سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۸:۳۵

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۳۵

فلسفه سیاسی عمل  برای ایجاد بهشت زمینی

کتاب "ایدئولوژی آلمانی" نقدی است به فلسفه گذشته و پیشین غرب، جدلی است با نظرات هگل و جانشینانش که بعد از کتاب "تزهای فویرباخ" و کتاب "دست نوشته های فلسفی اقتصادی" نوشته شد. مارکس بجای آزادی رمانتیک و فرمالیستی روسویی، خواهان آزادی حقیقی کمونیستی بود. او در این کتاب رابطه فلسفه با علم و عمل، رابطه فرد با جمع، و رابطه طبیعت با تاریخ را نشان می دهد.

تنها کتاب فلسفی مارکس “ایدئولوژی آلمانی” بین سال‌های ۱۸۴۶-۱۸۴۵ نوشته شده است. مارکس خود بین سال‌های ۱۸۱۸-۱۸۸۳ میلادی زندگی نمود. موضوع این کتاب بحث و نقدی است با متفکران دیگر مانند اشتیرنر، باور، هگل، و سوسیال دمکرات‌های آن زمان آلمان. در مقدمه این کتاب، مارکس و انگلس اعلان جدایی از هگلی‌های جوان چپ می‌نمایند. آن دو از این طریق تبدیل به تئوریسن‌های جنبش کارگری کمونیستی شدند.

مارکس و انگلس هر نوع سوسیالیسم اتوپیستی را خیال‌پردازی غیرعلمی می‌نامند. آنها غالب آثارشان را در نیمه دوم قرن ۱۹ با توانایی یک فیلسوف و یا همچون یک اقتصاددان نوشتند. آن دو در زمینه علوم اجتماعی خالق یک “زبان تئوریک مدرن” برای مفاهیم اجتماعی جدید شدند. در بحث و جدل‌های نظری و عملی در آلمان آن زمان؛ یعنی بین سال‌های ۱۸۵۰-۱۷۵۰ میلادی، یک “زبان سیاسی” مدرن بوجود آمد که ایدئولوژیک، سکولار، و دمکراتیک بود.

کتاب “ایدئولوژی آلمانی” نه تنها یک اثر “فلسفه سیاسی” است بلکه عبور از فلسفه به علوم اجتماعی می‌باشد. از سال ۱۹۹۰؛ بعد از انحلال سوسیالیسم دولتی در شرق اروپا، این کتاب نه تنها بخشی از تاریخ اندیشه بشر بلکه با ورود به تاریخ، اکنون وارد محافل دانشگاهی، لیبرالی، و بورژوایی شده است. مارکس و انگلس در این کتاب در جستجوی یک “فلسفه ماتریالیستی و دیالکتیکی” بودند چون آن پلی است برای گذر از فلسفه به “تئوری اجتماعی”. در آنجا سخن از “فلسفه عمل” می‌رود یعنی دوری از فلسفه کلاسیک و خیال‌پردازی‌های متافیزیکی آن.

در نیمه اول قرن ۱۹ میلادی در جنبش‌های اجتماعی اروپا رقابت شدیدی میان افراد، اقشار، و گروه‌های فیلسوف، روحانی، خداشناس، ادیبان سیاسی، و سیاستمداران به وجود آمد. در آن فضای پر جنب و جوش، مارکس و انگلس به شکل “منتقد اجتماعی” وارد مبارزات زحمتکشان شدند. این کتاب کوششی بود برای نشان دادن راه “عملی کردن فلسفه” و نظری به پروسه شکل‌گیری نوعی “تئوری کلان”، جامع و جهانشمول.

در کتاب “ایدئولوژی آلمانی”، غیر از تسویه حساب با فلسفه کلاسیک، آن پل گذری است از فلسفه به تئوری مبارزه احتماعی. مارکس می‌گفت تنها علمی که وجود دارد و ما می‌شناسیم، “علم تاریخ ” است. او در این کتاب موضوعات فلسفی را مورد نقد و توجه قرار داد. با مطالعه آثار او می‌توان با مارکس جامعه شناس، مارکس فیلسوف تاریخ، مارکس سیاست‌مدار، و حتی مارکس “پیامبر” آشنا شد. در این کتاب و در کتاب “خانواده مقدس”، او بیش از هر چیز با مواضع سیاسی و نظری گذشته خود تسویه حساب می‌کند. او این کتاب را کشف “قاره تاریخ” نامید. در این کتاب غیر از معرفی مواضع سیاسی انقلابی، انتقادی است از فلسفه کلاسیک متافیزیکی بورژوایی.

موضوع بحث کتاب “ایدئولوژی آلمانی”، انتقاد تئوریک از جامعه بورژوایی، و از نظر سیاسی، ارتقاء ماتریالیسم عملی به کمونیسم انقلابی است. مارکس و انگلس محصول و کودکان زمان خود بودند. مارکس بعدها اشاره کرد که این کتاب مقدمه نوشتن کتاب “مانیفست کمونیسم” بود، یعنی مقدمه طرح یک فلسفه سیاسی رادیکال. در این کتاب غیر از نقد خود و فلسفه، آن اشاره‌ای است به پایان فلسفه آکادمیک دانشگاهی. در نظر او فلسفه رشته مستقل و صوری نیست بلکه با هستی و واقعیات در رابطه است. در مقدمه این کتاب او برای تغییر انقلابی جامعه به تفسیر جدیدی از واقعیت می‌پردازد.

کتاب “ایدئولوژی آلمانی” نقدی است به فلسفه گذشته و پیشین غرب، جدلی است با نظرات هگل و جانشینانش که بعد از کتاب “تزهای فویرباخ” و کتاب “دست‌نوشته‌های فلسفی اقتصادی” نوشته شد. مارکس بجای آزادی رمانتیک و فرمالیستی روسویی، خواهان آزادی حقیقی کمونیستی بود. او در این کتاب رابطه فلسفه با علم و عمل، رابطه فرد با جمع، و رابطه طبیعت با تاریخ را نشان می‌دهد. در نظر مارکس، آگاهی چیزی غیر از هستی و وجود آگاهانه نیست. هستی و وجود همان وجود اجتماعی است. مارکس واقعیت را به معنی هگلی به کار می‌برد.

در انقلاب پرولتری مورد نظر مارکس نخستین بار سخن از پیوند تئوری و حرکت اجتماعی می‌شود. در آنجا یک فلسفه جدید یا تئوری نو با یک عمل انقلابی با هم متحد می‌شوند چون بدون یک تئوری سیستماتیک، هیچ انقلابی ممکن نیست و طبقه کارگر نیاز به یک برنامه و مانیفست عملی دارد. او بعدها کتاب “مانیفست کمونیسم” را یک برنامه حزبی با خصوصیات علمی نامید.

همکاران سال‌های جوانی مارکس در میان هگل‌گرایان جوان خواهان واقعیت دادن به فلسفه شدند یعنی اجرای عبور از فکر و تئوری به عمل، و از مفهوم به زندگی. مارکس قبلا در کتاب “موضوع یهودیان” نظرات و مواضع جمهوری‌خواهی داشت. او در نظام کمونیستی آینده تقسیم اوقات روز مردم را این چنین ترسیم می‌نمود- صبح‌ها شکار، ظهرها ماهیگیری، عصرها دامپروری، شب‌ها بحث و جدل و جلسه؛ خلاصه هر طوری که مورد علاقه انسان‌ها باشد؛ بدون اینکه آنها محبور باشند خود را شکارچی، ماهیگیر، چوپان، منتقد و روشنفکر بنامند.

در زمان جنگ سرد، لیبرال‌ها و بورژواها، مارکسیسم را “الهیات سیاسی” و نوعی دین نامیدند چون در نظر آنان پرولتاریا همچون مسیح، ناجی جهان و بشر خواهد بود. لوکاچ بعدها می‌گفت باید از رسالت تاریخی پرولتاریا برای ایجاد بهشت زمینی و این جهانی، حمایت نمود.

اخیرا یکی از رهبران حزب کمونیست آلمان به مناسبت دویست‌امین سالروز تولد مارکس گفت او یکی از نبوغ‌آمیزترین تحلیل‌گران نظام سرمایه‌داری بود، اشتباهات و شکست کمونیست‌ها در قرن گذشته، هیچ ربطی به وی و تئوری‌هایش ندارد بلکه علتش ضعف انسان جامعه طبقاتی و سنگ‌اندازی‌های کینه‌توزانه بورژوایی می‌باشد.

—————————————————————————–

منبع – نقد و تفسیر آثار کلاسیک، از جمله کتاب “ایدئولوژی آلمانی”، اثر مارکس و انگلس، ناشر هارالد بلوم،

۱۲مقاله از دوازده استاد دانشگاه، نشر آکادمی در برلین، سال ۲۰۱۰، در ۲۳۵ صفحه.

— klassiker Auslagen, deutsche ideologie, von marx und engels, heraugeber harald bluhm, akademie verlag, 2010 berlin, 12 essays.

تاریخ انتشار : ۲۰ اردیبهشت, ۱۳۹۷ ۹:۴۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد