سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۱:۴۸

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۸

از مرگ انسان تا مرگ انسانیت…

سوال این است که مادری که از دیدن تصاویر جان کندن جوانی احساس لذت می کند، تحت چه شرایطی رشد کرده، فکر و ذهنش تحت تاثیر کدام معلم بوده، چه از جامعه آموخته و کجای ماجرا ایستاده و چه درکی از " زندگی " و " بخشش " دارد...

Getting your Trinity Audio player ready...

خبر کوتاه بود و ساده، آمده از واقعیتی تلخ و نظام جزایی به دور از عدالت. باز هم خبر اعدام فردی که در سنین غیر قانونی مرتکب جرم شده و تاوانش را در سن قانونی می دهد. هرچند، از روی بد روزگار در این سالها گوشمان به شنیدن اخباری مشابه عادت کرده بود، اما در این میانه ماجرای اعدام بهنود شجاعی کمی بیشتر نقل محاقل خبری دنیا شد.

همزمانی این اعدام با حوادث اخیر پس از انتخابات و تلاش گسترده ی هنرمندان و سازمانهای حقوق بشری در جلوگیری از اعدام بهنود شجاعی باعث شده بود تا پرونده ی این جوان بیشتر از دیگران مورد توجه قرار گیرد و نقل محافل خبری شود.

ماجرای بسیج عمومی مردم و هنرمندان در جلوگیری از اجرای این حکم غیر انسانی از زمانی آغاز شد که عزت اله انتظامی و پرویز پرستویی و کیومرث پوراحمد، سه تن از برجسته ترین سینماگران کشورمان، برای تهیه هزینه دیه ی مقتول آستین همت بالا زدند و ۲۰۰ روزنامه نگار نیز در تحقق این هدف، همراه و همگام ایشان شدند. ماجرایی که در نهایت باعث شد تا پای پیر سینمای ایران به دادگاه های اسلامی کشیده شود و طی آن عزت اله انتظامی به ” تلطیف احساسات عمومی ” محکوم شود.

پس از این اقدام خیر خواهانه ی روشنفکران ایرانی، اتحادیه اروپا نیز در اوایل خرداد ماه سال ۱۳۸۷ خواهان جلوگیری از اعدام بهنود شجاعی شد و صدور حکم اعدام برای این جوان را نقض تعهدات بین المللی از سوی مراجع قضایی ایران دانست.

از پی هشدار اتحادیه اروپا، ” لوئیز آربور” کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد هم تقریبا سه هفته پس از درخواست اتحادیه اروپا، به ایران هشدار داد که صدور حکم اعدام برای محکومانی که قبل از ۱۸ سالگی مرتکب جرم می شوند، با استناد به کنوانسیون بین المللی حقوق کودک ممنوع است…

القصه، فشارهای بین المللی و خواست عمومی مردم ایران، چنان همیشه در تصمیم گیری های حکومت بی تاثیر بود و سرانجام بهنود شجاعی پای چوبه ی دار رفت تا قربانی دیگری به لیست قربانیان جنایات رژیم اسلامی ایران اضافه شود.

در پی این اعدام ناجوانمردانه بود که مادر مقتول( هم اویی که چهارپایه ی اعدام را از زیر پای جوانی ۲۱ ساله کشیده بود) در مصاحبه با شبکه های تلویزیونی خارج از کشور، با شادی فراوان از این عمل یاد کرد و گفت هنگامی که بهنود را در حال جان دادن دیده، آرام شده و به اصطلاح دلش رضا گرفته است.

حال سوال این است که در این میانه قصور از کیست؟ در این سالها چه بر سر ذائقه ی ایرانی رفته که مادری با دیدن جان کندن جوانی آرام می گیرد و احساس شادمانی می کند؟ از قتل ها واعدام ای قرون وسطایی بگذریم، حامیان و طرفداران رأفت اسلامی، در این سالها چه به مردم کشور آموزش داده اند که جوان ۱۷ ساله ای دست به قتل می زند و بعد مادری دیگر از جان کندن او احساس آسایش و آرامش می کند… چه آفتی به جان طبع و منش ما نشسته که بدین سادگی از مرگ همنوعان خویش صحبت می کنیم و جایگاه رفیع انسان را تا بدین حد پایین می آوریم. چه بر سر شعور فردی ما آمده که می توانیم به سادگی برای زندگی یک فرد دیگر تصمیم بگیریم؟

سوال این است که مادری که از دیدن تصاویر جان کندن جوانی احساس لذت می کند، تحت چه شرایطی رشد کرده، فکر و ذهنش تحت تاثیر کدام معلم بوده، چه از جامعه آموخته و کجای ماجرا ایستاده و چه درکی از ” زندگی ” و ” بخشش ” دارد…

اما ماجرای تلخ تر از این مرگ، موضع گیری تلویزیون ملی ایران در مواجهه با این اقدام ناجوامردانه بود. شبکه های داخلی ایران در اقداماتی مشابه به بررسی رویکرد سیستم جزایی کشور پرداختند و در مصاحبه با مردم و با گرفتن به اصطلاح تاییدیه از جانب اقشار مختلف جامعه به این تنیجه رسیدند که اعدام بهنود شجاعی عین عدالت بوده و حضور چنین افرادی برای جامعه مضر است و اینان محکومان به نابودی اند تا جامعه سالم بماند و زندگی مردمان در کنار یکدیگر امکان پذیر باشد.

یکی از همان میهمانهای تلویزیونی، خانم دکتر فردوسی بود که سخنان انسان دوستانه اش در این سالهای اخیر همواره ورد زبان مردم و اهل خانه بوده. فردی که ساعات متمادی در تلویزیون حضور می یابد و مادران را شیوه ی صحیح تربیت می آموزد و پدران را رسم درست محبت. آری، دکتر فردوسی، روانشناس مورد علاقه ی تلویزیون ملی ایرن هم یکی از افرادی بود که کشتن بهنود شجاعی را عین صواب و عدالت دانسته و از مردم خواسته بود تا در مقابل اعدام های این چنینی موضع نگیرند که تنها در این صورت است که جامعه می تواند در کمال سلامت و صلابت به زندگی ادامه دهد.

حال چه جای سخن می ماند و چه گاه اعتراض؟ آری این است حکایت تلخ جامعه ای که در آن جان آدمیزاد ارزشی کمینه دارد و سنت های هزاران ساله ارزشی بیشینه. کاش می شد در این میانه تنها به جان انسان بیمناک باشیم، اما دریغ و صد افسوس که ماجرا دگر حدیث مرگ انسان نیست که سخن از نابودی انسانیت است در میان.

تاریخ انتشار : ۲۷ آبان, ۱۳۸۸ ۰:۵۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

دست بالا درمذاکرات، بازگشت به مردم

یادمان پنجاهمین سالگرد کشتار حمید اشرف و یارانش

بیانیه حزب توسعه ملی ایران در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا

چرا رسانه‌ها فقط برخی جان‌ها را شایسته سوگواری می‌دانند