پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۲۲:۰۳

پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۲۲:۰۳

توقف ساخت وساز در پارک لاله توسط شورای شهر تهران
این پیروزی حاصل تداوم امید، شجاعت، همدلی و صبوری شما مردم نیک‌اندیش و البته خردمندی برخی از اعضای شورای شهر است.
۳۱ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: محمد درویش
نویسنده: محمد درویش
کارگرکُشی در معادن: دو کارگر معدن شازند اراک پس از چهار روز هنوز زیر آوار سنگ هستند
متاسفانه در ايران معمولا در جواب ضرورت رعایت مسائل ايمنی گفته می‌شود كه برای رعايت مسائل ايمنی پول نداريم يا اصلا رعايت مسائل ايمنی را یک كار لوكس می‌دانند يا...
۳۱ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه کارگری رادیو زمانه
نویسنده: گروه کارگری رادیو زمانه
چگونه می‌توان از چرخه‌ی خشونت در خاورمیانه رهایی یافت
تجربیاتم به من آموخته است که حتی وقتی گفت‌وگو در جریان است، آدم‌ها به‌ندرت با یکدیگر همدلی دارند یا خواهانِ یافتن وجوه مشترک‌اند. نمایندگانِ هر طرف اغلب تجربیاتِ خود را...
۳۱ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: گابریله ریفکیند. برگردان: عرفان ثابتی
نویسنده: گابریله ریفکیند. برگردان: عرفان ثابتی
همه کارت‌ها سوختند
وقتی سلطان زنده است, از کدام انتخاب سخن می گویی!؟ در این سرزمین خسته، با تنِ خونین و دردهای بیشمارش، من که را باید انتخاب کنم!
۳۱ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: رحمان- ا 
نویسنده: رحمان- ا 
آه... ماندانا!
فروردین ۱۳۶۱ بود که از کمیتۀ مشترک به بند ۲۴۳ زنان اوین منتقل شدم. دخترکی شیرین ومخملین نظرم را جلب کرد. شاید ۲۲ سال داشت. نرم ومخملین بود، با صلابت....
۳۰ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: زهره تنکابنی
نویسنده: زهره تنکابنی
شوق وزیدن 
در قعر نومیدی … به تداوم ناگزیر زیستن می اندیشم، به تماشای شکوفه های شکوفنده، در باغ بهاری،. که پایان تمامی زمستان ها را،. اعلام می کند...
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: مسعود دلیجانی
نویسنده: مسعود دلیجانی
جنایات جمهوری اسلامی علیه هموطنان بهایی را محکوم میکنیم
نظام جمهوری اسلامی سالهاست با گفتمان خودی-غیر خودی، شیعه-سنی، انقلابی-غیر انقلابی و مشابه آن، با پر رنگ کردن اختلافات قومی و مذهبی ملت ایران را چند بخش کرده و کوشش...
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمانهای جبهه ملی ایران خارج کشور
نویسنده: سازمانهای جبهه ملی ایران خارج کشور

طراحان و مجریان کودتای ۲۸ مرداد را بشناسیم*

این کودتا، در نوع خود اولین کودتائی بود که با مداخله مستقیم و علنی دو دولت خارجی برای سرنگون کردن یک دولت ملی، باهمکاری شاه مخلوع و به دست بی حمیّت ترین افراد ایرانی که مزدوری ایرانیان را بعهده گرفته بودند، انجام گرفت. اصل مطلب، سرکوب کردن نهضت ملی ایران و جلوگیری از قانون ملی شدن نفت بود.

دیدی که خون ناحق پروانه شمع را // چندان امان نداد که شب را سحر کند

«من تاج و تختم را از برکت خداوند، ملتم و ارتشم و شما دارم… و هرگاه فاطمی را به خاطر سرنگونی مجسمههای من و پدرم پیدا کنم، بیدرنگ اعدامش خواهم کرد.»

محمد رضا پهلوی خطاب به کرمیت روزولت رئیس سازمان سیا بخش آسیا ـ خاور نزدیک (۲)

پنجاه و چهار سال از کودتای ننگین آمریکائی ـ انگلیسی بیست و هشت مرداد سی و دو، علیه حکومت ملی دکتر محمد مصدق و علیه آزادی و استقلال ایران می گذرد.

این کودتا، در نوع خود اولین کودتائی بود که با مداخله مستقیم و علنی دو دولت خارجی، برای سرنگون کردن یک دولت ملی، باهمکاری شاه مخلوع و به دست بی حمیّت ترین افراد ایرانی، که مزدوری ایرانیان را بعهده گرفته بودند انجام گرفت.

اصل مطلب، سرکوب کردن نهضت ملی ایران و جلوگیری از قانون ملی شدن نفت بود و سرانجام معامله با یک کنسرسیوم بین المللی، که شرکتهای نفت آمریکائی و انگلیسی در آن سهیم باشند.

سقوط دولت ملی و آزادیخواه دکتر مصدق، فاجعه ای است که عواقب آن همچنان دامنگیر ملت و کشور ما است. (۶)

این نوشته به شناسائی طراحان و مجریان ایرانی و خارجی کودتای بیست و هشت مرداد می پردازد.

طرح و تصویب مشترک کودتا

به محض این که در۲۰ ژانویه ۱۹۵۳، رئیس جمهور آیزنهاور در آمریکا رسما آغاز به کار کرد، جان فاستر دالس وزیرخارجه آمریکا و برادرش آلن دالس رئیس سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) آمادگی خود را برای سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق به همتایان انگلیسی شان اعلام کردند. اسم رمز کودتای آنان، عملیات « آژاکس » بود.

کرمیت روزولت افسر سیا، نوه رئیس جمهوری تئودور روزولت، با پشتوانه تجربه قابل توجه در خاورمیانه، برای سرپرستی عملیات کودتا در ایران انتخاب شد.همچنین با انتصاب سرلشگر فضل الله زاهدی به نخست وزیری پس از سقوط دکتر مصدق موافقت بعمل آمد. (۲)

کرمیت روزولت، مانند دیگر اعضای خانواده اش، میل وافری به رهبری عملیات داشت و به قاطع بودن در بحران ها، معروف بود. او۳۷ ساله، رئیس سآزمان سیا بخش آسیا ـ خاورنزدیک و استاد مسلم فعالیتهای مخفیانه بود.

لوئی هندرسن سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران نیز یکی از طراحان کودتا می باشد. (۳)

آنتونی ایدن، وزیر خارجه انگلستان، هندرسن را بعنوان یک دوست «خوب» بریتانیا و یک دیپلمات ورزیده و لایق معرفی کرده و اعتراف نموده است که بدون کوششهای او، قرارداد کنسرسیوم به نتیجه نمی رسید. (۱۰)

کرمیت روزولت نیز هندرسن را یکی از عوامل اصلی تهیه و اجرای طرح کودتا دانسته و گفته است :

« … لوئی کلید اصلی کار بود، او از محل ماًموریتش در تهران، برای عنوان کردن نظریات خود به واشنگتن آمده بود. هر چند تصمیم گیرنده، جان فوستر دالس بود، اما لوئی هندرسن نیز، متنفذ ترین فرد، در این تصمیم گیری بود… من و او در تهران اوضاع ایران را بررسی کرده بودیم و در باره اجرای طرح و امکاناتمان، تبادل نظر بعمل آورده بودیم.

هندرسن ازماًمورین برجسته وزارت خارجه در آن زمان بود که واقعیات را درک می کرد.»

ابتدا وزیر خارجه امریکا با آنتونی ایدن، وزیر خارجه دولت چرچیل برای بحث درباره مسئله ایران ملاقات کرد. یک هفته بعد رئیس سرویس جاسوسی انگلستان،MI-6 همین موضوع را با رئیس بخش خاورمیانه سیا مورد بحث قرار داد.

نقشه نهایی در اول ژوئیه پنجاه و سه به تأیید چرچیل و در یازده ژوئیه به امضای آیزنهاور رسید. (۱، ۲)

کرمیت روزولت که فارسی بلد نبود و با ایران نیز آشنایی کمی داشت، میتوانست بدون شناختهشدن به ایران سفر کند؛ بهعنوان یک امریکایی بهراحتی به سفارت آن کشور دسترسی داشت و بهعنوان نوه تئودور روزولت و برادرزاده فرانکلین روزولت میتوانست بهعنوان نماینده رئیسجمهور امریکا با شاه صحبت کند.

همکاری شاه با جاسوسان انگلیسی و آمریکائی

همکاری و تبانی محمد رضا شاه و اشرف پهلوی با جاسوسان انگلیسی و آمریکائی، یکی از عوامل مهم موفقیت در اجرای طرح « آژاکس» بود. کرمیت رزولت می گوید:

« . . . اولین هدف ما، حمایت از شاه است، در زمینه سازمان دادن پشتیبانی نظامی. ما باید با دقت با رهبران مورد نظرمان در ارتش تماس برقرار کنیم. انتخاب این فرماندهان نیز باید با دقت انجام شود… ژنرال ریاحی، رئیس ستاد فعلی، تکیه گاه اصلی مصدق است، ما بدرستی نمیدانیم چه تعداد از افسران تحت فرمادهی او،از وفاداری به فرمانده کل قوا، که طبق قانون شاه است، سرپیچی کرده اند… در مورد برکناری مصدق،دلائل موثقی در دست داریم که نخست وزیر مورد نظر شاه، ژنرال فضل الله زاهدی است.انگلیسی ها در مورد زاهدی قیود و ملاحظاتی دارند که مربوط است به بازداشت و اعزام او به فلسطین در زمان جنگ جهانی دوم، ولی ما، او را می شناسیم و به او اطمینان داریم…پسر جوانش اردشیر را نیز، عده ای از کارکنان سفارت می شناسند و به او اعتماد کامل دارند. اردشیر شجاع، نه تنها به پدرش، بلکه به شاه نیز وفادار است. او یک فرد ارزشمند و کاملا” مطمئن برای برقراری تماس با ژنرال زاهدی خواهد بود… افسران و غیر نظامیان دیگری نیز وجود دارندکه می توانند نقش های مهمی بعهده بگیرند. اینان که ما، شاه و دوستان انگلیسی ما، دورا دور مراقب و کمک کارشان هستند مورد اعتمادمان می باشند.» (۲)

هزینه کودتای انگلیسی با دلار آمریکائی

هزینه عملیات کودتا را، تمام و کمال آمریکائی ها پرداخته اند. کرمیت روزولت در مصاحبه با مخبرروزنامه لوس آنجلس تایمزدر بیست و نه مارچ ۱۹۷۹ گفته است: « مبلغ یک میلیون دلار برای ترتیب دادن تظاهرات خیابانی به منظور سقوط دولت ناسیونالیست مصدق، که سیصد کشته به جای گذاشت در اختیار ما بوده، که حدود هفتاد و پنج هزار آن خرج شده است. بقیه پول را در گاو صندوق مطمئنی گذاشتم و پس از پایان عملیات، مبلغ مزبور به شاه تحویل داده شد.»

ژنرال نورمن شوارتسکف ، رئیس سابق پلیس نیوجرسی که از سال ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۸ مستشار ژاندارمری ایران بود، از کسانی است که در عملیات کودتا در ایران دست داشته و در اوایل مرداد، حامی پیامی از طرف « سیا» برای محمد رضا پهلوی بوده است. (۳)

لئونارد ـ موسلی،نویسنده انگلیسی در کتاب خود « بازی قدرت ـ لندن ص ۲۱۷ » ، مدعی است که ژنرال شوارتسکف برای مخارج کودتا چند میلیون دلار پول به ایران آورده است.

موسلی می نویسد: شوارتسکف با گذرنامه سیاسی و دو چمدان، محتوی میلیونها دلار به تهران آمد و با شاه، سرلشگر زاهدی و سرلشگر حسن ارفع ملاقات کرد.»

ثریا اسفندیاری همسر سابق شاه، در کتاب خود، «ثریا اسفندیاری، اتوبیوگرافی، ترجمه ازمتن انگلیسی،ص ۹۵ ـ۹۶» نقل کرده است: «… ژنرال آمریکائی نیز وارد عمل شده بود… گفته شد طی آن چند روز، شوارتسکف بیش از شش میلیون دلار خرج کرده است.»

دکتر مصدق در کتاب خاطرات و تاًلمات به صدور چک ادارد دونالی رئیس حسابداری اصل چهار در ایران اشاره می کند و می نویسد: «ادوارد دونالی چکی بمبلغ ۳۹۰ هزار دلار صادر و تسلیم بانک برنامه کرده بود و بانک مزبور هم آن را بریال تسعیر نموده چکی بشمارهء ۵۳۱۴۵ و تاریخ موًخر* یعنی ۳۱ مرداد بمبلغ ۳۲۶۴۳۵۰۰ ریال بعهده ی بانک ملی ایران در وجه خود ادوارد دونالی صادر کرده بودکه بمصرف کودتای روز ۲۸ مرداد رسید و مدرک آن را در جلسه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۳۳ بدادگاه تجدید نظر نظامی ارائه دادم و درخواست نمودم تحقیقات کنند تا معلوم شود وجه مزبور را ادوارد دونالی بچه اشخاصی داده است که مورد قبول واقع نشد و دادگاه باین عنوان که محاکمه برای رسیدگی بکیفرخواست دادستان آرتش تشکیل شده از رسیدگی امتناع نمود و عملی برخلاف وجدان و قانون و مصالح مملکت مرتکب گردید، چون که دادستان آرتش حکم اعدام مرا از این جهت خواسته بود که مسبب پیشآمد روز های آخر مرداد من بودم.» (۴)

(درزیرنویس کتاب مصدق آمده است: «مقصود از تاریخ موًخر این بود که برسانند چک مزبور بعد از وقایع ۲۸ مرداد صادر شده و در اجرای نقشه ی سیاست خارجی اثری نداشته است.»)

انگلستان، طی سالیان، شبکه محکم و نفوذ ناپذیری از عوامل مخفی، در ایران ایجاد کرده بود. در خلال دهه پنجاه تحت نظر وودهاوس رئیس مرکز جاسوسی و اطلاعاتی انگلیس در ایران، این عوامل، در هرکاری از رشوه دادن به سیاستمداران تا سازماندهی بلوا و آشوب، بسیار کارآمد شده بودند. وقتی نخست وزیر مصدق، سفارتخانه انگلیس در ایران را تعطیل کرد، وودهاوس و دیگر جاسوسان انگلیسی کشور را ترک کردند اما دست پروردگان مجرب خود را، که از مخالفان حکومت بودند، باقی گذاشتند. برادران استثنایی رشیدیان، چهره های اصلی این شبکه زیرزمینی، بودند. پدر آنها، نه تنها ثروتی را که از طریق بانکداری، کشتیرانی، املاک و مستغلات به دست آورده بود بلکه، احساس تحسین و ستایش هر چیزی را که انگلیسی بود نیز، برای آنها به ارث گذاشت. در اوائل دهه ۱۹۵۰، سرویس جاسوسی، ماهانه ۱۰۰۰۰ پوند که در قیاس با معیار زندگی ایرانیان، مبلغ هنگفتی بود، به برادران رشیدیان می پرداخت تا صرف تطمیع و اغوای کسانی کنند که، سیا آنها را، در عرصه هایی همچون: نیروهای مسلح، مجلس، رهبران مذهبی، مطبوعات، گروه های خیابانی از اشرار، سیاستمداران و دیگر چهره های بانفوذ و برجسته فعال می دانست.

مسئولان سازمان جاسوسی، از به هرز رفتن چنین عوامل برجسته ای در ایران زجر می کشیدند. آن هم درست در زمانی که انجام اقداماتی علیه دولت، از نظر آنها بسیار ضروری بود. انتخاب آیزنهاور، امید آنچه مجبور به دست کشیدن از آن بودند، را به آنها می داد. کرمیت روزولت هنگام توقف در لندن، امّید آنها را افزونتر کرد. انگلیسی ها آنچنان مشتاق از سرگیری توطئه خود بودند که، به سختی می توانستند تا به دست گیری قدرت توسط آیزنهاور، صبر کنند. در اواسط نوامبر ۱۹۵۲، کمتر از دو هفته پس از انتخابات، آنها وود هاوس را به واشنگتن فرستادند. (۱)

وود هاوس با همتای سیاسی خود در سازمان سیا و مقامات بلند پایه دولت آتی آیزنهاور، دیدار و گفتگو کرد. از آنجا که او هیچگونه علاقه ای به شرکت نفتی ایران و انگلیس نداشت، مدیران آن را نادان، کسالت آور، کله شق و اسباب دردسر به حساب می آورد و چون می دانست مقامات آمریکایی به هر حال توجهی به مشکلات او ندارند، درخواست خود را با فصاحت و بلاغت حول مطلب ” ضدکمونیسم” شکل داد:

“من استدلال کردم، حتی در صورت برقراری مصالحه طی مذاکره با مصدق- که بسیار بعید به نظر می رسد- او قادر به مقاومت در مقابل کودتایی از جانب حزب توده- به ویژه اگر مورد حمایت شوروی قرار گیرند- نخواهد بود. بنابراین، باید از مقامش عزل شود. من با خود پیش نویس طرحی برای نیل به این هدف…دو جزء مختلف در این طرح با هم ادغام شده بودند، زیرا ما دو نوع مختلف از منابع را در اختیار داشتیم :

۱) راه اندازی یک تشکیلات شهری توسط برادران رشیدیان.

۲) تعدادی از رهبران قبایل جنوب.

ما قصد داشتیم که همزمان هر دو طرح را فعال نمائیم. تشکیلات شهری، افسران ارتش، پلیس، نمایندگان و سناتورها، روحانیون، تجار، سردبیران روزنامه ها و دولتمردان بزرگ به همراه رهبران عوام و اوباش را شامل می شد. این نیروها، که توسط برادران رشیدیان هدایت می شدند، می بایست ترجیحا با حمایت شاه، کنترل تهران را به دست گیرند و در صورت لزوم، بدون حمایت او، مصدق و وزرایش را دستگیر نمایند.

در همان زمان، قرار بود که رهبران ایلات و قبایل، با نمایش قدرت به سوی شهرهای اصلی جنوب حرکت کنند…

من، موافقت وزارت امور خارجه را برای تهیه فهرستی از پانزده سیاستمدار و انتخاب یک نخست وزیر از میان آنها، که به یک اندازه مورد قبول انگلیس و آمریکا باشد، جلب کردم. فهرست، با لحنی بی ادبانه سه دسته ” تبهکاران قدیمی”، ” تبهکاران جدید” و ” میانی” را شامل می شد. دسته سوم، مشتمل بر تیمسار فضل الله زاهدی بود که به سرعت، مورد پذیرش سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی قرار گرفت.

من قبل از اخراج از تهران، با زاهدی در تماس بودم و به وضوح پیدا بود که پس از ترک ما، آمریکایی ها نیز با او ارتباط داشتند. زاهدی انتخابی ریشخند آمیز بود، زیرا در جنگ دوم جهانی، عامل آلمان به شمار می آمد. عملیات ربودن و خارج نمودن او از جریان توسط فیتز روی مک لین سازماندهی شده بود. ما اکنون، به عنوان ناجی آینده ایران، همگی به او رو کرده بودیم.” (۱)

روزنامه نیویورک تایمز ً گزارشی از سیا را در سال ۲۰۰۱ به چاپ رساند که به عملیات مشترک امریکا و بریتانیا در سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) برای سرنگونی مصدق, نخست وزیر ایران مربوط میشد. نیویورک تایمز این گزارش را بهعنوان تاریخچه سری یک کودتای سری معرفی نمود و آن را جایگزین ارزشمندی برای پرونده های دولت ایالات متحده که هنوز قابل دسترسی نیستند قلمداد کرد. اما بازسازی کودتا از میان منابع دیگر, خصوصاً اسناد موجود در آرشیو وزارت خارجه بریتانیا نشان میدهد که گزارش سیا به شدت پاکسازی شده است.

این گزارش از مسائلی همچون مشارکت مستقیم سفیر امریکا در عملیات سرنگونی، نقش مشاوران نظامی ایالات متحده، سرکوب طرفداران حزب نازی و تروریستهای مسلمان در ایران و رویآوردن به عملیات ترور برای بیثبات کردن دولت بطور سرسری گذر میکند. (۱۱)

انگلیسیها به سهم خود امکانات ارزشمندی را در اختیار کل عملیات گذاشتند.

اولاً، آنها از نیروهای کارآزمودهای برخوردار بودند که با ایران آشنایی کامل داشتند. این افراد عبارت بودند از لین پیمن (Lane Peyman) ، دیپلمات گوشه گیر و مسئول میز ایران در وزارت خارجه انگلستان از اواخر دهه ۱۹۳۰.

در سال ۱۹۵۲، شاه از این موضوع ابراز نارضایتی کرد که پیمن در سال ۱۹۴۱ شخصاً طراحی عملیات برکناری پدر وی از سلطنت را برعهده داشت.

عوامل دیگر عبارت بودند از نورمن داربی شایر (Norman Darbyshire) ، یکی از جاسوسان قدیمی MI-6 و مسلط به زبان فارسی که بیشتر مدت زمان جنگ جهانی دوم را در ایران حضور داشت؛ سرهنگ جفری ویلر (Geaffrey Willer) که از دهه ۱۹۲۰ مرتب به ایران سفر کرده بود و در مذاکرات اخیر نفتی نیز نقش مترجم را ایفا کرده بود؛ رابین زانر (Robin Zahner) ، وابسته خبری و متخصص عرفان اسلامی که بعدها به مقام استادی دانشگاه آکسفورد در زمینه مذاهب و اخلاق شرقی رسید؛ و البته خانم پروفسور لمبتون در لندن که همچنان بر ضرورت سرنگونکردن مصدق اصرار میورزید. (۱۱)

وودهاوس (Woodehouse) رئیس عملیات MI-6 در تهران متخصص مسائل ایران نبود، اما از جنگهای داخلی یونان تجربیات بسیاری آموخته بود.

انگلیسیها یک شبکه غیررسمی را در داخل نیروهای مسلح اداره میکردند.

از زمان جنگ دوم، این شبکه از میان افسران محافظهکار که عمدتاً به خانوادههای اشرافی تعلق داشتند، تشکیل شد. این افراد عبارت بودند از: ژنرال حسن ارفع، ژنرال [سرهنگ] تیمور بختیار، سرهنگ هدایتالله گیلانشاه،سرتیپ دیهیمی،سرهنگ حسن پاکروان، سرهنگ حسن علوی کیا و از همه مهم تر، سرهنگ حسن اخوی که سالها رئیس اداره اطلاعات ارتش بود.

این شبکه، عمدتاً از طریق سرهنگ اخوی، اعضای خود را به ردههای بالاتر ارتقا میداد، چپ گراها را از پستهای حساس کنار میزد و مسائل نظامی را خصوصاً در رابطه با گرایشهای سیاسی دیگر افسران مطلع مینمود. بدین ترتیب MI-6 مجموعه اطلاعات کاملی از وضعیت نظامیان را گردآوری کرده بود که سیا اصلاً از آن بی بهره بود.

براساس گزارش ویلبر، قسمت اعظم تمهیدات سیا و MI-6 در لندن شامل مطالعه این پروندهها میشد.

درس روشنی که ویلبر از کل عملیات گرفت آن بود که اگر سیا بخواهد کودتاهای مشابهی را در دیگر نقاط جهان تدارک ببیند، نخست باید شمهای از زندگی نظامیان محل کودتا را گردآوری نماید.

به گفته وی، سیا باید اطلاعات تفصیلی شخصی، ولو اطلاعات پیش پا افتاده نظامیان را در اختیار داشته باشد تا دقیقاً بداند که افسر مربوطه کیست، چه چیزی موجب خشنودی وی میشود، دوستان وی چه کسانی هستند و امثال آن.

سوم آنکه، انگلیسیها دوستانی در ردههای بالای دولت ایران داشتند: ارنست پرون (Ernst Perron) دوست دوران کودکی شاه در سوئیس (پرون در کاخ سلطنتی اقامت دائم داشت) ؛ سلیمان بهبودی، رئیس تشریفات دربار؛ شاپور ریپورتر (Shapour Reporter) ، یک زرتشتی اهل دهلی که در تهران بهعنوان مشاور سفارت هندوستان کار میکرد و خبرنگار ویژه تایمز لندن بود و درضمن به ملکه ثریا بهطور خصوصی درس انگلیسی میداد (اندکی پس از کودتا وی از دربار انگلستان مقام شوالیه گرفت) (۱۱)

 

کنون که فسانه می شوی ای بخرد // افسانهء نیک شو نه افسانهء بد

«… به من گناهان زیادی نسبت دادند ولی من خود می دانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم بیگانگان نشده و دست آنها را از منابع طبیعی ایران کوتاه کردم و در تمام مدت زمامداری در سیاست خود یک هدف داشتم و آن این بود که ملت ایران بر مقدرات خود مسلط شود …» (دکتر مصدق در دادگاه فرمایشی سلطنت آباد)

سرهنگ نجاتی در کتاب کودتای بیست و هشت مرداد سی و دو به معرفی ایرانیانی می پردازد که در کودتای ۲۵ و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با عوامل جاسوسی انگلستان و آمریکا ارتباط مستقیم داشته اند و یا در اجرای عملیات « آژاکس» همکاری و شرکت کرده اند.

ارتباط ایرانیان با سازمانهای جاسوسی

دسته اول که با سازمان «سیا» و«اینتلیجنت سرویس» و شخص کرمیت روزولت مستقیما” ارتباط داشته اند عبارتند از:

محمد رضا پهلوی ـ سرلشگر فضل الله زاهدی ـ اشرف پهلوی ـ اردشیر زاهدی ـ سرتیپ هدایت الله گیلانشاه ـ سرهنگ عباس فانگان ـ سرهنگ نعمت الله نصیری ـ نصرالله انتظام ـ حبیب الله رشیدیان ـ اسدالله رشیدیان ـ ارنست پرون.

دسته دوم نظامیانی هستند که با جوگودوین یکی از معاونان کرمیت روزولت مربوط بوده اند. اسامی این افراد بشرح زیر است:

سرتیپ باتمانقلیچ ـ سرهنگ حسن اخوی ـ سرتیپ محمد دفتری ـ سرهنگ زند کریمی ـ سرهنگ شهربانی حمیدی ـ سرتیپ دادستان ـ سرهنگ اسکندر آزموده ـ سرتیپ سیاسی ـ سرهنگ فرهنگ خسروپناه ـ سرهنگ منصورپور ـ سرهنگ تیمور بختیار ـ سرهنگ روحانی.

دسته سوم افسرانی هستند که با افراد دسته اول و دوم ارتباط داشته اند و یا به نحوی در عملیات اجرائی مشارکت یا مداخله کرده اند. اسامی این افراد بشرح زیر است :

سرهنگ هادی کسرائی ـ سرهنگ قره نی ـ سرگرد مبصر ـ سرگرد حسین فردوست ـ سرگرد شهربانی فضل الله مقدم ـ ستوان قادری ـ سرگرد کاوسی ـ سرگرد رکنی ـ سروان شقاقی ـ سرگرد سپهر ـ سروان سپهر ـ ستوان اسکندری ـ ستوان آزمون ـ ستوان نراقی ـ ستوان جعفربای ـ ستوان ریاحی ـ سرگرد خیرخواه ـ ستوان جهان بینی ـ سروان صاعدی ـ سرگرد امان الله صفائی.

گذشته از افراد بالا، اشخاص دیگری نیز بوده اند که دانسته یا ندانسته با کودتاچیان، همکاری داشته اند ولی چون نقش کم اهمیتی عهده دار بوده اند، ناشناس مانده اند. (۳)

ارتباط و ملاقات فضل الله زاهدی با ایرانیان در مخفیگاه

اردشیر زاهدی در چند صفحه از کتاب «طوفان در راه» نوشتهء سیاوش بشیری، که در خارج از کشور انتشار یافته، خاطرات خود را در روزهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شرح داده است.

اردشیر زاهدی گفته است که در آن روزها، پدرش سرلشگر فضل الله زاهدی، با افراد زیر، در مخفیگاه های خود که آخرین آن، باغ مصطفی مقدم بوده، ارتباط و ملاقات داشته است. اسامی این افراد بشرح زیر است :

پرویز یارافشار ـ کی نژاد ـ نراقی ـ مهندس ابوالقاسم زاهدی ـ دکتر سعید حکمت ـ دکتر پیرنیا ـ سیف افشار ـ سهرابی ـ کاشانیان ـ حائری زاده ـ عبدالرحمن فرامرزی ـ مهندس شاهرخشاهی ـ پور سرتیپ ـ الموتی (سردبیر روزنامه داد) ـ سرهنگ خواجه نوری ـ سرهنگ نوابی (نقل از کتاب « طوفان در راه » صفحه ۲۳۸ ـ ۲۷۵)

نقش شاه و اشرف در کودتا

کارهای تشکیلاتی کودتاگران بدون همکاری مستقیم و فعال دربار ممکن نبود. هم محمد رضا شاه و هم خواهر او اشرف پهلوی در جریان جزئیات کارها قرار داشتند. (۵)

به نوشته ی محقق آمریکایی مارک گازیوروفسکی ستاد کودتا هم با نظامیان و اوباش در ارتباط بود و هم اینکه از مدتها پیش از ۲۸ مرداد با کمک عوامل شان در روزنامه ها جنگ روانی به راه انداخته بودند. طبق گزارش رسمی سازمان سیا، عوامل مستقیم که خریداری شده بودند در روزنامه ها و اعلامیه های جعلی وانمود می کردند که مصدق دست در دست حزب توده در کار برانداختن دین مردم است. (۱۵)

مامور دیگر سیا، نورمن شوارتسکف بود که با مبالغى پول نقد به بهانه ماموریت در لبنان و مصر و پاکستان وارد ایران شد و با شاه ملاقات کرد.

اسدالله رشیدیان رابط انگلیسى برنامه نیز با شاه ملاقاتى داشت و از طریق او به شاه پیام داده شد که آمریکا و انگلیس قصد کودتا دارند و وحشتى از این کار ندارند. شاه با تکان دادن سر با او موافقت کرد و رشیدیان همچنان ادامه داد که افسر جوان فرمانده کودتا (روزولت) نیز قصد دیدار او را دارد. شاه با وحشت اظهار نگرانى کرد و درخواست کرد که این دیدار محرمانه باشد تا دیگران به این قضیه پى نبرند و به مصدق گزارش ندهند. (۱۲)

دیدارى که بعدها در یک شب در اتومبیل روى داد و روزولت زیرپتویى پنهان و در همان حال با شاه مذاکره کرد.

دو کودتا و سه روز سرنوشت ساز

دستور کودتا از طرف چرچیل و آیزنهاور صادر شده بود. اولى به خاطر انتقام ملى شدن صنعت نفت و دومى به خاطر ترس از حاکم شدن کمونیسم بر ایران، این بازى را طراحى کرده بودند.

غروب روزبیست و چهار مرداد سی و دو گروهى از افسران سیا در ویلاى امنى در تهران گردهم آمدند. قرار بود در نیمه شب آن روز رمز عملیات آژاکس با عنوان «حالا دقیقاً نیمه شب است» به صورت رمز از رادیو بى بى سى اعلام شود. عملیات آژاکس در ۴ مرحله انجام مى شد:

۱- تبلیغات منفى در مساجد، جراید، خیابان ها علیه مصدق

۲ – خلع مصدق از نخست وزیرى با فرمان شاه

۳ – تظاهرات گروه هاى اوباش به نفع شاه و سلطنت

۴ – اعزام فرماندهان نظامی پادگانهای کرمانشاه و اصفهان با تانک به تهران، ظاهر کردن پیروزمندانه سرلشگر زاهدى به عنوان نخست وزیر از طرف شاه در میان اوباش.

شاه در اوایل کار نسبت به این برنامه دودل بود. اما بعد با فشار کشورهاى اجراکننده این طرح آن را پذیرفت و از تهران خارج شد و استراحتگاه رامسر را انتخاب کرد تا بتواند از طریق باند موقت شمال در صورت شکست برنامه از ایران خارج شود و به بغداد پرواز کند. (۱) (۳)

روزولت با فرستادن نصیرى به رامسر امضا و تایید او را براى اجراى برنامه گرفت. در آخرین دقایق روز ۲۳ مرداد تمام کمبودها و کسرى هاى برنامه جبران شد و حتى مبلغ پنج میلیون دلار از طرف سیا در اختیار گروه قرار گرفت تا بعد از اجرا و قرار گرفتن زاهدى در اختیار او قرار داده شود. در آن زمان خزانه دولت تهى از پول بود و نخست وزیر جدید نیاز به کمک مالى داشت.

سرهنگ نعمت الله نصیرى مامور ابلاغ فرمان عزل مصدق از نخست وزیرى بود. در شب ۲۴ مرداد همزمان با شروع عملیات سرهنگ نصیرى براى دستگیرى سرلشگر ریاحى به منزل او رفت. اما موفق نشد. روزولت با وحشت از این جریان، متوجه شد که برنامه لو رفته است. با وجود این آنها جا نزدند و نصیرى به طرف منزل نخست وزیر در خیابان کاخ مراجعه کرد تا حکم برکنارى او را نشان دهد و بازداشتش کند. اما برخلاف خانه ریاحى، در منزل نخست وزیر اتفاق دیگرى افتاد. اتفاقى که نفس را در سینه گروه « آژاکس» حبس کرد. گروهى از افسران وفادار به مصدق در حیاط خانه پنهان و منتظر نصیرى بودند که به محض ورود، دستگیرش کردند. عملیات شکست خورده بود. سرلشگر ریاحى لباس هاى نصیرى را از تنش درآورد و او را تحویل بازداشتگاه نظامى داد.

روزولت در سفارت آمریکا و شاه در ویلاى رامسر منتظر نتیجه بودند. نتیجه اى که در روز ۲۵ مرداد از رادیو به عنوان یک خبر فوق العاده اعلام گردید. برنامه با مارش نظامى از رادیو اعلام شد. گوینده رادیو با صدایى پرصلابت از شکست کودتاى شاه و عوامل خارجى خبر مى داد. روزولت در سفارت دچار وحشت شد و شاه نیز با بیدار کردن ثریا در آن ساعات اولیه بامداد به دنبال راه فرار بود. او توانست به همراه همسرش و سرهنگ خاتم و کامبیز آتاباى پیشکارش قبل از رسیدن نیروهاى نظامى مسئول دستگیرى اش از طریق یک هواپیماى سسنا به بغداد پرواز کند. بعد از دستگیرى چند توطئه گر در تهران اوضاع شهر به روال طبیعى برگشت و مردم خوشحال و شادان به خیابان ها ریختند و شعار و فریاد زنده باد مصدق سردادند، شرایطى که خیلى زود با تسویه حساب هاى شخصى و گروهى و حزبى درهم آمیخت و اوضاع را به نفع کودتاگران عوض کرد. (۱)

تا قبل از آن روزولت با یاس و ناامیدى فراوان طى تلگرافى به دولت متبوعش خبر از شکست کودتا داد.

پاسخ به او یک دوراهى بود: «یا برگرد و یا راه را با همان وضع ادامه بده» (۲) .

روزولت فهمیده بود که سرنوشت حکومت مصدق در خیابان ها تعیین مى شود. او نقشه اش را طورى طراحى کرد که هر دو گروه طرفدار و مخالف در یک زمان به خیابان ها بیایند. آنچه اهمیت داشت اغتشاش و هرج و مرج حاکم بر تهران بود. ملى گرایان و توده ای ها به خیابان ها ریختند. عکس هاى شاه پاره و مجسمه هاى رضاشاه به پائین آورده شد. به دستور مصدق حضور افراد و احزاب و تظاهرات ممنوع شد و شهربانى و ارتش مامور سرکوب شدند. (۱) محمدرضاشاه بعد از رسیدن به بغداد و اطمینان از شکست کودتا به سوى رم رفت و در هتل اقامت گزید. در تهران روزولت با کمک رشیدیان و گیلانشاه و زاهدى به مدد اسکناس هاى خود، جمعیت قابل ملاحظه اى را جمع کرد و در روز چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تظاهرات عظیمى را به نفع سلطنت ترتیب داد. (۸)

جلب همکاری فرماندهان نظامی پادگانهای خارج از تهران

دستورالعمل بعدی، همراه ساختن سرهنگ تیمور بختیار فرمانده تیپ کرمانشاه و سرلشگر دولو فرمانده لشگر اصفهان برای همکاری در اجرای طرح کودتای دوم بود، زیرا بدون مداخله نظامیان، موفقیت در عملیات امکان نداشت.

اردشیر زاهدی و سرتیپ گیلانشاه در خاطرات خود نوشته اند: «هدف از تماس با فرماندهان اصفهان و کرمانشاه این بود که سرلشگر زاهدی دولت قانونی خود را در یکی از شهرستانهای مذکور تشکیل داده و با اعلام استقلال واحدهای ارتشی و انتظامی کرمانشاه و اصفهان، سایر واحد های اهواز، خرم آباد و کرمان را هم که در شاه دوستی آنها تردیدی نبود، با خود همدست کرده، جنوب را از مرکز مجزا کنیم و آنجا تکلیف دولت مصدق را تعین کرده، تهران را تصرف نمائیم.» (۱۴)

سرهنگ تیمور بختیار فرمانده تیپ کرمانشاه آمادگی خود را برای همکاری با کودتاچیان اعلام کرد. (۲)

تجهیز اراذل واوباش و چاقوکشان

تجهیز چاقوکشان و اوباش برای حمله به ادارات دولتی و تخریب و غارت روزنامه های ملی و ایجادترس و وحشت میان مردم بود. برادران رشیدیان عهده دار انجام این ماًموریت بودند.

شعبان جعفرى (بى مخ) و یارانش به عنوان جامعه ورزشکاران باستانى با عکس شاه در پیشاپیش این جمعیت حرکت مى کردند. با ممنوعیت احزاب، دار و دسته شعبان جعفرى توانستند به سرعت چهره شهر را به نفع خود  عوض کنند و رادیو را نیز تسخیر نمایند. فریاد مرگ بر مصدق و زنده باد شاه حاکم بود. روزولت در انتظار خبر سقوط مصدق بود که بعد از حمله به سوى خانه او و غارت اموال آن از رادیو خوانده شد.

شاه نیز در رم با دریافت تلگرافى از سقوط مصدق باخبر شد.

سرلشگر زاهدى از مخفى گاه بیرون آمد و سوار بر تانک در خیابان هاى شهر شروع به مانور کرد. او با یک تانک به سوى رادیو رفت تا در آنجا حکم نخست وزیرى اش را طى نطقى اعلام کند. کودتا پیروز شده بود. فرداى آن روز تمام مطبوعات بین المللى نوشتند:

«دولت مصدق طى کودتایى سقوط کرد و داستان این کودتا چون رازى سرپوشیده تا سال ها افشا نخواهد شد تا زمانش

برسد.» (۱ ،۲)

سکوت شوروی در کودتای ۲۸ مردادماه به حدی غیرمنتظره بود که ناظران بیطرف آنرا نوعی همکاری برای برانداختن دولت مصدق از سوی دو ابرقدرت، مورد بحث و تفسیر قرار دادند. (۱۳)

در ۱۸ مارس سال ۲۰۰۰ میلادی مادلین آلبرایت وزیر امورخارجه امریکا در سخنرانی خود گفت:

«در سال ۱۹۵۳ امریکا نقش موثری در ترتیب دادن براندازی نخستوزیر محبوب ایران محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور معتقد بود که اقداماتش به دلایل استراتژیک موجهاند ولی آن کودتا آشکارا باعث پسرفت سیر تکامل سیاسی ایران شد و تعجبی ندارد که هنوز بسیاری از ایرانیان از این دخالت امریکا در امور داخلی آنان ناراحتاند. علاوه براین در ربع قرن بعد از آن ایالات متحده و غرب پیوسته از رژیم شاه حمایت کردند. دولت شاه هرچند کارهای زیادی برای پیشرفت اقتصادی ایران انجام داد ولی مخالفان خود را بیرحمانه سرکوب کرد.»

بعدا” پرزیدنت کلینتون هم به کودتای ۲۸ مرداد اشاره کرد و ضمن ابراز تاسف از کودتا علیه حکومت قانونی دکتر مصدق از ملت ایران معذرت خواست. (۷)

کتمان کودتای ۲۸ مرداد

«ای مرگ بر آن کسانی که بجای خدمت، خیانت بوطن را پیشه خود قرار می دهند.» دکتر محمد مصدق

اکنون گروهی در خارج از کشور، در ادامه خدمت به بیگانگان، با تحریف زندگینامهء دکتر مصدق (جلال متینی) و آسیب شناسی یک شکست (علی میرفطروس) ، با انکار کودتای بیست و هشت مرداد، فکرمی کنند که می توان با بیان اشتباهات آن دوران، اصل ماجرا، یعنی کودتای آمریکائی ـ انگلیسی بیست و هشت مرداد را علیه ملت ایران و آزادی و دموکراسی در ایران کتمان کرد.

گرت ز دست بر آید به خلق نافع باش // چو آفتاب بهر کوه و دشت طالع باش

ساده اندیشانی که فکر می کنند بعلت وجود آزادی و احترام به دموکراسی بوده است که حکومت مصدق سرنگون شد، باید دو نکته را از یاد نبرند:

اول آن که حکومت مصدق برای دموکراسی و استقلال بود نه دموکراسی و استقلال برای حکومت مصدق.

دوم آن که حکومت مصدق پس از کسب پیروزیهای بزرگی برای مردم و با مردم در اثر یک کودتای آمریکائی ـ انگلیسی سرنگون شد وبه هیچ ننگی تن نداد.

حضور میلیونها تن در احمد آباد در اسفندماه ۱۳۵۷ نشانه سپاسگزاری ملتی از بزرگترین رهبر سیاسی تاریخ معاصر ایران بود که مردم نتوانسته بودند در سالیان دراز دیکتاتوری محمد رضا شاه چنین بزرگداشتی را که شایسته رهبر محبوبشان باشد از او بعمل آورند.

این ادامه راه مصدق است که با هر رژیم و شخصیتی که دست مردم را از امورشان کوتاه می کرد با سرسختی مبارزه کرد و به رزم آراء، که به او گفته بود: «غیر از من کسی نیست که امروز اصلاحات بکند»، جواب داده بود: «وای بحال مملکتی که مصلح آن منحصر بفرد باشد، چنانچه این مُصلح رفت تکلیف مردم چه می شود؟!» (۳،۹)

کودتای بیست و هشت مرداد، دولت دکتر مصدق را ساقط کرد ولی اصالت نهضت ملی و درستی اعتقادات و هدفهای دکتر مصدق را باثبات رساند ونشان داد که نهضت ملی ایران و دکتر مصدق و یارانش بدون انحراف در خط مستقیم آزادی و استقلال ملت ایران باقی ماندند و تا ایثار جان از پای ننشستند و یک قدم پا به عقب نگذاشتند.

با نطق دکتر محمد مصدق در روز بیستم تیر ماه هزارو سیصد و سی درمجلس شورایملی به این نوشته خاتمه می دهم.

«اکنون آفتاب عمر من بلب بام رسیده و دیر یا زود باید براهی بروم که همه ناگزیر خواهند رفت ولی چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم و بلکه یقین دارم که این آتش خاموش نخواهد شد و مردان بیدار کشور این مبارزهء ملی را آنقدر دنبال می کنند تا به نتیجه برسد. اگر قرار باشد در خانهء خود آزادی عمل نداشته باشیم و بیگانگان بر ما مسلط باشند و رشته ای بر گردن ما بگذارند و ما را به هر سوی که می خواهند بکشند مرگ بر چنین زندگی ترجیح دارد و مسلم است که ملت ایران با آن سوابق درخشان تاریخی و خدماتی که به فرهنگ و تمدن جهان کرده است هر گز زیر بار این ننگ نمی رود …»

* به مناسبت سالروز ۲۸ مرداد این مقاله با تجدید نظر کلی در مطالب آن انتشار می یابد.

منابع و مآخذ

۱ـ هـمه آدمهای شاه / استیون کینزرـ ترجمه منیژه شیخ جوادی (بهزاد) ـ نشر پیکان تهران ۱۳۸۲

۲ ـ کودتا در کودتا / کرمیت رزولت ـ ترجمهء علی اسلامی ـ چاپ اول ۱۳۵۹ انتشارات جاما

۳ ـ جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲/ سرهنگ غلامرضا نجاتی ـ شرکت انتشارتهران

۴ ـ خاطرات و تاًلمات مصدق / بقلم دکتر محمد مصدق ـ انتشارات علمی تهران

۵ـ مصدق / باهتمام علی جان زاده ـ انتشارات همگام تهران

۶ ـ خواب آشفتهء نفت، دکتر مصدق و نهضت ملی ایران / محمد علی موحد ـ نشر کارنامه تهران

۷ـ مصدق، برنامه مستند تلویزیونی در سه قسمت / آلما قوانلو ـ ۱۳۸۵ تصویر ایران لس آنجلس

۸ ـ با مصدق و دکتر فاطمی ـ ناصر نجمی ـ چاپ اول ۱۳۶۸ ـ انتشارات معاصر

۹ ـ من خاک پای این ملتم / به کوشش پرویز داورپناه ـ در هشت شماره نیمروز لندن، بهار ۱۳۷۵

۱۰ ـ دور کامل، نفت ـ آنتونی ایدن

۱۱ ـ گزارش سیا / روزنامه نیویورک تایمز ـ یرواند آبراهامیان ـ مجله علم و جامعه، نیویورک، تابستان ۲۰۰۱

۱۲ ـ اسرار کودتا ـ اسناد سیا منتشره در نیویورک تایمز ـ ترجمه ی دکتر حمید احمدی

۱۳ ـ ناسیونالیسم در ایران / ریچارد کاتم ـ ص.۲۱۹

۱۴ ـ پنج روز رستاخیز ملت ایران / منصور اتابکی ـ احمد بنی احمد ـ تهران ۱۳۳۷ ص.۱۷۹

۱۵ ـ مارک ج. گازیوروسکی / سیاست خارجی امریکا و شاه ـ ترجمه جمشید زنگنه

بخش : تاریخ
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد, ۱۳۸۹ ۶:۰۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

استقلال و کارایی قوه قضائیه و حکم قطعی محکومیت حمید نوری

حمید نوری شگنجه گر محکوم به حبس ابد، در یک معامله سیاسی بین حکومت جمهوری اسلامی و دولت سوئد، آزاد و به ایران برگشته و مورد استقبال مقامات رژیم قرار گرفت. این اولین معامله سیاسی بین حکومت ها و دولت ها نبوده و نخواهد بود…

مطالعه »
یادداشت

انتخابات ۸ تیر و اعتلای نقش جبهه اصلاحات

انتخابات ۸ تیر در حساس ترین لحظات از عمر ۸۰ ساله خاورمیانه برگذار می شود و نتیجه آن قطعا نه فقط بر جایگاه ایران و بر سرنوشت مردم، که بر اوضاع منطقه و جهان، تاثیر گذار است. جای تاسف بسیار است که در این لحظات حساس جای زخم های به جا مانده بر قلب و روح بخش عمده ای از شهروندان ایران چنان عمیق، و جای تمایل حاکمیت به درمان این زخم ها چنان خالی است که بیگمان در ۸ تیر یکی از بی رمق ترین انتخابات ها در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد.

مطالعه »
بیانیه ها

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

توقف ساخت وساز در پارک لاله توسط شورای شهر تهران

کارگرکُشی در معادن: دو کارگر معدن شازند اراک پس از چهار روز هنوز زیر آوار سنگ هستند

چگونه می‌توان از چرخه‌ی خشونت در خاورمیانه رهایی یافت

همه کارت‌ها سوختند

آه… ماندانا!

شوق وزیدن