سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۴۷

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۷

آسیب‌شناسی عملکرد گذشته، ضرورت ادامه حیات

اگر احزاب، سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی همچون برف در تموز آب می‌شوند باید به چرایی آن اندیشید. اگر برنامه‌هایشان پذیرفته و با اقبال عمومی روبرو نمی‌شوند، باید بدنبال دلیل آن باشند. چنانچه همصدا با مردم نیستند، یا مردم با آنان همراهی نمی‌کنند، می‌بایست علت‌یابی شود. اگر فاصله میان آنان با همفکرانشان هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود باید دلائلش جستجو شوند

امروز آسیب‌شناسی شرایط حاکم بر کشور و عوامل موجد آن پیش نیازی است برای تدوین سیاست و برنامه تغییر این شرایط که فرایندی است، خواست اغلب مردم، و جای تردید ندارد. البته آنان که رسالتی برخود قائل‌اند و سرنوشت خود را با آمال و آرزوهای مردم کشورشان گره زده‌اند، نیک می‌دانند سیاست‌ها و برنامه‌هایشان به جامعه‌ای عرضه می‌شود که از ظرفیت معینی برای عملیاتی کردن آن برخوردار است. چنانچه این مهم نادیده گرفته شود، یقینا تلاش خیرخواهانه آنان نتایج کاملا متفاوت بدست می‌دهد. از این رو اگر امروز می‌پذیریم اتخاذ رویکرد درست و موثر برای پیشبرد امور، از تحلیل درست شرایطی که در آن قرار داریم و آسیب‌شناسی عملکرد گذشته حاصل می‌شود، خود را موظف می‌دانیم برای تعیین سیاست و تدوین برنامه و انتخاب مسیر درست و برای اجتناب از اشتباهاتی که مرتکب می‌شویم، از این متدولوژی بهره گیریم. در این‌صورت به طور قطع تحلیل درست ما از جامعه، بعلاوه آسیب‌شناسی عملکرد گذشته افراد جامعه و مهمتر از آن‌ها نقش تشکل‌های مدافع آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی در دو و سه دهه اخیر از این منظر از اهمیت دوچندان برخوردارمی‌شود، امری که هیچ فرد، گروه و حزب سیاسی نمی تواند خود را از شمول آن خارج بداند.

اگر احزاب، سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی همچون برف در تموز آب می‌شوند باید به چرایی آن اندیشید. اگر برنامه‌هایشان پذیرفته و با اقبال عمومی روبرو نمی‌شوند، باید بدنبال دلیل آن باشند. چنانچه همصدا با مردم نیستند، یا مردم با آنان همراهی نمی‌کنند، می‌بایست علت‌یابی شود. اگر فاصله میان آنان با همفکرانشان هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود باید دلائلش جستجو شوند. اساسا ائتلاف‌ها و اتحادها براساس شرایط عینی جامعه و برای پاسخ به نیازها و ضرورت‌ها، نه بطور مکانیکی و بدلخواه تعدادی اندک از فعالان سیاسی، شکل می‌گیرد. چنانچه احزاب و سازمان‌ها و فعالان سیاسی در امتداد حرکت عمومی رو به پیش جامعه، به هم نزدیک شوند، اقدام‌شان هم‌افزایی با آن نیرویی است که در برابر مدافعان حفظ وضع موجود قرار دارد و برای عبور از آن و تحقق مطالبات مردم می‌کوشد، چه در غیر این‌صورت یکی شدن آنان تا هنگامی که در تناسب قوا ناتوان از اعمال سیاست مستقل خود اند، از قدرت نیروهایی که از بیشترین حمایت مردمی برخوردارند می‌کاهد، و نیروی‌شان مورد بهره‌برداری آنانی قرار می‌گیرد که سزاوار حمایت نیستند.

جهان نسبت به سه دهه پیش تغییر کرده، مناسبات در عرصه‌های گوناگون در ایران نیز دستخوش تغییر فراوان شده‌است. این تغییرات نه فقط در میان جناح‌های درون حکومت با هم، بلکه بین نیروهای چپ، دموکرات، ملی، ملی– مذهبی و اصلاح‌طلب هم بطور آشکار دیده می‌شود. حتی اشکال مبارزه و طرح مطالبات و ادبیات روابط میان آنان نیز دیگر مانند گذشته نیست. امروز مردم با واقع بینی به مراتب بیش از گذشته با هم تعامل دارند، تحولات جامعه را دنبال می کنند و بر منافع مشترک اهتمام دارند. کافی است به شبکه‌های اجتماعی سری زده شود. اما در خارج از محدوده جغرافیای ایران تعامل و همبستگی هموطنان خارج از کشور با نیروهای مخالف خودکامگان و اقتدارگرایان در ایران در سطحی بمراتب پایین‌تر از همفکران داخلی آنان است، بطوری که اغلب افراد واحزاب و سازمان‌ها که از کشور جلای وطن کرده‌اند، همصدا با اقتدارگرایان، اصلاح‌طلبان و متحدان آنان را مخاطب خود می‌کنند و آنان را زیر ضرب می‌گیرند. از این رو کوشش برای ائتلاف‌ها و اتحادها و اتخاذ مواضع مشترک در موضوعات مرتبط با مصالح عمومی جامعه که حتی در مورد برخی از سازمانها می‌تواند با عقب‌نشینی از مواضع پیشین آنان برای جلب رضایت دیگر گروه ها و افراد همراه شود، نه موجب هم‌افزایی مخالفان خودکامگی و دیکتاتوری، بلکه اقدامی در مقابل آنان تعریف می‌شود.

متاسفانه همان طور که اشاره شد این جریانهای سیاسی برخلاف فعالان، گروه ها و سازمانهای سیاسی داخل کشور همچنان به گفتمان سه دهه پیش پایبندند و تغییری در مواضع آنان در خصوص مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مشاهده نمی‌شود. در صورتی که بخش بزرگی از فعالان سیاسی در جامعه با آسیب شناسی رفتار سیاسی گذشته خود و در پیش گرفتن روشهای مبارزه مسالمت آمیز و بدون خشونت و تعامل و همکاری با دیگر نحله های سیاسی معتقد به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی به درجات متفاوت با هم، به تجربه دریافته اند که با اصلاح رویکرد گذشته خود قادر به ایفای نقش موثرتری اند. آنان در چهارچوب اصلاح طلبی پذیرفته اندکه به آن عناصر بالنده در فرایند تحولات که مسیر خود را از میان مقاومت انبوه عناصر جان سخت به پیش می گشاید، به عوامل و عناصر جدید در پدیده که متفاوت با ده ها و شاید صدها عامل سازنده آن که از پیش هم وجود داشته و در راه پیشرفت جامعه جان سختی می کنند، تمرکز نموده و کوشش نمایند با اتحاد و همکاری با دیگر نیروها، نقش عوامل و عناصر جدید و پیش رو را افزون تر کرده و با تقویت آن زمینه قدرتمندی آن را فراهم و بستر زایش عناصر جدیدتری را پدید آورند. با این باور، ارزیابی از تحولات سال های اخیر این است که سمت و سوی تحول جامعه همچنان رو به پیش بوده است. گرچه منتقدان همواره ده ها مورد از عوامل بازدارنده پدیده رو به جلو را به عنوان تایید گفته های خود و نفی روند عمومی رو به پیش تحولات جامعه معرفی می کنند. با اطمینان می‌توان گفت این منتقدان و جریان های سیاسی همسو با آنان بدون آسیب‌شناسی عملکرد خود ناگزیر همان مسیر پیشین خود را خواهند پیمود و هر روز بیش از پیش از نقش و تاثیرشان بر تحولات جامعه کاسته خواهد شد. آنان برای بازگشت به دوران پراعتبار گذشته به آسیب‌شناسی عملکرد خود و تدوین برنامه بر اساس نتایج حاصل از آن نیاز دارند. آیا قادر خواهند بود این گام بلند را بردارند؟ ما همچنان امیدواریم که آنان قادر به انجام این امر مهم باشند.

گروه خرداد ـ گروه هوادار داخل کشور سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

تاریخ انتشار : ۲۹ آذر, ۱۳۹۵ ۱۰:۴۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند