سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۱:۲۹

سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۹

بدهی هایی که هرگز تسویه نخواهد شد

دروغ است وقتی می گویند دعوا بر سر راه حلی برای بحران بدهی هاست. بدهی ها هرگز تسویه نخواهد شد، نه بدهی های یونان و نه حتی بدهی های شاگردان نمونه سیاست ریاضت کشی مانند آلمان. یونان تنها ضعیفترین حلقه زنجیر در اروپاست. در منطق بازار مالی، شرط بندی روی گسستن ضعیفترین حلقه زنجیر بسیار سودآور است. همین شرط بندی این حلقه را باز هم ضعیفتر می کند. از طریق این گونه شرط بندی ها صاحبان سرمایه مالی چه در سالهای پیش از به اصطلاح شروع بحران مالی جهانی در سال 2008 و چه در سالهای پس از آن، صدها میلیارد دلار سود به جیب زده اند. تا بازارهای مالی هست این مکانیسم شرط بندی هم هست.


دولتهای گروه یورو، گلوی یونان را می فشرند تا تتمه خدمات دولتی به بازنشتگان و آسیب پذیرترین ها در این کشور، از همین هم که هست کمتر شود. لشکر سیاستمدارن گوش به فرمان سرمایه و قلم به مزدهای رسانه های مدافع سرمایه و شبه اقتصاددانان در خدمت سرمایه، دیواری کوتاه تر از دیوار بازنشسته ها در یونان پیدا نکرده اند. مردم سایر کشورهای اروپایی را علیه یونانی هایی تحریک می کنند که گویا از نظام بازنشستگی «لوکس» برخوردارند. دروغ می گویند وقتی ناگفته می گذارند که از ششصد یورو حقوق یک بازنشسته در یونان، هم باید خودش گذران زندگی کند و هم فرزندان و نوه های بیکارش. دروغ می گویند وقتی نمی نویسند که در یونان از کمکهای دولتی فقط حقوق بازنشستگی مانده است و بس. نه از بیمه بیکاری خبری است و نه از هیچ یارانه دیگری. کل رقمی که می خواهند سالانه از سفره مردم یونان دریغ کنند به یک درصد بدهی های دولت یونان هم نمی رسد. این باج گیری هیچ ربطی به تسویه بدهی های یونان ندارد. فقط و فقط جنگی است علیه مردمی که جرأت کرده اند علیه سیاستهای نئولیبرال حاکم بر اروپا رأی دهند. مشمئزکننده است سخنان رئیس حزب سوسیال دمکرات آلمان و قائم مقام مرکل وقتی می گوید حاضر نیستیم هزینه وعده های انتخاباتی کمونیستهای یونان را بپردازیم. منزجرکننده است چرا که این رهبر سوسیال دمکراسی در مصاحبه با «بیلد» که برای آلمان حکم «کیهان» جمهوری اسلامی را دارد، متوسل به هیستری ریشه دار ضدکمونیستی در آلمان شده است تا به خیال خودش، سقوط ادامه دار حزبش در رأی گیری ها و نظرسنجی ها را متوقف کند. انزجار آور است چرا که رهبر سوسیال دمکراسی آلمان دروغ می گوید وقتی میان «سیریزا» و کمونیستها علامت تساوی می گذارد. اگر به نظر حزب کمونیست یونان بود، تا به حال یونان از حوزه یورو خارج شده بود و مجبور نبود به مستخدمان سیاسی سرمایه باج بدهد. رهبر حزب سوسیال دمکرات آلمان، وفاداری اش را به سنت آن دسته از اسلافش در رهبری این حزب نشان می دهد که بعد از سقوط قیصر، بقایای قشون او را به جان شوراها و کمونیستها انداختند تا کارل لیبکنشت و رزا لوگزامبورگ را سربه نیست کنند. آن روز پاسخ سرپیچی از فرمان سرمایه را با گلوله می دادند، امروز با تحمیل فقر و فلاکت.

دروغ است وقتی می گویند دعوا بر سر راه حلی برای بحران بدهی هاست. بدهی ها هرگز تسویه نخواهد شد، نه بدهی های یونان و نه حتی بدهی های شاگردان نمونه سیاست ریاضت کشی مانند آلمان. یونان تنها ضعیفترین حلقه زنجیر در اروپاست. در منطق بازار مالی، شرط بندی روی گسستن ضعیفترین حلقه زنجیر بسیار سودآور است. همین شرط بندی این حلقه را باز هم ضعیفتر می کند. از طریق این گونه شرط بندی ها صاحبان سرمایه مالی چه در سالهای پیش از به اصطلاح شروع بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ و چه در سالهای پس از آن، صدها میلیارد دلار سود به جیب زده اند. تا بازارهای مالی هست این مکانیسم شرط بندی هم هست. طبق پژوهشهای چند موسسه صاحب نام که در یک گزارش روزنامه گاردین در ۵ فوریه ۲۰۱۵ بازتاب یافته است، ظرف هفت سال میزان کل بدهی های جهان نزدیک به چهل درصد افزایش نشان می دهد. این رقم اکنون حدود دویست هزار میلیارد دلار است. نزدیک به شصت هزار میلیارد دلار آن مربوط به دولتها و رقمی در همین حدود، بدهی شرکتهای غیر بیمه و بانک است. مابقی یعنی حدود هشتاد هزار میلیارد دلار تقریبا به طور مساوی میان موسسات مالی و خانوارها تقسیم می شود. افزایش بدهی دولتها پرشتاب تر از سایر بخشهاست. ظرف هفت سال بدهی دولتها تقریبا دو برابر شده است. یعنی از این لحاظ وضع یونان به هیچ وجه از متوسط کل دولتهای جهان بدتر که نیست، بهتر است. بدهی های دولت یونان هفت سال پیش حدود ۲۳۰ میلیارد یورو بود، امروز حدود ۳۲۰ میلیارد دلار است. اما «انتظار» قماربازان بازار مالی این است که یونان زودتر از بقیه کشورهای عضو حوزه یورو در هم می شکند، زیرا یونان قربانی اصلی روند صنعت زدایی جنوب اروپاست. این صنعت زدایی هم چیزی نیست جز نتیجه حداکثری کردن سود سرمایه در مراکز اقتصادی اروپا و به ویژه آلمان.

کل بدهی های در جهان در هفت سال اخیر به طور متوسط سالانه ۵ درصد افزایش نشان می دهد.  به گزارش صندوق بین المللی پول، رشد اقتصادی کل جهان زیر چهار درصد است. نتیجه این شده است که اکنون حجم بدهی ها به حدود سه برابر مجموع کل تولید ناخالص داخلی سالانه همه کشورها بالغ شود. این نسبت تا همین ده سال پیش حدود دو برابر بود. هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که این بدهی ها زمانی قابل تسویه شدن است. منطق ارزش اضافی، قانون تغییرناپذیر سرمایه حکم می کند که سرمایه مجازی ایجاد شود و پیوسته رشد یابد. ما به ازای سرمایه مجازی، بدهی هاست. طبق منطق نئولیبرال، این همه جهان است که لقمه بزرگتر از دهانش برداشته است نه یونان.

دولتهایی که از آژانسهای ارزیابی اعتبار، بهترین نمره ها را می گیرند، در همین منطق نئولیبرال بی انضباط ترین سیاست مالی را دارند.  تولید ناخالص داخلی آمریکا حدود ۲۰ هزار میلیارد دلار است و مجموع کل بدهی های این کشور بیش از دو و نیم برابر این رقم. تنها بدهی دولت آمریکا نزدیک به ۲۰ هزار میلیارد دلار است.

این بدهی ها، به جایی نخواهد انجامید جز ترکیدن حباب سرمایه مجازی. این حباب بارها ترکیده و سرمایه مجازی را به نقطه صفر برگردانده است، معمولا از طریق جنگ و به جا ماندن دولتهای تا خرخره مقروض بر رأس کشورهایی ویران. هشت سال پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم، طلبکاران در کنفرانس لندن، بخش اعظم بدهی هایی را که هیتلر برای تدارک جنگ روی دست این کشور گذاشته بود به آلمان بخشیدند. همین لغو بدهی ها، زمینه را برای سربرآوردن آلمان غربی به عنوان یک قدرت اقتصادی فراهم کرد. اما دولت کنونی آلمان حتی حاضر به مذاکره در مورد لغو بدهی های یونان نیست. لابد گناه یونان این است که اروپا را ویران نکرده و شصت میلیون نفر را نکشته است.

ارقام نجومی بدهی های دولتها، از حد تصور مردم همه کشورها خارج است. همین غیرقابل تصور بودن ابعاد است که به مجریان و توجیه گران مشی نئولیبرال مجال می دهد خاک به چشم انسانها بپاشند و چنین وانمود کنند که اگر زیاده خواهی دروغی بازنشسته های یونانی نبود، بحران یورو حل می شد. کل اروپا که اقتصادش به اندازه اقتصاد جهان رشد نمی کند، ضعیفترین حلقه زنجیر سرمایه جهانی است و سرنوشت یونان هر چه شود، در این قاره یونانهای دیگر در راهند. اصل موضوع این است که مردم کشورهای دیگری مانند اسپانیا نیز مانند یونانی ها علیه مشی حاکم رأی دهند یا نه. برای این که چنین نشود، حاکمان اروپا تصمیم گرفته اند به مردم یونان درسی بدهند که بقیه حساب کارشان را بکنند. ممکن است این بار موفق شوند ورشکستگی اجتناب ناپذیر مشی حاکم را باز هم مدتی به تعویق افکنند. اما هر چه این تعویق بیشتر طول بکشد، ارتفاعی که از آن سقوط خواهند کرد بیشتر خواهد شد.

سهراب مبشری 

تاریخ انتشار : ۵ تیر, ۱۳۹۴ ۸:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مدارا، عدالت و شنیدن روایت‌های دیگران، توافق‌هایی برای آینده‌ی ایران

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ بنیامین نقدی به اعدام محکوم شد

میان زمین و هوا

نه به اعدام

عفو بین‌الملل: دستگیری‌های گسترده در کشورهای خلیج فارس به‌دلیل ابراز عقیده در فضای مجازی در جریان جنگ ایران

هنگامی که «میزان رأی ملت است» جای خود را به «من می‌گویم نه» داد