سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۰:۵۱

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۱

داستان انجیرداربن

درحال خواب و بیداری، درِ سلولش بازشد. چند نفر بودند. دو نفر از آن‌ها قوی‌ بنیه‌تر... آرام صحبت می‌کردند. به نظر می‌رسید می‌خواهند سلول‌های کناری متوجه نشوند. اما اینطور نبود. کل زندانی‌های سلول‌های داخل راهرو، گوش‌هایشان در همچنین مواقع «تیز» بود!!!... سلول او انتهای راهرو بود... یکی که به نظر می‌رسید تر و فرزتر است شروع کرد به لباس پوشیدن ِمرد زندانی. مرد اما بی‌تفاوت بود... به او گفتند: «آزادی... زود لباساتو بپوش برسونیمت... برسونیمت پیش خونوادت... امروز خیلی کار داریم» مرد متحیر بود... صبح زود! آزادی! تا دیروز به نظر نمی‌رسید از سوال و جواب‌هایشان و بی‌اعتمادی که داشتند...

ماکسیموس: {زمانی مردی‌ رو می‌شناختم که می‌گفت: «مرگ به روی همه ما لبخند می‌زنه، ولی فقط یه مرد واقعی می‌تونه جوابش‌رو با لبخند بده…»} دیالوگی از فیلم «گلادیاتور» (۲)

ساعت ۴ صبح بود. شاید هم ۳ و یا ۳/۵

درحال خواب و بیداری، درِ سلولش بازشد. چند نفر بودند. دو نفر از آن‌ها قوی‌ بنیه‌تر… آرام صحبت می‌کردند. به نظر می‌رسید می‌خواهند سلول‌های کناری متوجه نشوند. اما اینطور نبود. کل زندانی‌های سلول‌های داخل راهرو، گوش‌هایشان در همچنین مواقع «تیز» بود!!!… سلول او انتهای راهرو بود… یکی که به نظر می‌رسید تر و فرزتر است شروع کرد به لباس پوشیدن ِمرد زندانی. مرد اما بی‌تفاوت بود… به او گفتند: «آزادی… زود لباساتو بپوش برسونیمت… برسونیمت پیش خونوادت… امروز خیلی کار داریم» مرد متحیر بود… صبح زود! آزادی! تا دیروز به نظر نمی‌رسید از سوال و جواب‌هایشان و بی‌اعتمادی که داشتند…

حالا دیگر تا حدودی هوشیار شده بود. گفت: «…می‌خوام برم دستشویی…»

قبول کردند. داخل راهرو آمد و به طرف دستشویی… به این امید که کسی را ببیند… هیچ‌کس نبود. جلوی دستشویی یک نگهبان بود و داخل دستشویی هم یک نگهبان دیگر… مرد مشکوک شد… چقدر موضوع پیچیده شده بود… از دستشویی که برگشت… در پوشیدن جوراب و کفش‌هایش کمکش کردند. مرد هنوز هم حیران بود!…

هنگامی‌که به محوطه زندان آمدند؛ ماشینی انتظارشان را می‌کشید. موتورش روشن بود!…

ماشین اما به طرف خانه‌ی مرد نرفت… راهی بیرون شهر شد. بیست دقیقه بعد ایستاد. سرنشینان آن پیاده شدند. مرد آخرین نفری بود که پیاده شد. چشم‌هایش با چشم بند بسته بود. هوا خنکیِ خاصی داشت… نسیمی خنک همراه با شبنم صبحگاهی… هوای اواخر تابستان که هُرم گرما می‌شکست… مرد هنوز هم نگران بود و نمی‌دانست چه نقشه‌ای دارند اما هرچه بود؛ می‌بایست خودش را آرام نشان می‌داد…

دستش را گرفتند و به مسیر مورد نظر ‌بردند. مرد حس کرد علف‌ها و سبزه‌های زیر پایش را… از زیرِ چشم بند کمی می‌دید… حالا زیر پایش برآمدگی یک قبر را دید. قبر بعدی …. به نظر می‌رسید قبرستان باشد… صدای جیرجیرک‌ها که دیگر رمقی نداشتند… هوا داشت خنک‌تر می‌شد… عبور ماشینی از جاده… و صدای موتورش… حدس زد از جاده دور شده اند… به کجا می‌رفتند؟…

دونفر دست مرد را داشتند که پایش به برآمدگی قبرها نخورد… او احساس خوشایندی نداشت… یاد همسرش بود و پسر و مادر پیرش…

ایستادند؛ مرد و دو نفری که دست‌هایش را در دست داشتند… مرد را در کنار درختی قرار دادند… متوجه شد… دلش آشوب شد…

نیرویی آرامش‌ناپذیر در بازوان، مچ‌ها و کف دو دست و انگشتانش به حد انفجار متمرکز شده بود و بیش از پیش ناراحتش می‌کرد. او نمی دانست چگونه آن نیرو را مهار کند…

دست‌هایش را ازپشت درخت بهم بستند… چشم‌بند را از چشمش باز کردند… مرد سه نفر رادر مقابل خود دید… اسلحه بدست…

 

رخداد‌‍‌ها از دل موقعیت‌ها بیرون می‌آیند. از خودِ موقعیت‌ها ‌زاده می‌شوند و زهدان تاریخ را می‌گشایند تا قابله‌ای شود که وضع موجود ِتکرارشونده را دچار وقفه کنند و ایستاری نو برون آورند. وضع موجود نمی‌خواهد چیزی غیر از آنچه هست را قربانی چیزی کند که خواهد آمد. نفس آنچه باید باشد و فکر به چرایی آن، پایه‌هایش را همانند موریانه می‌خورد. این رخداد زمانی پدید خواهد آمد که سوژه‌ای به آن اعلام وفاداری کند. مضمونی که یک زمان قصه‌ی انقلاب شده بود و پس از آن داستان رهایی از ترمیدور (۳) انقلاب. این پرهیز از پذیرفتن تئوری تغییر، شرایط موجود را دچار اختلال می‌کند. در آن شکاف می‌افکند، همزمان موجی از آگاهی به وجود می‌آورد. گره این آگاهی در جُستن مسیر پیش روست…

یک لحظه شکاف در آگاهی یا به تعبیر دیگر یک لحظه رخداد آغاز می‌شود؛ رخدادی که در آن شکاف می‌اندازد؛ جایی که می‌توان پدیده‌ای را به «پیش» و «پس» از آنچه رخ داده، تقسیم کرد…

 

زیر نویس:

۱. اَنجیردارِبِن یعنی زیرِدرختِ انجیر… گویش بومی است‌…
۲. گلادیاتور فیلمی به کارگردانی «ریدلی اسکات» با بازیگری «راسل کرو» … موسیقی متن «هانس زیمر»… فیلم برنده پنج جایزه اسکارشد.
۳. ترمیدور Thermidor یا حرکت دوری انقلاب‌ها… توسط «کرین‌برینتون» زاده‌ی ۱۸۹۸ درگذشته ۷ سپتامبر ۱۹۶۸ در کتاب «کالبدشکافی‌‌انقلاب» به کار برده شده…

شهریور آن سال‌های دور. پهلوان

apahlavan@

تاریخ انتشار : ۱۵ شهریور, ۱۴۰۲ ۴:۰۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. بهمن.آلایی زیولایی گفت:

    علی کشتگر،زودتر از مرگ خود ،مُرده ست.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*