سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۵:۱۲

یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۲

فرسایشِ آرام جامعه در سایه‌ی گرانی

شهناز قراگزلو: ۹ روایتِ در عصرِ نو، از دزدیده شدن اسکیت یک دختر ده‌ساله تا رها شدن یک خودرو در جاده، از نانِ خالیِ سفره‌ی یک هنرمند تا رضایت تلخِ یک بیمار از مرگ، همه یک پیام مشترک دارند: جامعه در حال از دست دادن توانِ بازسازیِ خود است. در این روایت‌ها، فقر تنها کمبود پول نیست؛ تغییر رابطه‌ی انسان با خودش و دیگران است.
Getting your Trinity Audio player ready...

گزارش «۹ روایت از عمق فشار اقتصادی در زندگی این روزهای ایرانی‌ها» که در عصرِ نو منتشر شده، فقط شرح گرانی نیست؛ تصویری است از فرسایش آرام انسان در دل اقتصادی که نه‌فقط سفره‌ها، بلکه روان، امید، اخلاق و معنای زندگی را کوچک می‌کند. آنچه در این روایت‌ها دیده می‌شود، مجموعه‌ای از اتفاقات پراکنده نیست؛ نشانهٔ دگرگونی عمیقی است که از سطح معیشت عبور کرده و به لایهٔ «انسان بودن» رسیده است.

جامعه‌ای که هر روز زیر فشار گرانی خم می‌شود، فقط سفره‌اش کوچک نمی‌شود؛ روحش هم ترک برمی‌دارد. از گریه‌ی دخترکی که می‌داند مادرش دیگر توان خرید یک جفت اسکیت ندارد تا هنرمندی که سفره‌اش به نان خالی رسیده، همه قطعات پازلی هستند که تصویری بزرگ‌تر را آشکار می‌کند: فرسایش اجتماعی. این فرسایش فقط در جیب‌ها رخ نمی‌دهد؛ در ارزش‌ها، در امید، در احساس امنیت و در معنای زندگی هم رسوخ کرده است

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های این بحران، سقوط ارزش تخصص و نیروی انسانی است. مترجمان، هنرمندان و بسیاری از متخصصان دیگر نه برای پیشرفت، بلکه برای زنده ماندن کار می‌کنند. این فرسایش در مشاغل ساده‌تر هم دیده می‌شود: زمانی کسی با ۲۰ میلیون تومان سر کار نمی‌رفت، اما امروز جوانان با کمتر از ۱۵ میلیون تومان هم راضی‌اند. در میانه تورم سنگین، انسان به حداقل‌ها تن می‌دهد تا فقط «باشد»؛ و همین گسست میان «تلاش» و «نتیجه»، یکی از پایه‌ای‌ترین قراردادهای اجتماعی را از درون فرسوده می‌کند.

وقتی مترجمی باسابقه دستمزدی را می‌پذیرد که خودش آن را «مرگ تدریجی» می‌نامد، یعنی نظام ارزش‌گذاری فرو ریخته و جامعه دیگر نمی‌تواند میان تخصص و معیشت نسبتی برقرار کند. وقتی جوانی با وجود تورم سرسام‌آور به دستمزدی کمتر از گذشته تن می‌دهد، یعنی بقا جای کرامت را گرفته است. و وقتی دزدی نیمه‌شب با آرامشی عجیب آیینه‌ی ماشینی را باز می‌کند و حتی از فریاد صاحب‌خانه نمی‌ترسد، یعنی ترس از قانون هم فرسوده شده است.

در لایه‌های پنهان‌تر، زخم‌ها عمیق‌ترند. روانکاوی که می‌گوید مراجعانش به یک‌سوم رسیده‌اند چون مردم «دردهایشان را مهم نمی‌دانند» و هزینه‌ی درمان را با هزینه‌ی نان مقایسه می‌کنند، تصویری روشن از جامعه‌ای می‌دهد که دردهایش را در زیرزمین خاموش روان جمعی پنهان می‌کند. این همان برافروختگی خاموشی است که دیر یا زود راهی برای فوران پیدا می‌کند.

در چنین وضعیتی، حتی مرگ هم گاهی از زندگی ارزان‌تر می‌شود. همسایه‌ای که از هزینه آنژیو می‌گذرد و می‌گوید «دیگر قرص نمی‌خورم؛ هر چه بادا باد»، فقط یک فرد نیست؛ نماد نسلی است که زیر بار هزینه‌ها از حق بدیهیِ درمان هم دست می‌کشد.

این‌ها نشانه‌های یک بحران اقتصادی ساده نیست؛ هشدارهای یک گسست انسانی است. تورم فقط قیمت‌ها را بالا نمی‌برد، بلکه رابطه‌ی آدم‌ها با جهان و با یکدیگر را تغییر می‌دهد. فروپاشی همیشه با صدای بلند نمی‌آید؛ گاهی در سکوت، در تصمیم‌های کوچک، در شرمِ خرید، در خشمِ بی‌صدا و در نآمیدیِ مزمن رسوب می‌کند.

۹ روایتِ در عصرِ نو، از دزدیده شدن اسکیت یک دختر ده‌ساله تا رها شدن یک خودرو در جاده، از نانِ خالیِ سفره‌ی یک هنرمند تا رضایت تلخِ یک بیمار از مرگ، همه یک پیام مشترک دارند: جامعه در حال از دست دادن توانِ بازسازیِ خود است. در این روایت‌ها، فقر تنها کمبود پول نیست؛ تغییر رابطه‌ی انسان با خودش و دیگران است.

روزگار مساعدی نیست، اما سکوت در برابر این نشانه‌ها بی‌مسئولیتی است. جامعه هنوز ایستاده، اما بر زمینی که هر روز نرم‌تر و لغزنده‌تر می‌شود. پرسش اصلی این نیست که «تا کجا می‌توان ادامه داد»؛ پرسش این است که چه زمانی قرار است این فرسایشِ بی‌صدا جدی گرفته شود.

واقعیت این است که بخش‌هایی از جامعه همین حالا هم فرو ریخته‌اند؛ فروپاشی‌ای آرام و بی‌صدا که در لایه‌های پنهان زندگی رخ داده است. سخن گفتن از صرفه‌جویی، وقتی سفره‌ها خالی است، نشانه‌ای از نادیده‌گرفتن رنج واقعی مردم است. بسیاری از آرزوها خاموش شده‌اند و آن‌چه باقی مانده، تنها تلاش غریزی برای دوام آوردن است.

و پرسش اصلی همچنان باقی است: جامعه تا کجا می‌تواند زیر فشار تحقیر اقتصادی دوام بیاورد، بی‌آنکه از درون ترک بردارد؟

منبع:

مستنداتی درباره یک فرسایش اجتماعی؛ ۹ روایت از عمقِ فاجعه و ترومای نان

 

تاریخ انتشار : ۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۳:۵۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ثابت ها در موقعیتی ناپایدار

وداع با اکبر عبدی؛ کمدینی که درام را به خنده پیوند زد

فلسفه اپیکور؛ نبوغ روشنفکران یونان باستان.

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – انتشار مجموعه چهار بخش

چرا عادی‌سازی سلطنت با میراث جنبش فدائیان ناسازگار است؟

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان نیشابور در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان