سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۴۱

یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۱

انتخابات ۱۴۰۰ در جهت تحکیم استبداد

یکی از فاکتورهای تعیین کننده در چگونگی تصمیمات بعدی فرماندهان سپاه مشخص شدن تکلیف پست ریاست جمهوری خواهد بود. شواهد تاکنونی نیز نشان میدهد که رئیس جمهور بعدی نه از ته مانده اصلاح طلبان خواهد بود و نه از جنس آقای روحانی.

تشکیل سپاه پاسداران به دستور خمینی برای پاسداری از نظام نوپای جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ شکل گرفت. بعدها ایت الله خمینی از نظامیان (سپاه پاسداران) خواسته بود که از ورود به سیاست خوداری کنند. خواست و یا دستور رهبر انقلاب اسلامی ایران  تا زمان زنده بودنش از طرف نظامیان مورد اجابت قرار می گرفت. اما پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق و بازگشت فوجی از فرماندهان سپاه به پادگانها و نیز فوت خمینی آنان را تبدیل به نیروی ساخته بود که دیگر تنها حاضر به سکون و ماندن در پوسته و نقشی که در دوران جنگ به آنان داده شده بود، نبودند.  

در حقیقت خمیرمایه فکری تشکیل سپاه پاسداران را می توان برگرفته از ارتش سرخ شوروی که توسط بلشویک ها به وجود آمده بود، دانست.  نکته قابل تامل نقش لئو تروتسکی به عنوان یک سیاستمدار و نه یک نظامی در سازماندهی و تشکیل آن و نیز تشابه نسبی با سازمان دهندگان سپاه بلحاظ سیاسی در این به خصوص قابل تعمق است. سپاه پاسداران همانند ارتش سرخ شوروی خود را صاحب انقلاب و طبعا خود را محق میدانست تا با تمام توان از انقلاب و دست اوردهای آن محافظت کند.

اما آیت الله خمینی ظاهرا فراموش کرده بود که بسیاری از عناصر تشکیل دهنده سپاه خود از فعالین سیاسی زمان شاه بودند و نگاهشان به این ارگان نوبنیاد تنها نظامی نمی باشد بلکه سیاست نیمی از آن است. بنابراین به جرات می توان گفت که انگیزه سیاسی موئسسان تشکیل سپاه پاسداران و به خدمت گرفتن ابزار نظامی در جهت تقویت انگیزه فوق از ارجحیت بالایی – برخلاف نگاه رهبرشان-  برخوردار بود. در دهه اول انقلاب هیچ یک ازعناصر اصلی سپاه نقش مستقیمی در سیاست نداشتند. ولی حضور گام به گام سپاه با کمک هاشمی رفسنجانی در اجرای پروژه های عمرانی بعد از جنگ، زمینه ساز ورود سپاه در عرصه اقتصاد و سیاست گردید.

امروزسپاه پاسداران به عنوان یک قدرت نظامی- امنیتی که هسته اصلی آنرا اصولگران و جبهه پایداری شکل داده است، در تمامی عرصه های اچتماعی حضور فعالی دارد و بسادگی از دست آوردهای خود که طی چهار دهه کسب کرده است، دست نخواهد کشید. آنان آمده اند که بمانند و برای ماندن نیز قابلیت استفاده از هر نوع ابزاری و راهکاری که بتواند حضور و موچودیت آنان را تضمین کند، دارند، از اعدامهای خیابانی آبان سال ۹۸ گرفته تا ترور نیروهای اپوزسیون ونیز گروگانگیری شخصیت های حقیقی. اختلافات دیدگاهی در میان فرماندهان سپاه که به جناحهای مختلف درون حکومت تعلق دارند، بیشتر ناشی از رقابت در دستیابی به اهرم های قدرت می باشد تا نگرشی بنیادی در چگونگی دفاع از منافع ملی. اما در مقابل نیروهای اپوزسیون و اصلاح طلبان داخلی سیاست همسویی را در سرکوب آنان پیش می برند.

تعدد مراکز قدرت و جنگ میان آنها در راس حاکمیت جمهوری اسلامی نیاز به مرجعی دارد که بتواند جنگ درونی آنان را مدیریت کند و نگذارد اختلافات تا جایی پیش برود که ارکان حکومت را متزلزل سازد. ایت نقشی بود که خمینی تا لحظه زنده بودنش از آن برای رفع اختلافات درون حکومت بهره می برد. به همین خاطر عنصر ولایت فقیه تحت هر شرایطی ثقل حکومت خواهد بود تا به عنوان هماهنگ کننده و مدیریت کننده ایفای نقش کند. وجود عنصر ولایت فقیه به عنوان عامل بازدارنده برای کسانی که قوائد بازی درون حکومت را رعایت نمیکنند یا آنرا زیر پا می گذارند لازم است. ولی فقیه بعد از آقای خامنه ای هرکس که باشد باید بتواند وظایف فوق را بخوبی پیش ببرد و تنها زمانی می تواند از عهده این کار براید که مورد تایید همه جناح های حکومتی باشد و بر سر آن به توافق برسند. و از آنطرف فرد جانشین ولایت فقیه بایستی بر روی بیطرفی خود پایبند باشد. بنابراین تنها تفاوت ولی فقیه بعدی با دو ولی فقیه قبلی در تنظیم مناسبات جدید با محوریت قدرت یعنی سپاه پاسداران خواهد بود.

 ولایت فقیه با صدارت آقای خامنه ای  نقش محوری در شکل دادن به جایگاه و تثبیت موقعیت  سپاه پاسداران بازی کرده است و هنوز نقش خود را در چیدمان پایانی ساختار سیاسی بعد از مرگ خود با محوریت سپاه پاسداران را به پایان نرسانده است. نقش سایه ی مجتبی خامنه ای و نشستن در جای پدر همواره بخشی از دغدغه آقای خامنه ای بوده است. انتظار وی از سپاه پاسداران  برای حمایت از خامنه ای (پسر) در ازای سه دهه حمایت وی از سپاه چندان دور از انتظار نیست. باید دید که که سپاه پاسداران تا چه اندازه در تجلی بخشیدن آرزوی آقای خامنه ای از خود تمایل نشان خواهد داد.

 یکی از فاکتورهای تعیین کننده در چگونگی تصمیمات بعدی فرماندهان سپاه مشخص شدن تکلیف پست ریاست جمهوری خواهد بود. شواهد تاکنونی نیز نشان میدهد که رئیس جمهور بعدی نه از ته مانده اصلاح طلبان خواهد بود و نه از جنس آقای روحانی. اصلاح طلبان و طیف آقای روحانی بعد از خرداد ۱۳۷۶با ریاست جمهوری آقای خاتمی نشان دادند که قادر به پیشبرد هیچ سیاست مستقلی جدا از رضایت هسته سخت قدرت نیستند و حضور در انتخابات تقریبا برای این دوطیف نقض غرض است. از این منظر نه سپاه پاسداران و نه بیت رهبری دغدغه این دو طیف را دیگر نخواهد داشت. رقابت با کاندیدای جبهه پایداری- سعید جلیلی- چالش اصلی  سپاه پاسداران خواهد بود. چالش بعدی سپاه توافق بر سر کاندیدای خود، آقای قالیباف یا رئیسی می باشد.

فاکتور دوم همراهی کاندیدای ریاست جمهوری با جانشینی خامنه ای(پسر) به جای پدر است. نکته ای که باید در اینحا به آن اشاره کرد، شخصیت و موقعیت اجتماعی و سیاسی جانشین آقای خامنه ای است. هر کس که قرار است بعد از خامنه ای در جایگاه ولایت فقیه قرار بگیرد از کمترین درجه اعتبار و موقعیت دو ولی فقیه قبلی برخوردار خواهد بود و هیچ مرجع معتبر شیعه او را در مقام ولی فقیه با میل خود تائید نخواهند کرد. به همین خاطر جانشین وی نیاز مبرم به پشتیبانی سپاه پاسداران دارد تا بتواند موقعیت خود را به عنوان ولی فقیه تحکیم ببخشد. انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ یکی از مهندسی ترین انتخابات است. به این معنا که قبل از انتخابات مشخص خواهد بود که چه کسی از صندوق رای بیرون خواهد آمد. تجربه چهار دهه اثبات نموده است که صندوق رای در جمهوری اسلامی برای مردم همانند آب در هاون کوبیدن است.

اما شق دیگری را نیز باید در چیدمان قدرت بعد از آقای خامنه ای در نظر داشت. با توجه به قدرت نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی سپاه پاسداران در کشور و نیز ولایت فقیه با در اختیار داشتن بنیاد مستضعفان که بالغ بر میلیاردها تومان می باشد، دلیل قانع کننده ای است برای حذف جایگاه ولایت فقیه در ساختار جمهوری اسلامی ایران و حاکم شدن سپاه بر این بنگاه مالی. حذف ولایت فقیه از ساختار جمهوری اسلامی گامی خواهد بود برای جلب حمایت بخش بزرگی از روحانیت که خواهان عدم دخالت دین در سیاست هستند. پیام این خواهد بود که دین را از خطر نابودی نجات دادیم.

شق دوم نتایج انتخابات هرچه که باشد، فضای باز سیاسی به دنبال نخواهد داشت و تا زمان زنده بودن خامنه ای نیز هیچ تغییری در سیاست خارجی و نه داخلی رخ نخواهد داد. اما یک احتمال را می توان بعد از مرگ خامنه ای باز مد نظر داشت و آن از در همکاری درآمدن سپاه پاسداران با آمریکا در مقابل پذیرش ایران به عنوان قدرت منطقه و گرفتن تضمین ازآمریکا و اروپا در عدم حمایت ازنیروهای مخالف جمهوری اسلامی ایران است.   

انتخابات ۱۴۰۰ تنها استبداد را تحکیم خواهد بخشید اما اینبار در چیدمانی نو. چیدمانی با روبنایی متفاوت با آنچه تاکنون شاهد بودیم. باید منتظر بود و دید.

محمود میرمالک ثانی

  

تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن, ۱۳۹۹ ۶:۰۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!

تریتا پارسی: اما اسرائیل تنها تهدید برای توافق نیست. هم واشنگتن و هم تهران باید نظم و انضباط فوق‌العاده‌ای را اعمال کنند تا اطمینان حاصل شود که روایت‌های رقابتی آنها از پیروزی، اردوگاه مخالفان تندرو را در کشور دیگر تقویت نمی‌کند. در طول مذاکرات، ترامپ حساسیت بسیار کمی نسبت به اینکه چگونه پست‌های تحریک‌آمیز او در رسانه‌های اجتماعی، توانایی تهران برای سازش را پیچیده می‌کند، نشان داده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی در میان ایرانیان

«ساندیس‌خور» / «فاندبگیر»

حزب کمونیست ایتالیا؛ صدای ماندگار چپ در غرب

در سوگ پرویز قلیچ‌خانی؛ کاپیتان مردم و روشنفکر آزادی‌خواه

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!

اختلاف نظرها در مورد غزه و صهیونیسم، جامعه یهودیان را دچار تفرقه کرده است.