سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۶:۴۸

پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۸

شعارهای تند در تظاهرات خیابانی

تندشدن شعارها باعث انسجام طرفداران سرکوب، کاهش دامنه جنبش و شکاف بین رهبری نمادین و بخشی از این جنبش خواهد شد

توضیح سردبیر: نوشته آقای تقی روزبه با عنوان “نگرانی ازفرا رَوی جنبش وتلاش برای مهارآن!”، که در تاریخ ۶ آذر در این نشریه و در همین ستون چاپ  شد(رجوع شود به آرشیو ستون “دیدگاه ها”)، نقدی است از جمله بر نظرات آقای بیژن حکمت، که در مقالۀ حاضر طرح شده اند . متأسفانه نوشتۀ آقای روزبه فاقد آدرس و پیوندی به نوشتۀ آقای حکمت بود. از این رو، اگرچه با تأخیر، نوشتۀ آقای حکمت را در این جا درج کرده ایم تا خواننده مستقیماً با نظر او آشنا شود.

شعارهای تند باعث شکافتن جنبش و فروکش آن می شود

درست است که جنبش سبز رنگارنگ است و این رنگارنگی در برنامه و راهبردهایی که سازمانهای سیاسی، نویسندگان و افراد مختلف پیش می کشند بازتاب می یابد، ولی جنبش توده ای بدون همرنگی در شعارها و هدفها، نمیتواند تداوم یابد، پایه های خود را نگهدارد و گسترش دهد.

فراموش نکنیم که نطفه این جنبش در حمایت از نامزدی میرحسین موسوی و مهدی کروبی بسته شده و نخست اعتراضی به شمارش آراء و دستبردن در رای شهروندان بوده است. گرچه اینک “سبز” به جنبشی عمومی برای احقاق حقوق فردی و اجتماعی فرارسته است ولی هنوز نقطه ثقل آنرا کسانی تشکیل می دهند که به هر دلیل خواهان تحقق برنامه های نامزدهای پیشگفته بوده اند. نمیتوان پنداشت که این گروه در اکثریت خود امروز خواهان عبور از موسوی و تغییر نظام باشند. شعارهای پرشور در همین سیزده آبان به حمایت از موسوی و کروبی، حمایت از برنامه های سیاسی آنان نیز هست. اگر بسیاری از مخالفان نظام که انتخابات را تحریم کردند در این جنبش شرکت دارند و بقولی با پای خود رای می دهند، این رای باز به موسوی و کروبی است و در این جنبش باید شعارها را با برنامه های ایندو هماهنگ کنند.

شعار انتخابات آزاد بدون تردید دراین چارچوب قرار می گیرد. میرحسین موسوی خواهان انتخاباتی منصفانه و عادلانه است و سید محمد خاتمی در آخرین گفتگوی خود بر تمام حقوق شهروندی مخالفان نظام، منجمله حق انتخاب شدن انگشت می گذارد و هردو خواهان تغییر قانون انتخابات برای تامین حقوق همه شهروندان هستند.(۱)

ولی شعارهایی که ناظر بر تغییر نظام است و حرکاتی چون پاره کردن و لگدمال کردن تصویر رهبر جمهوری اسلامی که همین معنا را تداعی می کند، در چارچوب رهبری – هرچند بگوییم نمادین – موسوی، خاتمی و کروبی قرار نمیگیرد. سخن بر سر تحمیل خواستهای جنبش به حاکمیت است نه بزیر کشیدن حاکمان.

ما جمهوریخواهیم و حق خود می دانیم که جمهوری عرفی و جدایی دین از دولت را از تریبونهای خود مطرح کنیم و آنرا غایت دمکراسی خواهی در ایران بدانیم. ولی در تظاهرات توده ای باید فقط روی حداقلهایی تکیه کرد که اتحاد عمل جنبش را حفظ کند و باعث پراکندگیش نشود. برای ما رسیدن به دمکراسی از گشایش فضای سیاسی و احقاق حقوق شهروندی می گذرد. راهای انقلابی اگر مطلوب هم باشد – که نیست – در این توازن نیرو و با این داده های سیاسی نه تنها به سرانجامی نمیرسد، بلکه همین جنبش نوخاسته را نیز ناتوان خواهد کرد. اصرار در بمیان کشیدن شعارهای تند، جنبش خیابانی را که تمام نیرویش در گستردگی آنست به تظاهراتی پراکنده و ناهمسو بدل خواهد کرد و بسیاری را از شرکت در آن بازخواهد داشت. شعارهای تند مردم بیشتری را به میدان نمیاورد. جنبش سبز با همین شعارهای حد اقل هم هنوز نتوانسته است در سراسر کشور گسترش یابد و شاید طرح شعارهای حداقلی دیگری برای جذب لایه های مزذ بگیر جامعه ضروری باشد ولی شعارهای تند فقط سرکوب را شدیدتر و دامنه مشارکت را محدود تر می کند.

به کسانی که شعار “جمهوری ایرانی” را در تظاهرات سر می دهند می توان توصیه کرد گروهی جمهوریخواه درست کنند و دیدگاهای خود را بصورت نوشتار در اختیار تظاهر کنندگان قرار دهند. به بحث و گفتگو بپردازند و راه رسیدن به هدف را با دیگران در میان بگذارند ولی در خود تظاهرات از دادن این شعار بپرهیزند.

شعارهای تند باعث گسست بخشی از جنبش سبز با نمادها یا رهبری آن می گردد

آیا چهره نگران خاتمی را در فردای بیست و یک تیر هفتاد وهشت بخاطر دارید؟ خروج دانشجویان از دانشگاه و سردادن شعارهای تند علیه جمهوری اسلامی، جز هراس سران اصلاح طلب از جنبشهای خیابانی چه دستاوردی داشت؟

جنبش خیابانی و رهبری اصلاح طلب جایی بهم گره خوردند که تظاهرات نخست با سکوت و رای من کو آغازشد. توده ملیونی که آرام و با شعارهایی در خور وضعیت سیاسی به میدان آمده بود، سران اصلاحات را اگر نگوییم غافلگیر دستکم – بگفته یکی از رهبران مجاهدین انقلاب (۲) – مبهوت و شگفت زده کرد.

دیدند که جنبش خیابانی ضرورتا به شورش و شعارهای حد اکثری نمیانجامد و این جنبش بدون آنکه آنها کنترلی سازمانی بر آن داشته باشند در چارچوب برنامه و سیاست آنان می ماند. یکی از مشکلات جنبش خیابانی در فقدان رهبری فرهمند و یا سازمانهای سیاسی، هماهنگی شعارها و مطالبات عمومی است. جنبش سبز چنان بود و چنین است که گویی بدون هیچگونه رهنمودی، همه بصیرتی مشترک یافته اند و راز حرکت و باهم بودن خود را در اتحاد روی شعارهای حد اقل دیده اند. اینک فراتر رفتن از حداقلهایی که دستامدنشان آسان نیست، بیگمان دیر یا زود نه تنها منجر به شکاف در جنبش و فروکش آن خواهد شد، همانا پیوند نمادها یا رهبران را نیز با جنبش خیابانی از هم خواهد گسست.

رهبرانی که درون همین نظام نامزد ریاست جمهوری شده اند نخواهند توانست پیوند خود را با تظاهراتی حفظ کنند که شعارش عبور از نظام است و بصورت نمادین تصویر علی خامنه ای را بزیر می کشد. این شعارها و رفتارها از سر ناپختگی سیاسی است و نمیتوان آنرا نتیجه ناگزیر سرکوب و وحشیگری عاملان حاکمیت دانست. در هیچ کارزاری نباید گذاشت حریف راه وروش، واکنش و تاکتیکهای ما را تعیین کند. اگر ناپختگانی از سر احساسات ویا ارزیابی نادرست از موقعیت سیاسی به شعارهای تند روی می اورند، این وظیفه فرد فرد ماست که با تحلیلهای روشن، نتایج ناگوار چنین رفتاری را بازگوییم.

نباید کاری کرد که به گسست این رهبران از جنبش بیانجامد. آنها می توانند نیروهایی را در بدنه نظام و در میان مردم بسیج کنند که هیچ فرد وسازمان دیگری توانایی آنرا ندارد. آنان برای احقاق حقوق ملت پا بمیدان گذاشته اند و باید وجودشان را در این پیکار غنیمت شمرد و با تند رویهای بیمورد موقعیتشان را سخت تر نکرد. روی برتافتن آنان از جنبشی که راه دیگری در پیش گیرد، نتایج خوشایندی نخواهد داشت.

شعارهای تند به انسجام طرفداران سرکوب کمک خواهد کرد

بسیاری از طرفداران نظام در همین شکل و شمایل، دلائل سرکوب خونین، بازداشتها، شکنجه و تجاوز را در برابر کسانی که فقط به نتایج انتخابات اعتراض داشتند و حقوق قانونی خود را می طلبیدند، نمی فهمند. سرکوبها نوعی همدردی وحتی در مواردی اعتراض، در میان این بخش از جامعه پدید آورده است و این ذخیره و کمک استراتژیک مهی برای جنبش سبز بشمار می رود. بیطرف کردن بخشی از طرفداران حاکمیت و بدست آوردن حس ظن آنها به جنبش سبز یکی از شرایط مهم تغییر توازن نیرو بسود ماست. شعارها و رفتاری در تظاهرات که کل نظام را هدف قرار می دهد، طرفداران مردد را به پذیرش توجیه سرکوب و حمایت از نیروهای سرکوبگر برمی انگیزد.

تمام دستگاه تبلیغاتی رژیم امروز تنها در پی توجیه و انسجام طرفداران حاکمیت است. آنها برای حفظ انسجام خود و توجیه سرکوب باید طرفداران را قانع کنند که جنبش سبز ورهبری آن در پی برانداختن نظام و زیر کشیدن رهبری است.

تنها ازینراه می توانند زندان و شکنجه و کشتار را در دیدگاه هوادارانشان مشروع جلوه دهند. شعارها و رفتارهای تند در تظاهرات، ” بینه” ای برای راستنمایی چنین تبلیغاتی است.

و در پایان دو کلام با کسانی در این جنبش که میدان تجربه و افق انتظارشان از انقلاب پنجاه و هفت فراتر نمی رود.

نخست آن که در آن انقلاب هم شعار “شاه باید برود” دوسال پس از خیزش توده ای هنگامی طرح شد که جنبش و اعتصاب سراسر ایران را فرا گرفته و در همه ارکان رژیم تزلزل افتاده بود. در نخستین گامها همه اجرای قانون اساسی را می خواستند و به سرکوب معترض بودند.

دوم آن که امروز جهان و جامعه ما هردو تغییر کرده اند. همه به چشم دیده اند که در گذار لهستان به دمکراسی، نمایندگان حزب کمونیست حاکم و جنبش معترض همبستگی هر دو در یک مجلس کنار هم نشستند و ده سال بعد از انقلاب ایران، جنبشهای آزادیخواهانه گوناگونی در نبرد و تعامل با سران حکومتهای اقتدارگرا به دمکراسی دست یافتند. اینک هم میدان تجربه و هم افقهای انتظار گشوده تر شده است و ما را نیازی به تکرار انقلاب پنجاه و هفت نیست.

——

زیرنویس:

http://www.parlemannews.ir/?n=5175

تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۸۸

خاتمی :

“حتی [امام] به صراحت اعلام کردند که کسی که با اصل نظام مخالف است، او در این مملکت آزاد است و باید امنیتش تامین شود، مگر این که دست به سلاح ببرد یا توطئهای کند که بخواهد به زیربنای نظام آسیب بزند که البته هیچ نظامی هم این را نمیپذیرد. این استثنایی است که امام مطرح میکنند. ایشان حتی برای مخالفان نظام و مخالفان فکری مبنای نظام هم حق حرمت و حق شهروندی و آزادی و امنیت قایل هستند.”

“…من هم معتقدم که باید در یک فضای آزاد با رعایت موازین قانونی، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تشکلها، همه باید در جامعه وجود داشته باشند و در یک کلام بگویم که ما در جامعهمان یک نظام داریم و یک قانون اساسی. هر کسی که پایبند عملی به قانون اساسی است و اعلام می کند که می خواهد در چارچوب قانون عمل کند هر چند که نظرات متفاوتی داشته باشد، او از همه حقوقی که برای یک شهروند در نظر گرفته شده، از جمله شرکت در انتخابات، رای دادن، رای گرفتن و … باید برخوردار باشد. و اگر نیست یک انحراف از جریان است. چه برسد به این که کسانی می گویند نه تنها ملتزم به قانون اساسی هستیم، معتقد به قانون اساسی و معتقد به اصل نظام جمهوری اسلامی هستیم. اینها ممکن است حذف شوند از جامعه. من معتقدم کسی که معتقد هم نیست ولی در عمل ملتزم است، باید زمینه را فراهم کنیم که در جامعه فعال شود، حضور داشته باشد و از جامعه حذف نشود. اگر درست به قانون برگردیم و به خصوص کسانی که پاسدار و نگهبان قانونند، با سلیقه های خاص خود، قانون را تفسیر و تبیین نکنند، قانون اساسی را به نفع یک سلیقه و یک جریان دیگری کنار نگذارند یا تفسیر نکنند، بلکه کاملا بیطرفانه و با سعه صدر با مسایل برخورد کنند، قانون اساسی خود مهم ترین مبنایی است که می تواند در جامعه ما وحدت را در عین کثرت ایجاد کند”.

۲ http://www.emruznews.com/ShowItem.aspx?ID=25724&p=1

گفتگو باابوالفضل قدیانی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب

تاریخ انتشار : ۱۹ آذر, ۱۳۸۸ ۸:۴۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

شکست مفتضحانه چهارشنبه سوری اسرائیلی علیرغم ترور لاریجانی و سلیمانی

این لحظه تاریخی که ایران از سر می گذراند، مشابه لحظه تاریخی ژوئن ۱۹۴۱ برای اتحاد شوروی است. دشمنی غدار که به قوانین هزاران ساله جنگ پایبندنیست، برای نابودی ایران به سراغ آن آمده است. به یاد داشته باشیم که در دهه ۱۹۳۰ در اتحاد شوروی، سرکوب ده ها برابر بیش از ابعاد نیم قرن اخیر در ایران صورت گرفته بود. اتحاد شورویِ ژوئن ۱۹۴۱ بسیار تنها بود. ارتش نازی عملا سراسر قاره اروپا را فتح کرده بود. هیچ نیرویی در مقابل ارتش هیتلر نمانده بود. این ارتش، در نخستین ماه ها، برق آسا تا دروازه مسکو پیش رفت. مابقی ماجرا، تاریخ است. نتانیاهو و ترامپ نیز مانند هیتلر قادر به درک قدرت ملتی که از خود دفاع می کند نیستند.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۲۷مین تحلیل هفته | موضع نیروهای سیاسی در قبال جنگ| رامین پرهام، فرخ نگهدار

جنگ؛ فشار مضاعف بر زندانیان با کمبود آب، غذا و خدمات درمانی در بسیاری زندان‌های کشور

تأثیر تنش‌های خاورمیانه از تنگه هرمز تا سفره مردم

جنگ ما را زخمی‌تر کرد و کمکی به مبارزه‌ علیه جمهوری اسلامی نبود

از حمله به ایران تا بازآرایی نظم جهانی: رقابت قدرت‌ها و جایگاه متزلزل اروپا

روایت جنگ از درون: انفجار سهمگین در مسیر عمه زهرا و پاپ‌کورن و شله زرد