سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۱:۲۲

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۲

یاد آوری محرومین

بی‌تردید آقای روحانی در بین نامزدهای شش گانه مشهورترین نامزد نبود ضمن اینكه فراگیری رسانه‌های مكتوب و اینترنت و ضریب نفوذ آنها نیز در مناطق روستایی و شهرهای كوچك اگر ناچیز نباشد بسیار كم است و تلویزیون نیز در طول سال‌های گذشته كمتر از بیشتر نامزدهای دیگر تصویر و سخن او را پوشش داده بود. در این صورت سوال مقدر این است كه دلایل این اقبال در روستاها و شهرهای كوچك كدام بوده‌اند؟

نتایج انتخابات ۲۴ خرداد نشان داد که رییس‌جمهور منتخب در روستاها و شهرهای کوچک بیش از شهرهای بزرگ و مراکز استان رای آورده است. بر این اساس می‌توان گفت که اقشار فرودست و متعلق به دهک‌های پایین‌تر درآمدی بیش از اقشار فرادست، طبقه متوسط و بالاتر به ایشان رای داده‌اند. مهم‌ترین پرسش این است که این وضعیت چرا و چگونه پدید آمده است؟ اهمیت این سوال وقتی جدی ‌تر است که توجه کنیم پاره‌ ایی شعارهای دیگر نامزدها از این جهت می‌توانست نمودهای جذاب‌تری داشته باشد؛ آنجا که یکی از آنها پیشنهاد یارانه ماهانه نفری ۱۲۰ هزار تومان را می‌داد و دیگری اساسا گفتمان خود را عدالت‌خواهانه و با تکیه بیشتر بر قشر فرودست قرار داده بود. تحلیل کمی آرای نامزد پیروز نشان می‌دهد که این آرا بیش از آنکه بر مطالبات اقتصادی صرف تمرکز داشته باشد به دلایل دیگری بوده است. بی‌تردید آقای روحانی در بین نامزدهای شش گانه مشهورترین نامزد نبود ضمن اینکه فراگیری رسانه‌های مکتوب و اینترنت و ضریب نفوذ آنها نیز در مناطق روستایی و شهرهای کوچک اگر ناچیز نباشد بسیار کم است و تلویزیون نیز در طول سال‌های گذشته کمتر از بیشتر نامزدهای دیگر تصویر و سخن او را پوشش داده بود. در این صورت سوال مقدر این است که دلایل این اقبال در روستاها و شهرهای کوچک کدام بوده‌اند؟ پاسخ دقیق به این سوال نیازمند یک تحقیق فراگیر است اما در حد شناخت و گمانه‌های شخصی می‌توان گفت که احتمالا در این دوره از انتخابات مثل انتخابات دوم خرداد ۷۶ از دید رای‌دهندگان، «سیاست» مجددا بر سایر شئون اجتماعی برتری داشته است. وقتی از سیاست سخن می‌گوییم صد البته جنبه‌هایی از آن مد نظرمان است که زندگی‌های روزمره را کاملا تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. مثلا اگر واردات بی‌رویه محصولات کشاورزی، به اساس باغداری آسیب بزند یا اگر قیمت‌گذاری منطقی برای خرید تضمینی غلات صورت نگیرد یا در روند خرید این محصولات بی‌عدالتی فراقانونی صورت گیرد یا کسی در راس امور شهر یا روستا قرار گیرد که محبوبیتی ندارد و امیدها را به ناامیدی مبدل ساخته باشد یا اگر مردم ببینند خوشنام‌ترین هم‌ولایتی آنها خانه‌نشین و تحقیر شده است و… اینها همه با هم پتانسیلی را ایجاد می‌کند که پیش از آنکه یک روستایی یا کسی که در شهری کوچک زندگی می‌کند تنها به سهمیه یارانه‌اش فکر کند او را مجاب می‌سازد که انگیزه‌مند، فردی را برگزیند که روال‌ها را به امید دستیابی به وضعیتی بهتر تغییر دهد. با این اوصاف دولت آینده کاری بس دشوار در پیش رو دارد. از یک سو ایجاد تغییر به میزانی که کارشناسی‌تر و راهبردی‌تر باشد زمانبری بیشتری هم دارد و از سوی دیگر محدودیت‌های منابعی یا ساختاری در برابر پاره‌یی تغییرات وجود دارد. به نظرم خلأ بزرگی که در این زمینه هست این است که بیشتر تشکل‌های موجود از منافع طبقات متوسط یا قشر خاصی از آنها دفاع می‌کنند و تشکلی که بیشترین همت را برای دفاع از اقشار ضعیف جامعه داشته باشد خیلی کم است. در هشت سال گذشته شخص آقای احمدی‌نژاد گفتمانی را ایجاد کرد که به نظر می‌آمد بیشترین میلش در برقراری ارتباط با این طبقه است. حال که او بدون پشتوانه از قدرت خداحافظی می‌کند و با آرای تغییرخواهانه اخیر، بعید است بتواند حداقل در کوتاه‌مدت گوی سبقت را در جلب‌توجه این طبقه نسبت به رقبایش نصیب خویش سازد. 

این یادداشت توجه شخص آقای روحانی و حامیان او را به این مهم جلب می‌کند که بیشترین حامیان ایشان در دهک‌های پایین‌تر جامعه هستند و هرگونه نادیده گرفتن آنها هم در سیاست‌هایی که در آینده تدبیر می‌شود و هم در سهمی که در رقابت با سایر طبقات برای آنها در نظر گرفته می‌شود بسیار مهم است.

از همین زاویه مهم است که ضریب جینی به عنوان شاخص عدالت اجتماعی ظرف سال‌های آینده کمتر شود و همچنین است شکاف بین دهک‌های درآمدی بالا و پایین. این شاخص‌ها با وجود رویکردها و گفتمان آقای احمدی‌نژاد در سال‌های صدارت او نسبت به دولت توسعه‌گرای آقای خاتمی روندی معکوس داشت و مردم هم تاثیر این را در زندگی‌های روزمره خود می‌دیدند. سخن اصلی این یادداشت دو چیز است: اول اینکه دولت نمی‌تواند حتی در کوتاه‌مدت، به طبقات محروم و ضعیف به نسبت سایر طبقات اولویت کمتری بدهد و باید در تدابیرش برای آنها چتر حمایتی مناسب پیش‌بینی کند.

دوم هم اینکه در جامعه مدنی تا اطلاع ثانوی یک خلأ جدی در حمایت از این قشر وجود دارد و باید هشیار بود که فردا شعارهای توخالی فرصت‌جویان آنقدر صدایش بلند نباشد که عملا خیرخواهی‌ها توجیهی نیابد.

تاریخ انتشار : ۱۷ تیر, ۱۳۹۲ ۱:۰۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران