سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ تیر, ۱۴۰۵ ۱۸:۴۲

پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۲

ایران میان فرصت و تهدید کدام را بر خواهد گزید؟

تا آنجا که موضوع مناسبات ایران و آمریکا مطرح است، اکنون نگاهها اساساً به طرف مقامات ایرانی دوخته شده و سئوال این است که آنها بین فرصت وتهدید کدام یک را انتخاب خواهند کرد. اگر ایران مذاکره را بپذیرد میتوان انتظار داشت که برخی از مواضع غرب را به سود منافع ملی خود تعدیل یا تغییر دهد. بدون شک این امر از طریق مذاکره دست یافتنی تراست.

Getting your Trinity Audio player ready...

امروز سه شنبه، ۲۰ ژانویه، طی مراسم با شکوه، کم نظیر و بقولی تاریخی باراک اوباما به عنوان نخستین رئیس جمهور سیاه پوست و چهل و چهار مین رئیس چمهور ایالات متحده آمریکا پس از خوردن سوگند کار خود را آغاز می کند. بنا به گزارشها و پیش بینی های به عمل امده مراسم تحلیف این دوره ریاست جمهوری به خاطر ویژگیها و شرایط کنونی در آمریکا و جهان، به خصوص به دلایلی مانند بحران جهانی اقتصادی، بحران انرژی، زیست محیطی و بحرانهائی که به دنبال جنگها واشغال عراق، افغانستان، غزه و نقاط دیگر به وجود آمدهاند وهمچنین به دلیل امید و شوقی که اوباما با وعده تغییر درمردم آمریکا و جهان به وجود آورده است، از لحاظ شکوه و جلال وکثرت شرکت کنندگان و استقبال کنندگان به گونهای است که گویی مردم به ضیافت پیامبر نوظهوری می روند.
بنابر داده های آماری، به غیر از مردم ساکن در واشنگتن، حداقل دو ملیون نفر از مردم شهرهای دیگر آمریکا برای شرکت در این مراسم تاریخی خود را به پایتخت رساندهاند، صدها نفر از نمایندگان و فرستادگان دولتها نیز در این مراسم حضور می یابند و بسیاری از مردم عادی ملل گوناگون نیزنظاره گر این مراسم خواهند بود. از نظر ترکیب شرکت کنندگان نیز مراسم این دوره بکلی متفاوت با دوره های گذشته است. به رغم تنوع اجتماعی، نژادی و سیاسی شرکت کنندگان اما اکثریت آنان افراد متعلق به طبقات فرودست و متوسط جامعه آمریکا هستند، که این خود نشان می دهد هیچ گاه رییس جمهور دیگری در آمریکا به اندازه اوباما در میان مردم عادی این کشور نفوذ و محبوبیت نداشته است.
درعرصه جهانی نیز اوباما کم و بیش از موقعیت و محبوبیت مشابهی برخوردار است؛ نه تنها مردم عادی جهان بلکه اکثریت دولتهای جهان نیز به دلیل نارضایتی از رفتار دولتهای پیشین آمریکا، از اوباما و از تغییر سیاست خارجی تنش آفرین دولت بوش حمایت می کنند. بیهوده نیست که در هر کجا که در این اواخر بوش قدم نهاده است با تظاهرات اعتراضی مردم مواجه شده و هر جا که اوباما رفته است با استقبال مواجه شده است. بی جهت نیست که دولت اسرائیل تنها سه هفته قبل از پایان دوره ریاست جمهوری بوش با شتا ب جنگ خونین غزه را به راه می اندازد وآن را قبل از آغاز مراسم تحلیف اوباما خاتمه می دهد.
واقعیت این است که یکی از دلایل اصلی پیروزی و به قدرت رسین اوباما و تبدیل شدن مبارزات انتخاباتی امریکا به یک جنبش برای تغییر در این دوره ضرورت گریزناپذیر ایجاد تغییرات در زمینهای گوناگون در جامعه امریکا بوده است. همین ضرورت است که اوباما و جریان هواخواه تغییر را پروراند و آنها را به قدرت رساند و همین ضرورت است که به اوباما اجازه می دهد به کمک حمایت مردمی گسترده بیمانندی که در آمریکا و جهان از آن برخوردار شده است، حداقل رفرمهای معینی را به انجام رساند. اتفا قاً اکثریت قریب به اتفاق تحولات و رفرمها در تمام جوامع زمانی ممکن گردیدهاند که در آن جوامع “تغییر” به امری عاجل تبدیل شده است، اجماع نسبی برای تغییر شکل گرفته و خود این دو سبب ساز شکل گیری جنبشی گردیدهاند .امروزه همه این عوامل و محرکهای لازم برای تغییر در آمریکا موجود هستند.
بنا به اظهارات اوباما او می خواهد با انجام تغییرات واصلاحات معینی بحران اقتصادی را رفع کند، میزان اشتغال را افزایش دهد، در سیاستهای اجتماعی و مالیاتی تغییراتی به سود بهبود وضعیت طبقات پایین و متوسط به وجود آورد، سیاست خارجی آمریکا را دگرگون کند، آلودگی محیط زیست را کاهش دهد و موقعیت و قدرت امریکا را احیا کند. بدیهی است که دشواریها و موانع بسیاری، چه در داخل و چه در عرصه جهانی بر سر راه احیاء موقعیت و قدرت امریکا وجود دارند که، به رغم امکانات و قدرتی که هنوز آمریکا در اختیار دارد، مانع از آن می گردند تا این کشور بتواند بطور کامل قدرت گذشته خویس را به دست آورد. با این اوصاف آمریکا برای سالهای متمادی همچنان به عنوان یک قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی با نفوذ در جهان باقی خواهد ماند.
این که اوباما و طیف میانه جریان تغییر کههم اکنون به قدرت رسیدهاند تا چه میزانی امکان و فرصت انجام وعدهایی را که به مردم دادهاند، خواهند یافت و چقدر به پیمان خود با مردم وفادار خواهند بود، امری نیست که بتوان از پیش آن را دانست، اما اگر آنها نتوانند به هر دلیلی تغییرات لازم را به انجام برسانند، خطر برگشت به سیاستهای جهانگشایانه و مخرب پیشین ابداً منتفی نیست.
اوباما باصراحت از سیاست خارجی تاکنونی آمریکا انتقاد کرده و رسماً وعده تغییر آن را داده است. او پنهان نمی کند که مقصودش از تغییرات احیاء موقعیت، قدرت و نفوذ از دست رفته آمریکا در جهان است. اوباما جمهوری خواهان و رویکرد نظامیگرایانه آنها را دراین ارتباط مقصر می داند. او می خواهد رویکرد دیپلماسی را جایگزین رویکرد گذشته کند. دولت جدید آمریکا سیاست بوش در قبال جمهوری اسلامی را ناکارامد و بی ثمر می داند. این البته در حالی است که خواستها و انتظارات رهبری جدید آمریکا، حداقل چنان که تاکنون تصریح شده اند، مشابه آنها در دولت بوش است. آنها از رژیم ایران می خواهند غنی سازی را متوقف کند، شعار نابودی اسراییل را کنار نهد، از گروه های مسلح فلسطینی و حزب الله حمایت نکند، با برنامه صلح اسرا ییل و فلسطین مخالفت نورزد، در امور عراق، افقانستان و لبنان دخالت نکند و حقوق بشر برای شهرواندان خود را بپذیرد. .این خواسته ها البته کلان و بعضاً خواستهای کشورهای اروپایی و غیراروپایی نیز هستتد.
به نظر می رسد که تنها تفاوت سیاست اوباما با بوش نحوه پیشبرد این سیاستها است، زیرا مذاکره مستقیم بدون پیش شرط با رژیم ایران و تاکید بر تلاش برای حل مسالمت آمیز اختلافات جایگزین مذاکره با پیش شرط شده است. با این تغییر اینک سیاست آمریکا با اروپا بیش از گذشته هماهنگ و نزدیک شده که این امر خود به تقویت موضع غرب در مقابل رژیم ایران منجر می شود.
نفوذ و محبوبیت بیمانند فعلی اوباما در داخل و در جهان، و این واقعیت که امریکا دیگر پرهیزی از مذاکره مستقیم با ایران نخواهد داشت، به این کشور امکان می دهد تا با بدست گرفتن رهبری مذاکره با ایران تضاد و اختلافاتی را که در گذشته در این رابطه میان آمریکا و اروپا وجود داشت، کاهش دهد، و این نیز به نوبه خود به سود ایران عمل نخواهد کرد. علاوه بر اینها، در منطقه نیز موقعیت ایران درحال تضعیف شدن است. گرچه حمله خونین و وحشیانه اسرائیل به غزه و کشتار مردم بی پناه غزه موجب براه افتادن موج عظیمی از مخالفت و نفرت، به ویژه در منطقه، علیه اسراییل و سبب ساز افزایش سمپاتی توده های سرخورده عرب و مسلمان نسبت به رژیم ایران شد، اما ناتوانی رژیم را در حمایت ادعائی اشا از مردم فلسطین نیز به نمایش گذاشت، زیرا حتی کمک دارویی و غذایی ایرن نیز امکان نیافت که به دست مردم غزه برسد. این در حالی بود که اسراییل به بهانه جلوگیری از ارسال اسلحه ایران به حماس هزاران زن، کودک و انسان ساکن غزه را به خاک و خون کشید. اگر منافع ملی و دفاع انسانی و موثر از حقوق حقه مردم فلسطین واقعاً دغدغه رهبران حکومت بود تنها همین یک تجربه برای تجدید نظر در رویکرد سیاست خارجی و منطقهای آنان کافی بود.
سیاست دولت جدید آمریکا در قبال ایران بر خلاف سیاست بوش به نظر می رسد دقیق و زیرکانه باشد. اوباما می تواند با بکار انداختن فعالانه این سیاست به میزان زیادی سیاست کنونی هیئت حاکمهایران را بی ثبات سازد و آنها را بر سر دوراهی یک انتخاب مشکل قرار دهد. برای ایران مقابله با سیاست بوش چندان دشوار نبود، زیرا ضعفها و ناپختگی آن به هیئت حاکمه ایران امکان مانور می داد، اما.اینک تنها ناکامی اوباما در کاهش بحران اقتصادی و یا اقداماتی مانند تجاوز نظامی اسراییل به غزه می تواند مانع پیشرفت سیاست او در قبال ایران گردد. با این حال اگر منافع و مصالح ملی ایران جای منافع گروهی هیئت حاکمه را می گرفت، منطق و موقعیت حکم می کرد که از پیشنهاد اوباما مبنی بر مذاکره برای حل اختلافات فیمابین و عادی سازی مناسبات بین دو کشور با حسن نیت استقبال کرد و کوشید با بهره گیری از این فرصت تهدیدهای متعددی را که متوجه مردم و کشور است بی اثر کرد، وگرنه تأخیر در شروع گفتگو و ایستادن بر سر مواضع نادرست، برای رفتن به پای گفتگو یا به هنگام گفتگو، تنها به از دست رفتن فرصتها و افزایس تهدیدها منجر می گردد. تا آنجا که موضوع مناسبات ایران و امریکا مطرح است، اکنون نگاه ها اساساً به طرف مقامات ایرانی دوخته شده و سؤال این است که آنها بین فرصت وتهدید کدام یک را انتخاب خواهند کرد. اگر ایران مذاکره را بپذیرد می توان انتظار داشت که برخی از مواضع غرب را به سود منافع ملی خود تعدیل یا تغییر دهد. بدون شک این امر از طریق مذاکره دست یافتنی تر است.

تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن, ۱۳۸۷ ۹:۴۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سایه بی‌اعتمادی بر آینده تفاهم با ایران؛ آیا ترامپ این بار متفاوت عمل خواهد کرد؟

منشاءِ و لحظهِ پیدایش کیهان

سیمین، بگو…

در سوگ بیژن برهمندی

تفاهم‌نامه‌ی ایران و آمریکا؛ فرصتی برای بازسازی یا تهدیدی برای استقلال؟ موضعِ چپِ سوسیالیستی چیست؟

آمریکا بناشده بر “ناسیونالیسم خون و خاک”؟