سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۵۴

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۴

اروپا و روسیه بازندگان بزرگ جنگ در اوکراین

مردمان ناامید امروز اروپا، حسرت سیاستمداران با تدبیر و عاقلتر دیروز، امثال کنراد آدنائر، شارل دوگل، ویلی برانت، فرانسوا میتران، جولیو آندرئوتی و فیلیپ گونزالس را دارند. اروپا از نتایج مخرب جنگ، آوارگی، ناامنی، تورم، تنگنای مواد خام و مواد غذایی و قیمت گران انرژی وارداتی از آمریکا و تشدید وابستگی ها و تحمیل هزینه های سنگین تسلیحاتی و قشون سازی های مدرن متاثر است. اروپا در آینده فقیرتر و طبقات متوسط شهری ناتوان تر و ناراضی تر می شوند و این همه به واگرایی و تشدید حرکت های ناسیونالیستی و افراطی‌گرایی در قاره و فراقاره منجر خواهد شد. فردا روز آرامی نخواهد بود و دنیا از دیروز و امروز گرفتارتر می شود.

دیپلماسی ایرانی: تجاوز روسیه به اوکراین و جنگ و بی خانمانی در منتهی الیه شرق اروپا، پس از چندین دهه آرامش نسبی، بار دیگر اروپا را دستخوش تغییرات بزرگ ژئواستراتژیکی کرد و آثار مخرب امنیتی و اقتصادی بر جا گذاشت. گرچه از هم اکنون ظاهرا به‌نظر می رسد که این واقعه، مائده آسمانی برای ایالات متحده آن هم در بحبوبۀ عقبگرد و انواع گرفتاری هایش بوده، اما تضعیف هرچه بیشتر اروپا و روسیه ناشی از این جنگ، هرگز به معنای قوی شدن غرب نیست، بلکه خسارت و تضعیف بیشتر کلیت دنیای غرب را به همراه دارد. ایالات متحده برخلاف دوران جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، امروز در موقعیتی نیست که بتواند سوار بر موج شکست ها و ضعف ها شود و در دنیایی که رقیبان قدرتمند و پرمدعا، پشت سر هم ظاهر می شوند قادر به مدیریت محیط های متشنج بین المللی نخواهد بود. این که آمریکای امروز دچار فترت و تشتت داخلی و خارجی است، به‌رغم تمام اغراقگویی ها، یک واقعیت انکار ناپذیر است.

می گویند این فاتحان جنگ هستند که تاریخ آن را به‌دلخواه می نگارند، اما مورخان واقعی، خوب می دانند و نوشته اند که چه عواملی دست اندرکار بودند تا آدولف هیتلر و ارتش رایش به خطای فاحش، به سرزمین های سرد و ناشناخته روسیه یورش ببرد و در آنجا به مرگ و تلاشی بیفتد. دور نیست که مورخان بنویسند ولادیمیر پوتین، این افسر سابق سرویس اطلاعاتی شوروی که دو دهه رفتارهای مشکوک و بیقرار در اروپا از خود نشان می دهد، چگونه شد که هنوز از زیربار فروپاشی یک امپراتوری بزرگ رهایی نیافته است، به خطا و توهم دست به تهاجم زد.

راهبردهای جنگ جدید کرملین هرچه باشد یک نکته روشن است و آن اینکه، اروپا که از ازل خاستگاه جنگ و خون بوده، این جنگ را نیز از سر می گذراند، اما روسیه ارتدوکسی همانند هزار سال گذشته، همچنان همسایه اروپا باقی می ماند، سایه اش بر سر قاره سنگینی می کند و اروپا مجبور است خوب و بد با آن زندگی کند. واقعیت این است که ناسیونالیسم روس که چندین دهه است مانند گذشته های دور، از سوی غرب تحقیر و محاصره شده، حتی با حذف پوتین نیز دیگر در غرب ادغام شدنی نیست و این قطعه بزرگ سرزمینی دنیا، همچنان تهدیدی برای غرب و اروپا باقی خواهد ماند. (اروپای مغرور و مسلوب الاختیار، با ترکیه که یک قدرت شرقی رو به رشد است نیز چنین کرد و آن را سی سال و بیشتر، پشت دروازه های اتحادیه، تحقیر و معطل کرد و عاقبت به سوی روسیه ودیگران کشاند).

اروپای قاره بویژه آلمان و فرانسۀ امروز، به تکبر و خطا و به تحریک واشنگتن، هرگز اقتدار و ابتکار لازم برای مهار و خنثی سازی، بلکه جذب روسیه را نداشته اند و اینک دوباره تاوانش را خواهند پرداخت. پوتین و روسیه اگر مانند رهبران اواخر دوران شوروی که با خویشتنداری و درایت، گذاشتند امپراتوری شان بدون دردسر و بطور مسالمت آمیز متلاشی شود، در دامی که امروز افتاده، نهایتا بیرون خواهد آمد و چنانچه دست به فجایع بیشتر و مخاطرات عظیم نزند، یک قدرت بزرگ سرزمینی باقی می ماند. در عوض، حالا روسیه درک خواهد کرد که با ساختارهای وخیم اقتصادی، اجتماعی و انسان شناختی اش، امکانات محدودی دارد، باید به سهم محدود خود اکتفا کند و حداکثر از سرزمین های وسیعش حراست کند. چین هم از رهگذر این کارزار تجارب فراوانی آموخت و آن را برای کارزار اصلی آتی با غرب ذخیره کرد. از قدرت نرم آمریکای شمالی و بریتانیا با انواع تحریم های سیاسی و اقتصادی و هنری و ورزشی و تحریک بیشتر طرفین منازعه به جنگ و کشتار، به سودای تجارت اسلحه و انرژی، نزد افکار عامه جهانی بازهم کاسته شد. دنیای انگلوسکسونی دندان های تیز خود را که با ریاکاری مدتی استتار کرده بود، باردیگر به دنیا نشان داد.

 بدیهی است که نفت و گاز و منابع سرشار زیرزمینی و روی زمینی ارزان روسیه در این دنیای تشنۀ انرژی و مواد خام رو به اتمام، هرگز بدون مصرف کننده نمی ماند. غرب، روسیه را تمام و کمال به سوی آسیا و چین کشاند و روسیه با تمام اقتدار نظامی و ذخایر غنی اش در آینده، گریزی جز اتحاد و همکاری تمام عیار با چین و هند و ایران و دیگران نخواهد داشت.

این درست که غرب و اروپای سرمست از فروپاشی شوروی، به طرح «خانه مشترک اروپایی» میخائیل گورباچف و شعار از لیسبون تا ولادی‌وستوک او کمترین وقعی ننهاد و راه خود را پیمود، اما نیازی هم نداشت که زیر بیرق ایالات متحده و بریتانیای همیشه دسیسه جو و ناراحت، از پیشروی شتابان ناتو به سوی مرزهای بلافصل روسیه چنین بی محابا و تحریک آمیز تبعیت کند. رهبران کلاسیک اروپایی از مرکل و سرکوزی و برلسکونی و بلر و کامرون و … میداندار اصلی انقلاب های نارنجی از جمله در میدان اوکراین بودند و تا همین یک دهه پیش در شامات و در شمال آفریقا چه ها که نکردند. رهبران امروز آلمان و فرانسه فقط نام این ممالک را یدک می کشند و منکوب تماشاخانه ای به نام  “Mainstream Media”، بس منفعل هستند و  از عرصه های بین المللی خطیر امروز تا حد زیادی خلع ید شده اند. مردمان ناامید امروز اروپا، حسرت سیاستمداران با تدبیر و عاقلتر دیروز، امثال کنراد آدنائر، شارل دوگل، ویلی برانت، فرانسوا میتران، جولیو آندرئوتی و فیلیپ گونزالس را دارند. اروپا از نتایج مخرب جنگ، آوارگی، ناامنی، تورم، تنگنای مواد خام و مواد غذایی و قیمت گران انرژی وارداتی از آمریکا و تشدید وابستگی ها و تحمیل هزینه های سنگین تسلیحاتی و قشون سازی های مدرن متاثر است. اروپا در آینده فقیرتر و طبقات متوسط شهری ناتوان تر و ناراضی تر می شوند و این همه به واگرایی و تشدید حرکت های ناسیونالیستی و افراطی‌گرایی در قاره و فراقاره منجر خواهد شد. فردا روز آرامی نخواهد بود و دنیا از دیروز و امروز گرفتارتر می شود.

تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین, ۱۴۰۱ ۰:۲۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا