سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۱۹:۵۱

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۱

جنایت علیه بشریت در پوشش دفاع از خود!

در هيچکدام از اين اعلام نظرها، هيچ‌ دليل و منطقی در امکان برقراری رابطه ميان پايان جنگ، و قتل‌عام زندانيان سياسی نمی توان يافت، مگر: انتقام‌کشی، و رهائی از طريق نابودی فيزيکی انسان‌هائی که بسياری از آنان، اگر نگوئيم بر اساس قوانين حقوق بشری، حتا بر اساس قوانين جاری در جمهوری اسلامی نيز، يا بی‌گناه بودند و يا در وضعيت قبل از آزادی و پايان دوران محکوميت

Getting your Trinity Audio player ready...

۲۷ سال از فاجعه بزرگ کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ گذشت. در طی این ۲۷ سال،  نه جامعه و نه خود خانواده های قربانیان این جنایت، هنوز هم پاسخی به پرسش بر حق شان: “چرا و به چه جرمی؟” دریافت نکرده اند. ۲ سال پیش، زمانی که مصطفی پور‌محمدی از جانب حسن روحانی به مقام وزارت دادگستری انتخاب شد، بر همگان روشن بود که مقامات جمهوری اسلامی نه تنها قصد پاسخگوئی به پرسش: «چرا و به چه جرمی؟»  را ندارند، بلکه هرگونه تماس با این پرسش را عبور از خط قرمزی می دانند که نامی جز “تعرض به ارکان حکومت” را به آن نمی توان داد. در آن زمان اما به فکر نه جامعه و نه بازماندگان این کشتار، خطور نمی کرد که در ۲۷ امین سالگرد این رویداد، اعدام هزاران زندانی سیاسی که بسیاری از آنان دوران محکومیت‌ خود را نیز سپری کرده بودند، به مثابه “دفاع از خود در میدان جنگ” تعبیر گردد، و جای قاتل و قربانی عوض شوند.  مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری دولت روحانی، در یک نشست رسانه‌ای در پاسخ به پرسش خبرنگاری در این زمینه گفت: «گفتم تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال‌ها به درستی قضاوت کند. باید واقعیت‌های جنگ را درک کنیم» … «در جنگ اگر بخواهید در کشیدن ماشه علیه دشمن تأمل کنید و حرکتی انجام ندهید، مسلماً کشته خواهید شد.» این سخنان را کسی می گوید که خود عضو هیئت سه‌نفره‌ای بود که آیت‌الله خمینی برای تصمیم گیری درباره قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ خورشیدی تعیین کرد. این تفکر که هزاران زندانی در بند که از بدو دستگیری تا لحظه اعدام نیز، تحت انواع شکنجه و سرکوب و تعرض به ابتدائی ترین حقوق انسانی شان قرار داشتند، را هم طراز با سربازان تا به دندان مسلح ارتش عراق در میادین جنگ، قرار می دهد، هدفی ندارد به جز «خاک‌پاشی» به چشمان وجدان بیدار انسانهائی که «یگانه سلاح» فرزندانشان، آرمان‌های پاک انسانی و آرزوی بهروزی برای مردم کشورشان بود. همان آرمان‌هائی که با سه سئوال: “مسلمان هستی؟”، “سازمانت را قبول داری؟”، “توبه میکنی؟”، در هنگامه انتخاب مرگ یا زندگی، به چالش کشیده شدند و با‌وجود عشق به زندگی، انتخاب مرگ را در پیش پایشان قرار دادند.

“واقعیت‌های جنگ” را که پور محمدی بر آن تاکید می کند، بارها توسط مقامات مختلف جمهوری اسلامی از زوایای گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. در هیچکدام از این اعلام نظرها، هیچ‌ دلیل و منطقی در امکان برقراری رابطه میان پایان جنگ، و قتل‌عام زندانیان سیاسی نمی توان یافت، مگر: انتقام‌کشی، و رهائی از طریق نابودی فیزیکی انسان‌هائی که بسیاری از آنان، اگر نگوئیم بر اساس قوانین حقوق بشری، حتا بر اساس قوانین جاری در جمهوری اسلامی نیز، یا بی‌گناه بودند و یا در وضعیت قبل از آزادی و پایان دوران محکومیت.

روشن است که پور‌محمدی می توانست به سنت مرسوم در میان مقامات، به هر‌چه  ضخیمتر شدن پوسته سیاست سکوت در قبال این جنایت، ادامه دهد. اما آنچه که او را وادار به شکستن این سنت از طریق فرار به جلو می کند، نه تغییر در سیاست عمومی مقامات، بلکه هر‌چه فراگیرتر شدن پرسش: «چرا و به چه جرمی؟» در جامعه است که در نتیجه تلاش‌های بی ‌وفقه و خستگی ناپذیر بازماندگان و خانواده‌های قربانیان این جنایت در تمامی این ۲۷ سال، ادامه داشته‌اند و ثمره آن را در چرائی طرح این پرسش از جانب خبرنگار حاضر در جلسه نیز، می توان شاهد بود.

  یاد آوری آن همه شقاوت و بی‌رحمی با وجود گذشت ۲۷ سال ، چه از جانب بازماندگان این قتل‌عام، و  چه از طرف سازمان‌های مدافع حقوق بشر و احزاب و سازمان‌های سیاسی، در کنار هدف کیفر حقوقی آمرین و مجریان این جنایت و خواست بر حق پاسخگوئی در برابر مردم  و تاریخ، هدف دیگری را نیز دنبال می کند. در سایه این روشنگری ها و بیان تمام جزئیات این جنایت هولناک است که جامعه می تواند در برابر اینگونه اقدامات ضد بشری، مقاومت کرده و اجازه تکرار آن را ندهد. بر خلاف باور پور‌محمدی‌ها، مردم روشن و آگاه، انتقام‌جو و انتقام‌کش نیستند. بلکه با تلاش‌های خستگی ناپذیرشان، می خواهند سدی باشند در برابر آفتی که می تواند هر لحظه در جامه‌ی: عدم تحمل “دگر اندیش” و “دگر کیش” و “غیر‌خودی” ظهور کند و تکرار کننده فجایعی از این‌گونه شود. 

 

تاریخ انتشار : ۱۳ شهریور, ۱۳۹۴ ۲:۲۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

International Affairs Committee Bulletin No 4

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی