سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۵۰

یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۰

سی سال هراس

رژیم در هراسی سی ساله از افشای این جنایت، به سخیف‌ترین روش‌ها از طریق فشار دائم به بازماندگان و مراجعه کنندگان به «خاوران ها» و نیز جان‌بدر بردگان از آن، اقدام کرده است. با تداوم و پافشاری ما در ثبت این واقعه به عنوان «جنایت علیه بشریت» است که این هراس تبدیل به کابوسی برای آمرین و عاملین این جنایت، تا نشاندن آنان در جای متهمین در دادگاهی نه چندان دور از دسترس، خواهد گردید.

Getting your Trinity Audio player ready...

در آغاز  سی – امین سالگرد فاجعه کشتار زندانیان سیاسی در تابستان و پاییز ۱۳۶۷ قرار داریم.

در این سی سال، با شکستن «دیوار سکوت» در جامعه، که با تلاش بازماندگان این فاجعه در ایران  و با انتشار نوارهای صوتی دیدار آیت الله منتظری با تعدادی از اعضای هیئت مرگ بوقوع پیوست، و نیز  افشاگری جان بدر بردگان از این جنایت، در همراهی با سازمان‌های مدافع حقوق بشر و فعالین سیاسی در خارج از کشور، مقامات حکومتی وادار به شکستن سکوت شدند. سپس راه انکار و سلب مسئولیت ازخود در عین حال تلاش به عدم عبور از خط قرمز ولایت فقیه، را پیشه کردند  وقتی سلب مسئولیت از خود هم کارگر نیافتاد، ما شاهد پدیده ای شدیم که تعدادی از آمران و عاملان این جنایت بزرگ، با استفاده از هر امکانی، در جهت توجیه و از آن هم فراتر، تغییر جای جنایتکار با قربانی، در مطبوعات و رسانه‌های رسمی کشور، پرداختند. از جمله می توان به مصاحبه رازینی و روایت او از این جنایت بزرگ اشاره کرد. جالب این است که رازینی با دور‌اندیشی در قبال پاسخگویی به این جنایت در برابر نسل کنونی و آیندگان نیز، بلافاصله تاکید بر مسئولیت مستقیم نیری، رئیسی، ری‌شهری، اشراقی و پورمحمدی در این پرونده کرد؛ اما فراموش نکرد که جعلی نیز نسبت به آنچه که بطور واقعی بر زندانیان در بی‌دادگاه‌های ۴ سئوالی گذشت، انجام دهد.

از جانب یکی دیگر از اعضای هیئت مرگ، اعدام هزاران زندانی سیاسی که بسیاری از آنان دوران محکومیت‌ خود را نیز سپری کرده بودند، با بی‌شرمی تمام به مثابه “دفاع از خود در میدان جنگ” تعبیر گردید، و جای قاتل و قربانی عوض شد.  مصطفی پورمحمدی، در یک نشست رسانه‌ای در پاسخ به پرسش خبرنگاری در این زمینه گفت: «گفتم تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال‌ها به درستی قضاوت کند. باید واقعیت‌های جنگ را درک کنیم» … «در جنگ اگر بخواهید در کشیدن ماشه علیه دشمن تأمل کنید و حرکتی انجام ندهید، مسلماً کشته خواهید شد.» این سخنان را کسی می گوید که خود عضو هیئت مرگی بود که آیت‌الله خمینی برای تصمیم گیری درباره قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ خورشیدی تعیین کرد. این تفکر که کشتار هزاران زندانی در بند که از بدو دستگیری تا لحظه اعدام نیز، تحت انواع شکنجه و سرکوب و تعرض به ابتدائی ترین حقوق انسانی شان قرار داشتند، را هم طراز با میادین جنگ، قرار داد، هدفی نداشت و ندارد به جز «خاک‌پاشی» به چشمان وجدان بیدار انسانهائی که «یگانه سلاح» فرزندانشان، آرمان‌های پاک انسانی و آرزوی بهروزی برای مردم کشورشان بود. در هنگامه انتخاب مرگ یا زندگی، به چالش کشیده شدند و با‌وجود عشق به زندگی، انتخاب مرگ را در پیش پایشان قرار دادند.

روشن است که پور‌محمدی می توانست به سنت مرسوم در میان مقامات، به هر‌چه  ضخیمتر شدن پوسته سیاست سکوت در قبال این جنایت یا انکار مسئولیت خود در آن، ادامه دهد. اما آنچه که او را وادار به شکستن این سنت از طریق فرار به جلو می کند، نه تغییر در سیاست عمومی مقامات، بلکه هر‌چه فراگیرتر شدن پرسش: «چرا و به چه جرمی؟» در جامعه است که در نتیجه تلاش‌های بی وقفه  و خستگی ناپذیر بازماندگان و خانواده‌های قربانیان این جنایت به یافتن پاسخ به این پرسش، در تمامی این ۳۰ سال،  جریان داشته است.

این مصداق بارز جنایت علیه بشریت را تنها می توان در چارچوب انتقام‌کشی، و پاک کردن صورت مسئله از طریق نابودی فیزیکی انسان‌هائی دانست، که بسیاری از آنان، اگر نگوئیم بر اساس قوانین حقوق بشری، حتا بر اساس قوانین جاری در جمهوری اسلامی نیز، یا بی‌گناه بودند و یا در وضعیت قبل از آزادی و پایان دوران محکومیت.

شاید درصد بالایی از نسل جوان کنونی، از جزئیات فاجعه کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، به جز موارد استثنایی مانند حرکت شجاعانه آیت‌الله فقید منتظری و نیز انتشار نوار نشست آیت‌الله منتظری با «هیئت مرگ» توسط احمد منتظری، بی اطلاع باشند؛ اما موضوع کشتار زندانیان در دهه سیاه ۶۰، بویژه «فاجعه۶۷» با وجود ترسیم خط قرمز از جانب سران حکومت، بارها موضوع پرسش جوانان و دانشجویان حاضر در مجالس مختلف بوده است. فعالیت‌های بسیاری هم در داخل کشور و هم در خارج از کشور با هدف زنده نگاه داشتن یاد قربانیان این جنایت صورت گرفته است، و «خاوران» تبدیل به سند جنایت رژیم شده است؛ اما فراتر از این، تلاش به شناخته شدن این جنایت به مثابه «جنایت علیه بشریت»، وظیفه ای است که در برابر همه ما قرار دارد. در اطلاعیه هیئت سیاسی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در این رابطه آمده است:

” در سی امین سالگرد کشتار ۶۷ باید برای به رسمیت شناخته شدن کشتار ۱۳۶۷ به عنوان جنایت علیه بشریت و محاکمه عوامل آن مبارزه مشترک کرد. بازماندگان کشتار دهه ۶۷ در خارج از کشور می توانند درباره این فاجعه  شهادت دهند. آنچه آنها در سه دهه گذشته به رشته تحریر درآورده اند از درجه ای بسیار بالا از مطابقت دیده ها و شنیده هایشان برخوردار است. هر دادگاه صالح و عادلی برای این شهادت ها اعتباری بالا قائل خواهد شد. کشتن انسان ها آن هم در آن ابعاد، در هیچ نظام حقوقی مشمول مرور زمان نمی شود.” https://www.kar-online.com/node/15181

رژیم در هراسی ۳۰ ساله از افشای این جنایت، به سخیف‌ترین روش‌ها از طریق فشار دائم به بازماندگان و مراجعه کنندگان به «خاوران ها» و نیز جان‌بدر بردگان از آن، اقدام کرده است. با تداوم و پافشاری ما در ثبت این واقعه به عنوان «جنایت علیه بشریت» است که این هراس تبدیل به کابوسی برای آمرین و عاملین این جنایت، تا نشاندن آنان در جای متهمین در دادگاهی نه چندان دور از دسترس، خواهد گردید.

در طی این ۳۰ سال،  نه جامعه و نه خود خانواده های قربانیان این جنایت، هنوز هم پاسخی به پرسش بر حق شان “چرا و به چه جرمی؟” دریافت نکرده اند. یاد آوری آن همه شقاوت و بی‌رحمی با وجود گذشت ۳۰ سال، در کنار هدف کیفر حقوقی آمرین و مجریان این جنایت و خواست بر حق پاسخگوئی در برابر مردم  و تاریخ، هدف دیگری را نیز دنبال می کند. در سایه این روشنگری ها و بیان تمام جزئیات این جنایت هولناک است که جامعه می تواند در برابر اینگونه اقدامات ضد بشری، مقاومت کرده و اجازه تکرار آن را ندهد. بر خلاف باور عاملین و آمرین این جنایت بزرگ، مردم روشن و آگاه، انتقام‌جو و انتقام‌کش نیستند. بلکه با تلاش‌های خستگی ناپذیرشان، می خواهند سدی باشند در برابر آفتی که می تواند هر لحظه در جامه‌ی عدم تحمل “دگر اندیش” و “دگر کیش” و “غیر‌خودی” ظهور کند و تکرار کننده فجایعی از این‌گونه شود. 

 در جستجوی گمنام‌ها

تا کنون با وجود سیاست سرکوب حکومت در قبال خانواده‌ها و بازماندگان کشتار سال‌های سیاه دهه ۶۰، به دفعات از قربانیان نام برده شده است، اما روشن است که این فهرست، هنوز نیازمند تکمیل و تدقیق شدن است. چه بسیار از این جان‌های شیفته که در نهایت بی‌خبری پیگیران این فاجعه، در زندان‌های رژیم جان باختند و گام حداقل در گرامی داشت یاد آنان، ثبت نام آنها در فهرست قربانیان است. امتیاز دیگر این پیگیری، گسترش صدای شکستن سکوت در پهنه‌ای به وسعت تمام ایران خواهد بود.

 

 

تاریخ انتشار : ۱۴ شهریور, ۱۳۹۷ ۹:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ثابت ها در موقعیتی ناپایدار

وداع با اکبر عبدی؛ کمدینی که درام را به خنده پیوند زد

فلسفه اپیکور؛ نبوغ روشنفکران یونان باستان.

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – انتشار مجموعه چهار بخش

چرا عادی‌سازی سلطنت با میراث جنبش فدائیان ناسازگار است؟

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان نیشابور در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان