سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۷:۱۶

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۶

روزگار غریبی ست نازنین

سینه ام سرشار است از مهر، اما بغض خفته درآن بسیار, خوب می دانم، زندگی رود روانی ست، می برد ما را ... قلندر شب باشیم یا آرش زمان ...

سینه ام سرشار است از مهر، اما بغض خفته درآن بسیار

خوب می دانم، زندگی رود روانی ست، می برد ما را …

قلندر شب باشیم یا آرش زمان …

 

خوب می دانم، عشق در نبض زمان … زیر باران، دست در دست،

عشقِ مستی و دیوانگی، قصه ای بیش نیست

بیش از این می دانم،

اما

مانده ام حیران درخود، تو را چگونه فراموش کنم؟

گذشته ها … همه چیز بوی عشق می داد، بوی دوست داشتن و زندگی و مفهوم زیبای آن

ولی امروز؟

آنروزِ زمان، با کلمه ای، چه بی راهه راه انتخاب کردیم …

و چه می بینیم از انتخاب مان؟

ما چه بودیم؟

چه کردیم با خود؟

بگذریم،

هرچه کاشتیم، امروز درو می کنیم و هنوز هم از زمان نیاموختیم، که چه کرد با ما.

 

هنوز هم در پستوی خیال دیروزیم،

خورده بورژوای متحد، طبقه کارگر، و امروز، طیف اصلاح طلبان،

عزیزان! این نمد همان کلاه دیروز است!

نمیدانم، امروز چرا همه چیز بوی دلتنگی و بیهودگی میدهد،

آیا تمام شده است و دیگر هیچ چیز نیست، آیا جهان بسوی ویرانی و نیستی می رود؟

تو هم نمیدانستی! عذاب ما در این است.

خواب نیست، و نه کابوس … بیداری هم نیست، گرچه باورمان است، که بیداریم.

تب است، و سرگیجه که با آن خو کرده ایم، و هذیان از این تب.

تو هم نمیدانی …  عذاب ما در همین جاست،

شاید می دانید و خود را به ندانستن … زده اید.

 

من هنوز، در گوش و جانم این پرسش، آویزه گوشم که گفتی تا این زمان، کاری نکرده ایم، و زمان ما را به سمت خود می کشاند

دل بستن، به کویری، که در انتظار باران ست، وهم و خیال بیش نیست.

 

باید نگاه ها را در افق امروز دید

باید، چتر های خیال را بست،

با نگاهی دیگر

زندگی، ذره ی کاه نیست، امروز

زندگی، عمر چریک نیست،

تو هم می دانی، زندگی بودن است و فراز

 

اما من و تو و امروز، با همان نگاه دیروز،

می خواهیم، با چند شاخه گل، یک چمن آباد کنیم.

و امروز که چندین سال از زمان می گذرد، انگار همین دیروز بود، از راه دور، از راه و بی راه و شاید از کوره ی راه، برای چه، تو خود هم نمی دانستی، و همین بود، که اوقاتت تلخ بود، و گفتی که همه چیز بی معنا شده، و هر دو مان دلتنگ زمان …

و غریب و غربت و جدائی،

که بوی مرگ می داد،

آن روز را می گویم،

تو لرزیدی، نگاهت کردم، و گفتی از سرماست،

بهار بود آن روز، و تو بی آنکه خواسته باشی، فریاد کشیدی،

مرگ و نفرین بر جدائی و غربت. من گیج بودم. گنگ و مسخ …

 

گفتی، ما باران می خواستیم،

سیل آمد.

گفتی همه چیز، ویران شده است،

بی زار زمان

وه چه زیبا خواندی

سخن از بودن نیست

«سخن از عشق، از غم است و پریشانی یک دل

که در اندوه، غریبانه ی خود بی صدا می شکند

سخن از رابطه هاست

و غباری که در اندوه جاریست

سخن، از تلخی، یک ناپیداست»

و من چه آرام گریستم،

در اندوه غریب با نه خویش،

و تو نگاه کردی و نگاهت چه عمیق بود، و باز خواندی از جلوس پر شکوه خورشید، بر سریر بلند آسمان و صبوری پرنده ها، که به خاطر پرواز، نظاره گر فردای خویشند، و ما…

 

غربت و جدائی، در بامداد امید،

امروز هم، ما را به مهمانی خورشید، نمی برد

تنهائی، ما، درختی سبزتر دیدیم، از باغچه ی همسایه، که ما را به کهکشان نوید می داد.

و من خواندم

وقتی عشق را

به دستانم آموختی

دل مسافر غریبی شد

و باران بارید

تا غربت بشوید، یا که پیراهنی شود

بر تن سوخته ی من

و هر دو آرام گریستیم، برای خود و تمامی آرزو ها.

تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد, ۱۴۰۲ ۶:۴۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!