سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۳:۴۷

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۷

ادبیات و انقلاب

ادبیات رئالیستی در روسیه تزاری

سرانجام زمانی که در سال 1855 آلکساندر دوم و اصلاحگرایی اش جانشین نیکلای اول شد، روسیه نفس نسبتا تازه ای کشید. در این دوره پوپولیستها نیز وارد مبارزه اجتماعی شدند و می خواستند تا روسیه را از طریق انقلاب اجتماعی نجات دهند

در تاریخ ادبیات روس، خواننده شاهد سه دوره ادبی – از روشنگری تا دوره رمانتیک، از رمانتیک تا دوره رئالیسم، و از رئالیسم تا شروع انقلاب، میشود. ایمانوئل وگمن در کتاب تاریخ ادبیات روس مدعی است که مکتب ادبی رئالیسم، ادبیات انقلاب بود. او به وقایع تاریخی آنزمان اشاره می کند و می نویسد که در سال ۱۸۵۱ با اطلاع پیشین تزار آلکساندر اول، که حاکمی لیبرال و روشنگر بود، تزار پاول اول که حاکمی مستبد بود ، بقتل رسید.

این دوره، زمان خلاقیت ادبی پوشکین و جنبش اجتماعی دکابریستها بود . بلینسکی، منقد ادبی معروف، به ترجمه آثار مشهور غربی مانند- گلداسمیت، والتر اسکات، بایرون، گوته، شیلر، فونتان، پارنی، هومر و ورژیل پرداخت .

نیکلای اول که میان سالهای ۱۸۵۵-۱۸۲۵ تزار روسیه بود در دوره حاکمیت خود دستور به اعدام ۵ مبارز دکابریست داد. دکابریستها می گفتند که در روسیه تاج و سربازخانه بر مردم حکومت می کنند و سانسور تا مرزهجو و بی معنایی پیش رفته است .

در این دوره از طریق آثار گوگول، لرما نتف و پوشکین، ادبیات تبدیل به سلاحی اجتماعی شده بود. هرتسن غیب گویانه می نویسد که چون حاکمان آزادی را از مردم ربوده اند ، ادبیات تنها تریبونی است که از آنجا میشود فریاد زد. منقدین ادبی به نقش پوشکین، گوگول و لرما نتف در رشد رمان روسی و عبور ادبیات رمانتیک به ادبیات رئالیستی اشاره میکنند.

پوشکین میان سالهای ۱۸۳۷-۱۷۹۹ زندگی نمود. در این زمان بلینسکی به کوشش نقد ادبی، نیرویی تازه داد و نویسندگان مکتب ادبیات طبیعی و اهل قلمی مثل گوگول، لرمانتف، و پوشکین راه مکتب رئالیسم را در روسیه هموار کردند. غیر از فعالیتهای ژورنالیستی در این دوره، ادبیات نیز به طرح پرسشهای سیاسی اجتماعی پرداخت. نویسندگانی مانند هرتسن، چرنیشفسکی و دوبرولیب از طریق آثارشان، راه رفرم اجتماعی سال ۱۸۶۱ را صاف کردند .

سرانجام زمانی که در سال ۱۸۵۵ آلکساندر دوم و اصلاحگرایی اش جانشین نیکلای اول شد، روسیه نفس نسبتا تازه ای کشید. در این دوره پوپولیستها نیز وارد مبارزه اجتماعی شدند و می خواستند تا روسیه را از طریق انقلاب اجتماعی نجات دهند. پلخانف با اشاره به آنان می گفت که ترور شخصی حاکمان نقش مثبت انقلابی ندارد. لنین در سال ۱۹۰۳ نخستین بار سخن از انقلابیون حرفه ای راند که در یک سازمان آهنین، فعالیت سیاسی اجتماعی می نمایند .

امروزه اشاره می شود که از طریق آثار ادبی تورگنیف، خواننده می تواند اطلاعات زیادی در باره روسیه پیش از انقلاب و بعد از آن بدست آورد. نویسندگان بعد از رفرم، پیشگامان رمان و ادبیات پرولتری قرن بیست شدند. در دهه ۵۰ قرن ۱۹ ، مکتب ادبی ” هنر برای هنر” نیز در روسیه تزاری بصورت مکتبی مستقل فعال بود. اسلاوگرایان ناسیونالیست و غرب گرایان لیبرال در ادبیات این زمان بسیار فعال بودند. در پایان این سالها دو نویسنده مهم روس مانند داستایوسکی و تولستوی که در تاریخ ادبیات جهان، لقب غولهای ادبی گرفته اند، آغاز به خلاقیت رمان و ادبیات جاودانه کردند .

تاریخ انتشار : ۲ اسفند, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران