سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۷:۵۶

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۶

دفتر خاطرات غزه: من از کلمه “مذاکرات” متنفرم

نمی‌خواهم دوباره «دستور تخلیه» را با لهجه بد عربی از یک سرباز اسرائیلی بشنوم. می‌خواهم سرم را مثل شترمرغ در شن فرو کنم، دیگر هرگز کلمه «اخراج» را نشنوم. نمی‌خواهم بقیه عمرم را با لقب «آواره» بگذرانم، همانطور که پدربزرگم تا به امروز «پناهنده» است.
از کلمه «مذاکرات» متنفرم. دیگر نمی‌خواهم این را از کسی بشنوم. همانطور که نمی‌خواهم کلماتی مانند «جنگ»، «نسل‌کشی»، «توافق‌نامه‌ها»، «میانجی‌گران»، «گروگان‌ها»، «اعتراضات» را بشنوم. نمی‌خواهم ببینم کسی با کت و شلوار شیک زیر کولر ایستاده و می‌گوید: «ما محکوم می‌کنیم. ما با شدیدترین لحن ممکن محکوم می‌کنیم…»

جمله‌ای را در یک برنامه تلویزیونی آمریکایی شنیدم: «دنیا برای افرادی مثل ما ساخته نشده است.» این جمله به طرز عجیبی مرا تحت تأثیر قرار داد. در ذهنم ماندگار شد. شروع به فکر کردن در مورد به‌کارگیری آن در زندگی‌ام اینجا در غزه کردم, به‌خصوص این روزها متوجه شده ام, دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم واقعاً برای افرادی مثل ما ساخته نشده است.

همیشه می‌خواستم شاهد اتفاقات باشم. اما با گذشت زمان در یک سیاه‌چاله فرو رفتم. دیگر انرژی لازم برای توصیف آنچه در نوار غزه اتفاق می‌افتاد را نداشتم. دیگر قدرت پاسخ به سوال «حالت چطور است؟» را نداشتم, سوالی که احتمالاً این روزها همه آن را پوچ می‌دانند. انرژی نداشتم از دیگران بپرسم «چی شده؟» مهم نبود بارشان چقدر سنگین باشد، نمی‌توانستم به آنها در حمل آن کمک کنم.

احساس می‌کردم که دارم بیشتر و بیشتر در این چاله فرو می‌روم: ما در یک دایره می‌چرخیم، هیچ راه فراری وجود ندارد. هر روز، کلماتی می‌شنوم که ذهنم دیگر نمی‌خواهد آنها را به عنوان واژگان عادی بپذیرد.

از کلمه «مذاکرات» متنفرم. دیگر نمی‌خواهم این را از کسی بشنوم. همانطور که نمی‌خواهم کلماتی مانند «جنگ»، «نسل‌کشی»، «توافق‌نامه‌ها»، «میانجی‌گران»، «گروگان‌ها»، «اعتراضات» را بشنوم. نمی‌خواهم ببینم کسی با کت و شلوار شیک زیر کولر ایستاده و می‌گوید: «ما محکوم می‌کنیم. ما با شدیدترین لحن ممکن محکوم می‌کنیم.» این به اصطلاح «شدیدترین لحن ممکن» چیست؟

 
می‌خواهم سرم را مثل شترمرغ در شن فرو کنم

نمی‌خواهم دوباره «دستور تخلیه» را با لهجه بد عربی از یک سرباز اسرائیلی بشنوم. می‌خواهم سرم را مثل شترمرغ در شن فرو کنم، دیگر هرگز کلمه «اخراج» را نشنوم. نمی‌خواهم بقیه عمرم را با لقب «آواره» بگذرانم، همانطور که پدربزرگم تا به امروز «پناهنده» است.

امروز ما برای هیچ می‌میریم. قبلاً می‌مردیم «تا فلسطین بتواند زندگی کند». حالا می‌میریم چون یک قرص نان به بزرگترین آرزوی هر پدری تبدیل شده است. و هدف هر مادری که فریاد فرزندش را می‌شنود که «من گرسنه‌ام».

یک بار داشتم در خیابان الریمال در مرکز غزه قدم می‌زدم, خیابانی شلوغ پر از چادر و غرفه‌های بازار، پر از مردمی که به سختی چهره یکدیگر را می‌بینند. همه نگاه‌ها به چیزی است که دیگران حمل می‌کنند, به کیسه‌های مواد غذایی.

 
«این همه درد برای دو گوجه فرنگی؟»

پسری را دیدم که در ورودی چادر منتظر پدرش بود و به کیسه سیاهی که در دست پدرش بود خیره شده بود و نمی‌ توانست ببیند داخل آن چیست. پسر پابرهنه ایستاده بود، درجا می‌پرید و با انتظار آب دهانش را قورت می‌داد, پدرش بی رمق و رنگ پریده نزدیک می‌شد. به نظر می رسید انگار رگ‌هایش خشک شده بودند. به محض اینکه پدرش به چادر رسید، پسر کیسه را گرفت و از خنده منفجر شد.

من خشکم زده ایستاده بودم و به صحنه خیره شده بودم. پدر سر پسرش را نوازش کرد اما لبخند نزد. سپس پسر کیسه را باز کرد: داخل کیسه دو گوجه فرنگی بود. همین.

در مواجهه با چنین صحنه‌هایی که احتمالاً هر روز در غزه تکرار می‌شد، خود زندگی بی‌ارزش به نظر می‌رسید. این همه شادی  برای دو عدد گوجه فرنگی؟ این همه درد برای دو عدد گوجه فرنگی؟ چه طنز تلخی. چگونه شورش علیه اشغال، مبارزه برای حق زندگی، می‌تواند به مبارزه برای یک تکه نان تبدیل شود؟


اشغال چیزی بیش از از دست دادن سرزمین است که از ما گرفته است

دیگر هیچ چیز مهم نیست. اشغال چیزی بیش از از دست دادن سرزمین است که از ما گرفته است. به نظر می‌رسد تمام گرما از بین رفته است. می‌ترسم زنده نمانم. می‌ترسم فراموش کنم چه اتفاقی دارد می‌افتد, حتی اگر همه چیز را بنویسم. می‌ترسم عزیزانم را بی‌جان در خاک پیدا کنم. می‌ترسم فقط غم و اندوه را احساس کنم.

می‌خواهم به ایده‌ای ایمان داشته باشم که آغشته به خون نباشد. می‌خواهم بگویم: بالاخره، در این دنیایی که برای افرادی مثل ما خلق نشده است، آنچه را که حق ماست، پس گرفته‌ایم. ذهن‌هایمان را بازسازی کرده‌ایم، قلب‌هایمان را التیام بخشیده‌ ایم و تمام جاده‌های ویران شده را تعمیر کرده‌ایم. دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم و زمینی که در آن زندگی می‌کنیم، بالاخره دوباره برای افرادی مثل ما ساخته شده است.

نوشته ساوسن العجوری – Sawsan Al-Ajouri
سوسن العجوری در دانشگاه اسلامی غزه زبان انگلیسی خوانده و هشت سال است که شعر می‌سراید. اولین رمان او هنوز منتشر نشده است.

 

منبع:Taz
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد, ۱۴۰۴ ۹:۵۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا