...
۲۲ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: هرانا
نویسنده: هرانا
اعتراض مردم؛ نه به دخالت آمریکا، نه به بازی با سرنوشت ایران
اعتراض مردم ایران مشروع است. این اعتراض، محصول فقر، ناامنی شغلی، سقوط امید اجتماعی و احساس نادیده‌گرفته‌شدن است. مردمی که به خیابان می‌آیند، نه مزدورند و نه ابزار بیگانه؛ بلکه...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: مهرزاد وطن‌آبادی
نویسنده: مهرزاد وطن‌آبادی
روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمی‌ماند
دیاکو علوی ــ مریم فومنی: آنچه او را در این روزها امیدوار می‌کند این است که «اعتراضات کم‌هیجان‌تر اما آگاهانه‌تر است، و همین‌طور پرهیز نسبی از خشونت و تخریب و باور...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دیاکو علوی ــ مریم فومنی
نویسنده: دیاکو علوی ــ مریم فومنی
تغییر از مسیر نه‌های مداوم؛ روایت زنی که تحریم را آغاز کرد
دانشکده: برخلاف تصور رایج، رزا پارکس آن روزها نه پیر بود و نه از شدت خستگی روی صندلیِ اتوبوس نشسته بود و نه چنان‌که بعدها روایت کردند، امتناعش از بلندن...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دانشکده
نویسنده: دانشکده

آیت الله منتظری هم نظریه پردازولایت مطلقه فقیه وهم قربانی آن !

اوج مقاومت بیادماندنی وی مخالفت وایستادگی دربرابر قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 وایستادگی وی دربرابرفرمان جلاد و بت اعظم بود که سبب شد تامغضوب خمینی شده وقائم ومقامی وسایر پست های رسمی خویش را ازدست بدهد

منتظری وسه نکته:

هیچ چیزگویاترازسرنوشت خود آیت اله منتظری نمایشگر ماهیت سلطه گرانه و سرکوب کننده یک نظام ایدئولوژیک-مذهبی درمیان “خودی ها” نیست. او شمشیری را پرداخت کرد که خودش به مثابه عضوی عالی رتبه ازطبقه سیاسی به قدرت رسیده پس ازانقلاب بهمن،از قربانیان آن بود. مسأله فقط برسراین حقیقت سترگ نیست که قدرت وقتی ازخودتوده ها و کنش های آنان، یعنی ازمولدین اصلی آن جداشود،هم چون قدرت بیگانه، مهارناپذیر ومسلط دربرابرآنان ظاهرمی گردد. بلکه علاوه برآن،دراین سؤال است که چرا چاقوحتی دسته خود را می برد وچرا چنین می شود. یا همان طور که معمولا گفته می شود چرا “انقلاب” فرزندان خود را می خورد. پاسخ به این سؤال ریشه درهمان اصل نخست دارد: باین دلیل که قدرت جداشده برای تضمین استمراروبازتولید خود حتی درمیان خود طبقه سیاسی حاکم نیزمیل به تمرکزومطلق شدن دارد*. وازقضا شخص منتظری درپاسخ به این نیازنظام درمواجه با چالش ها و خطراتی که استمراروبازتولید قدرت آن را مورد تهدید قرارمی داد، ازمدافعان وتئوریزه کنندگان عمده ولایت مطلقه فقیه بود. وخمینی هم برهمین اساس در فتوای معروف خود مبنی براین که “ولایت مطلقه فقیه بنابه مصلحت نظام حتی حق تعطیل یا قربانی کردن اصول وفروع دین را دارد و بالاترازآن هم هست”! گام دوم ونهائی برای قربانی کردن خود ایدئولوژی حاکم درپای قدرت را برداشت. ودرانطباق با آن با دستکاری قانون اساسی آن زمان، با گنجاندن ولایت مطلقه درمتن قانون، وهم چنین با آزادکردن جایگاه ولایت فقیه ازقید وبندهای فرموله شده پیشین ، جایگاه ولایت فقیه را برقدوقامت کوتوله ای بنام خامنه ای ازنظرسلسه مراتب مذهبی دوخت. البته خمینی را بحق باید شاگرد مبرزوبرجسته ای به شمارآورد ازآنچه که دردنیای سیاست بنام ماکیاولیسم نامیده می شودومرادازآن مجازبودن کاربرد هر وسیله وشیوه برای رسیدن به هدف است. وچنین بودکه نظریه ولایت فقیه،بویژه ازنوع مطلقه اش، درآزمون خود، ودربرابرچشمان منتظری ازجمله با حصروخانه نشین کردن وی به نمایش درآمد.

واما نکته دوم درموردوی آن است که اودرعین حال اززمره کسانی ازطبقه سیاسی حاکم بود که نماینده ونگهبان منافع عمومی ودرازمدت نظام بشمارمی روند. گواین که اگرخود برمصدرقدرت ابقاء می شد، ناچاربود که اساسا درهمان راستای پویش درونی قدرت جداشده ازمنشأ خود، به سوی تمرکزهرچه بیشتر-که مستلزم سرکوب مردم و تصفیه وحذف رقباست- حرکت کند. چرا که دراین جایگاه،این منطق ماشین حکومتی والزامات آن است که حرف آخر را می زند. والبته چنین کسانی بویژه وقتی درحاشیه قدرت ونه درکانون اصلی آن قرارداشته باشند، به مددنگاه دورنگر خود با اقداماتی که صرفا ناظربه منافع لحظه ای وباندی است ومتضمن خطربرای بقاء نظام،به مخالفت و مقابله برمی خیزند.

وازهمین منظروجایگاه بود که اودرپرتوآزمون صورت گرفته، باتجدید نظردرولایت مطلقه به نوع ولایت مشروط وکنترل شده فقیه وقرائت “دموکراتیک تری” ازآن رسید که وظیفه فقیه را درنظارت براجرائیات وسپردن کارها بدست دیگران تعریف می کرد. واین البته درمیان جماعتی که جمود وتعبد ازمشخصات بارز آن ها به شمارمی رود،ازاو چهره کمترجمودآمیز ومتمایز نسبت به سایرمراجع به وجود آورد. گرچه تناقض نظریه نظارت با اصل تئوری ولایت هم چنان برقراربوده و تجربه نشان داده است که با تفکیک نظارت واجراویا قدرت صوری وواقعی خطر ازدست دادن قدرت واقعی وجود دارد مگربا متمرکزشدن هرچه بیشترآن ویا حل این تتاقض با ردکلیت ولایت فقیه.درواقع، به یک تعبیرمی توان گفت که خمینی با همین تصورازقدرت سودای تحقق حاکمیت فقها را شروع کرد و با نصب مهندس بازرگان به نخست وزیری و این که خود مایل است درقم سکنی گزیند و به درس ومشق روحانیت بپردازد،همین هدف را دنبال می کرد. اماتجربه های متعدد علاوه بربازرگان وازجمله بحران بنی صدر وسپس به نوعی دردوره اصلاحات وظهورحاکمیت باصطلاح دوگانه ویاصوری واقعی و… نشان دادکه قدرت به طورکامل اگردر دست خودروحانیت و کارگزاران سرسپرده آن متمرکزنشود،امری که خمینی ازساده اندیشی خود درنادیده گرفتن آن انتقاد کرد- ازچنگشان بدرخواهد رفت. بااین وجود تمرکزقدرت همانطورکه اشاره شدچاقوی دودمی است که دسته خودش را نیزمی برد.

ونکته سوم آنکه،منتظری علاوه بردومشخصه فوق دارای مشخصه دیگری هم بود: او برخلاف اکثرمراجع وروحانیون طرازاول وافرادمسلکی، دارای این ویژگی نیزبود که ارزش گذاری انسان ها را فقط ازمنشورایدئوژیک خود عبورندهد ولاجرم شخصا از ارزش گذاری وداوری برخلاف مقتضیات نظریه اش براساس پای بندی ویاعدم پای بندی به موازین مسلکی ، به انسان و ناانسان، ودارای حقوق ویا فاقد حقوق شهروندی تقسیم اجنتاب ورزد. بقول آخوندها انسانِ هو فی نفسه حتی اگرغیرمسلمان هم باشد درنزد وی دارای حقوقی بود. ولو آنکه براساس احکام فقهی حقوقی کمترازیک مسلمان داشته باشد، او نسبت به نقض آن ها حساس بود (البته این به معنی برابری همه انسان ها درنزد او صرفنظرازهرعقیده و اعتقاد وپای بندی وی به منشور حقوق بشرنبود. بلکه تنها به معنی مخالفت با افراطی گری گرایش حاکم بود. مثلا او هرگزاعلام نکرد که هرشهروند ایرانی صرفنظرازعقاید ونظراتش ویاجنسیت اش و… به یکسان حق رئیس جمهورشدن و… دارد ). نگرانی عمده وی ازتعدی وتجاوز وشکنجه و سایرسیاست های حاکمیت همانطورکه بارهای باراعلام داشته است خوف وی ازبدنام شدن اسلام (اسلام به روایت خود وی) وازدست رفتن حیثیت آن وسبب بدبینی مردم بوده است. وازآنجا که عملکردرژیم دایما درهمین جهت بوده است، اوازهمین منظردرچالش با رژیم قرار داشت.

اوج مقاومت بیادماندنی وی مخالفت وایستادگی دربرابر قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷ وایستادگی وی دربرابرفرمان جلاد و بت اعظم بود که سبب شد تامغضوب خمینی شده وقائم ومقامی وسایر پست های رسمی خویش را ازدست بدهد. هم چنین او طی ماه های اخیرنظرات وفتواهای متعدد ودرجای خود مهم هم چون نامشروع بودن حاکمیت، وبی اعتباربودن ولایت مطقه، دردفاع اززندانیان سیاسی وغیرشرعی بودن هرگونه سرکوب و شکنجه ومحکوم کردن دادگاه های نمایش وانتقاد ازبسیج ودرخواست تخطی آنها و … وبویژه علیه تجاوزوقتل وجنایت کهریزک مبادرت کرد. ویا درمقطع دیگری مخالفت وی باسیاست های هسته ای ویا سیاست های تنش آفرین خارجی رژیم وامثال آن بود. آخرین اقدام وی محکوم کردن معرکه گیری اخیررژیم درموردتصویرپاره شده خمینی بود که ضمن محکوم کردن هدف رژیم ازاین معرکه گیری شخص خمینی را مصون ازخطا ندانست. او تاواپسین لحظه زندگی وایست قلبی اش ازمبارزه علیه تجاوز و تعدی حاکمیت دست نکشید. وازقضا دقیقا این وجه از کارنامه وی بود که ازاو درنزدم مردم وبویژه مردم مذهبی وسرخورده ازحاکمیت، یک روحانی آزاده و معترض به وضعیت موجود وپشتیبان اعتراضات ساخت. وآنها همانطورکه به وقت حیات ازانتقادات و مواضع او به مثابه سپری برای پیشروی خود دربرابراستبداد مطلقه بهره می گرفتند، اکنون مرگ ویاد وخاطره وی را نیزفرصتی برای عرض اندام دربرابراستبداد قراردمی دهند.

*****

وسخن آخر، آیا کمونیست ها چیزی برای درس گرفتن ازاین تجربیات دارند؟ البته بله! وقبل ازهرچیز دودرس بزرگ:

نخست آن که ازتبدیل شدن کمونیسم به یک مسلک ایدئولوژیک وبه یک کمونیسم آئینی بشدت باید پرهیزکرد. چرا که می تواند دارنده آن را هم چون حجابی وازطریق خلق یک انسان اتوپی، اسیرمسلک و ایدئولوژی، دربرابرانسان واقعاموجود،پویا و درحال حرکت وپای بند به حرمت وبرابری راستین انسان ها قراردهد.هرگزنباید فراموش کردکه این ایدئولوژی ها هستند که باید درخدمت انسان ها باشندو نه برعکس. ایدئولوژی نیزمثل هرمحصول اجتماعی آفریده انسان ها هستند و دارای اعتبارنسبی ومشروط و توسط تجربه ودست آوردهای آنان باید مداوما نقدو خلق وبازتولید شوند.ازاین رو هیچ ایدئولوژی نباید بند ناف خود را بااین چشمه زاینده وسرسبز زندگی و خلاقیت ها قطع کند. وگرنه خواسته وناخواسته خود به مثابه نیروویا ابزار سرکوب دربرابرهمان کارگران وزحتمتکشان درخواهد آمد.همانطورکه متأسفانه درتجربیات گوناگون چنین شد.

ودوم آنکه قدرت اگرازتوده هاجداشود،هم چون گوی لغزان میل به سوی نقطه تمرکزوسلطه طلبی دارد. ودر ین میان مهم نیست که کمونیست باشی ویا مذهبی .قدرت جداشده خوب و بدوجود ندارد. وهیچ پاد زهری برای این جام زهر اگرکه نوشیده شود، وجود ندارد.

————————

*-البته اصل میل به مطلق شدن وتمرکز قدرت، اصلی است فراگیر ومشمول همه نظام های طبقاتی که برپایه جدائی قدرت ازمنشأمولدین آن استوارند. بااین وجود لازم به اشاره است که چگونگی ودرجه ونحوه تمرکزآن در درکشورها واقتصادهای توسعه یافته ودارای سنت دموکراسی بورژوائی با کشورهای کمترتوسعه یافته وبویژه استبدادی که دارای خودویژگی های دیگری هستند متفاوت می باشد. درواقع نظام های متعارف وپپشرفته بوژوائی توانسته اند باعدم تمرکزصوری ازیکسوو تمرکزوانحصارواقعی اقتصادی وبازار ازسوی دیگر ازطریق دوویاچند فراکسیون متعلق به طبقه سیاسی حاکم وچرخش قدرت بین خود، به یک توافق نسبی دررقابت با یکدیگروبه یک ثبات نسبی برسند.

Taghi_roozbeh@yahoo.com

تاریخ انتشار : ۳۰ آذر, ۱۳۸۸ ۹:۰۱ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

نامه‌ای سرگشاده به همۀ دغدغه‌مندان آزادی و آیندهٔ ایران

ما فداییان خلق ایران، هر سه این جبهه‌ها را در تقابل آشکار با منافع مردم و کشور می‌دانیم. ما، هم‌سو با همۀ نیروهای مترقی ایران، بر این باوریم که شکل‌گیری یک برآمد اجتماعیِ متحد حول مطالبات روشن و مشخص، در پیوند با سازمان‌دهی متکثر و غیرمتمرکزِ اعتراض‌های مسالمت‌آمیز، می‌تواند به پیروزی‌های چشم‌گیرتر مردم و تقابل مؤثرتر با جبهه‌های استبداد بینجامد. جامعهٔ مدنی آگاه، جنبش‌های اجتماعیِ درهم‌تنیده و نیروهای مردمی و سیاسی ایران بارها نشان داده‌اند که توان ایستادگی خردمندانه در برابر خشونتی را دارند که هر سه جبهۀ دشمنان مردم بازتولید می‌کنند؛ و هر بار نیرومندتر از پیش بازمی‌گردند.

ادامه »

در حسرت عطر و بوی کتاب تازه؛ روایت نابرابری آموزشی در ایران

روند طبقاتی شدن آموزش در هماهنگی با سیاست‌های خصوصی‌سازی بانک جهانی پیش می‌رود. نابرابری آشکار در زمینۀ آموزش، تنها امروزِ زحمتکشان و محرومان را تباه نمی‌کند؛ بلکه آیندۀ جامعه را از نیروهای مؤثر و مفید محروم م خواهد کرد.

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

انقلاب آمریکایی: پیروزی دموکرات‌های سوسیالیست از نیویورک تا سیاتل…

گودرز اقتداری: با توجه به اینکه خانم ویلسون، شهردار سابق را ابزاری در دست تشکیلات حاکم بر حزب معرفی می‌کرد، به نظر می‌رسد کمک‌های مالی از طرف مولتی میلیونرهای سرمایه‌داری دیجیتالی در شهر که عمده ترین آنها آمازون، گوگل و مایکروسافت هستند و فهرست طولانی حمایت‌های سنتی حزبی در دید توده کارگران و کارکنانی‌که مجبور به زندگی در شهری هستند که عمیقا با مشکل مسکن و گرانی اجاره ها روبرو است، به ضرر او عمل کرده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نگاهی به سوسیالیسم بازار- مدل اقتصاد چینی (بخش دو)

پدر ملت، قُدسیّت دینی و‌ قُدسیّت سیاسی

نگاهی کوتاه به راه برون‌رفت از شرایط امروز ایران

روز پانزدهم اعتراضات سراسری ایران؛ جهش آماری در تلفات انسانی اعتراضات

اعتراض مردم؛ نه به دخالت آمریکا، نه به بازی با سرنوشت ایران

روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمی‌ماند