سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۱:۵۵

سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۵

دمی از ماه بی رخداد خرداد

چه رئوس برنامه ای که در دو نوشتۀ مذکور به دست داده می شود و چه مناسبات ترسیم شده در میان نیروهای سیاسی به عنوان باور نویسندگان، حاکی از طی طریق مسئولانه و متهورانهای در میان نیروهای دموکرات غیرسکولار جامعۀ ما در یک سال اخیر اند. طی طریقی که می توان امیدوار بود برای پایان بخشیدن به بیش از یک قرن تقابل، یا در بهترین حالت رقابت، میان نیروهای دموکرات سکولار و غیرسکولار دری بگشاید و طلسم همکاری پایدار میان این دو را بگسلد.

۲۲ خرداد، سالگرد “کودتای اتخاباتی” آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. ۲۵ خرداد هم، که در سال گذشته در آن روز، میلیونها نفر از مردم تهران به اعتراض به همان کودتای انتخاباتی برای پرس و جو از سرنوشت رأی شان به خیابان آمدند، آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. خرداد، ماه اتفاقها، آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. ممکن است فردا یا پس فردا، مصادف با این یا آن فراز جنبش سبز و حرکت دموکراسی خواهانۀ مردم ما، نیز بیاید و بگذرد، و باز ظاهراً اتفاقی نیافتد.

این روایت مطلوب هیئت حاکمۀ جمهوری اسلامی از اوضاع جاری است و معنای “اتفاقی نیافتاد” در این روایت، این است که سیطرۀ انتظامی – امنیتی جمهوری اسلامی بر “خیابان” حاکم بوده است. اما از نمایشهای سیاسی که بگذریم، حتی هیئت حاکمه هم می داند، و ای بسا بهتر از همۀ دیگران می داند، که این فقط ظاهر وضع، و آن هم تنها در سطحی ترین لایه از ظاهر وضع، در وضع هزاران لایۀ واقعیت است.

کافی است لایه نخست را کنار بزنیم و کمی به فراسوی آن بنگریم. آن گاه آشکار خواهد شد که توفیق نسبی جمهوری اسلامی در پیشگیری از حضور مردم در خیابانها – توفیقی که با بسیج بیشترین نیروهای امنیتی و انتظامی علیه مردم در حیات جمهوری اسلامی، با توسل به انواع ترفندها و تهدیدها، و با کشتار و شبیخون حاصل شده است – تنها به سیطرۀ نظامی آن در سطح خیابان انجامیده، بی آن که مطلقاً به توفیق جمهوری اسلامی در سیطره بر فضای سیاسی جامعه مددی رسانده باشد، و گفتنی نیست که سیطرۀ اخلاقی آن را به زوال تقریباً کامل کشانده است.

جنبش سبز در این نیمۀ دوم هستی اش، برخلاف ۶ ماه نخست آن، حضور قدرتمندی در “خیابان” نداشته است، اما به نظر می رسد فضای سیاسی جامعه، یک بار و برای همیشه، از تنفس در زیر سیطرۀ سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی خارج شده است و تقلای هیئت حاکمه برای بازگرداندن وضع به قرار پیشین، بیهوده.

بدون شک “خیابان” و “حضور خیابانی مردم” تا مدتهای بسیاری لازمۀ یک مبارزۀ مؤثر تا تحقق دموکراسی در ایران خواهد بود، اما در همین ماه “ظاهراً بی رخداد” خرداد ما شاهد حداقل دو رویداد بسیار قابل اعتنا بودیم. دو رویداد، نه در “خیابان”، بلکه بر سطور کاغذ، که نوید دهندۀ آنند که “قلم” نیز جای مؤثر خود را در تحول و اعتلای جنبش سبز تحکیم و تثبیت کند. نخستین این رویدادها انتشار نوشته ای از آقای مصطفی تاج زاده است زیر عنوان “پدر، مادر، ما باز هم متهمیم”، و دومین رویداد انتشار بیانیۀ شمارۀ ۱۸ آقای میرحسین موسوی” یا در واقع منشوری برای جنبش سبز. این هر دو نوشته به دو لحاظ مشترک دارای اهمیت اند: اولاً آشکار کنندۀ سیر اعتلائی جنبش سبز در قابل اعتناترین نیروهای سیاسی آنند و ثانیاً معیارهائی را پیش می گذارند، که بر آن پایه سایر نیروهای جنبش سبز قادر به اخذ موضع نسبتاً روشنی در قبال آنان به مثابه سرآمدانی از آن نیروها، و بنابراین دسترسی به پاسخی نسبی برای کم و کیف مبارزۀ مشترک بعدی است.

تصادف محض بوده است یا خیر، به هر حال، نوشتۀ تاج زاده با کنکاش در گذشتۀ انقلاب اسلامی بر خطاهای خویش [و دیگران] خیره می شود و به جبران می کوشد. اقدامی مقدمتاً به لحاظ اخلاقی متهورانه؛ زیرا خیره شدن در گذشته و دامان آلودۀ خویش را در آن دیدن محتاج تهوری اخلاقی است.

منشور موسوی در کار ترسیم راه آینده است. تلقی از بیانیه هژدهم موسوی صرفاً به عنوان یک بیانیه تلقی نادرستی است. موسوی خود در پیشانی آن تصریح می کند که “در آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.” منشوری که به اجمال ریشه ها و اهداف جنبش سبز، راهکارهای بنیادین و هویت آن، و ارزشها و مطالبات پایه ای جنبش را به دست می دهد. منشوری در قامت مبانی یک برنامه.

پیش از تصریح دو جنبه، از میان بسیاری جنبه های مهم این دو نوشته، که تأکید بر آنها غرض نوشتۀ حاضر است، مناسب می دانم به این نکته اشاره کنم که در هر دو نوشته دیدگاه های عام نویسندگان، خاصه در زمینه سیاست یا فلسفۀ سیاسی نیز، به کررات مطرح شده اند. دیدگاه هائی که به تمامیت جنبش سبز قابل انتساب نیستند. تأئید و احترام به تنوع در جنبش سبز، که هر دو نویسنده به آن قائل اند، این راه را باید باز بگذارد، که تعلق یا عدم تعلق نیروها به جنبش سبز بر پایۀ این قبیل دیدگاه های کلی و باور یا بی باوری نسبت به آنها تعیین نشود. مهم برنامه هائی هستند که نیروها برای پیشبرد مبارزات دموکراتیک مردم عرضه می کنند و مناسباتی که با دیگران برپا می دارند.

در بخشی از “منشور …”، زیر عنوان ارزشهای جنبش سبز، می خوانیم: “نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است…” در نوشتۀ تاج زاده نیز حقوق بشر به عناوین مختلف و از جمله به عنوان حقوق سلب ناپذیر افراد که نقض آنها تحت هر شرایطی، حتی با وجود جنگ و تروریسم، نه قانونی است، نه اسلامی و نه اخلاقی” مورد تأکید قرار گرفته است.

چنان که پیشتر اشاره شد، اهمیت این دو نوشته اولاً در آشکارکردن سیر اعتلائی نویسندگان آنها است، و روشن است که وقتی از موسوی و تاج زاده می گوئیم، تنها پای دو شخصیت منفرد در میان نیست. جنبش سبز اگر در ماه های اخیر در سطح خیابانها حضور نیرومندی نداشته، بیگمان در اعماق اذهان تحرک بسیار پرثمری داشته است.

نکتۀ مهم دیگر دو نوشته کیفیت مناسباتی است که به زعم نویسندگان آنها، باید در میان نیروهای سیاسی برقرار گردد. آن چه ترسیم می شود مناسباتی است متضمن حق فعالیت آزادانۀ احزاب و تشکلها …، بر اساس یک “میثاق همگانی” و حق فعالیت برای تغییر در همان میثاق، حق مشارکت در شئون مختلف حیات اجتماعی، حاکمیت اصل مسالمت و مذاکره در مناسبات میان نیروهای سیاسی و اجتماعی، …

چه رئوس برنامه ای که در دو نوشتۀ مذکور به دست داده می شود و چه مناسبات ترسیم شده در میان نیروهای سیاسی به عنوان باور نویسندگان، حاکی از طی طریق مسئولانه و متهورانه ای در میان نیروهای دموکرات غیرسکولار جامعۀ ما در یک سال اخیر اند. طی طریقی که می توان امیدوار بود برای پایان بخشیدن به بیش از یک قرن تقابل، یا در بهترین حالت رقابت، میان نیروهای دموکرات سکولار و غیرسکولار دری بگشاید و طلسم همکاری پایدار میان این دو را بگسلد.

تاریخ انتشار : ۱ تیر, ۱۳۸۹ ۹:۲۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مدارا، عدالت و شنیدن روایت‌های دیگران، توافق‌هایی برای آینده‌ی ایران

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ بنیامین نقدی به اعدام محکوم شد

میان زمین و هوا

نه به اعدام

عفو بین‌الملل: دستگیری‌های گسترده در کشورهای خلیج فارس به‌دلیل ابراز عقیده در فضای مجازی در جریان جنگ ایران

هنگامی که «میزان رأی ملت است» جای خود را به «من می‌گویم نه» داد