سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۳:۱۰

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۰

تفسیرها پیر می‌شوند

صدای آژیر آمبولانسی به گوش می‌رسد شاید جدال پیری به سرانجامی! رسیده باشد ! و یا مادری‌، کودکی را به دنیا می‌آورد!... و یا نفیری از جنگی دیگر... کسی با گوهرهای سخن به بازار زمان می‌آید... هیاهوی کرکننده‌ی طالبانِ جنگ و سرمایه‌هایی که به فنا می‌رود برای زراندوزی کمپانی‌های بزرگ تسلیحاتی و تسخیر بازار انرژی  به قیمت کوچک شدن هر روزه سفره مردمانی که صاحبان واقعی‌اند... روزگاری راسل و انیشتین** و فیزیکدانان دنیا نگران جنگ بودند؛ حالا اما طالبانِ جنگ، یکه‌تازی می‌کنند... آیا جهان درحال تغییر است!؟... و آنچه می‌ماند؛ زخم این روزها در دل‌هاست...
Getting your Trinity Audio player ready...

@apahlavan

داستایوسکی در رمان «برادران کارامازوف^» جامعه آن زمان روسیه را به خوبی به تصویر می‌کشد. پدری مستبد و خودخواه و فرزندانی که هرکدام به مثابه بخشی از جامعه با انگاره‌ها و تمایلات خاص خویش و از آن میان «آلیوشا» فرزند کوچکتر که با مهربانی و شفقت تلاش می‌کند پایانِ زندگی (بخوان جامعه) را به سرانجامی در خور توجه بکشاند اما در نهایت، رنج‌ها عمیق‌تر می‌گردد…
«ژان والژانِ» ویکتورهوگو در رمان «بینوایان^^» تلاش می‌کند مهربان باشد. به دیگران کمک کند و همه‌ی زندگی‌اش را برای آبادانی و رفاه کشورش بگذارد؛ اما کینه و انتقام را پایانی نیست؛ آنجا که «ژاور» دست از تعقیب او بر نمی‌دارد…
در رمان «‌جنایات و مکافاتِ» داستایوسکی، «راسکولینکوف» مرتکب قتل می‌شود، به زندان می‌رود، مجازات می‌شود اما درد، فرجام مشخصی ندارد…
همین روایت  در«مسخ^^^» کافکا به نوعی دیگر بروز می‌کند… قهرمان داستان، «گریکورسامسا» روزی از خواب برمی‌خیزد و درمی‌یابد که در طی یک شب به حشره‌ای غول‌آسا تبدیل شده است. خانواده او، حشره‌ی غول‌آسا را درون اتاقش محبوس می‌کنند تا سرانجام می‌میرد اما حسِ طرد شدن در خانه باقی می‌ماند…
و در «صدسال تنهاییِ^^^^» مارکز، «خانواده بوئنویا» نسل به نسل زندگی می‌کنند و هر نسل در تلاش است که از اشتباهات نسل قبل فاصله بگیرد اما گویا تلاش‌ها بی‌ثمر است و حسِ سنگینی زندگی است که بر مداری خاص می‌چرخد…
«آلیوشا»، «ژان والژان»، «راسکولینکوف»، «گریکورسامسا» و «خانواده‌ی بوئنویا» همگی قهرمانان نویسندگانی‌اند که اساس رمان و حکایتشان بازتابی است از جامعه. سیر قهقهرایی آدم‌های داستان، از اطمینان و دلبستگی به زندگی عادی‌ تا سرگردانی روحی و سرانجام ناکامی و مرگ امتداد می‌یابد… این نویسندگان گاهی پا جای پای فیلسوفان می‌گذارند و با ادبیات، فلسفه زندگی را ترسیم می‌نمایند. فلسفه‌ای که به  دنبال رهایی و بهروزی انسان‌هاست. می‌گویند اساس فلسفه بر این بنا شده که راه تعالی برای زندگی جستجو کند…  و حالا در این روزگاری که جنگ و خونریزی، کینه و عداوت، فقر و دربدری و دنیای بی‌پایانِ مهاجرت‌های ناخواسته پیش روی ماست؛ چگونه می‌توان راه را جست؟… تاریخ بشری گواه دیگریست گویا … آیا راهی هست؟…
فیلسوف بزرگ قرن بیستم گفته بود که روزی در آینده انسان‌ها با این ضرورت روبرو خواهند شد که برای نجاتِ موجودیتِ خویش، ناچار به انتخاب نظمِ اجتماعیِ کارآمدی‌اند… همان سال‌ها «رزا لوکزامبورگ*»، از دو راهی «سوسیالیسم یا بربریت» گفته بود…
حالا اگر بنا به انتخاب «بربریت!» باشد، این بازگشت به بربریت در مرحله فعلیِ تمدنِ اروپایی چگونه خواهد بود؟… وقتی فیلسوف قرن بیستم  برای نخستین‌بار روایت اولیه این نظریه را تدوین کرد؛ آن را در چارچوبِ افقِ تاریخی و پایانیِ تضادهای در حال آشکار آن موقع قرار داده بود…

به آیینه می‌نگرم… پیر شده‌ایم… هم نشانه اندوه و هم نشانه شادی در آن نمایان هست… نگاهم به حیاط و باغچه کوچک خانه است. گل‌های محبوبه‌ شب منتظرند برای پاشش رایحه و شمیم سکرآوری که بی‌دریغ می‌پراکنند، درخت انار همتی والا نموده و منتظرِ گرمایِ تابستان است. گل‌های کاغذی با رنگ‌های چشم‌نواز سرخ و بنفش، همه‌ی فضای سردر خانه را پوشانده‌اند به شادی مهمان و با چه دلبستگی شاخ‎ه هایشان را  دَرْنَوَرْدْیْدَه‌اند به شوقِ آفتاب… همچون  گل‌های لاله‌عباسی قرمز و زرد که عطر اشتیاق‌آوری دارند… زندگی با همه فراز و فرود‌هایش درگذر است… آفتاب تابستانی رستنی‌ها را به تکاپو واداشته… بخششِ تاکِ انگور در حال رویش است و زندگی سرشار از یافتن…
صدای آژیر آمبولانسی به گوش می‌رسد شاید جدال پیری به سرانجامی! رسیده باشد ! و یا مادری‌، کودکی را به دنیا می‌آورد!… و یا نفیری از جنگی دیگر… کسی با گوهرهای سخن به بازار زمان می‌آید… هیاهوی کرکننده‌ی طالبانِ جنگ و سرمایه‌هایی که به فنا می‌رود برای زراندوزی کمپانی‌های بزرگ تسلیحاتی و تسخیر بازار انرژی  به قیمت کوچک شدن هر روزه سفره مردمانی که صاحبان واقعی‌اند…
روزگاری راسل و انیشتین** و فیزیکدانان دنیا نگران جنگ بودند؛ حالا اما طالبانِ جنگ، یکه‌تازی می‌کنند… آیا جهان درحال تغییر است!؟… و آنچه می‌ماند؛ زخم این روزها در دل‌هاست…

پانوشت:
^.داستایوسکی «برادران کارامازوف»  را درسال ۱۸۸۰ نوشت و «جنایات و مکافات» را درسال ۱۸۸۶ . فیودور میخایلاویچ دوستایِوسکی  زادهٔ ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ – درگذشتهٔ ۲۹ ژانویه ۱۸۸۱ نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیت‌های داستان است. بسیاری او را بزرگترین نویسنده روان شناختی جهان به حساب می‌آورند. سوررئالیستها مانیفست خود را بر اساس نوشته‌های او ارائه کرده‌اند…

^^.ویکتور هوگو «بینوایان» را در سال ۱۸۸۲ نوشت. ویکتور هوگوVictor Marie Hugo‎ زاده ۲۶ فوریه ۱۸۰۲ – درگذشته ۲۲ مه ۱۸۸۵ شاعر، داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس ونویسندهٔ نامدار فرانسوی…
^^^.کافکا «مسخ» را در ۱۹۱۲ به رشته تحریر در آورد. فرانتس کافکا زاده ۳ ژوئیهٔ ۱۸۸۳ درگذشته ۳ ژوئن ۱۹۲۴. او یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در سده ۲۰ میلادی بود.او در پراگ به دنیا آمد و در ۴۱ ساگی جهان را بدرود گفت…
^^^^.مارکز «صد سال تنهایی» را در سال ۱۹۶۷ نوشت. گابریل خوزه گارسیا مارکز زادهٔ ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکدهٔ آرکاتاکا کلمبیا، درگذشته ۱۷ آوریل ۲۰۱۴… رمان‌نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار و ناشر. او برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ شد. او را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان «صد سال تنهایی» می‌شناسند که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان در سبک رئالیسم جادویی است…

*.روزا لوکزامبورگ : Rozalia Luksenburg لهستانی‌تبار… زاده‌ی ۱۸۷۰ – درگذشته ۱۹۱۹ انقلابی و رهبر سوسیالیستهای آلمان بود … او به سال ۱۹۱۹ در پی خیزش ژانویه، توسط دولت آلمان دستگیر و به همراه دیگر یارانش تیرباران شد…
**. اشاره به بیانیه جولای ۱۹۵۵ که به بیانیه‌ی «راسل ـ اینشتین» مشهورشد…
بِرتراند آرتور ویلیام راسل (Bertrand Arthur William Russell)؛ (۱۸ مه ۱۸۷۲ – ۲ فوریه ۱۹۷۰) فیلسوف، ریاضی‌دان، جامعه‌شناس، نویسنده و برنده نوبل ادبیات…
آلبرت اَینشتَین Albert Einstein؛ ۱۴ مارس ۱۸۷۹ – ۱۸ آوریل ۱۹۵۵فیزیک‌دان نظری… او برای «خدماتش در زمینه فیزیک نظری و به‌ویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک، موفق به کسب جایزه نوبل در سال ۱۹۲۱ شد.

تابستان۱۴۰۵پهلوان
@apahlavan

تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۹:۵۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

علی دهباشی: مردم در جنگ ۲ ابرقدرت را شکست دادند

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد درگذشت…

قلب آشفتۀ آوراسیا – پشت صحنه پیچیدگی‌های آسیای مرکزی

نگاهی به مبارزات زنان در ایران

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت جواد مجابی

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن