سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۳۸

سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۳۸

تشکیل ائتلاف گسترده، خودتشکل یابی بهتر!

با بازگشت به گذشته می توان دید که در مقطعهای مختلف ما شاهد ایجاد ائتلافهای گسترده عملی از طرف اصلاح طلبان بودهایم، اما این ائتلافها هیچگاه به سطح جبهه فرا نروئیدند و حتی به علت دشواریهای در قدرت بودن، این ائتلافها به اختلافات هم فروکاستند. اما در مقطع کنونی با توجه به یورش حذف طلبانه راست افراطی در صحنه سیاسی کشور، چنین به نظر می رسد که اصلاح طلبان این بار در صدد ایجاد تشکل بهتری هستند.

بعد از اتفاقات اخیر در صحنه سیاسی کشور و تلاش رهبر جمهوری اسلامی، راست افراطی و نهادهای امنیتی و سپاه برای ابقای ریاست جمهوری احمدی نژاد، و نیز تلاش آنان برای تضعیف و یا حذف جریان اصلاح طلب، رسانههای عمومی از تصمیم آقای موسوی برای تشکیل جبهه به منظور کانالیزه کردن بیشتر تلاشهای خود در مقابله با تهاجم راست افراطی با حضور نیروهای متفاوت خبر دادند. البته بدنبال پخش این خبر و تسریع روند رویدادهای بعدی او خیلی سریع متوجه شد که حزب نمی تواند قالب سازمانی این جنبش باشد و فراتر از این مطرح کرد که جبهه هم حتی نمی تواند پاسخگو باشد. از این رو در آخرین صحبتهایش از لزوم همه گیر بودن و منعطف بودن و شبکه ای بودن سازمان مورد نیاز صحبت کرد. آقای موسوی هم چنین در اظهاراتش در مورد نیروهای شرکت کننده در این ائتلاف فراگیر به طور اولیه بر لزوم سازمانی که “خارج کشوریها” را در برگیرد به تأکید صحبت کرده است. چنین به نظر می رسد که منظور او از “خارج کشوریها” سیگنالی است به بخشی از نیروهای سکولار مسالمت خواه. یعنی نیروهائی که با جنبش کنونی همگامی می کنند، و در عمل سیاسی مشخص خود در مرحله فعلی با جنبش مدنی و خواستههای آن در مورد انتخابات ایران همراهی می کنند. البته این جبهه یا ائتلاف مورد نظر آقای موسوی هنوز تشکیل نشده، و بیگمان تشکیل آن پروسهای را می طلبد که با توجه به شرایط موجود روند شکلیابی آن نسبتا طول بکشد. نگاه، نظر و انتقادهای متفاوت برخی نیروهای اصلاح طلب این ادعای بالا را به نوعی اثبات می کند و نشان می دهد که در طیف اصلاح طلبان با توجه به دشواری شرایط و بنا به نوع بافت تفکر آنها نگاه های نسبتا متفاوتی نسبت به این امر وجود دارد.
از جمله آقای محمد سلامتی دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مقالهای در روزنامه اعتماد ملی زیر عنوان “کنش سیاسی” به تاریخ یکشنبه هیجده مرداد، ضمن استقبال از تشکیل چنین جبههای و ضرورت تشکیل آن می گوید که میرحسین موسوی هنوز به صورت روشن و شفاف به تبیین ابعاد مختلف ساختار مد نظرش و این که آن ساخت جبهه است یا حزب و کارکرد و نقش آن اشاره یی نکرده، و هنوز معلوم نیست کدام احزاب و شخصیتهای سیاسی به این جبهه خواهند پیوست، و از سوی دیگر معلوم نیست آیا این جبهه به صورت فراگیر در سطح جامعه گسترش خواهد یافت و عموم جامعه را دربر خواهد گرفت یا صرفاً به گروه های سیاسی جامعه محدود خواهد شد. وی ضمن حیاتی خواندن چنین اقدامی تشکیل چنین جبههای را اقدامی مهم برای جلوگیری از تک صدائی کردن جامعه می داند.
اما خانم مریم بهروزی دبیر کل جامعه زینب در همان شماره اعتماد ملی طی مقالهای زیر عنوان “حذفی در کار نیست” می گوید که تشکیل چنین جبههای به پیش شرطهائی احتیاج دارد، از جمله این که جریانات مختلف تشکیل دهنده آن با طرز تفکرهای خاص خود و علایق مختلف هدف واحدی را تعقیب کنند. او در ادامه می گوید که بنابراین مهندس موسوی یا هر فرد دیگری که اقدام به تشکیل جبهه سیاسی کند، باید اصل همفکری و همسویی با اطرافیانش را در نظر داشته باشد. هرچه هدف این جبهه روشنتر و شفافتر باشد، و اصل همفکری که عنوان شد وجود داشته باشد، زودتر اهداف جبهه متحقق خواهد شد. وی برخلاف آقای سلامتی معتقد است که در صحنه سیاسی کشور هیچ جریانی در پی حذف دیگران نیست و آنچه اخیرا اتفاق افتاده است، تنها یک بداخلاقی و به عبارتی یک بی اخلاقی سیاسی بوده است. به اعتقاد وی بستر لازم برای تشکیل جبهه سیاسی در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد.
در اولین تحلیل می توان گفت که اظهار نظر در مورد تشکیل چنین نیروئی قبل از هر چیز نشان از آن دارد که نیروهای معترض با توجه به دشواری شرایط موجود در صدد تشکلیابی بیشتر خود هستند و این تشکلیابی با توجه به فراز و نشیبهای حوادث سیاسی کشور و اعتراضات جنبش مدنی می تواند روندهای مختلفی به خود بگیرد.
اگر در سخنان سلامتی و خانم بهروزی در مورد جبهه بیشتر دقت کنیم، می بینیم که دو نوع طرز تلقی نسبت به روندهای موجود کشور وجود دارد: یک طرز تلقی که در مورد تک صدائی کردن جامعه هشدار می دهد، و طرز تلقی دیگر که وضعیت موجود و نوع برخورد راست افراطی را تنها یک بداخلاقی سیاسی می بیند. اگر باز از همین طرز تفکرها حرکت کنیم می توان به دو نتیجه سیاسی در مورد جبهه رسید. طرز تلقی آقای سلامتی به طور ضمنی خواهان گسترش جبهه به سطح کل جامعه است، و طرز تلقی خانم بهروزی که بیشتر ناظر بر همفکری و همسوئی با “اطرافیان” می باشد. طرز تلقی اول، اگر جبهه در سطح جامعه بسط نیابد، آن را موفق ارزیابی نمی کند و این تفکر ناشی از همان هشدار در مورد تک صدائی کردن جامعه است. طرز تلقی دیگر با اعتقاد به این که امر رقابت در جمهوری اسلامی نازدودنی است، بیشتر بر جبههای از اطرافیان و یا خودیها تاکید دارد. این که امروزه بسیاری از اطرافیان به روندهای اعتراضی پیوستهاند، خانم بهروزی را امیدوار می کند که چنین خصیصهای شاید شرط لازم و کافی برای ایجاد جبههای موفق باشد.
اگر سخنان موسوی و سلامتی را مبنا قرار دهیم می توان گفت که چنین جبههای در صورت تشکیل آن عبارت خواهد بود از طیفهای متفاوت اصلاح طلب، نیروهای معترض اصولگرا، ملی مذهبیها و بخشی از نیروهای سکولار مسالمت جوی اپوزیسیون. اگر سخنان خانم بهروزی را مبنا قرار دهیم چنین جبههای اصولا از نیروهای سنتی موجود در حاکمیت و پیرامون آن تشکیل می شود. در مورد اول ما با تشکلی روبرو خواهیم شد که تحولات ساختاری را به نوعی مد نظر خواهد گرفت، به عنوان نمونه تغییر در بافت سیستم ولایت فقیهی، و در مورد دوم با ائتلافی که می خواهد همان سنت دوم خردادی را که تازه پدیدهای مربوط به گذشته است ادامه دهد. آنگاه که سخن بر سر ایجاد چنین ائتلافی بر مبنای یک پلاتفرم سیاسی مشخص است ، و بویژه آن گاه که سخن بر سر حضور نیروهای خارج کشوری است، می توان کاملا متوجه شد که چنین پروژهای با چه دشواریهای عملی و نظری مواجه است. البته هم اکنون در خیابانها چنین ائتلافی عملا ایجاد شده است. ما شاهد آن هستیم که چگونه نیروهای مختلف با منشا طبقاتی و سیاسی متفاوت عملا در کنار هم در اعتراضات خیابانی قرار گرفتهاند و چگونه اینان برای به عقب راندن جریان حاکم در جمهوری اسلامی مشترکا عمل می کنند. چنین به نظر می رسد که در صورت فرضی آغاز چنین پروسهای هم، این پروسه با گسترش و توسعه بنیانهای اعتراضی مردم همراه خواهد شد و شاید در صورت تعمیق آن، پروژه ائتلاف نیز عملا بتواند شکل گیرد.
با بازگشت به گذشته می توان دید که در مقطعهای مختلف ما شاهد ایجاد ائتلافهای گسترده عملی از طرف اصلاح طلبان بودهایم، اما این ائتلافها هیچگاه به سطح جبهه فرا نروئیدند و حتی به علت دشواریهای در قدرت بودن، این ائتلافها به اختلافات هم فروکاستند. اما در مقطع کنونی با توجه به یورش حذف طلبانه راست افراطی در صحنه سیاسی کشور، چنین به نظر می رسد که اصلاح طلبان این بار در صدد ایجاد تشکل بهتری هستند. تشکلی که بتواند از دایره حضور آنان فراتر رفته و با برجسته کردن شعارهای خود حول الغای نتیجه انتخابات و به دادگاه سپردن آمران و عاملان تعرض به مردم، عملاً بافت تودهای بسیار وسیعی پیدا کند و نیز در صورت حضور نیروهای سکولار مسالمت جو بتواند پارامترهای جدیدی به هویت خود ببخشد. البته این شاید بسیار خوشبینانه باشد. تاریخ عدم اعتماد عمیق مابین نیروهای سیاسی کشور از آن فراتر است که در نگاه اول بتوان نقطه آغازی سریع بر آن نهاد. اما شاید در همان حال بسط و تعمیق جنبش مدنی در ایران و همراه با آن دگردیسی بطئی در میان بخشی از نیروهای داخل و خارج کشوری بتواند بر این زخم کهن مرهمی نهد و ما را در آغاز راه دیگری قرار دهد.
در پایان می توان گفت که اگر در سالهای حول و حوش خرداد هفتاد و شش ائتلافها عموماً از بالا بودند، حال زمینه اجتماعی این ائتلاف در پائین هم وجود دارد. اصلاح طلبان با فرموله کردن دقیق نگاه خود به جبهه و یا ائتلاف در این مرحله می توانند به شفافیت حضور خود بهتر کمک کنند و در ارتقای سطح جنبش کمک شایان توجهی از خود نشان بدهند.

تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد, ۱۳۸۸ ۵:۳۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!

تریتا پارسی: اما اسرائیل تنها تهدید برای توافق نیست. هم واشنگتن و هم تهران باید نظم و انضباط فوق‌العاده‌ای را اعمال کنند تا اطمینان حاصل شود که روایت‌های رقابتی آنها از پیروزی، اردوگاه مخالفان تندرو را در کشور دیگر تقویت نمی‌کند. در طول مذاکرات، ترامپ حساسیت بسیار کمی نسبت به اینکه چگونه پست‌های تحریک‌آمیز او در رسانه‌های اجتماعی، توانایی تهران برای سازش را پیچیده می‌کند، نشان داده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

خون صلح، اضطراب جنگ

کانون مدافعان حقوق کارگر: پرویز قلیج خانی هم از میان ما رفت – یادش گرامی

قهرمانی زنان ایران؛ لبخند یک ملت در روزهای سخت

پنجمین نمایشگاه هنرهای تجسمی فرزانگان یک

گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی در میان ایرانیان

«ساندیس‌خور» / «فاندبگیر»