سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۷:۱۹

یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۹

دلیلی برای جنگی غیر محتمل!

زیرا سرنگونی یک رژیم اسلامی در کنار سرنگونی رژیمهای سکولار ـ دیکتاتور در کشورهای عربی، تعادل را بە منطقە برخواهد گرداند، نوع ملایمتری از اسلامگرایی را تقویت خواهد کرد و سرانجام اینکە در کوتاە مدت و میان مدت خیال غرب از وجود یک دولت اسلامی رقیب راحت خواهد بود.

Getting your Trinity Audio player ready...

آنگاە کە تحولات در جهان عربی شروع شد، بە علت نزدیکی کشورهای تونس و مصر بە غرب، ابتدا غرب از این تحولات پیشوازی نکرد. اما جدی بودن تحرک مردمی، پراگماتیسم تفکر غربی را بە حرکت درآورد و بعد از مدت کوتاهی استراتژی دیگری پی ریختە شد، استراتژی همگامی با این جنبشها بر اساس تاثیرگذاری بر آن در مسیر منافع خود.

تا اینجا در روش غرب هیچ تناقضی بە چشم نمی خورد. جهان کنونی بیشتر جولانگاە رئال پولیتیک است، و بر این مبنا دیگر آن اصرار قدیمی بر دیدگاهها تعیین کنندە نیست. کمتر کشوری در جهان کنونی تنها بر اساس دیدگاههای کلان خود سیاست می کند. تحولات روزمرە حال نقش کلیدی در تعیین سیاستهای کلان دارند.

اما آنگاە کە حرف بر سر نوع نیروهای شرکت کنندە در این جنبشها است، در سیاست غرب ظاهرا نوعی تناقض بە چشم می خورد. همگان آگاهند کە در تونس حرکت نهضت اسلامی، در مصر اخوان المسلمین، در لیبی نیروهای اسلامی و حتی چهرەهای مشخصی از القاعدە، و در سوریە طوفان زدە نیز اخوان المسلمین کاملا فعالند (اسلامیها انتخابات تونس را بردند) و نیروهای اساسی درون این جنبشها محسوب می شوند. چە شد کە غرب علیرغم این وضعیت بە همراهی با این جنبشها پرداخت؟

شاید اغراق نباشد کە علاوە بر پراگماتیسم یاد شدە، و نیز ترس از امنیت اسرائیل، موضوع مهم دیگر، جمهوری اسلامی باشد. واقعیت این است کە تقابل غرب با این جنبشها می توانست بشدت موقعیت جمهوری اسلامی را در منطقە تقویت کند، و بدین ترتیب حریف از آنچە بعداز جنگ عراق و افغانستان نسیبش شد، قویتر شود. در اینجا همراهی صورت گرفت برای تضعیف دشمنی کە حریف اصلی غرب در منطقە محسوب می شود.

اما سئوال این است کە آیا می شود با میدان دادن بە اسلامیستهای سیاسی در کشورهای عربی، پایەهای جمهوری اسلامی را تضیف کرد؟

شاید برای جواب این سئوال بد نباشد کە بە مورد تجربە شوروی رجوع کنیم. چنانکە می دانیم یکی از ائتلافهای بزرگ در مقابل شوروی، ائتلاف اسلامیها و غرب بود. شوروی آن حریف بزرگ و خطرناکی بود کە بە زمین زدنش هر نوع سیاستی را می توانست توجیە کند. یاران همراە در بدترین حالت دشمنان آیندە بودند و بنابراین خطر بالفعل نبودند. و چنانکە فن سیاست می گوید باید از خطر بالفعل در مقابل خطر بالقوە گذشت. و غرب گذشت!

مورد تقابل غرب با جمهوری اسلامی بە نوعی یادآور این تجربە تاریخی است. غرب درصدد کوبیدن و بە زمین زدن حریف اصلی خود در منطقە است، و در این مسیر می توان رقیبان آیندە را نیز بە همراە خود داشت. و آیندە نیز هنوز نیامدە است! البتە این همراە بودن بە مانند همان همراهی کلاسیکی در مقابل شوروی نیست، بلکە منظور از این همراهی اینجا آن منطقی است کە بە علت همراهی غرب با این جنبشها، سیاست و موقعیت جمهوری اسلامی در منطقە می تواند تضعیف شود.

و درست باید از همین زاویە هم بە مورد سوریە نگریست. سرنگونی بشار اسد بە معنی تضعیف جمهوری اسلامی است، بنابراین در صورت صعود اخوان المسلمین سوری نیز، باکی نیست.

کل این دیدگاە طرح شدە نشان می دهد کە نوع برخورد غرب با جنبشهای منطقە اساسا بر پایە دماسنج تضاد غرب با جمهوری اسلامی پایەریزی شدە و می شود. شاید در نبود چنین رقیبی در منطقە کە می تواند بە میراث دار نتایج این جنبشها تبدیل شود، ما با پیشبرد سیاست دیگری از جانب غرب روبرو می بودیم.

اما علیرغم بودن منطقی در این سیاست، همراهی با نیروهایی کە تا مغز استخوان رجعت گرا هستند، پاشنە آشیل این سیاست است. چنانکە سقوط شوروی اسلامگرایی را بشدت تقویت کرد، سقوط جمهوری اسلامی هم در اساس بە معنای عدم احتمال سربرآوردن چنین دولتی در باقی کشورها نیست. سقوط جمهوری اسلامی بە معنای نوعی از تلقی در رابطە با رابطە دین ودولت خواهد بود، و در اساس بە معنای رد کلی این رابطە در سایر کشورهای تحول دیدە نخواهد بود.

در اینجا می توان بە نتیجەای دیگر هم رسید، و آن این است کە ادامە منطقی تحولات در کشورهای عربی، ساقط شدن نظام جمهوری اسلامی در ایران است. زیرا در صورت ادامە این رژیم، جمهوری اسلامی می تواند بە عنوان رقیب اصلی غرب در منطقە و بنابر ایدەئولوژی اسلامیش، برندە اصلی منطقەای این جنبشها باشد. بنابراین برای جلوگیری از چنین امری باید هدف سرنگونی رژیم تحت هر عنوانی باشد. زیرا سرنگونی یک رژیم اسلامی در کنار سرنگونی رژیمهای سکولار ـ دیکتاتور در کشورهای عربی، تعادل را بە منطقە برخواهد گرداند، نوع ملایمتری از اسلامگرایی را تقویت خواهد کرد و سرانجام اینکە در کوتاە مدت و میان مدت خیال غرب از وجود یک دولت اسلامی رقیب راحت خواهد بود.

اگر دلیل اصلی جنگی در شرایط کنونی می تواند وجود داشتە باشد، همانا این است و بس!

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۵ آبان, ۱۳۹۰ ۰:۱۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بحران ناتو، رقابت امپریالیستی و آینده نظامی اروپا

حمید اشرف

نقش و سهم ساواک در رشد و گسترش انقلاب اسلامی و فروپاشی رژیم پهلوی

بیانیه «همبستگی جمهوری‌خواهان ایران» پیرامون انعقاد «تفاهم‌نامه» بین دولت‌های ایران و آمریکا

نسخه‌پیچی بر رنج دیگران

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟