سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۰ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۷:۲۶

یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۶

در چهل و پنجمین سالگرد قتل رفیق بیژن و همرزمان

در چهل و پنجمین سالگرد جان باختن رفقا بیژن جزنی و همرزمان به جاست به یاد آوریم که آن عزیزان ضمن تاکید بر تفاوت دیدگاه های خود با رهبران حزب توده ایران، نه تنها توده ای ها را متحد خود می شناختند، بلکه در زندگی سیاسی روزمره در طول حیات سیاسی با فعالین توده ای تعامل و همکاری داشتند. هم از این روست که رفقای توده ای ما علیرغم تفاوت نظرهای مشخص با دیدگاه های جزنی همواره با احترام و رفیقانه با او سلوک داشته اند.

امروز چهل و پنجمین سالروز ترور عزیزترین و قدیمی ترین رفقای فدایی، بیژن جزنی، حسن ضیاء ظریفی، عباس سورکی، سعید (مشعوف) کلانتری، عزیز سرمدی، احمد جلیل افشار و محمد چوپانزاده است.

فقط نحوه هولناک کشتن این یاران نیست که یاد آنها را ماندگار می کند. نقش بیژن جزنی و یارانش در کشور ما نقشی تاریخ ساز بوده است و قتل فجیع آنان به دست عوامل ساواک و به دستور شخص شاه نیز به خاطر انتقام از همین نقش تاریخی بوده است.

میراث بیژن
زمان می گذرد و یاد بیژن در یادها زنده می ماند. کم نیستند قهرمانانی که استوار ایستادند و ایستاده در دفاع حق و عدالت و آزادی جان باختند. اما نام بیژن، نه فقط به خاطر ایستادگی، بلکه به خاطر نقش سمت دهنده و رهبری کننده اش، به خاطر احترام و اعتباری که در نزد گسترده ترین طیف مخالفان وضع موجود در زمان خود داشت، زنده مانده و خواهد ماند. 

فدائیان خلق احیاگر اعتبار رزمندگان علیه دیکتاتوری، علیه فساد دربار، و علیه سرسپردگی به اربابان دنیا بودند. آنها به دلیل ناتوانی و تسلیم پیشگامان سیاسی نسل قبل از خود، از تجارب غنی مبارزاتی آنان برخوردار نشدند. فدائیان روی پای خود، با تجربه صفر، آغاز به کار کردند. و بیژن جزنی و همرزمان تنها کسانی بودند که نسیمی از تجارب نسل قبل بر زندگی مبارزاتی آنان دمیده بود. جزنی و ظریفی حدود دهسال از متوسط سن فدائیان بزرگتر بودند و از همین روی  نه فقط در مبارزات ۳۹ تا ۴۲ نقش فعال و موثر بر عهده داشتند، که از مبارزات و تلاش های ۲۹ تا ۳۲ هم آگاهی های مستقیم برگرفته بودند. 

آموزه های بیژن برای فعالان سیاسی سال های قبل از انقلاب راهنمای عمل بود. از جمله این که:

۱) – شدت دیکتاتوری و خشونت نظام حاکم نمی تواند غیبت و انصراف مبارزان از پیگیری راه خود را موجب گردد. حتی در سخت ترین شرایط هم می توان برای تاسیس سازمان پیشاهنگ (رهبری کننده) گام برداشت. همیشه راه هایی هست که برای نیروهای پیشاهنگ امید و اعتبار بیافریند و ارتباط  آنان را با مردم از نوع دیگر برقرار سازد.

۲) – مبارزه ما نباید تابع تغییرات سیاسی در مسکو و واشنگتن باشد. این جمع بندی که «تا قدرت های بزرگ نخواهند هیچ تحولی در ایران رخ نخواهد داد» اشتباه است. فعالیت سیاسی و مشی ما باید مستقل از قدرت های بزرگ، و بر پایه نیازها و شرایط کشور تدوین شود. 

۳) – شعارهای سیاسی باید به گونه ای تدوین شود که در دستگاه حاکم واگرایی تولید کند و طیف حامیان جنبش را گسترش دهد. او بر این اساس «نبرد علیه دیکتاتوری فردی شاه» را شعار محوری معرفی می کرد و «مرگ بر رژیم وابسته به امپریالیسم شاه» را نابهنگام می دانست. 

۴) – اشکال مبارزاتی ما متنوع اند، منحصر کردن مبارزه به مبارزه مسلحانه اشتباه است. مبارزان باید بتوانند به اشکال مبارزاتی صنفی و سیاسی نیز متکی شوند. مبارزه مسلحانه و مبارزات صنفی سیاسی دو پای جنبش اعتراضی اند. قطع یک پا حرکت را کم اثر و متوقف می کند.

با فرارسیدن انقلاب بهمن مشی پیشنهادی رفیق بیژن جزنی، و نقاط قوت و ضعف آن در معرض قضاوت تاریخی قرار گرفت. نقطه نظرهای ۴ گانه رفیق بیژن به جذب وسیع ترین طیف فعالین چپ کشور زیر یک سقف واحد، سازمان فدائیان خلق، منتهی شد. دیدگاه های سیاسی و اشکال مبارزاتی سازمان، به ویژه حرکت روی دو پای خود، موجبات ارتباط و اعتبار گسترده آنان با مردم، به ویژه با طبقات متوسط شهری، را فراهم آورد. در مقطع انقلاب، نه حزب توده ایران و نه هیچ یک از سازمان های رنگارنگ مخالف آن، نه حضوری فعال و سازمان کارآمد را بنا کرده بودند و نه نزد سایر نیروهای غیر چپ اعتبار و احترام داشتند.

ما و میراث بیژن
همیشه گفته ام مسئولیت شکسته شدن سازمانی که به همت و با جانبازی رفقا بیژن جزنی و همرزمان ساخته شد، بر عهده بنیان گذاران آن نیست. این شکسته شدن محصول تصمیم کسانی است که پس از انقلاب مسئولیت هدایت سازمان فدائیان خلق را بر عهده خود دانستند.

تیرماه امسال چهلمین سال انشعاب میان اقلیت و اکثریت است. انشعابی که پس از ۴۰ سال و پس از مرارت های جانگاه، اکنون با شکل گیری حزب چپ (فدائیان خلق) تقریبا مرتفع شده است. و سوال بزرگ این است که اگر آن انشعاب ناگزیر بود چه شده که ۴۰ سال بعد ترمیم شد؟ پاسخ من به این پرسش همیشه این بوده است که آن انشعاب محصول بی تجربگی و تصمیم های عجولانه بود. اگر ما تجریه بیشتری داشتیم قطعا راه های بهتری از انشعاب را می یافتیم. چنانکه یافتیم. منتها ۴۰ سال بعد! پاسخ من به این پرسش همیشه این بوده است که آن انشعاب محصول تلخ فقدان رفقا بیژن جزنی و همرزمان بر تپه های اوین، و نیز مرگ زود هنگام رفقا حمید اشرف و همرزمان در مهرآباد جنوبی، بود. اگر بیژن یا حمید را حفظ کرده بودیم بسیار بعید بود که رفقای اقلیت، آن یاران و شاگردان بیژن و حمید، به این سرعت و سهولت از رهبران خود جدا شوند.

از ۴۰ سال پیش تا امروز یقین داشته ام که وحدت چپ ایران بدون مشارکت فدائیان و توده ای ها رخ نخواهد داد. گروه هایی که داعیه تاسیس این وحدت را خارج از جمع فعالینی که حس تعلق خود به حزب یا سازمان را حفظ کرده اند، داعیه دروغ و بی پایه است.

از ۳۰ سال پیش به این سو یقین داشته ام که وحدت چپ ایران تحقق نخواهد یافت مگر مثل هر حزب سیاسی مدرن و ماندگار در سایر کشورها، اصول دموکراسی درون سازمانی و اصل تنوع آراء را بپذیرد، آن را علنی کند، و در زندگی درونی و روزمره خود به کار گیرد. شواهد نشان می دهد که فدائیان خلق، که حالا در حزب چپ گرده آمده اند، سرانجام این اصل طلایی را آویزه گوش کرده و در عمل یاد گرفته اند چگونه تنوع آراء ضمن تعهد به انضباط حزبی را زمینی کنند. تلاش های رفقای توده ای ما متاسفانه تا این جا به ثمر نرسیده و یا رها شده است.

در چهل و پنجمین سالگرد جان باختن رفقا بیژن جزنی و همرزمان به جاست به یاد آوریم که آن عزیزان ضمن تاکید بر تفاوت دیدگاه های خود با رهبران حزب توده ایران، نه تنها توده ای ها را متحد خود می شناختند، بلکه در زندگی سیاسی روزمره در طول حیات سیاسی با فعالین توده ای تعامل و همکاری داشتند. هم از این روست که رفقای توده ای ما علیرغم تفاوت نظرهای مشخص با دیدگاه های جزنی همواره با احترام و رفیقانه با او سلوک داشته اند. 

بیژن و راه آینده
کاملا قابل پیش بینی است که چه در عرصه جهانی و چه در کشور ما هم دوران آقایی لیبرالیسم لجام گسیخته، و نیز هجمه هر نوع خودکامگی موروثی، مذهبی یا مسلکی رو به افول است و اندیشه های چپ، با محتوای دموکراتیک، جامعه نگر و جهان گرا، رو به اعتلا. 

با توجه به این چشم انداز شایسته و حتی حیاتی است که در سالگرد ۳۰ فروردین امسال، به تاسی از اعتبار و شجاعت نوخواهانه بیژن، تلاش کنیم نسیم موافقی که اکنون در جهان و ایران در سمت آرمان های ما وزیدن گرفته، به احیای قدرت و افزایش اعتبار نیروهایی بیانجامد که در راه آرمان های چپ، در راه جامعه ای و جهانی دموکراتیک، متکی به اصول عدالت اجتماعی و برابر حقوقی انسان ها و گروه های اجتماعی تلاش می کنند. 

علیرغم تاسیس حزب چپ (فدائیان خلق) هنوز تا رسیدن به وحدت کارآمد نیروی چپ ایران، هم فاصله بسیار است و هم راه ها مورد توافق نیست. 

و من در این سالگرد تاریخی، با الهام از پایه های ۴ گانه نگاه بیژن و با اتکا بر تجربه عملی ۵۰ ساله، سعی می کنم محورهایی که تصور کنم که می تواند به طراحی نقشه راه برای وحدت چپ منجر شود:

۱) – تشکل سراسری چپ ایران  منوط است به پذیرش تنوع آرا، آزادی بیان، علنیت، رقابت درونی و رهبری انتخابی و احترام به اراده جمعی. حزبی که اصول دموکراسی درونی را نپذیرد نه شایسته نام چپ است و نه در راه دموکراسی تلاش می کند. 

(قابل توجه برای رفقای توده ای) 

۲) – نقطه اتکای اصلی نیروی چپ در جامعه ما توده ای فعالینی هستند که در محیط هایی پرورش یافته اند که فدائیان و توده ای ها برپا کرده اند. آنها که تکیه گاه خود را در خارج از این محیط ها قرار می دهند، و یا می خواهند برای چپ، بستری تازه و بدون تکیه بر نیروهای فدایی و توده ای بر پا کنند به بیراهه می روند و انرژی فعالین چپ را هرز می برند. 

(قابل توجه رفقای فدایی و برخی نوآمدگان) 

۳) – چپ نباید اشکال مبارزاتی خود را بر اساس رفتار حکومت با خود تعریف کند. سازماندهی خشونت از جانب هر نیروی سیاسی، در چشم اندازهای آتی به سود اقتدارگرایی است و به آرمان های چپ لطمه می زند. چپ ایران باید ضمن ایستادن بر ارزش های خود، برای کسب حق فعالیت علنی و قانونی در کشور مبارزه کند و از اشکالی از مبارزه پیروی کنند که زمینه را برای فعالیت علنی و قانونی همه احزاب متعهد به روش های مسالمت آمیز هموار می کند.

(قابل توجه مخالفینی که هنوز رفتار خود را تابع رفتار حکومت می کنند) 

۴) – چپ ایران باید هم چنان میراث دار سنن ملی و مصدقی باشد.

به این معنا که از یک سو همواره منافع ملی و معیشت مردم را مقدم بر منافع خود و مبارزه برای قدرت قرار دهد و از اتکاء به دولت های بزرگ، و یا رقبای کشور در منطقه  پرهیز کند، 

و از سوی دیگر خواهان صلح، همزیستی و رقابت مسالمت آمیز، خواهان همکاری متقابلا سودمند با همه قدرت های بزرگ و رقبای منطقه ای ایران باشد.

(قابل توجه مدافعان تحریم ها و وخامت روابط ایران و امریکا).

تاریخ انتشار : ۳۰ فروردین, ۱۳۹۹ ۵:۰۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در سوگ معصومیت‌های پرپرشده پشت نیمکت‌های مدرسهٔ میناب

حملهٔ مستقیم به یک دبستان، نه تنها جنایتی جنگی و جنایتی علیه بشریت و علیه کودکان است، بلکه خیانت به بشریت و خدشه‌ای بزرگ بر کرامت انسانی‌ست؛ خشونتی که قلب هر انسان آزاده‌ای را می‌شکند و تباهی جنگ و تجاوز نظامی را به یاد می‌آورد. جنگ در ذات خود، جنایتی غیرانسانی و هستی‌کش است، موشکی که شلیک می‌شود و بمبی که فرو می‌ریزد، حقیقتی روشن نمی‌کند و آینده‌ای نمی‌سازد؛ تنها آتش می‌کارد و ویرانی درو می‌کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

اعتراف بنیاد ملی دموکراسی وابسته به وزارت خارجه آمریکا به مداخله در اعتراضات ایران…

گری زون: کار NED برای قاچاق ترمینال‌های استارلینک به ایران، عملیاتی مخفیانه با هدف ایجاد ناآرامی است و به اعتراف ویلسون، این اکنون بخش کلیدی از تهاجمی‌ترین ابتکار عمل این بنیاد است. ویلسون به فرانکل نماینده کنگره گفت: «ایران اولویت بزرگی برای این بنیاد بوده است. از زمانی که من به این بنیاد آمدم، ایران سریع‌ترین برنامه رو به رشد ما بوده است.» وی افزود که «اکنون این یکی از بزرگترین برنامه‌های ما در سطح جهانی است که هم شرکای مستقیم – گروه‌های ایرانی – و هم مؤسسات اصلی ما با آن درگیرند.»

مطالعه »

روابط ایران و آژانس در مرحله‌ای حساس – تحلیل مواضع دو طرف…

گودرز اقتداری: یکی از نکات مهم در سخنان عراقچی، پیوند دادن همکاری با آژانس به روند مذاکرات گسترده‌تر بود. وی اعلام کرد ایران در حال تدوین چارچوبی برای مذاکرات آینده است و تعامل با آژانس می‌تواند زمینه‌ساز پیشرفت دیپلماتیک شود. این موضع نشان می‌دهد که ایران همکاری با آژانس را نه صرفاً یک تعهد حقوقی، بلکه ابزاری تاکتیکی در مذاکرات می‌داند. به بیان دیگر، همکاری فنی می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای کسب امتیازات سیاسی یا اقتصادی در مذاکرات آینده استفاده شود.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حزب دمکراتیک مردم ایران: به تجاوز نظامی به خاک ایران پایان دهید

پهلوی راه‌حل نیست | نقد پادشاهی‌خواهی و سلطنت‌طلبی | گفت‌وگوی محمد فاضلی با محمد مالجو

بیانیه ۳۲۰ کنشگر سیاسی و مدنی داخل و خارج از کشور در مخالفت با جنگ و ضرورت آتش‌بس فوری

جنگ علیه ایران را متوقف کنید- سرکوب را پایان دهید

در سوگ معصومیت‌های پرپرشده پشت نیمکت‌های مدرسهٔ میناب

صلح به‌مثابه مسئولیت اجتماعی: اندیشه‌های جین هالبواکس (Jeanne Halbwachs) و بازخوانی آن در تجربهٔ زنان در جوامع درگیر جنگ