سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۲:۱۰

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۱۰

راه کارگر به کجا می خواهد برسد؟

اما تاسف ما این است که هنوز میان ادعای طرفداری از حقوق بشر تا عمل به آن از جانب کسانی که بیش از دیگران سنگ آن را به سینه میزنند، فاصله بسیار است. باز تاسف ما از این است که کار و سیاست راه کارگر به پرونده سازی برای (اکثریت) کشیده، بطوری که در این راه حتی حاضر شده از آبروی آقای خویی هم مایه بگذارد. این در حالی است که سازمان راه کارگر یکی از بسته ترین سازمانهای سیاسی است که تاکنون آشکارا کوجکترین نقدی از خود ارایه نداده است، اما خود همواره به دنبال حمله و انتقاد از دیگران بوده است

 

آقای اسماعل خویی شاعر سرشناس ایرانی به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب شکوهمند بهمن به عنوان یکی از منتقدان این انقلاب چندی پیش با بی بی سی مصاحبهای انجام داد. ایشان در این مصاحبه ضمن طرح این مسئله که پس از نخست وزیری شاپور بختیار دیگر ضرورتی به ادامه انقلاب نبود (نقل به معنی) اتهامات ناروائی نیز به سازمان ما وارد نمودند، که با اعتراض و واکنش هیت سیاسی سازمان ما مواجه شد. پس از این اعتراض، بی بی سی نیز خطای خود را پذیرفت و ضمن حذف بخشی از مصاحبه آقای خویی وقتی را برای پاسخگویی به اتهامات آقای خویی در اختیار نماینده سازمان ما، رفیق بهزاد کریمی قرار داد تا ایشان به اتهامات آقای خویی پاسخ دهند. نماینده سازمان ما در مصاحبه با بی بی سی، بر خلاف رفتار آقای خویی با متانت و ادب به اتهامات آقای خویی پاسخ دادند و قضیه ظاهرأ فیصله یافته به نظر می رسید.

اما انتشار نوشته سرا پا بی اساس، بی ادبانه و اهانت آمیز دیگری از آقای خویی که از واکنش بحق سازمان ما به خشم آمده بود، در نشریه راه کارگر نشان داد که قضیه فراتر از نقد یک سیاست غلط سازمان ما در ۲۸ سال پیش است.

آقای خویی در این نوشته بر خلاف آنچه از یک شاعر نامدار و اهل فرهنگ انتظار می رود از کلمات و واژگانی استفاده کردهاند که شایسته یک انسان اهل فرهنگ نیست. متاسفانه در میان ما ایرانیان بخصوص در بین سیاسیون، آدمهای چند چهره و چند شخصیتی کم نیستند. این نوشته آ قایی خویی، که ظاهرا بنا به روایت همین نوشته، با تشویق و تحریک چند نفر، از جمله یکی از اعضای راه کارگر و وعده و وعیدهای آنها صورت گرفته، شخصیت و چهره ای از آقای خویی ترسیم می کند که این چهره، تاکنون حداقل نزد مردم عادی ناشناخته بوده است. وقتی در جامعهای اهل فرهنگ و فرهنگ سازان آن از چنین فرهنگ گفتمانی ویرانگرانهای، در بر خورد با ولو مخالفان خود سود می برند و سازمانهای مدعی، مانند راه کارگر،  مبارزهاش خلاصه می شود به افشا و بی اعتبار کردن سازمان دیگری که آن را رقیب خود می پندارد، پس وای به حال این جامعه.

طبیعتا هیج سازمان سیاسی، بخصوص از زمره سازمانهای بزرگ سیاسی فعال، نمی تواند از برخی خطاها و لغزشها در امان باشد. سازمان ما نیز از این قاعده مستسنی نیست. هر سازمانی حق دارد خطا کند اما زمانی مستوجب انتقاد است که راه انتقاد سازنده را ببندد و با منتقدین خود رفتار ناروا داشته باشد. ما می توانیم ادعا کنیم که در زمره معدود سازمانهای سیاسی ایرانی واز نخستین سازمانهای چپ بودهایم که، گذشته خود را نقد کرده، با آن برخورد کرده و سیاستها و برنامه خود را تغییر داده یا آنها را اصلاح کردهایم. ما هراسی از انتقاد دیگران نداریم. انتقادات درستی را که، در گذشته از ما شده پذیرفته و آنها را در سیاستها، برنامه و رفتار مان با خود و دیگران بازتاب دادهایم. از این پس نیز همین رفتار را ادامه خواهیم داد. بنا بر این نه تنها مخالف طرح انتقاد از خود نیستیم، بلکه از آن استقبال می کنیم و انتقاد را برای پویایی اندیشه و رفتار خود لازم می دانیم. اما اتهام را هرگز نمی پذیریم. بر آشفتگی ما از سخنان آقای خویی نیز نه به دلیل مخالفت با انتقاد، بلکه به خاطر اتهاماتی است که بر ما وارد کردهاند، وگرنه انتقاد سازنده، بخصوص انتقاد نویسندگان و روشنفکران نشانه اهمیت و موقعیت سیاسی و آجتماعی سازمان اکثریت در جامعه است. خوشبختانه مردم و نیروهای دمکراتیک نیز تفاوت اکثریت و سازمانهای از نوع راه کارگر را تشخیص می دهند.

در مورد اتهامات  آقای خویی نیز ما به قدرت تشخیص مردم اعتماد داریم، اما تاسف ما این است که هنوز میان ادعای طرفداری از حقوق بشر تا عمل به آن از جانب کسانی که بیش از دیگران سنگ آن را به سینه می زنند فاصله بسیار است. باز تاسف ما از این است که کار و سیاست راه کارگر به پرونده سازی برای (اکثریت) کشیده، بطوری که در این راه حتی حاضر شده از آبروی آقای خویی هم مایه بگذارد.

این در حالی است که سازمان راه کارگر یکی از بسته ترین سازمانهای سیاسی است که تا کنون آشکارا  کوچکترین نقدی از خود ارایه نداده است، اما خود همواره به دنبال حمله و انتقاد از دیگران بوده است.

بر اساس کدام منطق مارکسیستی و یا غیرمارکسیسی راه کارگر تلاش می کند به جای مبارزه سیاسی، برنامهای و فکری با سازمانی که آن را رقیب خود می پندارد، آن را نابود کند و در این راه به هر وسیلهای متوسل شود؟

بر اساس کدام منطق اگر یک سازمان سیاسی خطا کرد، اما به خطای خود واقف شد و آن را بر طرف کرد مستوچب نابودی است؟ اگر اینها حقیقت ندارد پس پرونده سازی آن، به گفته آقای شالگونی)به چه منظوری است؟

دوستان راه کارگر! شما مدعی رهبری طبقهکارگر، انقلاب و جامعه هستید. چگونه می خواهید به اینها برسید؟ فرض کنید (اکثریت) یک نیروی چپ (رفرمیست) است، بر اساس کدام منطق مبارزه مارکسیستی و طبقاتی در شرایطی که جامعه در شرایط مرحله انقلاب دمکراتیک، یا حتی سوسیالیستی، باشد شما تلاش می کنید این نیرو را بد نام و حذف کنید؟ آیا حذف این نیرو به سود اهداف شما است؟ آیا مشکل راه کارگر با حذف (اکثریت) حل خواهد شد؟ آیا این گونه رفتارها نبوده است که چپ را تکه-تکه کرده است؟

دوستان عزیز! ما تضعیف و تلاشی هیچ کدام از نیروهای سیاسی را آرزو نمی کنیم؛ بخصوص این که این نیرو یک نیروی چپ، ولو مخالف ما باشد. بر عکس، فکر و تلاش ما همواره متوجه تقویت، همبستگی و همکاری این نیروها برای پایان دادن به نظام ولایت فقیه و ساختن یک جامعه دمکراتیک آزاد، مرفه، پیشرفته و برخوردار از عدالت اجتماعی بوده است. هدف شما مگر غیر از این است؟ شما فکر می کنید که به تنهائی قادر به انجام این امور هستید؟ یا فکر می کنید می توانید کارهای بیشتری انجام دهید که دیگران مانع آن خواهند شد؟ سی سال است که استبداد فقاهتی در ایران بیداد می کند. کارگران و مزدبگیران بی تردید بیش از دیگران از این نظام خسارت دیده و گرفتار فقر و تنگدستی شدهاند. ایا می خواهیم این وضع را تغییر دهیم یا نه؟ راستی کدام یک از شعارهائی که تا کنون دادهاید، توانستهاید عملی کنید؟ برنامههای شما هم که تاکنون چیزی را به سود مردم تغییر نداده است. آیا نگاهی دو باره به خود، به این که چه کردهایم و به این که از این پس چه کار بکنیم، که آنها نتوانند همچنان بر مردم حکومت کنند و دمار از روزگار مخالفین در آورند، فکر کردهاید؟ ایا شرط نخست این کار دست برداشتن از تفرقه و پرونده سازی نیست؟

تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند, ۱۳۸۷ ۱۲:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جسی جکسون، فعال حقوق مدنی آمریکایی، در سن ۸۴ سالگی درگذشت.

سازمان ملل از فرانچسکا آلبانیزی، گزارشگر ویژه فلسطین، دفاع می‌کند.

رویاهای من برای ایران

وقتی کارگران در جنبش توده ایی حل می‌شوند: بحران سازمان‌یافتگی در خیزش‌های سراسری ایران!

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان: اعتصاب ۲۹ بهمن، عزای عمومی برای رویاهای ناتمام دانش‌آموزان

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم