تحليل هفته: خط قرمز وزیر بهداشت ؛حفظ منافع و سیطرە کارفرمایان است!
از تجربه دیگران: اتحادیه های کارگری در اروگوئه – بخش آخر-
اخبار خارجی-
- ویتنام:شورای کار موفق به تعیین دستمزدها نشد
- ترکیه- معلمان: ما به وزیر اعتماد کردیم، اما بیکار ماندیم
- زیمبابوه: دستگیری رهبران اتحادیهها در آستانهی تظاهرات کارگری
کارگران ايران
- اخباری از اسماعيل عبدی
- تعطیلی کارخانه های مونتاژ سامسونگ در ایران
- تجمع کارگران بازنشسته معدن زغال سنگ البرز شرقی
- وزیربهداشت خواستاربرخورد با پرستاران اعتصابی شد
- تجمع شبانه روزی مربیان پیش دبستانی مقابل مجلس
- طلاعیه شماره 52 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
- چشم فروشی” در مشهد
و ...

در تداوم پایبندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یکشنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار میشود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گستردهتر در تظاهرات جمهوریخواهان مردمی و میهندوست را در خدمت دستیابی به آیندهای روشن برای مردم و سرزمین ایران میداند.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف میشد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعهای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی. و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلامگرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولتهای منطقه، خطر سرایت خود سازمانیابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل مهندسی.

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.