سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۴:۳۰

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۳۰

اعلامیه پیرامون انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری رویکرد به برنامه و مطالبه محوری مبارزه برای طرد جریان راست افراطی و نماینده آن

به نظر ما اين انتخابات فرصتی است برای طرد جريان راست افراطی و نماينده آن و ضربهزدن به ولايت فقيه. در طی سالهای گذشته سياست ما همواره متوجه وارد آوردن ضربه به بلوک حاکم بوده است. ما از موضع اپوزيسيون اين سياست را همچنان در انتخابات پی خواهيم گرفت.

انتخابات در جمهوری اسلامی غیردمکراتیک و مدیریت شده و تنها محل چالش جناحهای حکومتی است. انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری هم از چنین خصوصیتی برخوردار است. با این تفاوت که در این انتخابات حتی از حضور کاندیدای گرایش معتدل اصلاحطلبان حکومتی هم جلوگیری شده است. محمد خاتمی به عنوان نماینده گرایش معتدل اصلاح طلبان حکومتی که برای انتخابات کاندید شده بود، مدتی پیش به خاطر تهدیدها و پیامهای دریافتی کنار کشید. این امر را رمضانزاده سخنگوی وقت دولت محمد خاتمی بیان کرد. او گفت که ما پیامهائی دریافت کردیم که نباید خاتمی کاندیدا شود. بلوک حاکم احتمال میداد که کاندیدا شدن خاتمی ممکن است مدیریت انتخابات را از آنها سلب کند. لذا محمد خاتمی را به ترور تهدید کرد و ولی فقیه به او پیام فرستاد که کاندیداتوری او نه به مصلحت نظام است و نه به سود خودش. در حالی که او بارها وفاداریش را نسبت به ولایت فقیه و نظام اعلام کرده بود. با کنار کشیدن خاتمی باز هم حلقه انتخابات تنگتر گشت. با این وجود، رویکرد نیروهای تحول طلب به برنامه و مطالبه محوری در ماههای گذشته، فضای تازهای را در روند انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری شکل داده است. به واقع انتخابات بستری شده است برای ارائه برنامه، طرح مطالبات جامعه مدنی و خواستههای مشخص گروههای مختلف اجتماعی. در ماههای اخیر هم بخشی از نیروهای اپوزیسیون در خارج از کشور برنامه انتخاباتی ارائه دادهاند و هم تعدادی از جریانها و فعالین سیاسی در داخل کشور. در این دوره هم جنبشهای اجتماعی، احزاب و سازمانهای سیاسی در طرح مطالبات و ارائه برنامه پیشقدم شدهاند و هم کاندیداها. این امر نشانگر بالا رفتن سطح آگاهی در جامعه است. کاندیداها با این واقعیت در جامعه روبرو شده اند که بدون ارائه برنامه و تنها با طرح چند شعار نمی توانند مردم را به پای صندوق رای بکشانند. در فرآیند انتخابات بین بخشی از نیروهای تحولطلب داخل و خارج از کشور رویکرد واحدی نسبت به انتخابات اتخاذ شده است. این نیروها با آگاهی از آزاد، دمکراتیک و سالم نبودن انتخابات، در شرایط کنونی انتخابات را فرصتی میبینند برای برآمد سیاسی اپوزیسیون و طرح برنامه نیروی سوم. در جمهوری اسلامی به دلایل مختلف از جمله فقدان حضور احزاب و سازمانهای سیاسی مخالف، انتخابات نه بر اساس برنامه ارائه شده از جانب احزاب سیاسی، بلکه برپایه “شخصیت”ها برگزار میشود. اینبار وجه برنامه و مطالبه محوری در انتخابات پررنگ شده است. برجسته شدن برنامه و مطالبه محوری در شرایط کنونی با عملکرد جمهوری اسلامی در پیوند نزدیک است. عملکرد جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته و سیاستهای فاجعهبار جریان راست افراطی در چهار سال گذشته، آنچنان مطالبات طبقات، جنبشها و گروههای مختلف اجتماعی را وسعت و عمق بخشیده است که حتی کاندیداهای حکومتی هم نمیتوانند از کنار آن بگذرند. امروز بخش اندکی از آن مطالبات عظیم، از زبان برخی کاندیداها بیان میشود. برجسته شدن برنامه و مطالبه محوری در شرایط کنونی با عملکرد جمهوری اسلامی در پیوند نزدیک است. عملکرد جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته و سیاستهای فاجعهبار جریان راست افراطی در چهار سال گذشته که به تخریب سرمایههای مادی و معنوی کشور و گسترش فقر، بیکاری و تعمیق شکاف طبقاتی و سرکوب دگراندیشان و جنبشهای اجتماعی منجر گردیده است، آنچنان مطالبات طبقات، جنبشها و گروههای مختلف اجتماعی را وسعت و عمق بخشیده است که حتی کاندیداهای حکومتی هم نمیتوانند از کنار آن بگذرند. امروز بخش اندکی از آن مطالبات عظیم، از زبان برخی کاندیداها بیان میشود. صفبندی در انتخابات بعد از ماهها ابهام سرانجام صحنه انتخابات ریاست جمهوری روشن گشته و صفبندی مشخصی شکل گرفته است. این بار صفبندی تا حدود زیادی بین جریان راست افراطی و دستگاه ولایت فقیه و نیروهای منتقد و مخالف آن پدید آمده است. در این انتخابات صفوف اصولگرایان شکاف برداشته و بخشی از آنها در جانب راست افراطی و کاندیدای آنها ـ احمدی نژاد ـ قرار گرفتهاند و بخشی دیگر به حمایت از موسوی برخاستهاند. میر حسین موسوی هم نه به عنوان نماینده اصلاحطلبان حکومتی، بلکه به مثابه کسی که هم از اصلاحات دفاع میکند و هم ارزشهای اصولگرایان را پاس میدارد، برآمد کرده است. او کوشیده است با سیمای فراجناحی وارد میدان انتخابات شود تا بتواند نیروهای منتقد و مخالف جریان راست افراطی را پوشش دهد. این صفبندی متاثر از آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی است که با روی کار آمدن جریان راست افراطی به تدریج در جامعه شکل گرفته است. در این صف آرائی در یکسو راست افراطی و حامیان آن قرار دارد و در سوی دیگر طیف گستردهای از نیروهای سیاسی و اجتماعی مخالف و منتقد. در شکل گیری نیروی مقابله با راست افراطی و دستگاه ولایت فقیه جریانهای متفاوت اجتماعی و سیاسی با اهداف و انگیزه های مختلف عمل می کنند. تقابل با جریان راست افراطی، طیف وسیعی از نیروهای تحولطلب که خواهان دگرگونی بنیادی در ساختار سیاسی کشور هستند تا نیروهائی که با سیاستهای بلوک حاکم مخالفند، را در برمیگیرد. بخش قابل توجهی از نیروهای سیاسی وابسته به طبقه متوسط و محروم جامعه، جنبشهای اجتماعی، معلمان و پرستاران، فعالین حرکتهای قومی ـ ملی، فعالین فرهنگی و مطبوعاتی، نویسندگان و هنرمندان، سازمانهای غیردولتی، بخشی از روحانیون و کانونهای مذهبی، اصلاح طلبان حکومتی و کارفرمایان تولیدی در موضع تقابل با جریان راست افراطی قرار دارند. از سوی دیگر با حدت یافتن بحران دولت ـ ملت، بحران کارائی و اقتصادی و تعمیق شکافهای اجتماعی و عملکرد جمهوری اسلامی و به طور مشخص سیاستها و کارنامه سیاه جریان راست افراطی، نارضایتی بیسابقهای در سطح جامعه و بین گروههای مختلف اجتماعی شکل گرفته است. تنها لایه نازکی از جامعه که از رانت حکومتی بهره میبرد، از وضعیت موجود راضی است. در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی این نارضایتی در کاهش نرخ مشارکت در انتخابات و به ویژه در شهرهای بزرگ بروز کرد. برای نخستین بار میزان مشارکت در انتخابات در سطح کشور به زیر ۵۰ درصد و در شهرهای بزرگ به زیر ۳۰ درصد رسید. نارضایتی طبعا این بار هم در شکل دیگر بروز خواهد یافت. بر بستر نارضایتی گسترده از وضع موجود و ضرورت تغییر شرایط کنونی، همسوئی در بین بخش وسیعی از نیروهای سیاسی و اجتماعی در نفی جریان راست افراطی و کاندیدای آن شکلگرقته است. اما جریان راست افراطی حاضر نیست که بازنده انتخابات باشد. راست افراطی با پشتیبانی سپاه پاسداران و حمایت دستگاه ولایت فقیه از پلکان انتخابات بالا رفت و بر قوه مجریه چنگ انداخت. ولی نمیخواهد دیگر جناحهای حکومتی از همان پلکان انتخابات بالا بیآیند. راست افراطی درآمد نفت، بودجه کشور، صدا و سیما، دستگاههای دولتی، سپاه و بسیج را به خدمت گرفته است که همچنان از صندوقهای رای پیروز بیرون بیآید. راست افراطی به سادگی سنگر قوه مجریه را ترک نخواهد کرد. این جریان برای حفظ سنگر قوه مجریه و موقعیت خود از تمام امکانات و حتی رای سازی بهره میگیرد. کاندیداها و پرسشها نیروهای اصلاح طلب و تحول خواه هریک با هدف متفاوت به دنبال عقب راندن جریان راست افراطی هستند. بیانیههای منتشره توسط جریانها و فعالین سیاسی در طی ماههای گذشته و مواضع دو کاندیدای اصلاحطلبان حکومتی نشانگر این امر است. گرچه اصلاحطلبان معتدل و رادیکال در این انتخابات کاندیدا ندارند ولی از میرحسین موسوی و یا مهدی کروبی حمایت میکنند. اما نیروهای تحولطلب جامعه این بار هم فاقد کاندیدا هستند. جمهوری اسلامی عملا این نیرو را حذف کرده و امکان نمیدهد که نماینده آنها در انتخابات حضور یابد و با دیگر کاندیداها به چالش برخیزد. میر حسین موسوی و مهدی کروبی تا کنون نتوانستهاند نظر مساعد اکثر نیروهای تحولطلب جامعه را جلب کنند. موسوی در پی شکاف انداختن در بین اصولگرایان و جلب آرای بخشی از آنها است و از طرح برنامه روشن در برخی عرصههای اجتماعی اجتناب میورزد. مهدی کروبی با طرح تامین حقوق شهروندی، حقوق ملی ـ قومی، حمایت از قطع اعدام جوانان زیر ۱۸ سال، حذف نظارت استصوابی و ضرورت اصلاح قانون اساسی تلاش میکند که نظر مساعد نیروهای تحولطلب جامعه را جلب کند. اما او تا کنون به دلایل مختلف موفق نشده است. دلایل عدم توفیق کروبی در این زمینه را از جمله باید در این دید که او هنوز ابزارها، سازمان و نقشه راه اجرای برنامه هایش را اعلام نکرده است، او همچنان به روش انکار و سکوت نسبت به حضور و سهم لایه های مدرن در جامعه ادامه می دهد و موفق به توضیح قانع کننده رفتار سیاسی پیشین خود نسبت به دوران اصلاحات و مطالبات آن نشده است. مطالباتی بسیار مقدماتی تر از آن چه که امروز او مدعی تأمین آنها در صورت کسب مقام ریاست جمهوری است. به علاوه جلب اعتماد نیروهای تحولطلب جامعه مستلزم آن است که به پرسشهای جدی و اساسی که مطرح است، از جانب دو کاندیدای اصلاحطلب پاسخ داده شود. این پرسشها در مقابل کاندیداهای اصلاحطلبان قرار دارد: ـ نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه است. قدرت اصلی در دست ولی فقیه و نهادهای غیرانتخابی متمرکز شده است. در صورت مخالفت ولی فقیه و نهادهای غیرانتخابی با اجرای برنامه انتخاباتی شما ـ آنچه که در دوره خاتمی پیش آمد ـ شما چه برخوردی خواهید کرد؟ آیا تمکین خواهید کرد و یا با مراجعه به مردم به چالش با کانون قدرت برخواهید خاست؟ آیا حاضرید در صورت چالش با کانون قدرت به مردم متکی شوید؟ ـ برای تامین حقوق شهروندی که از جمله حقوق برابری زن و مرد را شامل میشود، برنامه مشخص شما چیست؟ ـ اصلاح و تغییر قانون اساسی یکی از چالشهای جدی در جمهوری اسلامی است. ولی فقیه مخالف سرسخت اصلاح و تغییر قانون اساسی است. شما چگونه میخواهید این شعار را عملی کنید؟ اسباب و لوازم شما برای پیشبرد این شعار چیست؟ ـ مدتها است که سپاه بر حوزههای مختلف اجتماعی از جمله سیاست و اقتصاد چنگ انداخته است. شما چرا سیاست سکوت در این مورد اختیار کردهاید؟ چرا فقط از عدم دخالت سپاه و بسیج در انتخابات سخن میگوئید؟ برنامه شما برای قطع دست سپاه از حورههای مختلف اجتماعی چیست؟ ـ در گفتارهای شما سخنی از حق فعالیت نیروهای اپوزیسیون و امکان حضور آنها در صحنه سیاسی کشور دیده نمیشود. آیا شما هم همانند پیشنیان میخواهید آنها را نادیده بگیرد و به سرکوب آنها توسط نهادهای امنیتی صحه بگذارید؟ یا اینکه برنامه دیگری دارید؟ برنامه شما چیست؟ مواضع ما در بیانیه هیئت سیاسی ـ اجرائی که مدتی پیش انتشار یافت، مواضع سازمان در رابطه با فرایند انتخابات بیان گردید. اینک در تداوم آن بیانیه اعلام میکنیم: * ما انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری را غیردمکراتیک میدانیم و هم چنان بر برگزاری انتخابات آزاد، دمکراتیک و سالم تاکید داریم. * ما فاصلهگیری از شخصیت محوری و رویکرد به برنامه و مطالبه محوری را روند مثبت تلقی کرده و برآنیم که باید سطح مطالبات را ارتقا بخشید تا کاندیداها موظف به طرح مطالبات در برنامه و شعارهایشان شوند. * به نظر ما این انتخابات فرصتی است برای طرد جریان راست افراطی و نماینده آن و ضربهزدن به ولایت فقیه. در طی سالهای گذشته سیاست ما همواره متوجه وارد آوردن ضربه به بلوک حاکم بوده است. ما از موضع اپوزیسیون این سیاست را همچنان در انتخابات پی خواهیم گرفت. * طرح برنامه و شعارها از جانب کروبی امری است مثبت و مورد استقبال نیروهای تحول طلب جامعه. اما او فاقد ابزارهای لازم برای پیشبرد برنامه و شعارهایش است. مادام که کروبی یا هر کاندیدای دیگری فاصله خود را با ولایت فقیه ترسیم نکرده، چگونگی پیشبرد برنامهاش را مشخص ننموده، با نیروهای آن برنامه به تعامل دست نزده و روشن نساخته است که چگونه میخواهد در چارچوب ساختار قدرت برنامه و شعارهایش را پیش ببرد، قادر نخواهد شد نظر مساعد اکثر نیروهای تحولطلب جامعه را جلب نماید. هیات سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۱ماه مه ۲۰۰۹)

تاریخ انتشار : ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۸۸ ۸:۳۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم

بیانیه ۴۱۶ کنشگر سیاسی و مدنی ایران در اعتراض به بازداشت‌ معترضان به کشتار دی‌ماه و تاکید بر شکل‌گیری «جبهه نجات ایران» در انتقال قدرت به مردم

بازتعریف نقش ایرانیان مهاجر در قبال جنبش‌های داخل کشور

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی