سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۰:۴۵

یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۵

بازگشت «نیما» دومین قربانی کودک آزاری به آغوش شکنجه گرانش و جای خالی نهادهای حقوق کودکان

یکی از خلاء های عمده در زمینه حقوق کودک در ایران خلاء سازمانهای بین المللی است. متاسفانه در ایران سازمانهای بین المللی که در زمینه حقوق کودک از تجربه طولانی برخوردارند فقط برای مدت کوتاهی در شرایط اضطراری حضور داشته اند. حضور سازمان نجات کودکان پس از زلزله بم یکی از این موارد است. موانع کاری که سازمانهای غیردولتی بین المللی در ایران با آن مواجه هستند امکان فعالیتی موثر را به آنها نمی دهد

نیما دومین قربانت کودک آزاری ماههای اخیر به خانواده بازگردانده شد…(۱) محیط خانواده تنها محیطی است که کودک اعتماد  خود را به آن به راحتی از دست نمی دهد. آیا نیما هنوز به مادر و پدرش اعتماد می کند؟

حمایت از حقوق کودک تکلیفی است که بر عهده خانواده، سازمانهای مدنی ،ارگانهای دولتی، و سازمانهای بین المللی است. صرف نظر از سازمانهای خیریه که تجربه ای طولانی در ایران دارند عمر سازمانهای غیر دولتی که در ایران که به کار مشغولند – ازجمله فعالیت در حوزه حقوق کودک – بسیار کم است. تاسیس انجمن حمایت از حقوق کودک در ایران از اقدامات کلیدی و تاریخی بود که با اتفاقی ناخوشایند شروع شد: شکنجه ای که آرین گلشنی ۹ ساله بر اثر آن جان خود را از دست داد. مرگ آرین بازتاب گسترده ای در روزنامه ها داشت که این بازتاب و شکل گیری انجمن عمدتاً نتیجه فعالیتهای شیرین عبادی بود. اما آرین آخرین قربانی کودک آزاری در محیط خانواده نبود.

متولیان حقوق کودک در ایران چه سازمانهایی هستند؟

عمر کوتاه نهادهای مدنی در ایران، ماهیت جزیره ای این نهادها، و ضعف مشارکت و همکاری بین آنها از موانع مهم رشد سازمانهای غیردولتی به طور کلی و سازمانهای غیردولتی کودکان به طور ویژه است. اما در این مقطع زمانی مهمترین مانع فعالیت این سازمانها محدودیت هایی است که از جانب دولت با آن روبرو هستند. با این حساب علیرغم تجربه های غنی و طولانی فعالین حقوق کودک در ایران، موانعی که به آن اشاره شد امکان بهره مندی موثر از این تجارب را نمی دهد.

ارگانهای دولتی از قدیمی ترین دست اندرکارانی هستند که ابعاد مختلف حقوق کودک را هدف برنامه های خود قرار می دهند. آموزش و پروش، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی و قوه قضاییه عمده ترین سازمانهایی هستند که برنامه های هدفمند و مشخص برای بهبود حقوق کودک در ایران را دارند. اما فعالیت آنها هم به طور مستقل از یکدیگر صورت می گیرد و هماهنگی موثری بین آنها وجود ندارد. علاوه بر این، سیاستها و استراتژیهای آنها نیازمند اصلاحات مهمی است که به نظر نمی رسد در آینده نزدیک اتفاق افتد. بنابراین در شرایط بحرانی مثل بازگرداندن نیمای چهارساله که توسط پدر و مادر خود شکنجه شده و آثار ضرب و جرح در همه جای بدن او هست به همان خانواده…

یکی از خلاء های عمده در زمینه حقوق کودک در ایران خلاء سازمانهای بین المللی است. حضور این سازمانها در بیشتر کشورها به انتقال تجربه ها و به روز کردن آنها چه در سازمانهای غیردولتی و چه در ارگانهای دولتی کمک به سزایی داشته است. متاسفانه در ایران سازمانهای بین المللی که در زمینه حقوق کودک از تجربه طولانی برخوردارند فقط برای مدت کوتاهی در شرایط اضطراری حضور داشته اند. حضور سازمان نجات کودکان پس از زلزله بم یکی از این موارد است. موانع کاری که سازمانهای غیردولتی بین المللی در ایران با آن مواجه هستند امکان فعالیتی موثر را به آنها نمی دهد.

و بلاخره صندوق کودکان سازمان ملل تنها آژانس بین المللی متخصص در امر حقوق کودکان است که در ایران مشغول به فعالیت است. صندوق کودکان سازمان ملل در سال ۱۹۴۶ و پس از جنگ جهانی دوم با عنوان صندوق اضطراری بین المللی کودکان تاسیس شد. هدف عمده این سازمان در آن زمان، حمایت از کودکان آسیب دیده از جنگ بود. پس از چند سال منشور این سازمان تغییر یافت تا کودکان و زنان کشورهای در حال توسعه را هم تحت پوشش قرار دهد (۲). این تغییر در نتیجه لابی کشورهای در حال توسعه از جمله پاکستان و ایران بود(۳). و از سال ۱۹۵۰صندوق اضطراری حقوق کودک با عنوان صندوق کودکان ادامه کار داد و ماهیت کار این صندوق تا مدتها اضطراری ماند. امروز هم تخصص یونیسف در کشورهای توسعه نیافته عمیق تر است اگر چه از اواسط دهه ۱۹۹۰ فعالیت های یونیسف به امور مربوط به توسعه اجتماعی و اقتصادی معطوف شده است.

گفتمانی که در دهه اخیر در این سازمان در جریان است خروج یونیسف از کشورهایی است که دارای درآمد متوسط هستند. اگر نرخ بالای مرگ و میر زیر ۵ سال؛ درآمد ناخالص ملی و میزان سوء تغذیه حضور یونیسف را در کشورهای توسعه نیافته توجیه می کرد امروز برخی از کشورهایی که از حضور یونیسف بهره مند می شوند واجد شرایط کمکهای یونیسف نیستند. به عبارت دیگر با تضمین حق حیات کودک؛ رشد و تکامل سالهای اول تولد از یک طرف و توانایی کشورها در بهره گیری از منابع داخلی؛ نیاز این گروه از کشورها در امر حقوق کودک به سطح دیگری معطوف است.

اما وضعیت ایران چگونه است؟

 

به طور مشخص مشکلات مربوط به حقوق کودک سه دسته اند:

 

– نابرابری های موجود در خصوص تامین نیازهای اولیه از جمله تکمیل تحصیل ابتدایی دسترسی به خدمات بهداشتی آب آشامیدنی سالم توالت بهداشتی تغذیه و سرپناه. این مشکلات مربوط به زیرساختارها می شوند باز توزیع منابع مالی و سیاست ها و استراتژی های بومی که جوابگوی نیازهای خاص هر منطقه باشد.

– مشکلات حمایتی از جمله کودک آزاری، اعدام کودکان ،کودکان کار و خیابان. این دسته از مشکلات پیچیده تر بوده و نیاز به کارهای ریشه ای تر در خصوص مسایل اجتماعی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی دارد.

– مشکلاتی که ماهیت جدیدتری داشته و در نتیجه توسعه کشورها و فرایند مدرنیزاسیون است: از قبیل اچ آی وی؛ نابرابری های جنستی؛ و مشکلاتی که نوجوان به طور خاص با آن روبرو هستند.

به عبارتی دیگر شاخص های توسعه ایران به حدی رسیده است که یونیسف می تواند طبق برآورهای اولیه خود کار خود را در ایران پایان دهد. اما بحث دیگری که در یونیسف در حال شکل گیری است تغییر برنامه ها برای تطبیق با وضعیت کشورهای درآمد متوسط است. و اتفاقاً ویژگی خاص یونیسف این است که پیمان نامه حقوق کودک را راهنمای کار خود قرار می دهد و این پیمان نامه تنها پیمان نامه ای است که حقوق اجتماعی اقتصادی فرهنگی کودک را به حقوق مدنی و سیاسی پیوند می دهد. و به طور بالقوه امکان این تبدیل ماهیت هست.اما سوال اساسی این است که آیا ساختار یونیسف اجازه چنین تغییری را می دهد؟ نکته ی کلیدی در مورد ساختار یونیسف این است: یونیسف خود را پاسخگوی کودکان نمی داند. بلکه پاسخگویی یونیسف به اعضا و هیئت های مدیریتی آن است. اما راه نهادهای مدنی برای پاسخگو کردن یونیسف کاملا بسته نیست. یونیسف به منشوری متعهد است که کودکان و تامین و حمایت از آن حقوق حضورش را در کشورها معنی دار و موجه می کند.

با این مقدمه و با توجه به وضعیت کنونی ایران: محدودیتی که سازمانهای غیردولتی از آن برخوردار هستند که امکان فعالیتهای ترویجی آنها را به حداقل می رساند؛ با توجه به اینکه فعالین حقوق کودک یا در زندان هستند یا در خارج از ایران (و این روزها جای خالی نسرین ستوده خالی تر از همیشه است) با توجه به لیست بیش از صد نفره ی کودکانی که در انتظار اعدام هستند؛ با توجه به کودک آزاری هایی که در یک ماه اخیر به اوج وخامت رسیده، نقش یونیسف چیست؟ نکته غیرقابل انکار این است که یونیسف هم در وضعیت پیچیده ای قرار دارد. و علاوه بر این کار ترویج حقوق کودک کاری بین بخشی است که در فرایندی طولانی به نتیجه می رسد. بنابراین انتظار نمی رود که یونیسف یک تنه نقش منجی را داشته باشد. اما با توجه به اینکه یونیسف خود را پاسخگوی کودکان نمی داند؛ از دخالت در اموری که نیاز به ترویج دارد خجل و محافظه کار است؛ در مقابل سه مورد کودک آزاری که حتی روزنامه های محافظه کار به آن پرداخته اند سکوت کرده است… و از طرف دیگر با توجه به هزینه های گزاف حضور این سازمان در ایران ارزش افزوده یونیسف چیست؟ هانیه، نیما و باربد فاجعه کودک آزاری این روزها هستند. یونیسف این روزها کجاست؟

پانوشت:

 

(۱) http://www.ir-women.com/spip.php?article9523

(۲) http://www.unicef.org/about/who/index_faq.html

(۳) http://www.nationsencyclopedia.com/United-Nations/Social-and-Humanitaria…

تاریخ انتشار : ۲۹ اردیبهشت, ۱۳۹۰ ۷:۴۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است