سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۴۶

دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۶

فرانس مهرینگ؛ تئوریسین ژورنالیست، ژورنالیست صاحبنظر

مهرینگ به دفاع از ماتریالیسم در مقابل سایر علوم غیرطبقاتی مانند نئولامارک ایسم نیز پرداخت. او خلاف مارکس و انگلس تصویه حساب شدیدی با فلسفه خردگریز و ارتجاعی نیچه نمود و صفات غیر دمکراتیک، غیرهومان، ضد سوسیالیستی، درنده گی امپریالیستی، و سلطه سرمایه کلان در افکار نیچه را نشان داد، و کوشید در کتاب " ورای خوب و بد " نیچه، اخلاق طبقاتی-کاپیتالیستی زمان خود را کشف و افشاء نماید. در بینش فلسفی مهرینگ مرزهای نقد ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیک در انترناسیونال دوم نیز مشاهده میشوند....
Getting your Trinity Audio player ready...

France Mehring (1846- 1919 )

مهرینگ؛ کوشش در راه روشنگری سوسیالیستی.

فرانس مهرینگ (۱۹۱۹-۱۸۴۹ .م)، متفکر آلمانی، مهمترین مورخ مارکسیستی، صاحبنظر ادبی، و ژورنالیست سیاسی، نخست از سال ۱۸۶۹ میلادی در روزنامه های دمکرات در راه جنبش کارگری اقدام به روشنگری نمود. او را مورخ مارکسیست، منتقد و مورخ ادبیات، سیاستمدار مارکسیست، معلم تاریخ سوسیالیسم، و پایه گذار سازمان چپگرای اسپارتاکوس نیز نامیده اند. وی مبارزی جدی علیه اپورتونیسم و رویزیونیسم، پایه گذار حزب کمونیست آلمان، نویسنده تاریخ سوسیال دمکراسی، و نخستین بیوگرافی نویس مهم مارکس بود. وی نویسنده دهها مقاله مهم پیرامون تاریخ دولت پرویس، تاریخ ادبیات، و خالق چند کتاب مهم است. از آغاز دهه ۱۸۸۰ به مخالفت با قانون ضد “سوسیالیستی” بیسمارک پرداخت، و از سال ۱۸۸۹ مدیر “روزنامه خلقی برلین” شد تا به نشر مقالات رادیکال دمکرات بپردازد. 

مهرینگ در سال ۱۸۹۱ عضو “حزب سوسیال دمکرات” و عضو “حنبش های آلمانی” شد تا مبارزه علیه سوسیال شونیسم و رویزیونیسم را ادامه دهد. او از آغاز به فعالیت ژورنالیستی در مجلات: اینده، ترازو، و عصر نو، نیز پرداخت. وی پایه گذار چند روزنامه و مجله “بورژوا دمکراتیک” مانند “روزنامه خلقی برلین” بود، و در اثر مطالعه آثار مارکس و انگلس از “دمکرات چپ بورژوایی” تبدیل به یک سوسیالیست مارکسیست گردید. وی در سال ۱۸۷۷ کتابی علیه “سوسیال دمکراسی رویزیونیستی آلمان” نوشت. در آنزمان کائوتسکی و ویلهلم لیبکنشت از او دعوت نمودند تا در رسانه های سوسیال دمکرات؛ مخصوصن در مجله علمی “عصر نو” قلم بزند. مهرینگ از سال ۱۸۹۱ حدود ۳۰ سال بعنوان “مورخ مارکسیست” تاثیر درخشنده ای در زمینه های مختلف از جمله مورخ ادبیات و ژورنالیسم از خود نشان داد. وی در سال ۱۸۹۳ با نشر نخستین اثر ادبی-تاریخی اش با عنوان “اسطوره لسینگ”؛ روشنگر وادیب آلمانی، موجب تشویق و تحسین انگلس شد و او مهرینگ را در ردیف نخستین شاگردان مارکس قرار داد.

مهرینگ بین سالهای ۱۹۰۲-۱۹۰۷ مسئول نشر “روزنامه خلقی لایپزیک”؛ که مهمترین نشریه کارگری آلمان و مرکز مبارزه علیه اپورتونیسم بود، شد و مقالات علمی گوناگونی را در آنجا منتشر کرد. وی در سال ۱۹۰۸ با بعهده گرفتن بخش ادبی-فرهنگی روزنامه عصر نو غیر از نشر مقاله های سیاسی وارد حوزه فرهنگ شد، و از سال ۱۹۰۶ معلم تاریخ در “مدرسه حزبی” سوسیال دمکراسی آلمان گردید. مهرینگ در جنبش کارگری آلمان و جهان از آغاز در موضع قاطع مارکسیستی و جزو نمایندگان برجسته چپ آلمان در مبارزه علیه اپورتونیسم نظری و عملی بود. او در پایان دهه ۹۰ قرن ۱۹ در ردیف مبارزان ضد برنشتاین و هواداران، مخصوصن در پرسشهای فلسفی-سیاسی-تاکتیکی بود. او بین سالهای ۱۹۱۲-۱۹۱۳ چندین شغل ژورنالیستی را بدلیل مشاجرات چپ با اپورتونیسم، از دست داد.

مهرینگ همراه روزا لوکزمبورگ، و یولیان مارچلوسکی، به نشرمجله”ارتباطات سوسیال دمکراسی” پرداخت. او در سال ۱۹۱۴ همراه با لیبکنشت، کلارا زاتکین، و روزا لوکزمبورگ، علیه جنگ جهانی امپریالیستی اعلان موضع نمود و در سال ۱۹۱۵ همراه با خانم لوکزامبورگ به نشر مجله  “انترناسیونال” پرداخت و در سال ۱۹۱۶ به سبب تشکیل سازمان کمونیستی “اسپارتاکوس” به حبس محکوم گردید. مهرینگ در سالهای جنگ جهانی اول اثر مهم “بیوگرافی مارکس” را منتشر نمود، و بعد از انقلاب اکتبر در روسیه  به تحسین از آن در جنبش کارگری آلمان پرداخت. وی در تشکیل “حزب کمونیست آلمان” نیز شرکت کرد، و در سال ۱۹۱۹ بعد از ترور روزا لوکزمبورگ و لیبکنشت؛ توسط نظامیان راستگرا، بدلیل افسردگی ناشی از آن ترور، فوت نمود. مورخین چپ مهرینگ را بعد از مرگ انگلس، مهمترین ناشر و مورخ سوسیال دمکراسی آلمان بشمار می آورند.

   از جمله دست آوردهای مهم علمی و اجتماعی مهرینگ؛ بیش از همه در استفاده او از “بینش ماتریالیستی تاریخ” در نوشتن وقایع جنبش کارگری، تاریخ دولت پرویس آلمان، و تاریخ ادبیات مترقی اجتماعی انتقادی رئالیستی است. وی میان ناشرین و تئوریسین های مارکسیست سوسیال دمکراسی آلمان، خود را با تحقیقات فلسفی نیز مشغول نمود. او در مرحله پیشا مارکسیستی در پایان قرن ۱۹ هنوز طرفدار کانت بود، ولی بعدها  به لقب غول گمنام و ناشناخته مبارزه سوسیالیستی جنبش کارگری و جریان سوسیال دمکراسی مارکسیستی نائل آمد. مطالعه بنیادین مارکسیسم بعدها موجب شد مهرینگ در حوزه فلسفی یکی از قاطع ترین مدافعان “سوسیالیسم علمی” و یکی از منتقدین جریانات بورژوایی و رویزیونیسم سیاسی-فلسفی بشود. هنر بزرگ وی در حوزه فلسفی؛ از طریق عمومی نمودن ایده های اساسی مارکسیسم،و استفاده از “ماتریالیسم تاریخی” در غالب آثارش است.

مجموعه آثار مهرینگ را میتوان هدیه ای مهم به جنبش کارگری آلمان و جهان دانست. در زمینه فلسفی او دارای مقالاتی گوناگونی در باره: فلسفه یونانی، فلسفه بورژوایی کلاسیک، از جمله درباره کانت، فویرباخ، هگلی های جوان، نئوکانت ایسم، شوپنهاور، نیچه، و لامارک ایسم است. در این آثار او به دفاع از نظرات مهم فلسفه مارکسیستی در مقابل حملات رویزیونیستی بورژوایی و به دفاع از سوسیال دمکراسی مارکسیستی می پردازد. وی قاطعانه به مبارزه علیه جریان نئوکانت ایسم در جنبش رویزیونیستی سوسیال دمکراسی آلمان پرداخت و مانع شد تا سنتز و ترکیبی از نظرات کانت و مارکس وارد مقوله ماتریالیسم تاریخی گردد، یا بدیل “تئوری شناخت کانت” شود، و سوسیالیسم کارگری را با اخلاق کانتی تعویض نمایند.

مهرینگ به دفاع از ماتریالیسم در مقابل سایر علوم غیرطبقاتی مانند نئولامارک ایسم نیز پرداخت. او خلاف مارکس و انگلس تصویه حساب شدیدی با فلسفه خردگریز و ارتجاعی نیچه نمود و صفات غیر دمکراتیک، غیرهومان، ضد سوسیالیستی، درنده گی امپریالیستی، و سلطه سرمایه کلان در افکار نیچه را نشان داد، و کوشید در کتاب ” ورای خوب و بد ” نیچه، اخلاق طبقاتی-کاپیتالیستی زمان خود را کشف و افشاء نماید. در بینش فلسفی مهرینگ مرزهای نقد ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیک در انترناسیونال دوم نیز مشاهده میشوند. مهرینگ هیچگاه فراموش نکرد که مارکس و انگلس نه فقط خالق یک متد علمی نو برای جامعه شناسی، بلکه یک جهانبینی نوین رهایی بخش هستند. او میگفت منظور انگلس از اعلان پایان فلسفه؛ پایان فلسفه ایده آلیستی است و نه پایان یک “فلسفه علمی انسان مدار” این جهانی . وی فلسفه هپروتی ایده آلیستی ۲۵۰۰ ساله گذشته شرق و غرب و ۱۰۰۰ ساله قرون وسطایی را “فلسفه تار عنکبوتی” نامید.

مهرینگ در “تئوری شناخت کانتی” دچار نوسان شد و بر این باور بود که رویزیونیسم نئوکانتی به مارکسیسم نزدیک است. او فراموش کرد که این فلسفه یک ایده آلیسم ذهنی است که امکانات شناخت حقیقت عینی را کاملن منکر است، و مدعی بود که مارکس و انگلس خالق یک تاریخ نوین هستند و نه یک جهانبینی نو، و طبیعت فقط یک ماتریالیسم مکانیکی فعال را بنمایش میگذارد. وی فراموش کرد که ماتریالیسم دیالکتیکی یعنی گذر از تفکر طبیعت غیرتاریخی؛ که شامل ماتریالیسم مکانیکی کهن و پیشین است. مهرینگ چون در طبیعت، ماتریالیسم مکانیکی و در جامعه ماتریالیسم تاریخی را معتبر میدانست، به این نتیجه رسید که جدایی مطلق متدهای تحقیق برای علوم طبیعی و علوم اجتماع یکی نیستند، ولی فراموش کرد که “قوانین حرکت دیالکتیک عمومی” در طبیعت،جامعه، و مغز بشر معتبر میباشند. وی در نوشته آثار تاریخی اش برای مبارزه طبقاتی زمان خود و زمان گذشته،و برای دیالکتیک ماتریالیستی، تفاهمی عمیق داشت . او مدافع متدهای دیالکتیکی ماتریالیستی در مقابل رویزیونیسم برنشتاین بود و میگفت کسیکه قوانین تفکر دیالکتیکی را بشناسد، در نتیجه گیری های دیالکتیکی واقعیت، بشکل دیگری قضاوت میکند تا کسیکه در میان واقعیات پیچیده اینقدر مغزش را مشغول کند که توان خود را برای شناخت روابط از دست بدهد.

لنین گویا گفته بود مهرینگ در “دیالکتیک واقعی بشکل علم فلسفی” کار عظیمی عرضه نمود. نظرات استتیک مهرینگ باید در رابطه با کل آثار ادبی-تاریخی-انتقادی وی قضاوت شوند. او نخستین شاگرد مارکس بود که در آلمان بینش ماتریالیسم تاریخی را وارد تحقیقات ادبی و شناخت شاعران و نویسندگان منفرد نمود تا ریشه های اجتماعی و روانی آثار ادبی در مبارزه طبقاتی-سیاسی- اجتماعی زمان خود را بشناسد. با اینهمه مهرینگ موفق نشد نظرات مارکس و انگلس پیرامون استتیک را بشکل فلسفی عمومیت، و یا سیستماتیک نماید؛ گرچه تئوری ادبی مارکسیستی و زیبا شناسی امروزه مدیون انگیزه های مهم وی هستند. مهم ترین معیار ادبیات متعهد برای مهرینگ محتوای حقیقت به معنی تاریخی است. او از ادبیات زمان خود میخواست که دارای عمق بوده و ارضا کننده نیاز زندگی باشند؛ که نه تنها به گذشته بلکه به خلاقیت های زمان حال نیز بپردازند و زحمتکشان مبارز و تولیدکننده را در مرکز توجه خود قرار دهند.

لوکاچ سعی نمود با کمک دیدگاه های استتیک مهرینگ؛ منتشر شده در مجله عصر نو، از سال ۱۸۸۹ ،استتیک کانت و ماتریالیسم تاریخی مارکس را با هم ترکیب کند و ادعا نمود که مهرینگ متدهای رئالیستی را رد نموده؛ گرچه مجموعه آثار ادبی-انتقادی- تاریخی مهرینگ خلاف این ادعای لوکاچ میباشند. از جمله آثار مهرینگ مقاله ها و کتب زیر هستند: ماتریالیسم تاریخی، آثار بجا مانده ادبی از مارکس ، انگلس، و لاسال، تصویر زندگی کارگر آلمانی، تاریخ آلمان از پایان قرون وسطا، سرنخ آموزشی میان معلمان و شاگردان، بیوگرافی هاینه، از شهر فلان به شهر بهمان، مجموعه آثار ۱۵ جلدی مهرینگ چند سال بعد از مرگش نیز منتشر شده است. از جمله کتابهایی که دیگر صاحبنظران در باره زندگی و اندیشه مهرینگ نوشتند، کتب زیر میباشند: جلد های شماه ۳۸ و ۳۹ در محموعه آثار مارکس و انگلس، راه و مسیر مهرینگ بسوی مارکسیسم، آثار مارکسیستی مهرینگ، سهم مهرینگ در تئوری مارکسیستی ادبیات، آثار فلسفی و بینش های مهرینگ، و پیرامون تاریخ فلسفه میم-لام در آلمان.

تماس: falsaf@web.de    

 

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در اندوه رفیق محمد کیانپور

فرانس مهرینگ؛ تئوریسین ژورنالیست، ژورنالیست صاحبنظر

«آنها با تهدید واقعی انقراض روبرو هستند.»

جامعه‌شناسیِ بی‌توجهی به صلح؛ بسوی بازسازی «تخیل اجتماعی صلح»

 چشم انداز و  زایش امید

مادرانه‌ای برای ایران