سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۲۰:۴۶

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۶

به مناسبت روز طبیعت: قلمرو از دست رفته

هر سال که به بهانه¬ی روز طبیعت دورهم جمع می¬شویم، هرکس به فراخور مقام وموقعیتش حرف می¬زند، سازمی¬زند و آواز می¬خواند، بهانه فراموش می¬شود ومثل هر سال، سعید است که با خواندن چند سطری ازداستانش به نام «اشتها» بهانه¬گیری می¬کند

Getting your Trinity Audio player ready...

هر سال که به بهانه­ی روز طبیعت دور هم جمع می­شویم، هر کس به فراخور مقام و موقعیتش حرف می­زند، ساز می­زند و آواز می­خواند، بهانه فراموش می­شود و مثل هر سال، سعید است که با خواندن چند سطری از داستانش به نام «اشتها» بهانه­گیری می­کند.

«شهر با این تپه­ها و درخت­ها، انگار روستا بود، یا در آستانه­ی روستا شدن. انگار تمدن داشت برعکس می­رفت و طبیعت، قلمرو از دست رفته­اش را پس می­گرفت.»

هر سال با شنیدن این کلمه­ها به خیال این­که امسال دیگر قلمرویش را پس می­گیرد، حکم صادر می­کنم: تمدن برعکس نرود، اما طبیعت قلمرویش را پس بگیرد.

با خستگی ناشی از شنیدن همان حرف­ها و دیدن همان جاها، و با خوش­حالی از حرف­های سعید سرم را بر بالش می­گذارم. با چشم­های بسته می­خواهم در ذهنم قلمروی طبیعت را محاسبه کنم. با حساب سرانگشتی که اصلا نمی­شود، کیلومتر هم به درد نمی­خورد. ببینم با این وضع به کجا می­رسم. از تبریز خارج نشده، تکان­های شدید تختخواب، محاسبه­ام را به هم می­ریزد. چشم­هایم را سریع باز کرده، به لامپ­ها نگاه می­کنم. کوچک­ترین لرزشی ندارند. چشم­هایم را دوباره می­بندم. از زلزله­ی ورزقان- اهر به این ور همین جوری شده­ام. نشسته هم سرم گیج می­رود. دروغ نباشد روزی هزار دفعه به لامپ­ها نگاه می­کنم. آخرش هم می­ترسم حکایت چوپان دروغ­گو تکرار بشود. زلزله بشود، زیر آوار بمانم و فکر کنم سرم گیج می­رود.

شدیدتر از قبل تکان می­خورم. باز خبری نیست. خیالاتی شده­ام. چند نفس عمیق می­کشم. شروع به شمردن می­کنم. در فاصله­ی نه و ده، چیز نوک­تیزی پشتم را بالا می­کشد. سریع بلند می­شوم و نگاه می­کنم. باورم نمی­شود، ملافه جر می­خورد و شاخه­ی درختی سرش را بیرون می­آورد. سریع بالاتر می­آید و طولی نمی­کشد، درختی درست و حسابی می­شود. صدای ترق – شرق- جرق خانه را پر کرده است. از هر طرف شاخه­ای بالا می­آید و در عرض چند ثانیه درخت کاملی می­شود. انگار طبیعت از تختخواب من شروع کرده تا قلمروی از دست رفته­اش را پس بگیرد. شاید هم می­خواهد توانایی­اش را برای انجام این کار نشان بدهد. سریع از اتاق خواب بیرون می­آیم. بعید هم نیست، شبکه­ای کار کند. امروزه همه شبکه­ای کار می­کنند. پذیرایی تاریکِ تاریک است. با احتیاط کلید برق را می­زنم. چراغ روشن نمی­شود. چه خوب شد باغ نخریدیم. پذیرایی یک باغ شده است. از پنجره­های روبرویی شاخ و برگ بیرون زده است. بچه­ها با سر و صدا از شاخه­ها گرفته خودشان را بالا می­کشند.

پنجره را باز می­کنم. بلافاصله وارد می­شوند. نمی­دانم از کی منتظر بوده­اند. وارد که می­شوند تمامی بدنم را با نرمی و نمی­شان در آغوش می­گیرند. از من می­گذرند و بالای درختان جا خوش می­کنند ودر هم فرو می­روند. به دنبال آن­ها پرنده­ها با جیک- جیک، چه- چه و بق- بقویشان وارد می­شوند و مابین ابرها و درخت­ها پرواز می­کنند، روی شاخه­ها می­نشینند و آواز می­خوانند.

درست بالای سرم برق می­زند، گوش­هایم را می­گیرم، صدا از دست­هایم می­گذرد. رگبار شروع می­شود. دست­هایم را روی سرم می­گذارم. زیر درخت پربرگی پناه می­گیرم. طوفان به پا می­شود. زیر پایم سست می­شود. سقوط می­کنم. دست دراز می­کنم و از شاخه­ای می­گیرم. شاخه می­شکند. ساکت و بی­صدا به پیشواز مرگ می­روم. فقط صدای تاپ- تاپ قلبم را با آن سرعت سقوط می­شنوم. ناراحتم از شاخه­ی شکسته­ای که مدرک جرمم است. الان دست کس دیگری بود یک کتاب از ضرورت درخت سخن می­گفتم. با این سرعت که چیزی معلوم نمی­شود. شاخه را می­اندازم. یک دفعه با فشار به طرف بالا برمی­گردم. به بیرون پرتاب می­شوم. از آب می­ترسم. دست و پا می­زنم. توی دریاچه­ی بسیار زیبایی هستم. بی­حرکت می­ایستم و نگاه می­کنم. آرتیماها اطرافم را می­گیرند. بدون کوچکترین دست و پا زدنی روی آب شناورم. بوی لجن به مشامم می­رسد. نفس راحتی می­کشم و خودم را روی آب رها می­کنم.

تاریخ انتشار : ۱۲ فروردین, ۱۳۹۲ ۳:۵۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود