سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ تیر, ۱۴۰۵ ۲۱:۱۳

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۳

دریافتی های چند صد میلیونی و پرداختهای پیمانی و موقت هفتصدهزارتومانی موقت

شرایط همه گیرشدن فاصله موجود میان ثروتمندترینان و تهیدست ترینان که هم اکنون سرعتی شگفت انگیز دارد نمی تواند تا ابد بی پاسخ و به اقشار و طبقات کنونی جامعه محدود بماند و حاصل آن تداوم و گسترش همه جانبه تضاد طبقاتی در هر کشور، به ویژه در کشور ما و در سراسر خواهد بود که در این مطلب به شرح آن پرداختم.

Getting your Trinity Audio player ready...

زمانهایی که سخن از بودجه¬ی نفتی ۷۰۰میلیارد دلاری و بدهیهای دو میلیارد یورویی در میان بود و برخی دولتمردان بلندپایه خواستار کش ندادن موضوع می شدند، و به تازگی نیز یکی از دولتمردان بلندپایه درعرصه¬ی قضا ازتعقیب قضایی رسانه¬هایی که ارقام نجومی به غارت رفته از” بیت المال” (تأکید از نگارنده است) را افشاکنند، سخن¬می¬گفت، سران حکومتی، از جمله شخص روحانی و معاون اولش از پیگیری اختلاسها سخن به میان می آوردند که هرگز نتیجه ای ازاین سخنان حاصل نشد و تکلیف پرونده ی مرتضوی و دیگرانی از این دست، همچون بابک زنجانی و جریان استرداد شریک ترکیه ای او، رضا ضراب، و نیز معاونان احمدی نژاد و دیگران، به بوته ی فراموشی سپرده شده است؛ مگر زمانی که سخنی از ضرورت اعدام یا پیشگیری از اعدام بابک زنجانی که خود داستانی مخصوص به خود دارد، و از این سخنان اهداف متضاد به خاموشی سپردن محتویات پرونده ی او و شریکانش یا افشا و پیگیری آنها پی گرفته می شود به میان¬می¬آید، یا ممنوع الخروجی معاونان احمد نژاد یا صدور احکام حبس کوتاه مدت برای آنان و جریان تجدید نظر در پرونده شان و سرانجام نیز مسکوت ماندن محاکمه ی آنان مدتی ورد زبانها می گردد، و سپس به فراموشی سپرده می شود؛ اما اکنون سخنی دیگر در میان¬ است و آن نیز صدور فیشهای چند صد میلیونی حقوق و مزایا برای برخی از دولتمردان، بانکداران، گردانندگان نهادهای وابسته به دولت و برخی کارکنان بلندپایه ی دولتی و…است. و اکنون که پای فیشهای کلان صادرشده برای برخی از وابستگان به نهادهای حکومتی و صدور احکام مدیریتی برای نزدیکان روحانی، رئیس جمهور، به میان آمده است، دیگر آن سخنان سابق در میان نیست و کسی امر به کش¬ندادن پرونده¬ها نمی کند، بلکه درهرجا سخن ازاین مدل جدید اختلاس است، و برخی از دولتمردان بلندپایه نیز سخن از ضرورت افشای آنها می¬گویند. امروز مردم ایران شاهد این¬اند که آقای احمدی نژاد که زمانی رئیس جمهور محبوب آقایان بود و بعد از کنار رفتن از منصب ریاست جمهوری همه¬جا سخن از نامعلوم ¬بودن چگونگی هزینه شدن کلانترین بودجه¬ی نفتی کشور در طول عمر صنعت نفت ایران، و پاسخگو نبودن اودر-قبال آن در میان¬است در اجتماعات بسیار حضور می یابد و چنین به¬نظرمی¬رسد که او خود را برای برگشت به مسند ریاست جمهوری در انتخابات سال ۹۶ آماده¬می¬کند¬.
آقای روحانی، رئیس جمهور، هنگامی که به این مقام برگزیده¬شد پیوسته از ضرورت بازگشت سپاه به پادگانها و پی-گرفتن وظیفه¬ی آنها در پاسداری ازانقلاب و کشور می¬گفت؛ اما روند تشکیل سرمای¬ها¬ی شبه¬دولتی و قدرت¬گرفتن آن، موضوع دخالت ۳۸درصدی سپاه درکل اقتصاد ایران را که همراه با سایر سرمایه های شبه دولتی، از جمله سرمایه¬ی نهادهای وابسته به دولت، افزون بر۶۰ درصد اقتصاد کشور را دربرمی¬گیرد، این گونه سخنان آقای رئیس جمهور را نیز به طاق نسیان سپرده است؛ و خامی¬است اگر چنین فرض کنیم که آن بخش از سپاه و نهادهای وابسته به دولت که در سالهای پس از انقلاب، به ویژه در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد، بارشان را بسته¬اند به همین راحتی که آقای روحانی و برخی اعضای کابینه¬اش می¬گویند، همه¬ی این منافع و سرمایه ها را رها خواهند کرد و به پادگانها و مراکز دیگر خود بازخواهند-گشت. به¬هرحال، اینان به شکلی دستمزد نگهبانی از مراجع دولتی و حفظ دولت جمهوری اسلامی را از رئیس جمهوری محبوب دولتمردان آن دریافت¬کرده¬اند و به این راحتی که آقای روحانی فکرمی¬کند از منافع بیکرانشان نخواهند¬گذشت.
جالب این است که این بار رقمهای افشای فیشهای پرداخت حقوق و مزایای کلان به¬طورعمده به جناحی دولتی مربوط-است که زمانی سنگ پیگیری و احقاق حقوق مردم را به¬ سینه¬ می¬زد. حقوقهای دهها میلیون تومانی و دریافتی¬ها و وامهای کم¬بهره¬ی صدها میلیون تومانی برخی ازنزدیکان حسن روحانی، ازجمله صفدر حسینی، وزیر کارو تعاون و رفاه احتماعی و وزیر اقتصاد و دارایی کابینه¬ی خاتمی و رئیس صندوق توسعه¬ی¬ ملی، پس از شروع ریاست جمهوری روحانی، علی رستگارِ سرخه، مدیرعامل پیشین بانک ملت که پس از افشای فیش حقوقی، و میزان دریافتی یک میلیارد و ۲۰۰ ملیون تومانیش از دو مؤسسه¬ی خارجی، ازکار¬برکنار و بازداشت¬شد و دهها دولتمرد و مدیران بانکها و نهادهای دولتی و وابسته دیگر این روزها برسرزبانهاست. هرچند اقلامی که در گزارشها آمده¬است در مقابل اختلاسها و ناپاسخگویی¬های زمان تصدی احمدی نژاد اقلامی ناچیز به¬ حساب می¬آید، اما افشای این حقوقها و دریافتی¬ها و وامهای کلان کم¬بهره بدین سبب از اهمیت برخوردار¬است که در شرایط کنونی به صورت هنجار درآمده¬است. بازداشت و برکناری دهها مدیر بلندپایه در نهادهای دولتی و وابسته به دلیل این برداشت¬های کلان که خود از سویی نمایشگر گسترش شکاف میان دولتمردان، و دامی است که دولتمردان جناح راست برای برگرفتن پیرامونیان روحانی و کسانی از جناح مخالف خود و دور کردن او از مسند ریاست جمهوری گسترده¬اند، و از سوی دیگر تفاوت چشمگیر، حتی چند صد¬ برابری، میان زحمتکشان وصاحبان ثروت در میان مدیران بلندپایه را نشان¬می¬دهد.
تفاوت عمده در اینجا تفاوت میان میزان ثروت¬اندوزی و آسیب¬رساندن دولتمردان و پیرامونیان رانتخوارشان به “¬بیت-المال مسلمین” نیست، بلکه تفاوت میان میزان انباشت دم افزون سرمایه¬ی ثروتمندان انحصارگر و تهیدست¬ترشدن تهیدستان جامعه¬ی ماست که همه¬روزه با تغییراتی که در قانون کار پدید¬می¬آید و پیمانی و موقت کردن استخدامها گسترده¬تر نیز می-شود. 
فاصله¬ی چندصد برابری میان دریافتی¬های صدهامیلیونی برخی پزشکان، مدیران ارشد بانکی، مدیران برخی نهادها ی دولتی و وابسته، نظامیان بلندپایه، قاضیان وبلندپایگان قضایی، ونیز خصوصی سازی، بخوان “شبه دولتی سازِی” نهادهای دولتی و… حقوق و دستمزدهای ناچیز کارکنان پیمانی و استخدام شدگان با حداقل حقوق درجامعه ی ایران، از جمله کارگران صنعتی و کشاورزی، کارکنان بخش خدمات نهادها و بیمارستانها، کارکنان دونپایه ی بانکها، شرکتها، و بخشهای خدماتی حمل و نقل و… را بیش از هر زمان در طول تاریخ هزاران ساله¬ی کشورمان دستخوش ژرفش و گسترش فاصله¬ی طبقاتی کرده¬است؛ فاصله¬ای که کابینه¬ی آقای روحانی، و کل دولت جمهوری اسلامی، به هیچ روتوان رودر¬رویی با آن را ندارد. در این زمینه کافی است که ازحد اقل دستمزد یک سوم خط فقرکارگران صنعتی و خدماتی، اختیار اخراج از کارِ کارگران به دستِ کارفرمایان، افزایش آهنگ بیکاری به ۱۱ درصد، پرداخت¬نکردن حقوقهای ناچیزکارگران به مدتهای طولانی یک سال و گاه بیشتر، و جلوگیری از هرگونه اعتراض آنان، درمقایسه با فیشهای چند صد میلیونی که برای مدیران و گردانندگان نهادهای پیشگفته صادرمی¬شود یاد¬کنیم. آنچه در معدن “طلا”ی آق¬دره با کارگران کردند، تعدیل جمعی از آنان با نزدیک به یک سال پرداخت نکردن حقوق شاغلان وتعدیل شدگان، و به¬شلاق¬بستن گروهی از آنان و محبوس ساختن چند تن، نمونه ای آشکار و پر بازتاب از آن چیزی است که بر طبقه¬ی کارگر ایران روا می دارند. به چند دلیل آقای روحانی و کابینه¬اش توان رودررویی با وضع فاجعه¬باراقتصادی کنونی حاکم برکشور را ندارند: ۱. آقای روحانی و هر رئیس جمهوری دیگر که در چارچوب نظامات کنونی ایران بر سر کار بیاید در نهایت، بنا به گفته¬ی آقای خاتمی، رئیس جمهوری اسبق، تدارکاتچی¬ای بیش نیست و به همین سبب است که وعده¬های آقای روحانی، رئیس جمهوری کنونی، در زمان ورودش به ریاست قوه¬ی مجریه¬ی ایران، تاکنون ثمری جز وخیمتر¬شدن اوضاع نداشته¬است، هرچند که امضای توافقنامه¬ی برجام که اکنون او در اجرای آن نیز نقشی چشمگیر ندارد و نمی تواند داشته باشد، و از پیش در زمان حکومت احمدی نژاد نیز تدارک آن دیده¬شده-بود می¬توانست نقشی ارزنده در سرنوشت کشورمان ایفا¬کند. اینک اجرای این قطعنامه نیز، ازهردوسو، با موانعی بزرگ رودررو¬شده¬است. ۲. آقای روحانی خود نیز نتوانست سلامت مالی و اقتصادی پیرامونیانش را حفظ¬کند، و در مقابله با جناح مخالف، به¬سان نقطه¬ی قوت کابینه¬ی خود، به مردم ایران و جهان بشناساند. ۳. آقای روحانی با لحنی آشکارتر ازسلف خود به طرح ضرورت خصوصی¬سازی، بازهم بخوان “شبه¬دولتی¬سازی” سرمایه¬های دولتی می¬پردازد و دلیل بارز آن همانا سخنان او و حضورش در گشایش آخرین فازهای برگشوده¬ی پروژه¬های پارس جنوبی در عسلویه در یکی ¬دو سال گذشته بود. این¬گونه برنامه¬ها به چند هدف انجام¬می¬پذیرد که ازجمله می توان نکته¬های درپی¬آمده را برشمرد: ۱. ورشکستگی دولت ایران به دلیل تحریمها و شرایط دشوار اقتصادی پیشا برجام که هنوزهم به شکلهایی متفاوت با پیش ادامه دارد، و احساس ضرورت رهانیدن خود از پیامدهای آن، ۲. همراهی، حتی اگرهم شده اسمی با سردمداران نولیبرالیسم جهانی و نهادهای مالی و بانکیشان، تقویت احتمالی پیامدهای برجام درعرصه¬ی اقتصادی که به سبب تداوم تحریمهای نامرتبط با برجام، و نبود رابطه¬ی متعارف با بانکها در سطح جهانی و نبود امکان معاملات دلاری با کشورهای خارجی، نشانه¬ای قوی از¬ آن به ¬چشم¬ نمی¬خورد. ۳. گرایش پوپولیستی به دورشدن از نفی زبانی نولیبرالیسم و تمایل پیشین به رابطه¬ی همه جانبه با کشورهای آمریکای لاتین و کشورهای شرقی و نزدیک شدن آشکار با نهادهای مالی نولیبرال و قدرتهای بزرگ غربی که این گرایش نیز هم اکنون با بروز موانع دوسویه، هم به کوشش جناح افراطی داخلی و هم با امکان فاصله گرفتن نامزدهای دمکرات و جمهوریخو.اه ریاست جمهوری ایالات متحد آمریکا از سیاستهای اوباما درقبال ایران، می¬توان گفت با دشواری رودررو-شده¬است. دلیل اینکه گفتم آقای روحانی سیاست ” شبه¬دولتی سازی” را ترویج¬می¬کند روشن¬است. سرمایه¬های بزرگ یا زمان انقلاب ناتمام ملی شدند، یا اینکه به خارج انتقال¬یافتند. سرمایه¬های متوسط و کوچک نیز که می¬توانند در پویش ملی- دمکراتیک همراه کارگران و زحمتکشان باشند، در شرایط اقتصادی کنونی ورشکسته¬شده، و از صحنه کنار رفته اند یا رو به ورشکستگی و از صحنه خارج شدن دارند. از¬سوی دیگر، در شرایط کنونی بخشی عمده از بودجه¬ی کشوردر اختیارنهاد¬های شبه دولتی و وابسته به دولت و نظامیان قرارمی¬گیرد که سهمی از آن به مصرف گسترش طرحهای تسلیحات و کمک به همراهان منطقه¬ای در شرایط بغرنج کنونی و گسترش حضور تروریستها درآن قرارمی¬گیرد و سهمی دیگر ازآن نیز به جیب خود آقایان مدیران این نهادها وپیرامونیانمشان سرازیرمی¬شود و زمینه را برای خرید نهادهای اقتصادی دولتی به بهای اندک و افزایش فاصله¬ی ثروتمندترینان و تهیدست ترینان فراهم¬می¬کند. خوب، آقایان هم به همین دلایل کار پاسداری از خیابانها را، به همراه پاسداری از مرزها، به خوبی انجام¬داه¬اند ومی¬دهند و به¬واقع از موجودیت خود و منافعشان که بدون این پاسداری اثری از آن برجانمی¬ماند دفاع¬می¬کنند. 
بدین سبب است که می توان نولیبرال سازی و “شبه¬خصوصی¬سازی” را، به شرط امکانپذیربودن آن، جزء جدایی¬ناپذیر موجودیت دولت ایران در شرایط کنونی به¬حساب¬آورد.
کوتاه سخن، شرایط همه¬گیرشدن فاصله¬ی موجود میان ثروتمندترینان و تهیدست¬ترینان که هم اکنون سرعتی شگفت¬انگیز دارد نمی¬تواند تا ابد بی¬پاسخ و به اقشار و طبقات کنونی جامعه محدود بماند وحاصل آن تداوم و گسترش همه جانبه¬ی تضاد طبقاتی درهرکشور ، به ویژه در کشور ما ودر سراسر خواهد بود که در این مطلب به شرح آن پرداختم و این تضاد از یک سو به فاصله¬ی گسترنده میان لایه¬های انحصاری سرمایه¬داری و لایه¬های میانی و پایینی آن، و فقیرترشدن فزاینده¬ی گروه دوم، وفقیرترشدن دم افزون اعضای این گروه، و از سوی دیگر به افزایش فاصله¬ی طبقاتی هرچه بیشتر میان همه¬ی ثروتمندان و همه¬ی فرودستان، از جمله در صفوف اقشار نظامی- امنیتی و انتظامی گونه گون که شمارهای بزرگ ملیونی در ایران و جهان دارند دامن¬خواهد¬زد که در بطن خود تضاد میان فرادستان و فرودستان درهر دو مقیاس پیشگفته را خواهد پرورد که تنها یکی از سه راه را در پیش رو دارد: انقلاب جهانی زحمتکشان، تعدیل خودخواسته و خودآگاهانه¬ی فاصله¬ی نجومی میان فقر و ثروت برای پیشگیری از آن، یا افزایش هزینه¬های نظامی و انتظامی که به تهی¬شدن خرانه¬ی نولیبرالیسم جهانی و کشوری دامن¬می¬زند و سرانجام گسترش نارضایی¬ها اعتراضات و تحولات نوپدید را ازپی¬می¬آورد.

تاریخ انتشار : ۳ مرداد, ۱۳۹۵ ۱۰:۳۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پایان فوری جنگ درتمام جبهه ها واحترام به حق حاکمیت؛ ارمغان صلح

ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح

توسعه از کجــــــا شروع می‌شود؟

#‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

چکیده ایی ازگذارها در انقلاب کبیر فرانسه : ازانقلاب مشروطه تا اوایل پیدایش جمهوری

International Affairs Committee Bulletin No 4