سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۵:۳۸

جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۵:۳۸

” دهاتی ترینم “

در آن شب پاییزی دل به عشقی سپرد که بر اثر یک گردباد تند٬ تنش به درختی پیر و زمخت برخورد و بسختی مجروح شد. من او را می شناسم٬ گاهی می ترسد و گاهی خیلی زود عصبانی می شود و من با دستهای ضعیف و ناتوانم او را نوازش می کنم. اما او آهوی رمیده از گله است، و به آغوش دورترین نقطه از جنگل می تازد٬ تاختنش، شاید ترس از عشقی باشد که شبی خیلی ساده آن را در آغوش گرفت،
دل نازکش را همچو پر پروانه به آتش شمع سپرد
و ترس، جایش را به سرود مهربانی داد.

Getting your Trinity Audio player ready...

هنوز من دهاتی ترین انسان در این جهانم

هنوز  بهترین باغبانم در دل دشت

و هنوز عاشقترین !

در میان جنگلی  دور!

که یکی مرا با خود می برد؛ 

 من چون کودکی مست و 

عاشق، ناخودآگاه قلم به دست می گیرم

 یکی بسادگی، مرا با خود به دنیای دیگری می برد

 او در قلم من جاریست و من می نویسم

 دل طغیان می کند و واژه ها ساده و روان

 همچو چشمه صمیمانه 

بر شنزار طبیعت جاری می شوند. 

 من که باغبان پیر روستایی ام و 

جز باغ کوچکم جایی را ندیده ام، و –

 فقط با زبان درختان باغم آشنایم.

 یکی در وجود من هست 

که همچو درختی کهنسال در قلب من ریشه دارد. 

ریشه هایش در میان رگهای من، پیوندی عمیق بسته است.

یکی با من هست

نمیدانم زندگی است و یا چیزی دیگر! 

دلم را صیقل می دهد٬ به آن مهربانی می بخشد و مرا به دنیای پاکی ها می کشاند.

 این واژه هاى صمیمی از اوست

. او با تمام احساس خوبش؛

 در آن شب پاییزی دل به عشقی سپرد که بر اثر یک گردباد تند٬ تنش به درختی پیر و زمخت برخورد و بسختی مجروح شد. من او را می شناسم٬ گاهی می ترسد و گاهی خیلی زود عصبانی می شود و من با دستهای ضعیف و ناتوانم او را نوازش می کنم. اما او آهوی رمیده از گله است، و به آغوش دورترین نقطه از جنگل می تازد٬ تاختنش، شاید ترس از عشقی باشد که شبی خیلی ساده آن را در  آغوش گرفت، 

دل نازکش را همچو پر پروانه به آتش شمع سپرد

 و ترس، جایش را به سرود مهربانی داد. 

عشق به طبیعت٬ آنگونه مستش می کند که تاخت و تازش بی نظیر و دیدنی است. یک روز هم در دادگاهی به نام عشق به محاکمه کشیده شد، زیرا که شاکی او فقط دل خودش بود.

من او را می شناسم٬ با رم کردن هایش، آشنایم. یک روز سرد پاییزی که دل در پی سیاحت داشتم٬ او را در جنگلی دور دیدم. آهوی زخمی، گریخته از چنگ صیاد، از گله دور افتاده و تنها. غرق تماشایش شدم؛ آهویی به این زیبائی در طول عمرم ندیده بودم. چشمهایش کشیده و درشت بود، لب و بینی اش برازنده هیکلش بودند.

سینه صاف مرمری اش٬ سفره مهربانى ها بود، و گردنی بلورین داشت. به چشمهاش خیره شدم و سیر نگاهش کردم؛ پاهایش شباهت زیادی به اسب تازی داشت که در تاختن رقص زیبائی را نمایان می کرد. با تمام این توصیفات، دلگیر بود و غمى پنهان بر چهره زیبایش سایه افکنده بود. به او نزدیک شدم؛ با واژه های لطیف و شیرین، به رسم باغبان دهاتی نوازشش کردم. ابتدا به او گفتم٬ چشمهایت نشانه ای از زیبایی هاست. سینه ات، لب و بینی ات، نماد زیبایست، گاه رم می کرد٬ گاهی تمایل به نزدیک شدن داشت، و بعد به تاختن پرداخت؛ تاخت و تاخت تا همچو گردباد از دیده پنهان شد. تا روزی که همراه باد سفر کردم٬ گذرم به دشتی که او در آن بود افتاد. همچون گلی بود زیبا، معطر و خوشبو، و من از همسفری با دل لذت بردم و این پیغام را هم به باد دادم 

تا شاید اگر روزی دوباره… گذرم به آن باغ زیبا افتاد و بوی او را احساس کردم٬ به او بگویم که من در کوچه هاى تاریک٬ غرق زیبائی اش بودم.

من آن  دهاتی دیوانه بدور  از شهر  اسیر باغم –  من او را می شناسم، باید مواظب بود، آرام بود و جانب احتیاط را گرفت. او همچو شیشه شکننده است و هم مانند گل از سرما هراس دارد؛ باید مهربان بود و با لطافت جلو رفت٬ آنوقت شما هم او را خواهید دید. نگاهش مهربان و صمیمانه است و در لا به لای واژه ها جای گرفته است، همین جاست. من او را همیشه می بینم؛ او خیلی زیباست و تصویرى از دل من است٬ شاید دل شما نیز تصویری دیگر از زیبائی را تجسم کند. من زیبائی را در دلها جستجو می کنم و آن را در کلام می یابم. شاید دیگران نوع نگاهشان به گونه اى دیگر باشد.

اشتباه نکن! خواننده گرامی، من قصد تصرف دلت را ندارم٬ چون دل من در انحصار اوست. واژه هاى شعرم هم از اوست. من یک بار در آسمان آبی او را با مهتاب یکجا دیدم٬ چه زیبا بود. یک بار هم در منطقه اى از کوهستان، زیر باران همراه با سوزش سرما٬ همچون فرشته نمایان شد و با بوسه مهربانی، در پناه تخته سنگی بزرگ مرا به خوابی عمیق فرو برد. دیگر بار همراه با بانگ مرغ دریا٬ در ساحل٬ او را سوار بر امواج خروشان دریا دیدم. شراب زندگی و دانه های انار، “عشق” است. او یک اندیشه است و رویای پاکی هاست. من او را با واژه ها شناختم و تصویر کردم؛  او یک اندیشه است٬ اندیشه پاکیها و زیبایى ها. 

تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد, ۱۴۰۱ ۰:۵۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درهای گلزار خاوران همچنان بر روی خانواده های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ بسته است

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد