سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ اسفند, ۱۴۰۴ ۰۱:۳۳

جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۳۳

اروپای افلاتونی – آمریکای ارسطویی

فصل آخر یک کتاب فلسفی

امروزه سیاستمداران آلمانی مدام تکرار می کنند که خواهان عملی کردن روابط آمریکایی در اروپا نیستند. اروپا اعتراف می کند که مهمترین خطر برای جهان گلوبال، هژمونی و ابرقدرت بودن آمریکا است، چون سازمان ملل باید اختلافات جهانی را حل نماید و نه دولت آمریکا

هورست پولر در کتاب ” فیلسوفان و افکار مرکزی شان ” مدعی است که فلسفه اروپا همیشه افلاتونی ، و فلسفه آمریکا از زمان استقلال تاکنون، همیشه ارسطویی بوده است. فلسفه غرب در زمان یونان نه تنها به پرسشهایی درباره سعادت انسان و علل تشکیل جهان پرداخت بلکه در جستجوی یک دولت سیاسی مناسب و روابط اجتماعی عادلانه نیز بود. به این دلیل آنها خود را با موضوعاتی مانند دولت، سیاست، و اقتصاد نیز سرگرم نمودند. در این رابطه دو نوع تفکر در فلسفه غرب بوجود آمد؛ افلاتونی و ارسطویی. افلاتون ایده آلیست و اتوپیست خواهان دولتی شد که در آن فیلسوفان حاکم باشند و مردم درنظامی شبه کمونیستی زندگی کنند و افراد جامعه دخالتی در سیاست نداشته باشند و فرد گرایی محکوم بود، چون هر فردی عضوی از جامعه می شد. در نظرموّرخین امروزی، ارسطوی واقع گرا و عقل گرا ، دولت ایده آل افلاتون را اتوپی نامید و مدعی شد که سیاست قادر به تغییر انسان ها نیست.

در دوران سده های میانه پدران مقدس کلیسایی نیز طرفدار یکی از این دو جریان بودند. آگوستین طرفدار افلاتون و توماس آکوین جانبدار ارسطو گردید. در عصر روشنگری آلمان و اروپا جانبدار فلسفه افلاتون ایده آلیست و کشورهای انگلیسی زبان آنگلوساکسن طرفدار ارسطوی رئالیست شدند.

جان لاک و متفکران لیبرال، آزادی فرد و مالکیت شخصی را بالاترین ارزشها دانسته و تقسیم قوا را زیر نظر مجلس مناسب می دانستند. آمریکا طرفدار اینگونه نظرات شد. در اروپا روسو که شاگرد افلاتون بود، رفاه جمع را مهمتر از آزادی فرد می دانست. موّرخین بورژوایی امروزه انقلاب فرانسه و جنایتهای روبسپیر را محصول این گونه نظرات می دانند و به هر انقلابی نفرین می کنند. در اروپا غالبا نظرات سوسیالیستی مارکس که متکی به روسو و هگل بود، غالب بود. بعدها مکتب فرانکفورت این گونه تفکرات سوسیالیستی – اتوپیستی را ادامه داد .

دو جریان چپ و راست در تفکر غرب و آمریکا از آنزمان مطرح گردید. برای سیستم ارزشی چپ، برابری در راس خواسته ها قرار داشت و به جای آزادی فرد، تاکید روی امنیت و اطمینان اجتماعی می نمودند. خانم نوئل آلمانی، مدعی است که ارزشهای چپ به سبب اتوپیستی بودن، انسان را پاسیو و منفعل می نمایند، ولی ارزشهای راست با شعار آزادی، انسان را آ کتیو و فعال می کنند. او مدعی است که آنتاگونیسم و تضاد آزادی و برابری انسان در سیستم اقتصادی بلوک شرق سا بق آشکار شد و آنطور که استالینیسم نشان داد، هر دو را نمی توان همزمان عملی نمود. در اروپا و آلمان که ارزش های چپ در فرهنگ مردم قوی هستند ، امنیت اجتماعی نیز مهمتر از آزادی فردی است. بعضی، اختلاف میان آزادی و برابری انسان را طبق قانون طبیعت منطقی می دانند .

مهاجرین آمریکا که غالبا پروتستانهای انگلیسی و هلندی بودند ، بدلیل فراراز آزار کاتولیک ها ، دنبال سعادت مادی کمتر بودند تا دنبال آزادی شخصی. امروزه سیاستمداران آلمانی مدام تکرار می کنند که خواهان عملی کردن روابط آمریکایی در اروپا نیستند. اروپا اعتراف می کند که مهمترین خطر برای جهان گلوبال، هژمونی و ابرقدرت بودن آمریکا است، چون سازمان ملل باید اختلافات جهانی را حل نماید و نه دولت آمریکا. هونتینگتون از جنگ فرهنگی میان غرب و شرق سخن میگوید. طبق آماری رقم کسانی که خطر جهانی شدن خشونت اسلام را مهم می شمارند طی سه سال گذشته از ۴۴% به ۶۲% افزایش یافته.

گروهی نیز مبارزه علیه فقر درجهان سوم را در درجه اول به دلیل مالی نمی بینند بلکه علت سیاسی و نبود دمکراسی و وجود ساختارهای توتالیتر در جامعه بشمار می آورند. راه نجات و رفع اختلاف میان شمال و جنوب کره زمین را آقای هوفه، تشکیل جمهوری جهانی و آقای کونگس ، طرح اخلاق جهانی پیشنهاد می کنند. در رابطه با نقش دین، دوره روشنگری برای دگم های مسیحیت معیار تعیین کرد تا به انسان اهمیت بدهد و برای او ارزش قائل شود .

فیثاغورث مانند سقراط سعادت را آزادی کوشش در راه تقوا می دانست . دمکریت می گفت که سعادت بر اثر ثروت بوجود نمی آید. ارسطوی رئالیست میگفت که نه تنها کردار ، پندار ، و گفتار نیک برای انسان لازم است بلکه او باید در یک روابط اجتماعی مناسب زندکی کند تا احساس سعادت نماید. مارکس پیشنهاد کرد که فلسفه باید موجب سعادت جمع گردد و نه فرد. شیلر مدعی بود که عشق موجب احساس سعادت می گردد. آگوستین می نویسد که انسان از زمان آدم و حوا محکوم به گناه و مرگ گردیده است. گایبل می نویسد که اگر چیزی عجیب تر از سرنوشت باشد ، شهامت شجاعانه حمل و پذیرش آن است، و هرکس باید چنان شجاع باد که سرنوشتش را بدون اعتراض، روی شانه هایش حمل کند و آنرا بپذیرد . ( اینها پاره ای از نظرات بورژوازی برای کاهش رنج مردم هستند ) !

تاریخ انتشار : ۹ بهمن, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
امید و جسارت میدان آزادی

امید و جسارت

سهراب مبشری: در این روزهای سرنوشت‌ساز، مهم‌ترین نیاز ما امید و جسارت است. امید را با همبستگی می‌یابیم. جهانی طرفدار ماست؛ از پاکستان تا آمریکا، از اسپانیا تا بحرین، مردم در کنار ایرانند.

جسارت را از تاریخ خود بیاموزیم. نترسیم از این که احساس خود را فریاد بزنیم.

اگر از امید بگوییم، پژواک خواهیم گرفت. این نیاز وجود دارد که به هم امید بدهیم، دست هم را بگیریم. نگاه کنیم ببینیم مردم ایران چگونه هر بمبی که می‌افتد برای نجات انسان‌ها به محل انفجار می‌شتابند. این فیلم‌ها را ببینیم. اینها را در رسانه‌های دشمن نشان نمی‌دهند.

به کسانی که یأس می‌پراکنند و امید شما را واهی می‌نامند، وقعی ننهید.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تجاوز نظامی، جنگ و ویرانی، ستونی برای تثبیت اقتدار و دیکتاتوری 

منطق سلطه و آتش بر فراز شهرها

عدالت، تمرکززدایی و همبستگی ملی

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

حتی طرفداران راست افراطی هم به خاطر جنگ ایران از ترامپ روی برگردانده‌اند…

امید و جسارت