سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۰۶:۵۳

یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۳

سکوت، دروغ، سرکوب

اعتصاب غذاي گنجي و وقايع مهاباد و مرگ درد آور جوان مبارز مهابادي شوانه به وسيله شکنجه، نمونه هاي عيني هستند از هزاران نمونه اي که در دو دهه ي اخير رخ داده اند. اينان آشکار کننده واقعيت هايي بودند که در اين چند سال به خاطر وجود عده اي که نقاب بر چهره خشن و غير انساني اين سيستم زده بودند براي اکثر مردم غير قابل ديدن شده بود.

وقایع چند روز اخیر بار دیگر نشان داد که در جامعه استبداد زده ما با یک حاکمیت استبدادی که به هیچ مرجعی پاسخگو نیست، چگونه فجایع انسانی شکل می گیرد، بدون آنکه حتی آب از آب تکان بخورد. لازمه این امر این است که رسانه ها را به سکوت واداری و خود دروغ گویی و بر خی هم توجیه گر اعمالت شوند تا زمینه ی مناسبی برای سرکوب خواست و مطالبات به حق مردم فراهم شود.
اعتصاب غذای گنجی و وقایع مهاباد و مرگ درد آور جوان مبارز مهابادی شوانه به وسیله شکنجه، نمونه های عینی هستند از هزاران نمونه ای که در دو دهه ی اخیر رخ داده اند. اینان آشکار کننده واقعیت هایی بودند که در این چند سال به خاطر وجود عده ای که نقاب بر چهره خشن و غیر انسانی این سیستم زده بودند برای اکثر مردم غیر قابل دیدن شده بود.
اما در این گیر و دار هم باز هم بخشی از حاکمیت با سکوت و توجیه عملکرد بخش اصلی حاکمیت سر پوشی بر این فجایع انسانی گذاشتند.عدم انعکاس کامل اعتصاب غذای گنجی و حتی با نامه نگاری های آنچنانی که با گنجی و او را دعوت به عقب نشینی کردن و در نتیجه خواست اینکه گنجی به تمکین خواسته های مرتضوی و رییسان مرتضوی بکند. نشان دهنده نقش آقایان در این امر است. همچنین اینان عمل درست و به حق گنجی را با بحث های فرسایشی و دایی جان ناپلئونی خویش که این ها همه توطئه برای این بوده که ما را از حاکمیت و پست و مقام ها دور کنند و گنجی را حتی به طور غیر مستقیم مزدور مر تضوی خواندن ماهیت واقعی خویش را نشان دادند. نشان دادند که تنها خواست واقعی یشان رسیدن و حفظ پست و مقام ها در حاکمیت بوده نه پیگیری خواست های مردم و اجرای حقوق بشر… 
اما بحث در مورد مهاباد رنج آور تر است چون در سکوت کامل رسانه های داخلی و عدم پرداختن کامل دیگر رسانه های حتی اینترنت((اگر نبودند همین اندک وبلاگ نویسان شاید اصلا کسی به مهاباد فکر نمی کرد)) دروغ پردازی ها تا آنجا پیش می رود که انگار نیروهای سرکوبگر رژیم فرشتگانی اند که از آسمان بر مردم مهاباد نازل شده اند و مردم خواستار نا آرامی هستند و آن جوان هم در اثر کالبد شکافی بدنش آنچنان دلخراش پاره پاره شده بود و اصلا هیچ نوع آزار و اذیتی رخ نداده بود و ان جوان هم حقش بوده که آنگونه بمیرد. این مردم اند که مرض دارند و الکی شلوغ می کنند. و این همه در حالی که است که در اینجا وظیفه ی دروغ گویی به فرماندار مهاباد که از قضا منصوب دولت خاتمی است، واگذار شده است تا جایی که ایشان که نماینده بخش به اصطلاح اصلاح طلب ((شرمم می آید این واژه را برای اینان به کار برم)) حاکمیت هستند نوید بازگشت به دهه ی ۶۰ را به مردم می دهد.
در این میان آنانی که تا چند هفته پیش در برابر فاشیسم می خواستند مقاومت کنند و عالیجنابان سرخ پوش را که خود عامل اصلی به زندان افکنده شدن گنجی است را نماد مقاومت در برابر فاشیسم کرده بودند و ادعای حقوق بشرشان چنان بود که انگار تنها اینانند که می توانند حقوق بشر را در این سرزمین بر پا کنند، معلوم نیست کجایند؟ جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر حتی به اندازه تشکل های زیر ضربه و درب و داغان شده دانشجویی هم عمل نکردند که لا اقل تحصنی برای گنجی و یا اعلامیه ای در محکومیت فجایع مهاباد صادر کنند. نه اینکه نتوانند بلکه نمی خواهند چون خود جزیی از این چرخه هستند. خود روغن چرخ دنده ی پروژه سکوت دروغ و سرکوبند. اینان تنها مشکلشان حفظ همین شرایط است نه تغییر آن .. من در اینجا نمی خواهم به افشای این آقایان بپردازم که اینان شفاف تر از این حرفهایند بلکه از دوستان خصوصا جوانی که فکر می کردند که اینان نماینده دفاع از حقوق بشر هستند می خواهم اکنون منصفانه قضاوت کنند.
این پروژه در حال تکوین است. گنجی را بعد از مداوا می خواهند به زندان باز گردانند و حتی بیم آن می رود که او را به بهانه های دروغین جدیدی دگر بار محکوم به زندان های بیشتر بکنند. نیروهای سرکوبگر فراوانی با ساز و برگ نظامی بسیار به جنگ مردم مهاباد می روند تا برای اولین بار یکی از وعده های یکی از مسئولان دولت خاتمی ((منظور سخنان فرماندار مهاباد در بازگشت به سرکوب های دهه ی ۶۰ می باشد)) محقق سازند.
بار دیگر صفحات سیاهی در برگ تاریخ این سرزمین رغم خورد. نمی دانم وظیفه ما در این میانه چیست؟

تاریخ انتشار : ۱ خرداد, ۱۳۸۴ ۱:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نقدی بر سلب مشروعیت از دفاع مشروع ایران

آن سوی دیوار جنگ: عشق و یک گیوه

یادداشت‌هایی از تهرانِ زیر انفجار

جبهه اصلاحات ایران: با بکارگیرى همزمان میدان و دیپلماسى، دفاع کنونى را به جنگى میهنى در پرتو شعار اول ایران تبدیل کنیم!

زمان نامشخص پایان جنگ شاغلان بازار کار را نگران کرده است؛ اضطراب بیکاری

بیکاری ۸۰ تا ۹۰ درصدی کارگران ساختمانی/ دولت فکری به حال سفره های کارگران کند