|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
درخشانترین چهرههای تاریخ فوتبال از دل طبقهٔ زحمتکش بیرون آمدهاند. پله در دل فقر برزیل، مارادونا از حاشیههای بوئنوسآیرس، و بکنبائر در قلب نظم فوتبال اروپایی، هر یک به شکلی متفاوت نشان دادند که این بازی محصول تلاش مردم است. در ایران، پرویز قلیچخانی نماینده نسلی بود که فوتبال را نه یک صنعت، بلکه میدان اتحاد و همبستگی، برابری و انسانیت و انسان ماندن فراتر از قدرت و شهرت میدانست؛ آری، ریشهٔ فوتبال در مردم است، نه در سرمایه.
امروز، همزمان با آغاز بازیهای جهانی ۲۰۲۶، فوتبال به ویترینی عظیم برای سرمایهداری جهانی تبدیل شده است؛ ویترینی که در آن شکوه و زرقوبرق، بیهیچگونه شرمی، انسانها را بر اساس ملیت، قدرت سیاسی و جایگاه اقتصادی کشورشان دستهبندی میکند.
در این نظم، تبعیض استثنا نیست، بلکه قاعده است. وقتی بازیکنان و ورزشکاران کشورهای جنوب جهانی با موانع ویزا روبهرو میشوند، وقتی در امکانات، اسکان یا رفتار اداری میان تیمها تفاوت گذاشته میشود، دیگر فوتبال ورزش برابر نیست. سرمایهداری جهانی از طریق این نمایش پرزرقوبرق، میکوشد تناقضها، بحرانها و حتی حقارت خود را پنهان کند. آنان میکوشند فوتبال، که زبان وحدت، همبستگی و رقابت سالم ورزشکاران است، را در عمل به زبان سلسلهمراتب جهانی تبدیل کنند.
در سالهای اخیر، با تشدید سیاستهای مهاجرتی در ایالات متحده و دورهٔ ریاستجمهوری دونالد ترامپ، گزینش انسانها بر اساس ملیت و قدرت سیاسی عریانتر شده است؛ و وقتی عبور انسانها از مرزهای سیاسی و طبقاتی دشوار میشود، ادعای بیطرفی نهادهای ورزشی نیز بیش از پیش زیر سؤال میرود.
در چنین جهانی، تیم ملی ایران و دیگر تیمهای جنوب جهانی تنها تیمهای ورزشی نیستند؛ آنها در خط مقدم مواجهه با یک نظم نابرابر ایستادهاند. بازیکنان ایرانی پیش از آنکه وارد زمین شوند، با مجموعهای از پیشداوریها، محدودیتها و استانداردهای دوگانه روبهرو هستند که بخشی از همان ساختار جهانی است. اینجا فوتبال از یک رقابت ساده فراتر میرود و به صحنهٔ آشکار شدن سیاست زور و قلدری تبدیل میشود.
نهادهایی که از جهانی بودن فوتبال سخن میگویند، اگر واقعاً چنین ادعایی دارند، باید بپذیرند که جهانی بودن بدون برابری، حرفی پوچ و توخالی است. نمیتوان از وحدت در ورزش گفت و همزمان انسانها را بر اساس پاسپورت، اقتصاد و جایگاه سیاسی کشورشان درجهبندی کرد.
فوتبال اگر قرار است به ریشههای خود وفادار بماند، باید دوباره به خیابان بازگردد؛ به همان جایی که از آن آغاز شد. هرچه از این ریشه دورتر شود، بیشتر به ابزار نمایش قدرت و سرمایه تبدیل خواهد شد و کمتر به زبان مردم.
در این میان، آغاز بازیهای جهانی بار دیگر این تناقض را در برابر چشم جهان قرار میدهد: ورزشی که ادعای جهانی بودن دارد، اما همچنان در دل ساختارهای نابرابر جهانی عمل میکند. در چنین شرایطی، ورزشکاران پرقدرت ایرانی و دیگر ورزشکاران جنوب جهانی با وجود همه محدودیتها همچنان در میدان میایستند، رقابت میکنند و دیده میشوند.
برای تیم ملی کشور عزیزمان، در این میدان نابرابر، آرزوی درخشش و پیروزی، ایستادگی در زمین فوتبال و عبور از مرزهای تحمیلشده را داریم.



