سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۵:۳۸

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۳۸

شبی که ” رسول حمزه تف”با خیام شراب نوشید

اگر به سرزمین من وارد شدید پشت پنجره هر خانه چراغی روشن دیدید به دانید که در خانه اندو چراغ برای روشن کردن راه غریبه ای نهاده اند ,بر در بگوبید! در خواهند گشود در آغوشت خواهند گرفت .مهمان بر در ایستاده است چه زیبا تر از این . بر هر چشمه ای رسیدی زانو بزن کفی از آب آن بنوش مردانی قبل از تو بر آن زانو زده اند برگشته از جنگ خسته وتشنه. "حال ساعتی بعد اورا خواهم دید.

 سی سال قبل بود. در بیمارستانی در مسکو بستری بودم .سلیمان لایق شاعر خوب افغان که آن زمان وزیر اقوام وقبائل بود در اطاق پهلوئی من بستری بود. اکثرا در طی روز همدیگر را می دیدیم. عاشق افغانستان! به پشتو شعر می گفت ودلبسته بیدل وحافظ. عصر هنگام بود که به من گفت “رفیق ساعتی دیگر رسول حمزه تف شاعر بزرگ داغستان به دیدارم خواهد آمد بیا که مترجم نیز خواهد داشت .بسیار شیرین سخن است .”

از خوشحالی سراز پا نمی شناختم .قبل از خارج شدنم از ایران کتاب شعر گونه او “داغستان من”را خوانده بودم .هنوز شروع کتاب را بر یاد دارم “سخت چوبی   سخت سیمی  سخت پوست از کجا می آید این آوای دوست! نوشته بر دسته تاری”کتاب سراسر عشق بود ومبارزه یک خلق! شور بود , زندگی بودهمراه موسیقی وشرابی که سرمستت می کرد،.به کوه  های سحرآمیز قفقاز می بردت, چرخی می زد در مقابل زیبا روئی می ایستاد، شعری می خواند ,از آب چشمه ها می نوشید وبه نخستن خانه که می رسید بر در می کوبید وچونان صاحب خانه وارد می شد.

بر سر سفره می نشست. “اگر به سرزمین من وارد شدید پشت پنجره هر خانه چراغی روشن دیدید به دانید که در خانه اندو چراغ برای روشن کردن راه غریبه ای نهاده اند ,بر در بگوبید! در خواهند گشود در آغوشت خواهند گرفت .مهمان بر در ایستاده است چه زیبا تر از این  . بر هر چشمه ای رسیدی زانو بزن کفی از آب آن بنوش  مردانی قبل از تو بر آن زانو زده اند برگشته از جنگ خسته وتشنه. “حال ساعتی بعد اورا خواهم دید.

ساعتی بعد در کنار هم نشسته بودیم. با جعبه ای مملو از میوه های داغستان .با انارهای سرخ ودرشت که با خود آورده بود .دیدن یک ایرانی برایش بسیار لذت بخش بود .” تو از سرزمین حافظ وخیام می آئی؟ باده خیامی نوشیده ای؟ من بنده آن دمم که ساقی  گوید یک جام دگر بگیر ومن نتوانم. ایران سرزمین من نیز هست روح من آن جا در باغ های نیشابور, باغ  های شیراز می چرخد. با زیبارویان  سیاه چشم می نشیند واز باده های  کهن شیراز مست می شود .” سخن میگفت شعر می خواند.صورتی نسبتا چاق ودلچسب داشت با دو چشم شوخ و درخشان که شور درونش را منعکس می کردند. “من هر زمان که دست در گردن یاری وقدحی باده  در باغ های داغستان می گردم خیام با من است. در گوشم زمزمه می کند!” “رسول زندگی گذرا است! این دم عمر را غنیمت شمر  که اگر از این دیر فنا در گذری با هفت هزار سالگان سر به سری .”

از سفرش به ایران زمان شاه می گوید “سال ها قبل بود که برای بزرگداشت خیام به ایران دعوت شدم. به عنوان رئیس اتحادیه نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی .شور وشوقم برای رفتن به این سرزمین افسانه ای بی پایان بود. در خلوت خود بار ها وبارها در ایران گردیده بودم.حس های غریبی من را با این سرزمین پیوند می داد و خیام اساس آن بود. زیارت مزاری که مردی به بزرگی کائنات در آن خفته بود .مزاری که هر بهار گل افشان می شود وشکوفه ها آن را در خود می گیرند. به ماخاچ قلعه رفتم .سراغ کهن ترین باده ودوساغر قدیمی که می شد یافت را گرفتم.تمامی داغستان خانه من است! رسول فرزند شاعرشان فرزند تک تک هر داغستانی است .همه به جنب وجوش افتادند. “رسول دنبال یک باده و دوساغر قدیمی است !” برایم شرابی بسیار کهن همراه  دوساغر چند صد ساله آوردند.در کیفم نهادم و چند روز قبل از بر پائی مراسم در تهران بودم  .استقبالی گرم وصمیمی .از مهمان دارانم خواهش کردم در این فرصت چند روزه قبل از مراسم من را به  آرامگاه خیام ببرند .همان روز اجایت شد .من به نیشابور رفتم .سفری در رویا! گوئی به اعماق تاریخ بر می گشتم. عصر هنگام به نیشابور رسیدیم .همه چیز در هاله ای زیبا پیچیده بود  . سرودی کهن وآشنا بگوشم می رسید .باربد می زد ,زهره در رقص و من شاعرسرمست.  گفتم می خواهم مرا یاری کنید! اذنم دهید که تمامی شب بر بالای خاک خیام بنشینم وبا او باده بخورم. این تنها خواست من از شماست! زیباترین شب زندگیم! شب هنگام بود که از دشت های باستانی گذشتیم و به آرامگاه خیام در آمدیم. از همراهانم خواستم که من را تنها بگذارند .موزه از پای کشیدم بر درگاهش به احترام تعظیم کردم. آرام بر کنار مزارش نشستم. بر کنار مردی  که نادره زمان بود ونگاهش به جهان یکتا! به آسمان پر ستاره نیشابور نگریستم به ستارگانی که قرن ها قبل چشمان پرسشگرو کنجگاو او بر آن نگریسته و رصد کرده بود. برگردنده فلکی که هنوز در کار است و معمایش نا خوانده.  فرزانه مردی عاشق که حال دست بر خاکش نهاده بودم .تپش قلب اورا از ورای قرن ها احساس می کردم. جام لطیفی که صورتگر دهرساخته وچرخ فلکش بر زمین کوفته بود. اشگی که هم از درد بود وهم از شوق چهره ام را پوشانده بود.باده بیرون کشیدم! ساغر ها در آوردم! ساغری بر کنارسنگ او و ساغری بر دست .هر دو ساغر پر از باده کردم  ساغر او را و خاک او را بوسه زدم, جرعه ای بر خاک او افشاندم  و جرعه ای با یاد او نوشیدم. “این قافله عمر عجب می گذرد /دریاب دمی که با طرب می گذرد /ساقی غم فردای  حریفان چه خوری  / پیش آر پیاله را که شب می گذرد” تمامی شب نوشیدم و نوشید .سر انجام مست از باده سر بر سنگش نهادم وخفتم .او نیز آرام خفته بود.هنوز آن دو ساغر را دارم ساغری که خیام مطهرش ساخته ! ساغر دیگری که من را به معراج او برده است! صبح کشان کشان شاعری را که تمامی شب  با خیام باده زده بود را به اقامتگاهش می بردند .من بنده آن دمم که ساقی گوید  یک جام دگر بگیر ومن نتوانم”

تاریخ انتشار : ۳۰ اردیبهشت, ۱۳۹۵ ۲:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز