سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۳:۰۱

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۱

 چشم انداز و  زایش امید

کامران: قطعا عدم اعلام برنامه ها و‌چشم انداز آنها بدلیل همان دیدگاه های پوپولیستی و فاشیستی و رابطه بین آنهاست، که این جریان را از داشتن هرگونه اعلام برنامه و‌چشم انداز بی نیاز میکند، برای آنها سرنگونی قدرت سیاسی کافیست چرا که دیگر پارامترهای تغییر را موکول به استقبال و موافقت حامیان خارجی و برنامه های آن میکنند.
Getting your Trinity Audio player ready...

تفاوت عمده بین دیدگاه های راست و جریانهایی که بدنبال براندازی هستند و کسانی دیدگاه ترقیخواهانه دارند، اینست که در اولی داشتن چشم انداز مهم نیست ‌ صرفا بدنبال سقوط نظم حاکم هستند بدون اینکه چشم اندازی نسبت به نظم آینده داشته باشند، آنها آنرا موکول به بعد از سقوط حکومت کرده و آنرا منتج از رای مردم که میتواند تحت تاثیر یا دنباله روی از جریانهای مختلف باشد، میدانند.

در آن شرایط توازن نیروها به سود جریانی خواهد بود که توانسته باشد  قبل از ساقط کردن حکومت یا تغییر آن، با تبلیغات وسیع و داشتن توان مالی در بسیج نیروها و بدست آوردن نسبی برتری در رهبری اعتراضات، قدرت برتر میدان بوده تا شرایط را به نفع خودرقم بزند، در چنین شرایطی و با دیدن واقعیات مسلما جریان پادشاهی خواه میتواند خود را بعنوان نیروی دست بالا در توازن نیروهای حاضر در عرصه  سیاست و اعتراضات مطرح کند.

قطعا عدم اعلام برنامه ها و‌چشم انداز آنها بدلیل همان دیدگاه های پوپولیستی و فاشیستی و رابطه بین آنهاست، که این جریان را از داشتن هرگونه اعلام برنامه و‌چشم انداز بی نیاز میکند، برای آنها سرنگونی قدرت سیاسی کافیست چرا که دیگر پارامترهای تغییر را موکول به استقبال و موافقت حامیان خارجی و برنامه های آن میکنند.

در واقع آنها خود را نیروی نیابتی بیگانه ( امریکا و اسرائیل ) میدانند و بدست گیری قدرت توسط آنها موکول به موافقت حامیان خارجی است و در این شرایط خود را تصمیم گیر اصلی ندانسته و داشتن برنامه و‌چشم انداز را لازم نمیدانند، اگر قرار باشد چشم اندازی وجود داشته باشد، همان چشم انداز و برنامه ایست که حامی خارجی دنبال میکند که براحتی نمیتوان آنرا در عرصه عمومی و ملی مطرح کرد، چرا که باعث افشا وابستگی و سر سپردگی مهره های اصلی برانداز خواهد شد و واکنش منفی مردم بویژه قشر خاکستری و نیروهای ذخیره راکه همچنان  نسبت به انقلاب و یا جنبش های اعتراضی تردید دارند را برمی‌انگیزد و حتی باعث رویگردانی بسیاری از طرفداران این جریانها که آنرا متضاد با چارچوب ملی ‌و ایرانگرایی خود میبینند میشود.

همچنین بیان برنامه ها و‌چشم انداز آینده که بیشتر توطئه گرانه است ممکن است باعث بدبینی و دوری   طرفداران جمهوری که رهبری پهلوی را برای دوران گذار پذیرفته وبارها مطرح گردیده همراهی آنها مفید است تا به زعم خود بیشترین نیرو را برای سرنگونی حکومت بتوانند تدارک ببینند و توازن را به نفع معترضان رقم زنند، گردد و موجب اختلاف با آنها شده و شاید این دلیل دیگری بر اجتناب از بیان چشم انداز توسط سلطنت طلبها باشد.  آنها سعی نمیکنند که با مطرح کردن دیدگاه های خود نسبت به آینده پسا جمهوری اسلامی باعث‌شوند عده ای که با گرایش جمهوریخواهی بدنبالشان راه افتاده و رهبری رضا پهلوی را برای دوره گذار پذیرفته اند از آنها جدا شده و راه دیگری را بروند.

بالعکس جریانات ترقیخواه بویژه کسانی که به گذار مسالمت آمیز اعتقاد دارند، همواره دارای برنامه و‌چشم انداز میباشند، رسیدن به انتخابات آزاد، تغییر قانون اساسی ، ایجاد نظمی دموکراتیک و تغییر ساختارها از جمله برنامه ها و‌چشم اندازهای آنها برای ایجاد نظمی نوین در ایران است. داشتن چشم انداز و برنامه باعث میشود که حتی در شرایط سرکوب و حتی شکست جنبش ها بتوان همچنان نیروها را سازمان داد و ترمیم کرد، تفاوت عمده با براندازان و جریان سلطنت طلب در اینجاست که در شرایط شکست،  ادامه راه برای آنها سخت میشود، نداشتن چشم انداز و تنها تکیه کردن به شکست حکومت و ساقط ساختن آن و درصورت عدم دستیابی به آن ‌و سرکوب شدید اعتراضات موجب میشود که نیروهای دنبال کننده براندازی دچار نا امیدی و استیصال و سرخوردگی از ادامه راه شوند. در حالیکه نیرویی که دارای چشم انداز باشد حتی در صورت شکست جنبش، آنرا مقطعی دیده و همچنان با امید جرئت ادامه دادن راه را خواهد داشت.

آصف بیات در مباحثه اش با سعید مدنی به مسئله فرسودگی امید در نزد جریانات برانداز و بویژه سلطنت طلب هنگام شکست جنبش ها اشاره دارد او میگوید :

“جنبش هایی که هدف خود را صرفا سرنگونی نظم حاکم میگذارند، بی آنکه پروژه ای روشن برای نظم آینده داشته باشند، وقتی شکست میخورند، نه فقط به نتیجه نمیرسند،بلکه چیزی فراتر از یک شکست مقطعی به جا میگذارند و آن نا امیدی میباشد. بالعکس آن نیرویی که افق دموکراتیک را حفظ میکند و‌دارای چشم انداز است، هرچند شکست بخورد ، بازهم امکان بازتولید امید را نگه میدارد. سیاستی که تنها برنفی وضع موجود بنا شده و از افق نظم آینده تهی است، درصورت شکست چیزی جز خلا بجا نمیگذارد. ”

امید همواره در پیوند با چشم انداز است و نیروی ترقیخواهی که دارای برنامه و‌چشم انداز است حامل آن میباشد. سرخوردگی و استیصال جزو خصوصیات نیروهائیست که متوهمانه خواهان پیروزیهای زودرس هستند هرگاه در این راه شکست بخورند دچار یاس و نا امیدی و استیصال شده و همین موضوع باعث روی آوری به خشونت و مخالفت با جریانهای دیگر گردیده و علت را نه ناکارآمدی حرکات خود که مخالفت و عدم همراهی دیگر نیروها با کنش اعتراضی سلطنت طلبان و‌براندازان میدانند. آنها همچون‌کودکی تازه به راه افتاده هستند که وقتی زمین میخورد،  پا بر زمین کوبیده و آنرا مقصر میداند.

سلطنت طلبها گرچه ممکن است بدلیل شرایط خاص مدتی هم در صحنه حضور داشته باشند ولی در پروسه ای طولانی بدلیل شکست های متوالی و نا امیدی کم کم نیرویشان تحلیل رفته مجبور به ترک میدان خواهند شد، ریزش شدید اینروزها نشانه همین تحلیل رفتن است،  بعد از شکست پروژه آنها در دی ماه و همچنین عدم دستیابی متجاوزان خارجی به اهدافی که دنبال میکردند، باعث نا امیدی بسیاری از هواداران آنها و بالتبع جدا شدن از این جریان گردیده است. بویژه در داخل کشور آنرا بوضوح میتوان دید.

قدرت آنها وابسته به قدرت حامی خارجی آنهاست، هرگاه حامی خارجی نتواند به اهدافش بخصوص در جنگ برسد، مهمترین تاثیرش را این جماعت خواهند دید، اینروزها ما شاهد عصبیت و نا امیدی آنها و رسانه هایشان هستیم، کاملا احساس سرخوردگی آنها از عدم توفیق امریکا و اسرائیل در جنگ مشهود است. آنها تمام تخم مرغهایشان را در سبد جنگ و برانداختن حکومت توسط اسرائیل و امریکا گذاشته بودند، الان این سبد واژگون شده و تخم مرغها شکسته اند، و‌مسلما  جز یاس و نا امیدی و استیصال در بین طرفداران سلطنت و براندازان چیز دیگری مشهود نیست.

گرچه هنوز لیدر های این جریان و بویژه رضا پهلوی میکوشد همچنان خود را در عرصه سیاسی مطرح کند ولی کمترنسبت به گذشته با استقبال روبرو میشود. بسیاری شکست های اخیر و بویژه پروژه دی ماه را نتیجه نا رهبری وی دانسته و نا امید گشته اند. این موضوع حفره ای بزرگ را بین رضا پهلوی و بسیاری که در گذشته از وی حمایت میکردند ایجاد نموده است ما آنرا در برخوردهای انتقادی و اعتراضی سلطنت طلبانی که در گذشته جزو طرفداران دو آتشه وی بودند میبینیم، این روند میتواند در آینده چالشی بزرگ را برای آنها ایجاد نماید، جنبش های اجتماعی در پروسه تعمیق و رشد خود بدون‌چشم انداز جلو نخواهند رفت، داشتن چشم انداز و برنامه و آینده نگری است که میتواند همچنان امید به ادامه راه را تقویت کند.

 

تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

علی دهباشی: مردم در جنگ ۲ ابرقدرت را شکست دادند

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد درگذشت…

قلب آشفتۀ آوراسیا – پشت صحنه پیچیدگی‌های آسیای مرکزی

نگاهی به مبارزات زنان در ایران

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت جواد مجابی

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن