سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۱:۲۹

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۹

با شاعران

نازنین: رضا مقصدی
خوشا گلی: منصور اوجی
دوشعر از: نسرین جافری
روی سخنم با توست...: البرز
کهکشان ما: مرضیه شاه بزاز
در انتظار: رحمان


نازنین

رضا مقصدی

عاشقم به هر بهانه، حرف می‌زنم.

خنده‌ات اگر ز جنسِ صبح
گر‌یه‌ات اگر ز جنسِ شب
شادی‌ات اگر ز جنسِ شبنم است-
با تو! از تو! مهربان! 
مثل یک ترانه، حرف می‌زنم.

واژه، واژه، شادی‌ام.
گرچه این زمانه، تلخ بگذرد.

خاطرات من، خجسته گرچه نیست
پای آرزوی من، شکسته نیست.

تا بلندِ عاشقانه، بال می‌کشم.
آرزوی باغ‌های ناشکفته را
برگ‌های زخم‌خورده را
تا هوای سبزه‌ی شمال می‌کشم.

نازنین! 
از شقایقی که با تو حرف می‌زند
یک نفَس، بچین!

*** 

دو شعر کوتاه
 

منصور اوجی

خوشا گلی 
خوشا گلی که بروید مدام و تا به پس مرگ.
که مرگ، خط زدن جسم ماست از دنیا
و نام پاره ای از ما.
ولی نه نام تو، شاعر،
ولی نه نام شما،
خوشا گلی که ببوید مدام…،

*
کاش 
بعد از این خستگی و عمر دراز
خواب سبزیست در اندیشه من 
خواب سبزی که پر از عطر و بهار
خواب در سینه ی خاک 
کاش این خاک به شیراز عزیز
نیز سر بر زدنم.

***

دوشعر از:
 

نسرین جافری(۱۳۲۹-تیر ماه۱۳۹۴)

۱

برای تو فصلی آورده ام

از آیه های شفاف

برای تو دستی اورده ام

از تبر زین و عشق

برای تو اسبی اورده ام

با یا لی از افق های نا شنا خته

       *

ما دو مطلق بود یم

دو مذهب

که در خم کتاب های مقدس گم شدیم

با عطر گیج خاک های کهنه .

ما دو کودک بود یم

دو خسته

که ریشه های خود را جوید یم

ما دو مطلق بودیم .

۲

 راه را 
در شب و الکل پیچیده ام 
با هزار پله گداخته

تا از پیچِ کنار آن حرف بگذرم .
هنوز به خاطرم نرسیده است 
که در آن شهر بی سایه 
چه چیز را گم کرده ام.
وقتی برمی گشتی صدایت بوی نم می داد 
بوی چاهی که

آبهایش در سیاره ای دیگر می ریخت .
رطوبت دستانت جلگه زاری بود 
که با مشتی گندم در خاطرم نشستی 
سوارانی که از مغرب استخوان هاشان 
نوری لخته بر می دارند 
از کوچه ای می گذرند
که روزی توبر زبان آوردی 
و در همه‌ زمانها گم شدی .
چه بی نهایت بودی تو !
اکنون نوازنده ای بی زمان 
تمام دلش را در من می نوازد

***

روی سخنم با توست…
 

البرز

روی سخنم با توست،

آری با تو،

که در رنجی از قیدها،

قیدهای ولایی
 

کدامیک از قیدهای ولایی،

انسانیت را جاری و ساری کرده اند؟

ممیزی گفتار؟

ممیزی نوشتار؟

ممیزی اجتماعات؟

ممیزی فیلم؟

ممیزی تئاتر؟

ممیزی لباس؟

ممیزی بود و نبود من، تو، او و ما؟
 

تا کی سکوت در برابر حقارت؟

تا کی تنفس در فضای متعفن استبداد؟

تا کی سر خم کردن برابر مستبد؟
 

تا کی خزیدن در پوسته ضخیمی از “شعریت”،

و در فحوای خوابهایی خُوش!،

سخن را در انتهای پنج خطِ حامل،

به صلابه ممیزی کشیدن

 

هیچ اندیشیده ای؟

رسم ممیزی بر نخواهد افتاد،

مگر که من، تو، او و ما دست از ممیزی بداریم 

***

کهکشان ما


مرضیه شاه بزاز

به هر چند صدسال 
ستاره ای 
خورشیدی می شود، 
و غروب می کند 
شگفتی من اکنون، 
از خورشیدی است که می درخشد 
و بی غروبی، 
یکباره از کهکشانِ ما 
می رود 
اندوه من اما، 
از ستاره ای است که نیمسوز 
پدید می آید 
و کور سوز، 
بی آنکه کسی را خبری شود 
از بَرِ ما می رود

***

در انتظار
 

رحمان

آفتاب صبحگاه خرداد می تابد

گرمای زودرس

برتن می نشیند.

مسیر آفتابگیر پیاده رو

خلوتگاهی است

که عابران را به سایه سار

درذ ان سوی خیابان می راند

کارگران فصلی،

در پیاده رو،

پشت به دیوار،

خسته،

ملول،

نا امید،

در انظارند.

دستها، سایبان چشمها،

به هوای دیدن چشم انداز خیابان

تا شاید خودروی از راه برسد

و هجوم زنده پوشان بسیار را پاسخی باشد

که درآرزوی لغمه نانی

از سرو کول هم بالا می روند

 

خیابان همان است شلوغ است،

آن سان که بود،

شهر نیز.

هرلحظه در انتظار حادثه ای

اینجا…

بیشترین شمارمرگهای خاموش را،

در کمین نشسته است.

اینجا…

فحشا سکه ای است،

رایج ترازهمیشه

اینجا…

دزدان نابالغ

بلوغ زودرس خویش را،

درگیر بیماری و هجوم گزمگان،

درمیانه ی زرق و برق صاحبان زور و زر،

به انتظار می نشینند.

*

من خسته ام،

زین اندوه خفته در جانم،

زین بریدگیهای بیهوده،

 

زین فاصله های فرساینده.

یادم نمی آید

کی از خودم فاصله گرفتم،

که حالا می خواهم برگردم.

زانوانم درد می کند

دوچرخه ام ،

درسربالایی خیابان، از نفس افتاده ست.

***
آدرس ایمیل برای تماس:

vfkar1335@gmail.com

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۱۰ تیر, ۱۳۹۴ ۱:۲۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا