سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۱۴

یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۴

سمفونی ناتمام

نه خبری از غوغای شهر است و نه حتی آثاری از زندگی شهری… کمی جلوتر از ما قدم برمی‌دارند. یکی از آنها شعری زیر لب می‌خواند، بقیه همراهش می‌خندند و گاهی دست می‌زنند. چند صد متر آن‌طرف‌تر نشانِ حضورِ کارتن‌خواب‌ها با نور آتشی که بر پا کردند؛ مشخص است.

نه خبری از غوغای شهر است و نه حتی آثاری از زندگی شهری… کمی جلوتر از ما قدم برمی‌دارند. یکی از آنها شعری زیر لب می‌خواند، بقیه همراهش می‌خندند و گاهی دست می‌زنند. چند صد متر آن‌طرف‌تر نشانِ حضورِ کارتن‌خواب‌ها با نور آتشی که بر پا کردند؛ مشخص است. در بین راه، چندتایی جوان‌هایی خمیده، از بین تاریکی، ظاهر می‌شوند، و دوباره به سرعت در همان تاریکی ناپدید… حالا جلوی اتاقکی سیمانی می‌رسیم که تکه‌های چوب و پارچه‌ای ضخیم، سقف و درِ این آشیانه‌ی را تشکیل داده، اتاقکی سه یا چهار متری، بدون هیچ وسیله‌ای…

سگی آرام دراز کشیده و توله‌های قهوه‌ای‌رنگش را شیر می‌دهد. زن جوان اما پژمرده‌ای که هیچ نشانی از زندگی در او باقی نیست، جز شکمی برآمده که نویددهنده تولدی خواهد بود، تولدی که اگر در همین آلونک‌های چرک‌گرفته اتفاق بیفتد، تقدیری شاید بشود متصوّر بود!؛ اما تدبیر نه…

روشنایی اتاق، تنها دو پیکنیکی است. در همین اندک روشنایی، سوراخ‌های بینی خون‌آلود زن مشخص است که با تکه‌پنبه‌ای کامل آن را پوشانده، پنبه‌هایی که به نظر یک روز کامل تعویض نشده و رنگ تیره به خود گرفته… از حرف‌هایش پیداست که چندین و چند بار خون‌دماغ شده… صدای نازکی دارد که نشان از سن پایینش می‌دهد. منتظر است تا زودتر زایمان کند. می‌پرسد: «اگه بیمارستان برم، بچه‌مو ازم می‌گیرن!…»

سیگاری دود می‌کند و در پاسخ به پرسشی‌، بی‌تفاوت جواب‌ می‌دهد و می‌گوید: «یه دختر دارم که با زن و مرد دیگه‌ای زندگی می‌کنن، اصلا ازش خبر ندارم که الان کجاس و چه می‌کنه! فقط می‌دونم با خونواده دیگه‌ای‌ست. اما می‌خوام این بچه ‌رو خودم نگه‌دارم، به دنیا که اُومد می‌فرستمش پیش مادرم؛ ولایت‌مان…»

سرمای هوا از بین شیارهای سقف و دیوار اتاق خالی تمام فضا را پُر کرده… بویی شبیه به نم‌گرفتگی…

پیرمرد کلاه کاموایی سورمه‌ای‌رنگش را که به عادت همراه دارد؛ برمی‌دارد و می‌خواهد راهی شود… اما انگار یک چیزی باعث سنگینی قدم‌هایش می‌شود…

ژان پل سارتر(۲) فیلسوف قرن بیستم گفته بود: «ما نقش قهرمان را بازی می‌کنیم چون ترسوییم؛ نقش قدیس را بازی می‌کنیم چون شریریم؛ نقش آدمکش را بازی می‌کنیم چون در کشتن همنوعان خود بی‌تابیم و اصولا ازآن رو نقش بازی می‌کنیم که از لحظه‌ی تولد دروغگوییم…»

واپسین روزهای آبان ۱۴۰۲ پهلوان

پانوشت:
۱. سمفونی شماره هشت یا ناتمام (Unfinished) فرانتس پیتر شوبرت Franz Peter Schubert زادهٔ ۳۱ ژانویهٔ ۱۷۹۷، درگذشتهٔ ۱۹ نوامبر ۱۸۲۸، آخرین آهنگساز اتریشیِ برجستهٔ مکتب موسیقی کلاسیک. او را به خاطر کارهای آوازی‌اش در اصل به عنوان یک چکامه سرا می‌شناسند. شوبرت فکر می‌کرد اثری می‌سازد که تقریباً شنونده‌ای نخواهد داشت!…

۲. ژان پل شارل ایمار سارتر زاده ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ درگذشته۱۵ آوریل۱۹۸۰ فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد فرانسوی…

@apahlavan

تاریخ انتشار : ۱ آذر, ۱۴۰۲ ۱:۵۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. M گفت:

    پست ها باید مجهز به آیکون ،مشاهده فوری، باشن

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

فرسایشِ آرام جامعه در سایه‌ی گرانی

شهناز قراگزلو: ۹ روایتِ در عصرِ نو، از دزدیده شدن اسکیت یک دختر ده‌ساله تا رها شدن یک خودرو در جاده، از نانِ خالیِ سفره‌ی یک هنرمند تا رضایت تلخِ یک بیمار از مرگ، همه یک پیام مشترک دارند: جامعه در حال از دست دادن توانِ بازسازیِ خود است. در این روایت‌ها، فقر تنها کمبود پول نیست؛ تغییر رابطه‌ی انسان با خودش و دیگران است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فرسایشِ آرام جامعه در سایه‌ی گرانی

ایران «روابط دیپلماتیک» با آمریکا را آغاز کند

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد