سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ فروردین, ۱۴۰۵ ۲۰:۰۳

پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۳

پیرامون برخی خودخواهی ها و ضرورت اتحاد نیروهای مردمی

جامعه ی ما در حال فروپاشی است و ما بی خبر از عمق فاجعه ای که دارد اتفاق می افتد، نگاهمان نه بسوی آنچه که در برابر دیدگانمان رخ می دهد، بلکه رو بسوی آسمان است. مدام بر سر هم می کوبیم و همدیگر را تخریب و تخطئه می کنیم، اتحاد و همدلی را به شرطی می پذیریم که عالم و آدم بداند: تک تک هر کدام از ما مرکز کائنات است و لاغیر.

فردی را نمی توان یافت که دم از انسانیت و اخلاقیات و لزوم پای بندی بدان نزند. ولی در عمل کمتر کسی خود را متعهد به مراعات آن چه می گوید، می کند. دوگانگی شخصیت و ناسازگاری گفتار و کردار وجه مشخصه اکثر ما ایرانیان شده است. به راحتی دروغ می گوییم، به زمین و زمان به ناروا و بی پر وا تهمت و افترا می زنیم. از تمجید متانت، تواضع، خویشتن داری و صداقت سخن ها می گوییم. اما در نیرنگ و خودنمایی و رفتار خشن به هیچ حد و مرزی قائل نیستیم. با کتاب و نشریه علمی آشنایی نداریم. ولی بی محابا خود را دانشمند می نمایانیم. و طرف دار پروپا قرص علم و فرهنگ. نمی توانیم نام چهار پنج نویسنده ی معاصر کشورمان را ذکر کنیم، ولی برای اظهار فضل می توانیم چند بیت از اشعار حافظ و سعدی را دم بریده، بدون آن که معنای آن را بدانی، ربط و بی ربط طوطی وار به مخاطبی که به چنگ می آوریم، بگوییم. چندی پیش، فردی که خود را بزرگ محقق و پژوهشگر بی همتایی می داند، می خواست برای خودنمایی و فضل فروشی، انقلاب مشروطیت را تحلیل علمی نماید. وی از زمین و زمان سخن ها گفت ولی از علی مسیو نامی نبرد، چرا که نمی دانست او کیست… فردی که با سمت مدرس دانشگاه کاندیدای مجلس شده بود، فقط نام دکتر مصدق را شنیده بود، اما نمی دانست آن بزرگوار چه کارهایی کرده و در چه دوره ای از تاریخ معاصر کشورمان زندگی می کرد. با یک فوق لیسانس جامعه شناسی صحبت می کردم، ایشان نام دکتر امیر حسین آریان پور را نشنیده بود… لغات از بار معنایی واقعی خویش تهی شده است. هر روز خبر اختلاس های میلیاردی را می شنویم. و همه را به پای توطئه دشمنان می نهیم. هر چند در حرف، اختلاس گران را محکوم می کنیم، ولی در ته دل به زرنگی و هوشمندی آن ها غبطه می خوریم. ای بسا خود را هواخواه استقرار جامعه ای ملی و دموکراتیک نشان دهیم. ولی نه مفهوم واقعی حکومت ملی را می دانیم و نه معنای درست و علمی و عملی دموکراسی را. طبعا راه و مسیر نیل بدان را نیز نمی دانیم. وقتی مخالفمان را با حیلت، با نظرات کج و معوج خویش با کاربست ترفند های غیر اخلاقی می خواهیم از میدان بدر بریم چه درکی از تغییر و سمت و سوی آن می توانیم داشته باشیم؟ وقتی به حق و حقوق نزدیک ترین افراد در دور برمان احترام قائل نیستیم، از یک جامعه ی آزاد و عدالت اجتماعی چه تصوری می توانیم داشته باشیم ؟ وقتی در همه ی زمینه ها خود را حق و دیگران را باطل و بی حق می دانیم و به هر قیمتی می خواهیم تمایلات و خواست خویش را به کرسی بنشانیم، به چه نحو می توانیم در راه آزادی و علیه استبداد بکوشیم؟

جامعه ی ما در حال فروپاشی است و ما بی خبر از عمق فاجعه ای که دارد اتفاق می افتد، نگاهمان نه بسوی آنچه که در برابر دیدگانمان رخ می دهد، بلکه رو بسوی آسمان است. مدام بر سر هم می کوبیم و همدیگر را تخریب و تخطئه می کنیم، اتحاد و همدلی را به شرطی می پذیریم که عالم و آدم بداند: تک تک هر کدام از ما مرکز کائنات است و لاغیر… با خیزش پرشکوه مردمی برای دست یابی به حق و حقوق انسانی خویش و طرح مطالبات مردمی در اعتراض به وضع موجود می بایست با نگرشی ژرف به مشکل هایی که  شمه ای از آن مطرح شد، نقش سم پاشی های محیلانه ی رسانه های دولتی و خبررسانی های شرکتی در سقوط اخلاقی افراد که برگرفته از فرهنگ نئولیبرالیستی دولت مردان وحامیان خارجی شان است، را مد نظر قرار داد و اهمیت مبارزه با آین آفت شوم را برای آینده ایرانی رها از چنگال دیکتاتوری لحظه ای از نظر دور نداشت. فردگرایی منحوس که  شبانه روز با ترفندهای محیلانه بر مغز ما افشانده می شود، با فردیت انسانی تفاوت بس فراوانی دارد. در جامعه ای که بر آن عدالت اجتماعی و اقتصادی حاکم است. نه تنها فردیت افراد محترم شمرده می شود، بلکه برای شکوفایی فردیت ها زمینه و بستر مناسب و عادلانه ای برای همگان صرف نظر از نژاد، ملیت، دین، و اعتقادات فکری و فلسفی اشخاص فراهم می شود. با در نظر داشت معضل ها ی راه پر دشواری که برای نیل به اهداف انسانی خویش در نظامی بغایت واپس گرا وجود دارد، به خاطر آینده میهن و سرنوشت آحاد مردم بیاییم خود محوری ها و تنگ نظری ها، نیز هرنوع سوءظن به همدیگر را کنار نهیم. و دست در دست هم با هم بستگی عقلانی وهمدلی روحی، به چاره جویی عملی برای خلاصی از این وضعیت بس اسفناک حاکم بر میهنمان بپردازیم. چرا که هیچ طیف و گرایش مردمی در صف اپوزیسیون به تنهایی دارای آن چنان نیرویی نیست که بتواند از عهده تاریک اندیشان حاکم بر کشورمان بر آید. ضرورت درنگ ناپذیراتحاد همه نیروهای مردمی در صفی واحد، از درک این نکته حیاتی بر می خیزد   

 

 

تاریخ انتشار : ۳ مهر, ۱۴۰۰ ۵:۵۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

قانون اعدام فلسطینیان؛ نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول بنیادین انسانیت

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تصویب این قانون نقض آشکار کنوانسیون چهارم ژنو دربارهٔ حفاظت از اشخاص غیرنظامی در زمان جنگ است؛ به‌ویژه ممنوعیت اقدامات تلافی‌جویانه و اصل بنیادین منع مجازات جمعی. سازمان ما این اقدام را قاطعانه محکوم می‌کند. از نظر ما، چنین قانونی نه‌تنها تعهدات اساسی حقوق بشردوستانه را زیر پا می‌گذارد، بلکه با اصل عدم تبعیض مندرج در مواد ۲ و ۲۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز در تعارض قرار دارد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

یکی بود یکی نبود، پیرمردی که جانش آتش گرفته بود …

جنگ‌افروزی، به مثابه عاملِ پیوندِ اجتماعی

سیزده‌بدر: گره‌های سبز و امید بهاری بی‌انفجار

آن‌سوی مرزها، این‌سوی درد: روایتِ فروپاشی و پیوند

سی‌وسومین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ از سفارت سابق آمریکا تا کلیسای ارتدکس روسی

روزنوشت‌های جنگ (۲)