سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ تیر, ۱۴۰۵ ۰۹:۰۰

پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰

رازهای قطعه ۳۳ بهشت زهرا

این قطعه، جز چند ماه اول انقلاب، دیگر روی خوش به خود ندید. دور تا دورش دیواری بلند کشیده شد ومزدورانی از روی نا آگاهی و كینه توزی به قبر مبارزانی كه در رژیم سابق شهید شده بودند، حمله می كردند. آنها سنگ قبرها را میشكستند و یاران و دوستانشان شبها سنگی جدیدتر بر آن میگذاشتند تا روزی بتوانند با احترام از این مردان كه بخشی جدانشدنی از تاریخ ایران هستند، یاد كنند. گفته می شود که در اوایل دهه 60 نیز زندانیان سیاسی اعدامی در این قطعه دفن شده اند و هیچ نام و نشانی از آنان نیست.

Getting your Trinity Audio player ready...

نزدیک ضلع شرقی بهشت زهرا، پشت غسالخانه، در سکوتى رازآلود، قطعه ۳۳ خفته است.در آنجا خوب اگر بگردی نامهایی را می بینی که تو را با خود می برد به گذشته. نامهایی که جان خود را برای آزادی نثار کردند.

قطعه ۳۳، قطعه ایست که غرب آن را قبرهاى بی نام ونشان قربانیان اعدام های سال ۶۰ به خود اختصاص داده و شرق آن به شهدای پیشگام انقلاب ۵۷اختصاص دارد. قطعه ۳۳ بهشت زهراسرزمین سکوت گورهایی است که صدها حرف نگفته درسینه دارند و ناخودآگاه آدمی را به یاد شعرى از “ژان ژورس” فرانسوی می اندازند:

“گرچه گورها حاشیه جاده را فراگرفته اند/اما جاده به آزادی راه مى برد” و بهترین نشانه براى اثبات این ادعا قبرخسرو گلسرخی شاعر شهید و جوان مرگ ماست؛با سنگ قبرى روشن و برجسته و رگه هایی سرخ که گویى همین دیروز جوانه زده اند. در گوشه جنوب شرقی قطعه ۳۳ دو سنگ پشت سر هم خود نمایی میکند. یکی مزار خسرو و دیگری آرامگاه دوست باوفایش کرامت الله دانشیان که هنوز در کناراوست.

“دریغا! شیر آهن کوه مردا

که تو بودی

کرامت الله دانشیان

تولد ۱۰مهر۱۳۲۵ – شهادت ۲۹ بهمن ۱۳۵۲

ردیف ۸۴ شماره ۱۸″

هرچند سنگ مزارشان جای دنجی است اما جوانه هایی سبز از فردای ۲۲ خرداد ۸۸از اینجا عبور کرده و غبارفراموشی را کنار زده اند و دوباره به این دو گفته اند: قسم به اسم آزادی!

روزهای اول که سنگ خسرو نام نداشت دل نگران بود که تنها فرزندش “دامون” گمش کند.اما مگر می شد. بعدها با افتخار روی این سنگ نوشتند:

شهید شادروان خسرو گلسرخی

شاعر و نویسنده خلق ایران

شناسنامه من جز عشق به مردم چیزی دیگر نیست

من خونم را به تودههای گرسنه و پابرهنه تقدیم میکنم

تولد دوم بهمن ۱۳۲۲ و شهادت ۲۹بهمن۱۳۵۲

“خون ما پیراهن کارگران، خون ما پیراهن دهقانان

خون ماپیراهن سربازان، خون ما پرچم خاک ماست”

این درس تاریخ است.

از راه باریکه بین دیگر قبرها که رد شوی گورهایی را می بینی که سنگ ندارند، نامی و نشانی هم. اما نامنامآوران آشنایی پشت سر هم از مقابل چشمانت رد میشوند.امیر پرویز پویان، بیژن جزنی، علی اکبر صفایی فراهانی، کاظم ذوالانوار، محمود شامخی، کامران صنیعی، خشایار سنجری و…

این جا مکان دفن بسیاری ازمبارزان سالهای دور با آرمان های بزرگ است. آرمان هایی که امروز با رویشی دوباره سبز شدهاند.

مبارزانی که در رژیم گذشته اعدام می شدند در قطعه ۳۳بهشت زهرا دفن شدند و کسی هم اطلاعی در این رابطه نداشت. تنها سندی که نشان میداد آنها در این محل دفن شدهاند مدارکی بود که در دفتربهشت زهرا موجود بود. پس از انقلاب و با دسترسی انقلابیون به آن مدارک، گروهها، خانوادهها و دوستداران آن مبارزان برگور آنان سنگ یادبودی گذاشتند.

در طول قریب به ۳۰ سال گورهای این قطعه بیشتر از بین رفته بود و تنها خرده های سنگی که نام مبارزان شهید بر آن به زحمت مشخص می شد باقی مانده بود. تااینکه۵ سال پیش با انتشار تصاویری از قطعه ۳۳ و پارچه نوشته هایی که بر بخشی از این قطعه آویزان شده بودند ماجرا وارد مرحله تازه اى شد. در این تصاویر و آن پارچه نوشته ها، از قول مسؤولان بهشت زهرا تصمیمى اعلام شده بود مبنى بر اینکه “قرار است بزودى عملیات تخریب و بازسازى قطعه ۳۳ آغاز شود و آن را تبدیل به قبرستانى تازه کنند”. درستى این موضوع وقتى قوت بیشترى گرفت که بنابه قانونى نانوشته و شایع میان مردم، با گذشت بیش از ۳۰ سال از عمر یک قبر بهشت زهرا مى تواند قبر دیگرى را جایگزین آن کند. به عبارتی هر قبر ۳۰ سال است! همان زمان یکى از پایگاه های پر مخاطب اینترنتى یادداشتى در این باره نوشت که مرور دوباره آن علاوه بر نشان دادن اهمیت قطعه ۳۳، دیدگاه نویسنده را هم درباره این قطعه بیان مى کرد.

“قرار است قطعه ۳۳ بهشت زهراکه در آن قبور مبارزان قبل از پیروزى انقلاب مثل گلسرخى و جزنى و… قرار دارد، تخریب شود. اگر این خبر درست باشد، یک فاجعه است. اینها جزئى از تاریخ کشورمان هستند…”

این قطعه، جز چند ماه اول انقلاب، دیگر روی خوش به خود ندید. دور تا دورش دیواری بلند کشیده شد ومزدورانی از روی نا آگاهی و کینه توزی به قبر مبارزانی که در رژیم سابق شهید شده بودند، حمله می کردند. آنها سنگ قبرها را میشکستند و یاران و دوستانشان شبها سنگی جدیدتر بر آن میگذاشتند تا روزی بتوانند با احترام از این مردان که بخشی جدانشدنی از تاریخ ایران هستند، یاد کنند. گفته می شود که در اوایل دهه ۶۰ نیز زندانیان سیاسی اعدامی در این قطعه دفن شده اند و هیچ نام و نشانی از آنان نیست.

قطعه ۳۳ بهشت زهرای تهران، یک قطعه وقفی است که مالکیت آن دراختیارسازمان بهشت زهرا وابسته به شهرداری تهران قرار دارد. بسیاری از آنهایی که در اینجا خفتهاند سال ها پیش از انقلاب به شهادت رسیده اند. در این قطعه بیش از ۶۵۰ گور وجود دارد که از این تعداد ۱۲۰ گور متعلق به مبارزان راه آزادی ایران که در رژیم گذشته اعدام شدند، است.

سال ۱۳۸۴ که خبرهایی مبنی بر بازسازی قطعه ۳۳ ازسوی سازمان بهشت زهرا در خبرگزاریها انتشاریافت. هر کس از زاویه دید خود و البته با نگرانی به این اتفاق که قرار بود پس از ۲۷ سال بیفتد، نگاه میکرد. اما هر چه بود این شک و تردیدها پس از یک سال رفع شد و سازمان بهشت زهرا کار بازسازی را شروع کرد.

این درشرایطی است که هنوزهم بسیاری از خانواده ها که در جستجوی قبرعزیزان خود به این قطعه مراجعه می کنند به دلیل وجودنداشتن سنگ یا مشخصات، سر در گم می شوند و جستجوی آنان در بین بیش از ۶۵۰ قبر این قطعه بی فایده می ماند. بیش از ۴۰ درصد این قبرها بینام ونشاناند. بسیاری هم شکستهاند، اگرچه میتوان نام و محل شهادت و سن مبارزان را به سختی خواند.

پیش از انقلاب ۵۷ در طول ۱۵ سال یعنی از۱۵خرداد ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۶ خورشیدی حدود ۳۲۰۰ تن از مخالفان حکومت در جریان مبارزه چریکی یا تظاهرات سیاسی کشته شدهاند که حدود ۱۰۵ نفرآنان زندانی سیاسی بودند که اعدام شدند. تعدادی ازاین فرزندان ایران که نام های درخشان وماندگارى در میان آنها وجود دارد درقطعه ۳۳ بهشت زهرا آرمیده اند. این نام ها برای خود تاریخی هستد؛ نبارزان به نامی که برخی از آنان سخت ترین شکنجه ها را تا پاى جان تحمل کردند و حالا اینجا آرمیده اند.

این ۱۲۰ تن مردان و زنانى هستند که هدفى جز مبارزه با استبداد نداشتند و در راه این آرمان از نثار جان هم دریع نکردند. آنها تنها نیستند.همین چند روز پیش هم درست در عصر ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ محمد مختاری و صانع ژاله به آنان پیوستند و در قطعه ای دیگر کنار آنان خفتند تا شاید آزادی سرودی بخواند.

تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سایه بی‌اعتمادی بر آینده تفاهم با ایران؛ آیا ترامپ این بار متفاوت عمل خواهد کرد؟

منشاءِ و لحظهِ پیدایش کیهان

سیمین، بگو…

در سوگ بیژن برهمندی

تفاهم‌نامه‌ی ایران و آمریکا؛ فرصتی برای بازسازی یا تهدیدی برای استقلال؟ موضعِ چپِ سوسیالیستی چیست؟

آمریکا بناشده بر “ناسیونالیسم خون و خاک”؟