سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ شهریور, ۱۴۰۵ ۲۲:۵۳

پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۳

بیرحمی و شقاوت در زیر ذره بین “تزوتان تودوروف”

علیرغم متفاوت بودن موضوع ها، مقاله ها از وحدت زمانی و نقطه اشتراک قوی برخوردار هستند. چنین پیدا است که تودوروف برای فهم هر چه بهتر انسانی شدن تلاش وافری بخرج داده است. انسانی و همبستگی انسانی تأکیدی است که تودوروف بعنوان یک نیاز به آن اشاره دارد تا انسانیت هستی یابد

Getting your Trinity Audio player ready...

در آغاز دهه شصت میلادی مرد جوانی با نام تزوتان تودوروف Tzvetan Todorov وارد پاریس شد. چندی پیش او از دانشکده ادبیات بلغارستان فارغ  التحصیل شده بود و امکان یافته بود تا برای تکمیل مدرکش یک سالی در آنسوی دیوار آهنین بسر برد. در آن زمان شناختش از زبان و فرهنگ فرانسه ناچیز بود. تودوروف چند ماه بعد از عزیمتش در فضای ادبی فرانسه شرکت جست و کنجکاوی بسیاری در باره شناختش از ایده های ساختارگرایی و دانش او در باره فرمالیسم روس، آمریکا و منتقدین نو انگلیس برانگیخت.

تزوتان تودوروف در کشور جدید اش بتدریج محقق مرکز ملی پژوهش های علمی شد. آغازی درخشان برای به کمال رساندن اندیشه های انسانی و نه تنها این که محرک آموخته های علمی وی در عرصه روشنفکری اش بود. در آن سال ها علاقه و پیگیری او نه تنها در عرصه ادبیات، زبان شناسی، که علاوه بر این در زمینه های تاریخ، فلسفه، امور اجتماعی، روانشناسی، تاریخ هنر و بسیاری رشته های دیگر شامل می شد. از این نظر تودوروف فعالیتهای گسترده ای با فرهنگهای متفاوت را به انجام رسانید. در پایان دهه هفتاد میلادی او سخت مشغول به کنکاش در تئوری ادبیات مکزیک شد، و در خلال این سالها اسناد مربوط به حمله آمریکا به مکزیک را مطالعه کرد. این شور و شوق عاقبت با انتشار کتاب حمله آمریکا به مکزیک در سال هشتاد میلادی ببار نشست.

تودوروف هفتاد و یک ساله یکی از روشنفکران مطرح معاصر است و تاکنون چهل کتاب به رشته تحریر درآورده است.

بعد از دهه هشتاد میلادی از موضوعهای هویت و وجود، تغییر کار انسانی، تبعید، خاطره، نظامیگری و ترس غرب از دیگری، “برای بربرها”، اثرهای ارزنده ای آفرید.

در پائیز سال جاری او مجموعه مقالات امضای انسانی که بین سال های ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۸ میلادی نوشته بود را منتشر کرد. در لابلای مقاله هایش که در یک ربع قرن نوشته شده، بیوگرافی ادبی او بچشم می خورد. مجموعه مقالات از سه بخش تشکیل شده است. بخش اول آن در باره شخصیت هایی است که عمیقأ بر تودوروف تأثیر گذاشته اند که از جمله می توان از میخائیل باختین، ادوارد سعید و گرمانی تلیونی نام برد. در بخش دوم به موضوعات مهم و بحث برانگیز قرن بیستم چون توتالیتاریسم، خاطره و عدالت پرداخته است که در این بخش به نجات یهودیهای بلغار در جنگ دوم جهانی اشاره دارد و بخش پایانی مجموعه مقالات به یاری نقد دیالکتیکی به تجزیه و تحلیل موشکافانه ای از آثار نویسندگان پرآوازه ای چون فوکل، استاندال و ساموئل بکت پرداخته است. تودروف به موضوعات محوری دیدار فرهنگی، هنر و باورها همراه با تجزیه و تحلیل زنده و ارزنده ای دست زده است.

علیرغم متفاوت بودن موضوع ها، مقاله ها از وحدت زمانی و نقطه اشتراک قوی برخوردار هستند. چنین پیدا است که تودوروف برای فهم هر چه بهتر انسانی شدن تلاش وافری بخرج داده است. انسانی و همبستگی انسانی تأکیدی است که تودوروف بعنوان یک نیاز به آن اشاره دارد تا انسانیت هستی یابد. انسان ها نه فقط همانند سایر موجودات که از روی نیاز به زنده ماندن به همدیگر محتاج هستند بلکه بخاطر موجودی متفکر و صاحب زبان این ضرورت بویژه در جوامع توتالیتاریستی دو چندان اهمیت می یابد، زیرا که در چنین جوامعی شفافیت تابو و برای دیکتاتور ها نقش ویرانگری دارد، پس راهی جز دفاع پنهان از شفافیت باقی نمی ماند.

در یکی از مقاله های این کتاب نویسنده تصویری از زندانی شدن گرمانی تلیونی بین سال های ۱۹۰۷ تا ۲۰۰۸ ارائه کرده است. زمانی که او با زنی ۱۹ ساله بی نظیری آشنا می شود که بر اساس گفته های او مسئولیت تنظیم تاریخ نگاری فرانسه در دهه های ۱۹۰۰ میلادی بر عهده داشته است. او در اولین مأموریت شغلی اش به منطقه کوهستانی ایروس الجزایر سفر می کند و در میان بربرها زندگی می کرده است و رابطه محکم و پایداری با آنها می بندد. برای او این رابطه فرهنگی ارزشمند بوده و بر تجربه ها یش افزوده است. در خلال آن سالها با علاقه و ذوق شخصی رابطه اش را با آنها تنظیم می کند و چیزهای فراوانی یاد می گیرد. او با واقعیت به گونه ای دیگر روبرو می شود، امری که سال ها بعد هنگامی که در اردوگاه بسر میبرد، کمک بزرگی برای زنده ماندنش محسوب می شده است.

شش سال بعد از بازگشتش به فرانسه به جبهه مخالفان دولت فرانسه می پیوندد. اما بلافاصله دستگیر می شود و به روانس بروک تحویل داده می شود. حتی بخاطر فعالیت های تلیونی مادرش نیز روانه اردوگاه می شود که عاقبت در اثر گاز های کشنده جان می سپارد و مرگ مادرش تأثیر ناگوار دائمی بر تلیونی می گذارد.

بعد از جنگ او به پاریس بازمی گردد و به جمع آوری اسناد و شواهد در باره مخالفین می پردازد. در خلال جنگ الجزایر به الجزیره سفر می کند تا به پایان بخشیدن به خشونت های دولتی تأثیر گذار باشد و تلاش می کند که طرفین متخاصم را به مذاکره متقاعد کند. هدف او کمک به همه کسانی بود که شکنجه و مرگ زندگیشان را تهدید می کرد.

تودوروف معتقد است که آنچه از تیلونی استثنا و تأثیر گذار می سازد، استفاده از تجربه های دردناکش است. در افکار و فعالیت علمی اش همه چیز بهم پیوسته و جدا ناشدنی است. عدالت، حقیقت و انسانگرایی مانند بدن رنج کشیده ای است که از همه علایق سیاسی مهم تر است. دستیابی به حقیقت و همبستگی با انسان های زجر دیده پایه افکار او را تشکیل می دهد.

تیلونی معتقد است که برای بهتر زیستن کنار هم باید شفافیت بیشتری بخرج داد و با موضوع مجازات نرم تر برخورد شود تا به افق کمال انسانی دست یابیم. بر اساس تفکر او تخلف را باید در خود تخلف جست. و در آینده باید بین متخلف و تخلف تفاوت قایل شد. با تخلف باید سخت گیری انجام داد اما نباید به انسان های متخلف بیرحمی کرد.

تأثیر عمیق نظرات تیلونی بر تودوروف از مجموعه مقالات فشرده ای با عنوان نسخه ای علیه بیرحمی گرفته شده است. این جا تودوروف از “عبادت پدران ما” مسیحت آغاز تازه ای دارد. یکی از عبادت با این جمله پایان می گیرد که: “باید از گناه پاک شویم.” در طبیعت انسان شقاوتی هست که خدا می تواند ما را از آن نجات دهد. و ما به درگاه خدا نیایش می کنیم تا ما را یاری دهد.

بیشتر وقتها انسانها به ایمان انسانی روی می آورند تا از بیرحمی و شقاوت دور شوند. اما در جوامع توتالیتر تلاشهای انسانی کردن جامعه به فاجعه علیه انسان توسط دیکتاتورها تبدیل شده است. هر چند جوامع دموکراتیک از فاجعه آفرینی علیه انسان دور شده است، اما این جا و آنجا موارد هایی از نقض حرمت انسانی دیده می شود. در این رابطه تودوروف به فاجعه تاریخی اروپا در قرن نوزدهم اشاره می کند و باید برای جلوگیری از تکرارش مراقب بود.

از نگاه تودوروف جنگ، کشتار های جمعی، اعدام، شکنجه و از این قبیل عمل های فجیع ریشه در بیرحمی و شقاوت دارد. هر چند که نسخه علیه بیرحمی تا اکنون بی نتیجه مانده است. تودروف برای برون رفت از این مشکل پیشنهاد دیگری دارد. منظور او این است که برای موضوع خیر و شر و یا نیکی و بدی چهار نقش اصلی را می توان مشخص کرد. از طرفی شکنجه گر و قربانی اش، و از طرفی دیگر نیکوگر و طالبش. از این دو نقش – نیکوگر و قربانی – با این فرض که یکی عملش خیر است و دیگری در رنج و عذاب است، باید در مرکز مباحث باشد و لاجرم دو نقش دیگر تقریبأ کم رنگ می شود. شکنجه گر بخاطر عمل شنیع اش و طالب نیکویی از این جهت که غیر فعال است و تنها گیرنده خوبیها است.

با ترتیب و دسته بندی کردن این چهار نقش با این تفاوت که دسته ای با ما است و یا نزدیک به ما است و دسته دیگر از دشمنان ما و یا بیگانه با ما است، می توانیم به اتکا به خاطره های خود به شرح دقیق تری دست یابیم.

ما همواره سعی می کنیم در دسته ای جا بگیریم که نقش مثبت ایفا می کند و یا به سخنی دیگر دسته نیکو گر و قربانی و همزمان تا آنجایی که امکان دارد سعی می کنیم از بیرحمی و شقاوت دور شویم و از آن در همه جا به بدی یاد کنیم.

در سالهای اخیر در باره خصلت بد انسانی گفتگو و ارزیابیهایی انجام گرفته است و فکر تودوروف تکمیل کننده مباحثی است که تا اکنون در حال گسترش بوده است. اما متأسفانه نقش اخلاقی انسان در نظریات تودوروف نادیده گرفته شده است. اگر ما بدی را جزیی از طبیعت انسانی می دانیم علیرغم این ما امکان انتخاب داریم ، هر چند که برای این انتخاب محدودیت هایی قائل شده اند. اما بهر حال و بدون شک مخالفت با همه روش های غیر انسانی عمیقأ به مقام و منزلت انسانی یاری می رساند.

تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد, ۱۳۸۹ ۵:۳۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد