سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۵۰

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۰

«دیوید چرنی» و شاشیدن به همه چیز

مسلما مهم‌تر از این خطوطی که مردمان را در این سوی و آن سوی خود جدا می‌کند و هرکدام را در غالب نام کشوری هویت می‌بخشد، خودِ «انسان» و «کرامت انسانی» است. ولی آیا شایسته است به بهانه‌ی این انسان، بدون توجه به قوانین بین‌الملل، ملاحظات سیاسی، قدرت سرزمینی، حاکمیت ملی و مهم‌تر از آن‌ها سرنوشت مردم در آینده با «ژست روشنفکری» و با دستمایه قراردادن «حقوق بشر» دست به سخن‌پراکنی و اشاعه تفکرات رمانتیک، غیر واقعی و غیرعملی در دنیای واقعی سیاست بزنیم؟

همیشه تلاشم این بوده که وارد مباحث و دعواهای فیس‌بوکی نشوم. به واقع هیچ‌وقت بحث پخته و ارزشمندی از دل این گفتگوها بیرون نخواهد آمد. ولی نپرداختن به برخی از این مباحث هم گویا شدنی نیست.

دیروز در پی شیطنت‌های «برخی» از خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی در صفحه‌های شخصی خودشون و در ادامه‌ی آن برنامه‌های «ظاهرا» هدفمندی که ماه‌های اخیر از این شبکه پخش شده در صفحه‌ی یکی از ایشان (ﻋﻠﯽ ﺭﺿﺎ ﻣﯿﺮﺍﺳﺪﺍﻟﻠﻪ که گویا از روزنامه‌نگاران سابق مجلّه چلچراغ هم بوده است) یادداشت مختصر  ذیل به پیوست عکسی از یکی از آثارِ (مردان ادرارکننده) دیوید چرنی -ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺳﺎﺯ ﺍﻫﻞ ﭼک- منتشر شد:

“ﺍﻳﻦ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺁﺛﺎﺭ ﺩﻳﻮﻳﺪ ﭼﺮﻧﻲ، ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺳﺎﺯ ﺍﻫﻞ ﭼﻜﻪ. ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻮﺿﻲ ﻛﻪ ﻧﻘﺸﻪ ﺟﻐﺮﺍﻓﻲ ﻛﺸﻮﺭ ﭼﻜﻪ ﺟﻴﺶ ﻣﻲﻛﻨﻦ . ﺍﻳن مجسمه ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﭘﺮﺍﮒ ﻭ ﺭﻭﺑﻪﺭﻭﻱ ﻣﻮﺯﻩ ﻛﺎﻓﻜﺎ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ! ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﭼﺮﻧﻲ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ

ﻛﺎﺭ ﺟﻴﺶ ﻣﻲ ﻛﻨﻪ ﺭﻭﻱ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎ ﻭ ﻣﺮﺯ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﮔﻴﺮ ﺩﻳﮕﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭼﻚ ﺑﺎ ﻧﺼﺐ ﻛﺎﺭﺵ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﻱ ﻣﻮﺯﻩ ﻛﺎﻓﻜﺎ ﺍﺯ ﻃﺮﺯ ﺗﻔﻜﺮﺵ ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﻲ ﻫﻢ ﻣﻲ ﺷﻪ.

ﺣﺎﻻ ﺍﻳﻦ ﺗﻔﻜﺮ ﻣﺪﺭﻥ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺭﻭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﺎ ﺗﻔﻜﺮﻱ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﺯﺍﺩﮔﺎﻫﻤﻮﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ. ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻦ ﺍﮔﻪ ﻳﻚ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺳﺎﺯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺟﺮئت ﻛﻨﻪ ﻭ ﻳﻚ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﺎ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻜﻨﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ ﺑﺮﺍﺵ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﻪ؟”

در ادامه، این مطلب توسط یکی از دوستان من درصفحه شخصی‌اش بازنشر شد. تعدادی از دوستان این پست را لایک کرده و از این نوع تفکر «مدرن» تجلیل کردند، تعدادی آن‌را نقد کردند و البته بودند دوستانی که با این حال که این پست را لایک کرده بودند یا سکوت کردند و یا توضیحی دادند که این مسئله ارتباطی به تایید تام و تمام نظر نویسنده ندارد.

به مباحث مطرح شده در این مجادلات وارد نمی‌شوم که ترجیح می‌د‌هم این مباحث در فضایی بهتر ادامه داده شود ولی لازم است تاکید کنم که جدی نبودن فضای شبکه‌های اجتماعی برای برخی از ما دلیلی نمی‌شود که در مباحثی کاملا جدی و بنیادی اظهارنظری خلاف عقیده شخصی و بلکه سطحی و گذرا بکنیم.

اما ذکر چند نکته در این باب خالی از لطف نیست:

۱- اگر در اصل موضوع کنکاشی هر چند مختصر انجام دهیم متوجه می‌شویم که ظاهرا آقای میراسدالله، عمدا یا سهوا انگیزه‌ و چرایی خلق اثر دیوید چرنی را دگرگونه منتشر کرده است.

دیوید چرنی درباره همین اثرش می‌گوید: “رفتار اهالی چک افتخار به چک بودن نیست. این البته مثبت هم هست، اما جنبه منفی‌ای هم دارد و آن این است که ما هیچ جنگی را نبرده‌ایم. در آمریکا مردم می‌آموزند که آشکارا مفتخر [به کشورشان] باشند. در این کشور، ما می آموزیم ساکت و مخفی باشیم.”

برای چرنی، این دو نمادی از اهالی خودتحقیرکننده‌ی چک است که به نظرش، در طول سده ها تهاجم و اشغال، دندانشان را ساییده‌اند و معدود دفعاتی مقاومت و کمتر ار آن پیروزی در هر زمینه ای به دست آورده اند. [۱]

همان‌طور که ملاحظه می‌کنید نیت هنرمند در آفرینش این اثر کاملا با نظر نسبت داده‌شده توسط آقای میراسدالله به وی در تناقض است.

۲- اما ایشان می‌نویسند: ” ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﭼﺮﻧﻲ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺟﻴﺶ ﻣﻲ ﻛﻨﻪ ﺭﻭﻱ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎ ﻭ ﻣﺮﺯ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﮔﻴﺮ ﺩﻳﮕﻪ.” ایشان این نظر خودشون را به مدرنیته نسبت می‌دهند. اما آیا به جد مدرنیته و تجدد به دنبال این‌چنین نظراتی بنیاد افکن هستند؟!

در رابطه با جیش کردن بر روی تاریخ، شما را به مطلبی از «عباس میلانی» در کتاب «تجدد و تجدد ستیزی در ایران» ارجاع می‌دهم: “تجدد با انقلاب علمی مترادف است. نه تنها طبیعت که انسان و جامعه و تاریخ نیز در کمند تفکر علمی قرار می‌گیرد. در این میان نَفسِ مفهوم تاریخ وتاریخ‌نگاری دگرگون می‌شود. اگر در آغاز آن‌چنان که “هانا آرنت” می‌گوید: «تاریخ کوششی برای برگذشتن از هستی عارضی انسان بود و به تدریج به شرح رخدادهای بزرگ و اعمال شاهان بدل شد، و اگر در همین راستا، در تاریخ فرهنگ خود ما، واژه‌ی شاهنامه مترادف تاریخ شد، با آغاز تجدد، که خود بر شالوده‌ی انسان‌گرایی استوار بود و انسان خاکی را سزاوار بازبینی و مطالعه‌ی تاریخی می‌دانست و خود آدمی به درک رمز و راز تاریخی وکشف قوانین آن توانا می‌شمرد، به تدریج زندگی روزمره‌ی عوام، اخلاق وآداب آنها، همه، پدیده‌های تاریخی شدند. شکل و شمایل تاریخ دگرگون گشت. «زندگی خصوصی» اهمیتی عمومی یافت.” [۲]

حال همین تاریخی که میلانی می‌گوید «شالوده‌ی انسان‌گرایی» است و «درکمند تفکر علمی و تجدد» است در یادداشت کوتاه آقای میراسدالله به بهانه‌ی «تفکر مدرن و انسانی» باید بر روی آن جیش کرد.

۳- اما در باب جیش کردن بر روی جغرافیا و مرز! خوب به فرض که بر روی مرزی جیش کردید و آن را به «عصاره‌ی وجودتان» شستید. حال چه می‌کنید؟ دوباره مرزی جدید می‌کشید.

یعنی مرزی را پاک می‌کنید و دوباره مرزی می‌کشید که خودتان می‌گویید لیاقتش «جیش» کردن بر روی آن است؟!

مسلما مهم‌تر از این خطوطی که مردمان را در این سوی و آن سوی خود جدا می‌کند و هرکدام را در غالب نام کشوری هویت می‌بخشد، خودِ «انسان» و «کرامت انسانی» است. ولی آیا شایسته است به بهانه‌ی این انسان، بدون توجه به قوانین بین‌الملل، ملاحظات سیاسی، قدرت سرزمینی، حاکمیت ملی و مهم‌تر از آن‌ها سرنوشت مردم در آینده با «ژست روشنفکری» و با دستمایه قراردادن «حقوق بشر» دست به سخن‌پراکنی و اشاعه تفکرات رمانتیک، غیر واقعی و غیرعملی در دنیای واقعی سیاست بزنیم؟

۴- ضمنا یکی از دوستان در نظری فرموده‌اند: ” دوستان «سیاست مدار» و «سیاست‌شناس» بر مفهوم دولت و ملت و نقش مرز‌ها در آن تکیه کنند؛ اما دولت-ملتی که از آن سخن می‌رود اگر به آزادی نینجامد و دل خوش نکند و آزار دهنده باشد باز هم ارزش دارد؟”

سوال من از ایشان این است که، اگر دولت-ملتی به آزادی نینجامد تنها راه برای رسیدن به آزادی به هم زدن این بنیان است؟  

 

۱-         http://www.nytimes.com/2009/09/05/world/europe/05cerny.html?_r=0

۲-         تجدد و تجدد ستیزی در ایران – عباس میلانی – صفحه ۱۴۸

 

تاریخ انتشار : ۲۳ مهر, ۱۳۹۲ ۸:۵۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

هنر آتش‌بس: “ماجراجویی نظامی بی‌ملاحظه آمریکا ادامه دارد!”

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟