سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۱:۲۹

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۹

زبان؛ اهمیت و جایگاه آن در ایران

كشورسوئيس نمونه بسيار روشن و بارزي است از برخورد ارزشمند و دموكراتيك با مسئله زبان و فرهنگهاي چندگانه در يك حوزه جغرافيايي است. مردم اين كشور به زبانهاي فرانسوي، آلماني، ايتاليايي و برخي زبانهاي بومي صحبت مي‌كنند، ولي مردم سوئيس به علت تعدد زبان خود را از يكديگر جدا نمي‌دانند. به عبارتي ديگر وجود زبانهاي گوناگون و رسمي نتوانسته به وحدت ملي خدشه وارد كند و بر تئوري زبان واحد به عنوان عامل بسيار مهم وحدت ملي خط بطلان كشيده است.

Getting your Trinity Audio player ready...

نشریه دانشجوئی سایان(شماره ۸)
اشاره: زبان پدیده‌ای است بسیار کهن و نقش زبان در حیات انسان بسیار کلیدی و ارزشمند می‌باشد. تکامل اجتماعی انسان در جامعه تنها از طریق زبان است که منتقل می‌شود. از اینرو اگر زبان از جامعه انسانی گرفته شود، چرخه اجتماعی از حرکت باز می‌ایستد و جامعه انسانی از هم گسیخته و تمدن و فرهنگ بشر نابود می‌شود. بنابراین زبان وجودی بدیهی است و بطور شایسته به اهمیت آن در زندگی فردی و اجتماعی خود پی‌نبردیم به تعریفی دیگر زبان شبکه به هم بافته‌ای است که باید به عنوان یک کل مورد مطالعه قرار گیرد. به هر حال زبان به عنوان یکی از نهادهای بنیادی جامعه و از عنصر بسیار مهم در فرهنگ اجتماع می‌باشد و وقتی سخن از حفظ و تقویت و همچنین گسترش و اشاعه فرهنگ یک جامعه به میان می‌آید. زبان نیز به عنوان یک عامل اساسی مطرح می‌شود و به توصیفی زبان همچون رشته‌ای، فرهنگ گذشته و حال را به هم می‌پیوندد. با این مقدمه اشاره کوتاهی داریم به مسأله زبان در ایران که در زیر از نظرتان می‌گذرد.

مسأله زبان در ایران
توجه به زبان به عنوان یک پدیده در ایران قریب به یک قرن با نگرش‌هایی گوناگون بصورت گسترده مطرح گردیده است. 
۱ـ گروهی‌زبان‌ایران را تنها در تعریف زبان فارسی قلمداد می‌کنند که اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان، ادیبان‌ و‌ شاعران‌اندیشه‌های قوم فارس را به خود اختصاص داده است که متأسفانه سالهای سال است در عرصه فرهنگی و مدیریت فرهنگ جامعه نفوذ کرده‌اند و با این ایده غیرمنطقی و غیراصولی بر سرکوب سایر زبانهای ریشه‌دار و متداول در حصار مرزی ایران در طول سده اخیر می‌پردازند.
۲ـ گروهی دیگر که بیشترشان از نویسندگان و اندیشمندان آذربایجانی است نگاهشان به زبان به عنوان یک اصل هویتی مطرح است و تعریف زبان در ایران را با دیدی وسیع می‌نگرند و عنوان می دارند که «گرچه زبان رسمی ایران فارسی نگاشته شده است! لکن زبان عده زیادی نزدیک به نصف جمعیت ایران ترکی است و چند میلیون نیز زبان مادریشان عربی است. مضاف بر این لهجه‌های بسیاری نیز هنوز به حیات پرمخاطره‌شان ادامه می دهند.»
۳ـ گروه سومی نیز هستند که بدلیل هم قدم شدن با سیر جهانی زبان انگلیسی را ترویج می‌نمایند و یگانه همنوا شدن با تفکر روز دنیا را یادگیری زبان انگلیسی می‌دانند. در رابطه با این دیدگاه چنین اعتراف باید کرد که زبان انگلیسی به دلیل گسترده بودن نفوذ تکنولوژی و نیز پیشرفت‌های عظیم اقتصادی، پزشکی و علمی بدون هیچ مقاومت سرسختانه‌ای بر سیطره گسترش زبانی خویش می‌افزاید که در این هیچ شکی نیست!
اما آنچه در این مقال بدان خواهیم پرداخت تحلیل نگرشی است که در سالهای اخیر، زبان ایران را تنها زبان فارسی می‌پذیرد و با این فرض غیرمنطقی و ضدفرهنگی سایر زبانها را زبانهای مهاجم و بیگانه برمی‌شمرد. در این سال‌ها به دلیل حاکمیت شؤونیستی و قوم‌گرایی تمامیت خواه در حوزه قدرت و متأسفانه در بین لایه‌های اندیشه در جامعه، تئوری ارزشمندی زبان، به عنوان چاشنی قدرت در جهت تخریب سایر زبانها و فرهنگها قرار گرفت و با تمام قوا به فلسفه‌سازی، تحقیر و ترویج اندیشه‌های ناصواب، سعی در محو زبان، فرهنگ و تاریخ اقوام غیر از قوم حاکم کوشش نمودند. با تأسف باید این نکته را یادآور شد که با این حرکت‌های فاشیستی و شؤونیستی لکه ننگی را در تاریخ معاصر ایران رقم زدند وارزش فرهنگ ایران را در حوزه کوچک «یک قوم، یک زبان و یک فرهنگ» تقلیل دادند و کوشش و سعی بسیاری در جهت اشاعه این ایده ضدفرهنگی به کار بردند. در حالی که ارزش فردیت ایرانی و جامعه ایرانی در سایه فرهنگ، زبان، آداب و سنن متنوع و گوناگون آن مرز و بوم معنا می‌یابد که خواستگاهش همانجاست. چه اینکه این خواستگاه آذربایجان و فرهنگ و زبان ترکی باشد و چه اینکه کردستان، خوزستان و… باشد. بعبارتی دیگر ارزش و پایداری فرهنگ ایران در سایه پایداری تک‌تک فرهنگ‌های ساکن در ایران استوار است و در غیر این صورت ایجاد تضاد و مقابله با یکدیگر نتیجه‌ای جزء واماندگی و شکست، حتی در پیروزی بر دیگری، نمی‌تواند به بار بیاورد.

سندی غم‌بار از روندی بیمار
آذربایجان و زبان ترکی آذری در طول این قرن(معاصر) شاهدخوبی بر این مدعاست که نگرش‌هایی به اصطلاح ملی‌گرایانه چه صدمات و لطمات گاه جبران‌ناپذیری بر تار و پود هویت آذربایجانی وارد ساخته، که ترمیم آن به گذر زمان و تلاش بسیار بسته است. از این‌رو با تأسف فراوان باید عنوان داشت که بسیار کوشیده‌ شده و می‌شود، که بطور کلی و ریشه‌ای زبان و فرهنگ اصیل آذربایجان از خاطرات محو شود و برای رسیدن به این سیاست غلط و کور به فکر گسترش جغرافیایی زبان فارسی افتادند و با جسارت و بی‌پروایی علاوه بر آنکه اعتراف دارند که گرچه زبان فارسی زبان رسمی کشور ایران است ولی در بسیاری از نقاط ایران زبان مادری مردم نیست! و برای رفع این معضل در رسیدن به خواست شؤونیستی و فاشیستی خویش در فکر این اندیشه‌اند که بتوانند شیوه‌ای اتخاذ کنند، که به تدریج و نرمش «زبان فارسی» زبان مادری همه کسانی گردد که در قلمرو جغرافیای ایران به دنیا می‌آیند و زندگی می‌کنند؛ و این اشاعه (البته تهاجم غیرانسانی به ساحت مقدس فرهنگها) را قدم مهمی در راه وحدت ملی! می‌دانند و وحدت زبان را عامل بسیار مهمی در پیوستگی و وحدت ملی قلمداد می‌کنند. غافل از اینکه زبان با تمام کارکردهای آن نمی‌تواند یگانه عامل وحدت بین ملل و اقوام گردد. مضاف بر این شاید در ایران لهجه‌های کردی، گیلکی، بلوچی، لری را بدلیل پیوستگی صرف و نحوی با زبان فارسی بتوان در یک زبان ادغام کرد. اما زبان ترکی، زبانی است مستقل، متفاوت از نظر قواعد و گستره وسیع از نظر جمعیتی ـ جغرافیایی که در هیچ سیاستی از زور و استبداد گرفته تا نرمش و خباثت نمی‌تواند و نمی‌توان در یک قالب ادغام کرد و محروم ساختن قریب به ۳۰ میلیون انسان از زبان مادری و آباء و اجدای خویش کاری عبث، بیهوده و استعماری است. درست است که هنوز اندیشه‌های متعالی در ساختار فکری جامعه ایرانی نهادینه نشده است و بودن چنین تفکرات که رسوبی از اندیشه‌های تحجرگرایانه در تاریخ معاصر، دور از انتظار نیست! باز در پایان این نوشتار به آوردن یک مثال روشن و ملموس برای کهنه‌پرستان اسطوره‌ پرست بسنده می‌کنیم تا شاید به تعریف واقعی از تمدن و فرهنگ متعالی دست یافته و به جای سرمایه‌گذاری کلان در این خط فکری پلید و نارس، در فکر تقویت فرهنگ و سنن در تبادل با دیگر فرهنگ‌ها بنمایند:
کشورسوئیس نمونه بسیار روشن و بارزی است از برخورد ارزشمند و دموکراتیک با مسئله زبان و فرهنگهای چندگانه در یک حوزه جغرافیایی است. مردم این کشور به زبانهای فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی و برخی زبانهای بومی صحبت می‌کنند، ولی مردم سوئیس به علت تعدد زبان خود را از یکدیگر جدا نمی‌دانند به عبارتی دیگر وجود زبانهای گوناگون و رسمی نتوانسته به وحدت ملی خدشه وارد کند و بر تئوری زبان واحد به عنوان عامل بسیار مهم وحدت ملی خط بطلان کشیده است. اما باز هم بسیاری هستند که با تکرار و گستاخی تمام، سخن از گسترش و رواج زبان فارسی به عنوان زبان مادری تمام ایرانیان!! که در داخل قلمرو جغرافیایی ایران زندگی می‌کنند. دم می‌زنند!!! و شگفت اینکه گهگاهی حتی بعضی‌ها مبارزه با بی‌سوادی را یکی از راههای مهم در گسترش زبان فارسی تجویز می کنند!
پایان سخن اینکه تجربیات تاریخی در کشورهای مختلف جهان و حتی همسایگان می‌تواند زنگ خطری باشد تا با نگاهی اصولی و قانونی به این مسأله اساسی توجه گردد. 

تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند, ۱۳۸۳ ۴:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»