سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ تیر, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۱

شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۱

دو عنصراصلی کنشگری خلاق در شرایط حساس کنونی

جنبش ضداستبدادی- مطالباتی نقطه شروع است و خشت پایه که ظرفیت فراتررفتن دارد. با تعمیق مطالبات است که جنبش می تواند فراتر برود نه آن که ما به تازانیم، با فعلیت بخشیدن به ظرفیت های بالقوه خودجنش ها می توانند به تدریج خصلت ضدسیستم سرمایه داری پیداکنند.

Getting your Trinity Audio player ready...

اگر بخواهیم به دو نکته و نیازحیاتی در شرایط حساس کنونی انگشت بگذاریم، شکل گیری شبکەهای سراسری یک جنبش عمومی و فراگیر ضداستبدادی از دل خرده جنبش های روبه رشد کنونی با سیمای مطالباتی و ضداستبدای، و مشارکت فعال در شکل گیری یک گفتمان ترقی خواهانه و عمیقا دموکراتیک و برابری طلبانه را می توان دو رکن اصلی آن دانست. دو رکنی که می توانند به خرده کنشگری ما و بخش های مختلف جامعه معنا و جهشی تازه به دهند. هیچ کس و باید تاکید کرد که هیچ کس طرح از پیش آماده و معجزه آفرینی با خود ندارد. چنان طرحی تنها از دل جاری سرسبز جنبش ها و آموختن و آمیختن با آن می تواند بیرون بیاید. در پیوند با جنبش ها و از طریق برقراری کورانی از یک جریان نیرومندگفتمانی در میان جامعه و فعالان اجتماعی و نیروهای چپ والبته با بهره گیری از تجربه های جهانی و نظریه های صاحب نظران ترقی خواه و چپ جهانی.

این دو نیاز از هم جدا نیستند و در پیوندتنگاتنگ با یکدیگرقرار دارند. جنبش ها نقدهای گزنده به وضعیت هستند (مثلا نگاه کنید به کشاورزان اصفهان و نقدآن ها به و ضعیت و علیه مداخلات هژمونی طلبانه رژیم ایران در سوریه (منطقه)، و یا تمرکزشان بر خطراصلی که از درون کشور برمی خیزد…)، و این که چگونه این جنبش ها با همه کاستی ها و برخی محدودیت های خود درعین حال عناصری از گفتمان رهائی و چگونگی سازمان یابی خلاق و توده ای را با خود حمل می کنند. اگربه این خرده جنبش ها خیره شویم، مطالبات و فصل مشترک ها و خمیرمایه گفتمان مورد بحث را در آن ها مشاهده خواهیم کرد. از قدیم گفته اند خمیر بی مایه فطیراست. این جنبش ها مایه و عناصرسازنده جنبش های سراسری هستند. تمرین حرکت های سراسری در دل آن ها صورت گرفته و پرورده می شوند. چنان که کشاورزان اصفهان در بطن طرح مطالبات خود عناصری ولو اولیه از هردو را نشان می دهند و در کازرون و یا در اهواز و…. هرکدام قطعه ای از پازل مطالبات و چگونگی سازمان یابی را مطرح می کنند. جنبش زنان، زنان خیابان انقلاب و بیانیه و آکسیون ۸ مارس امسال، طرح منسجم یافته تری از عناصر گفتمان نوین را به روی صحنه آوردند که در آن شالوده ای برای پیونداین جنبش با سایر جنبش ها کلیدزده شد. جنش کارگری و معلمان و دانشجویان نیز هر کدام قطعات مهمی از این پازل را تشکیل می دهند. در یک کلام خیره شدن و مشارکت فعال در این نوع سازمان یابی خودجوش و خودکنشگر و عناصراولیه گفتمانی نهفته در آن ها، برای چپ و نیروهای مدعی جهانی دیگر اهمیت ویژه ای دارند. یافتن و شفاف کردن و برجسته و سراسری کردن وجوه عام و مشترک نهفته در این جنبش ها مهم ترین وظیفه هرکنشگرآگاه و متعهد به جنبش را تشکیل می دهد. اکنون فصل جوانه زدن، رویش و گفتمان یابی جنبش ها و گره خوردن آن ها با یکدیگر است. جریان ها و طبقات و نیروهای دیگراجتماعی هم بیکارنیستند و به شدت در تکاپوی شکل دادن به گفتمان موردنظرخویش با بهره گیری از امکانات و رسانه های نیرومندی که در اختیاردارند هستند. جنبش چپ-چپ اجتماعی و رزمنده- ناگزیراست در متن چنین آزمون خطیری هم با گذشته خود و هم با پراکندگی های نهادی شده و فرقه گرائی ها تصفیه حساب کند و هم برای مقابله با تلاش های بی وقفه جریان های بورژوائی و مستظهر به حمایت فعال قدرت های بزرگ برای کسب فرادستی در جنبش، آستین های خود را بالا بزند و خلاصه هر آن چه را از سرمایه فکری و اجتماعی دارد به صحنه آورد. در نیافتن اهمیت و مقام لحظه و گیج سری در حساس ترین شرایط داخلی و جهانی که با آن مواجهیم، تاوان سنگینی خواهد داشت. گشودن بحث های خلاق نظری سیاسی و راهبردی، بی گمان بخشی لازم و ضروری از کنشگری چپ اجتماعی و فرافرقه ای و ضدقدرت را تشکیل می دهد.

تشکیل میزگردها و تریبون های گفتگو و دیالوگ در اشکال و سطوح و حوزه های گوناگون (حول مسائل واقعی و مبرم جنبش ها- مثلا بحران آب …- و یا محورهای مورد تاکید گفتمان رهائی در شرایط کنونی از طریق خیره شدن به جنبش ها، و نه حول کلیشه ها و دلبستگی های فرقه ای سترون شده، برای تبادل فکر و اندیشیدن در معنای بلندبلند فکرکردن و به مشارکت گذاشتن آن ها در شبکه ها، و نه با هدف زدن مهراین یا آن جریان به آن، در کنارتلاش برای شکل گیری هرچه گسترده ت اقدام مشترک و اتحادعمل ها، بی چشم داشت به تنگ نظری های فرقه ای، حول مطالبات مردم و دفاع فعال از مبارزاتشان، دو بازوی اصلی کنشگری را تشکیل می دهند. باید بتوانیم با همیاری و همبستگی با یکدیگرصدای ضعیف چپ را پژواک دهیم و رساترکنیم. بازهم باید تاکید کرد که این کار تنها با مهارروحیه فرقه گرائی ممکن است.

در رابطه با مفهوم جنبش«ضداستبدادی-مطالباتی» نکات و ملاحظاتی از سوی اصغرایزدی مطرح شده است که بهمراه پاسخ من به وی، می تواند در روشن کردن این مفهوم و اهمیت آن در شرایط کنونی مفیدباشد:

اصغرایزدی: همان طور که از متن نوشته بر می آید نمی توان “خرده جنبش های روبرشدکنونی با سیمای مطالباتی” را صرفا ضد استبدادی خصلت بندی کرد که به “یک جنبش عمومی و فراگیر ضداستبدادی” فرا روید. این خرده جنبش ها، علاوه بر خصلت ضد استبدادی، حامل ضد تبعیض، ضد بهره کشی و علیه تخریب محیط زیست هم هستند که نمی توان همه آنها را ذیل خصلت ضد استبدادی یک کاسه کرد.

تقی روزبه: خوب شد که با طرح نظر و یادداشتتان فرصتی فراهم کردید که من قدری در مورد درک خودم از استبداد که مساله کلیدی آن یادداشت است توضیحی بدهم. در بحث من همه آن ها که شما مطرح کرده اید، مطالباتی محسوب می شوند. مثل خواست های مربوط به بحران آب و یا ر‍‍‍‍‍‍یزگردها و یا لغوحجاب اجباری و…. یعنی بستگی دارد به این که از مطالبات چه چیزی در نظرداشته باشیم. مطالبات اقتصادی یا فراتر از آن (در ادبیات سیاسی قدیم مطالبات را عموما اقتصادی در نظرمی گرفتند و هم اکنون هم برخی همان نظر را دارند. اما امروزه حتی کارگران هم همین مطالبات زیست محیطی و یا تبعیض جنسیتی و.. .. را هم واردمطالبات خود کرده اند و باید هم مطرح کنند). از سوی دیگر «استبداد» هم، دردمشترک و نقطه پیشروی جنبش سراسری است که باید کانونی شود تا بتواند ماشین قدرت موجود را درهم بشکند و در عین حال گام به گام در پیشروی خود تعمیق پیداکند. اما نکته اصلی در نوشته من همان مفهوم جنبش ضداستبدادی- مطالباتی است. یعنی از پیوندتنگاتنگ آن ها، ما با یک جنبش ضداستبدادی با سیمای مطالباتی (چندگونه) مواجه هستیم و مواجه خواهیم شد که مثلا در قیاس با جنبش ضداستبدادی انقلاب بهمن که در آن با انتزاع مبارزه علیه استبداد (شاه) عملا مطالبات پایه ای لایه های مختلف جامعه بالکل منجمد شد و فرصتی فراهم ساخت که امثال خمینی ها و یا شیادانی از قماش او با فریب و وعده و وعید به توانند موج سواری کرده و آن را با سهولت بیشتری مصادره نمایند. در اصل و در حقیقت، صرفا یک جنبش ضداستبدادی با سیمای مطالباتی واقعیت وجودی دارد و هرکس و هرلایه و قشراجتماعی از خلال سرکوب مطالبات و خواست های خود استبداد را با گوشت وپوست خودلمس می کند و نه آن انتزاعی که از استبداد برایمان می سازند که داستان آن طولانی و خارج از مجال این نوشته کوتاه است و از همین منظراست که پیوندآن ها با یکدیگر به جنبش ضد استبدادی غنای لازم را می دهد. این نوع درک از استبداد بنظرم خشت پایه ای است که از همان بدوامرظرفیت تعمیق شدن دارد. ضمنا در این نوشته کوتاه تمرکزمن بیشتر روی باصطلاح تاکتیک و یافتن ریل و کانالی برای پیوندجنبش ها و شکل گیری حرکت های مشترک است که یکی از دو مهم ترین نیازلحظه کنونی از یکسو و به موازات آن مشارکت در شکل دادن به گفتمان جنبش -البته در طی یک فرایند- در همراهی با جنبش از سوی دیگراست. بفرض اگر بخواهیم پیشاپیش گفتمانی را در مقابل خود بگذاریم نه فقط این گفتمان همان خمیربی مایه است بلکه بجای قدرت جمع کردن، عامل پراکندگی می شود. بخشی از این توضیحات ربط مستقیمی به آن چه که شما مطرح کرده اید ندارد. اما لازم دیدم در توضیح نوشته خود به این نکات هم اشاره کنم.

اصغرایزدی: توجه داشتم که نوشته شما اساسا بر کدام نیازهای اصلی متمرکز است، من اما خواستم صرفا بر یک نکته مبهم انگشت بگذارم. اکنون با یادداشت توضیحی بعدی و مبتنی بر مفهوم “جنبش ضد استبدادی با سیمای مطالباتی” نظرتان بهتر فهمیده می شود. بنظر می رسد مفهوم بکار گرفته شده که ناظر بر مفهوم “استبداد”، از منظر “درد مشترک و نقطه پیشروی جنبش سراسری” قلمداد شده است، چندان کمکی به “واقعیت وجودی” نکند، از جمله آن که خصلت ضد سیستمی (ضد سرمایه داری) جنبش را چگونه می توان در مفهوم “جنبش ضد استبدای با سیمای مطالباتی” گنجاند؟

تقی روزبه: همانطور که اشاره کردم جنبش ضداستبدادی- مطالباتی نقطه شروع است و خشت پایه که ظرفیت فراتررفتن دارد. با تعمیق مطالبات است که جنبش می تواند فراتر برود نه آن که ما به تازانیم، با فعلیت بخشیدن به ظرفیت های بالقوه خودجنش ها می توانند به تدریج خصلت ضدسیستم سرمایه داری پیداکنند. یعنی ضدسیستم بودن داده نیست باید در فرایند مبارزه شکل بگیرد و آفریده شود (مثلا معلوم شود که حل بحران محیط زیست بدون مبارزه با مناسبات سرمایه داری ناممکن است و قس علهیذا). تعاریفی که ما در انتزاع و تئوری برای خود می سازیم اعتبارشان صرفا برای خودمان است و الزاما ربطی به جنبش یعنی تحولات عینی ندارد و هدف من آن است که این تعاریف با واقعیت های عینی گره بخورند. البته همه این ها بخشی از همان ضرورت مشارکت فعال در گفتمان سازی مرتبط با جنبش است که باید باب دیالوگ آن گشوده شود و تعیین تکلیف پیشاپیش آن ها، نمی تواند پاسخی برای وضعیت باشد و صرفا اعتبارشان در حددارندگان آن نظراست.

    

تاریخ انتشار : ۲۹ فروردین, ۱۳۹۷ ۱۰:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بخش ۳: ایران و تکوین «دولت ـ ملت»: از دولت پیشامدرن تا ملتِ در حالِ شدن

بخش ۲: اروپا و زایش «دولت–ملت» گذار از نظم فئودالی به حاکمیت ملیِ مدرن!

مسئلهٔ زمان در آغازِ کیهان

غم جنوب…

جنوب ایران، تمام جان ایران است!

بیانیه نهضت آزادی ایران: ضرورت عفو عمومی و توقف احکام حبس و اعدام