سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۰۲:۲۹

یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۹

تل خون

باران ریزی می‌آمد؛ آسمان گرفته بود و ابری... مرد نگاهش به چرخ دستی پسرک بود كه مثل یک گاری بزرگ می‌ماند...

باران ریزی می‌آمد؛ آسمان گرفته بود و ابری…

مرد نگاهش به چرخ دستی پسرک بود که مثل یک گاری بزرگ می‌ماند. کلاه روی سرش یک‌وری، حس عاریه بودن می‌داد، انگار مویش از زیر آن چکه می‌کرد!…

مرد با لذّت سیگار را از  گوشه‌ی لبش به انگشتانش گرفت و دودش را به صورت پسرک فوت کرد… به دیوار آجری انباری تکیه داده بود و با پشت آستین کت بلندش خیسی صورت و بینی‌اش را گرفت و اشاره کرد به پسرک که کنارش ایستاده بود به تماشا…

 پسرک چرخ دستی را به راحتی جابجا کرد. قوی و خوش‌بنیه اما لاغر و آفتاب‌سوخته، شلوار نیم داری پایش بود و کرک‌های دو گوشه‌ی صورتش پیدا…

مرد یک کف دست نان بربری خشک را از جیب درآورد و دو تکه کرد و تکه‌ی نان را همانطور که به طرف پسرک گرفته بود؛ گفت:

«تو که هنوز نمی‌تونی دماغتو بالا بکشی، نمی‌تونی شلوارتو جمع کنی، چه‌رقمی می‌خوای با این گاری در این محله دوام بیاری!!! تابستون‌ها شرجی‌ و زمستونا بارونیه مثل امروز و شایدم تندتر… تازه می‌خوای خرج مادرتو هم بدهی! نمی‌خواد کار کنی، یه پولی دادم به مادرت، من می‌دونم و او، به نام قَرض نگاه کن به اون پول… سر رفاقت با پدر مرحومت دادم تا تو سیاه زمستون، خودتو و مادرت از گُشنگی تلف نشین!»

فضا از صدای سگی پُر شد. پسرک رو کرد به مرد: «…تو چه‌جوری دوام اُوردی؟ من هم می‌تونم… باید بتونم…»

مرد گفت: «پدرم مُزد دو سال را پیش‌پیش از رئیس اینجا گرفته بود. رئیس نفر فرستاد در خونه و منو اُورد اینجا به کار گماشت؛ سال‌ها پیش… اینجوری شد که اومدم اینجا و موندم…»

 دوباره سیگاری گیراند و رو کرد به پسر: «پسر باید تاوان پدر رو بده… که دادم. خوب مزدوری کردم برای رئیس… خواهرای  کوچکتو بیار برا گل ‌فروشی سر چهار راه… من هم چندتایی از خویشان و اقواممو اُوردم…طوری نیست!…»

پسرک مردد بود…

مرد چاقویی از جیبش در آورد… چاقو را با فشار دندان ‌در دهان نگه‌داشت… گردن مرغکی لاغر که دستش بود را چرخاند طرف گوشه‌ی دیوار. خون شَتک زد روی پیشانی و روی دمپایی‌اش… پاکت سیگار از جیب پیراهنش افتاد روی خون…. قدری از خون شُره کرد در چاله‌ی آب و آب سُرخ شد… نشست کنار بانکه آب. دمپایی‌اش را شُست و با گوشه‌ی دستمال چهارخانه، خون ِپاکت ِسیگار را با وسواس پاک کرد… رو کرد به پسرک که با خشم به او نگاه می‌کرد…

«نه آقا پسر! نَقل این حرفا نیست… آدم روی زمین بمیره بهتره تا زیرِ زمین… فکراتو بکن… یادت باشه اگر می‌خوای اینجا کار کنی؛ من اربابم! هرچه می‌گم بایس گوش بگیری؛ حرف رو حرفم نیاری؛ همین!…»

پسرک با گاری و سگ در پیچ کوچه از نظر ناپدید شد…

قطره‌های باران درشت‌تر شده بود و شّدت‌اش بیشتر…

 

آن که می اندیشد

به ناچار دم فرو می‌بند

اما آنگاه که زمانه

زخم خورده و معصوم

به شهادتش طلبد

به هزار زبان سخن خواهد گفت.[۱]

 

[۱]  شعر از احمد شاملو.

 

برگرفته از کانال تلگرامی «من عاشق بیقرار ایرانم»

apahlavan@
تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد, ۱۴۰۲ ۹:۰۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

یادداشت‌هایی از تهرانِ زیر انفجار

جبهه اصلاحات ایران: با بکارگیرى همزمان میدان و دیپلماسى، دفاع کنونى را به جنگى میهنى در پرتو شعار اول ایران تبدیل کنیم!

زمان نامشخص پایان جنگ شاغلان بازار کار را نگران کرده است؛ اضطراب بیکاری

بیکاری ۸۰ تا ۹۰ درصدی کارگران ساختمانی/ دولت فکری به حال سفره های کارگران کند

چرا تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران جنگی آخرالزمانی است!

رضا پهلوی – هم‌پیمان فاشیست‌ها، مدافع حملۀ نظامی به ایران